تو مترس از نسخ دین ای مصطفی

1404/9/8 ۱۲:۰۴

تو مترس از نسخ دین ای مصطفی

سعید تهرانی‌نسب گفت: نیاز به شناخت سیره پیامبر (ص) و انس با احوال پیامبر (ص) در ایران از نیاز به اکسیژن و نیاز به آب به مراتب مبرم‌تر است.

طاهره مهری: از زمان ظهور ادیان ابراهیمی، آمدن پیامبری که خاتم این سلسله باشد، وعده داده شده بود. مارتین لینگز، به‌عنوان یک اروپایی که با انتخاب خود به دین اسلام گرویده بود، در کتاب «محمد (ص) بر پایه کهن‌ترین منابع»، به تاریخچه زندگی آخرین پیامبر در سلسله ادیان ابراهیمی، یعنی محمد (ص)، پیامبر اسلام می‌پردازد و روایت‌های موثق از زندگی او را در قالبی داستان‌گونه ارائه می‌کند.

کتاب «محمد (ص) بر پایه کهن‌ترین منابع» اثر مارتین لینگز و ترجمه سعید تهرانی‌نسب از سوی انتشارات حکمت به بازار کتاب آمده است. در این خصوص با سعید تهرانی‌نسب، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات فیزیک پلاسمای واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد و مترجم کتاب‌های «باورهای کهن و خرافه‌های مدرن» و «شش عدد نیروهای بنیادی که جهان را شکل می‌دهند» به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:

********

اهمیت پرداختن به این موضوع را در روزگار ما چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اول سلام عرض می‌کنم و به شما درود و تحییات می‌گویم‌.

دانایان عالم، خواه فیلسوف نامیده شده باشند، خواه حکیم، خواه دانشمند، خواه گورو، یا استاد، یا مرشد… در طول تاریخ همه به فراست و تأمل یا کشف و الهام دریافته‌اند که مشکلات متکثر و متعدد، ریشه‌های اندک، بل یک ریشه واحد، دارند. در حکمت کهن چینی تاؤ-ته-چینگ آمده که تا با آسمان صلح نکنید، نمی‌توانید میان خود در زمین صلح بیابید. ما هم در تعلیماتمان داریم (مخصوصاً در کلام حضرت امیر علیه‌السلام) که

مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ، أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ

شما مخصوصاً اشاره کردید به «روزگار ما». مشخصه «روزگار ما» حتی بیش از آنکه تلکامیونیکیشن (ارتباطات و مواصلات دور) و اِی آی (هوش مصنوعی) و کامپیوترهای کوانتمی باشد، جنگ و ناسازگاری و نابودی و فساد و زوال کره زمین در خشکی و دریا و هوا و بحران محیط‌زیست و گم شدن معنی و افسردگی و پوچی‌گرایی است. اینقدر را همه (اعم از مؤمن و مشرک و گبر و یهود و بادین و بی‌دین) تصدیق می‌کنند و بدان معترفند. ولیکن مدرنیست‌ها معتقدند که با مهندسی بهتر و علم پیشرفته‌تر می‌شود این دردهای مهلک را درمان کرد. مؤمنان (سنّت‌گرایان حقیقی به معنای اصیل و دقیق این کلمه) معتقدند که بدون اصلاح میان ما و خدا، این دردها درمان نخواهد شد.

طبعاً چنین درمان ایجاب می‌کند پیام پیامبر و صفات پیامبر و سیرت و افعال و اقوال و احوال او را بشناسیم.

بهتر است امروز به چه جنبه‌هایی از زندگی حضرت رسول (ص) پرداخته شود؟

از عنوان «حضرت رسول» صلی‌الله‌علیه‌وآله واضح است که او یک فرستاده و رساننده پیام بود، پیامی که از لامکان نورِ نورِ نورِ نورِ نورِ نور آمده، لامکانی که ماضی و مستقبل ندارد و زمان‌مند و دارای تاریخ مصرف نیست. پس در حقیقت هیچ جنبه از جنبه‌های زندگی‌اش امروز (یا هر زمان گذشته یا آینده) کم اهمیت نیست، ولیکن بواسطه تاریکی‌های شدید و فراموشی افراطی آخرت و دنیازدگی مفرط این روزگار، باید به جنبه آخرت‌گرایی و معنویت و عشق و صلح‌جویی حقیقی (نه از نوع مزوّرانه و منافقانه یا سطحی و ظاهری که غرض‌ورزان دنیاپرست بدان تظاهر می‌کنند) که این عشق و صلح‌جویی حقیقی در پیام و در شخص او موج می‌زند، پرداخته شود.

یک نکته مهم دیگر هم اینست: امروز، نزدیک به چهارصد سال پس از وقوع انقلاب علمی و شکل‌گیری علوم مدرنی که عملاً در این دنیا خدایی می‌کند، خود این علوم به یک بحران پارادایمی رسیده‌اند، یعنی یک بحران در تفسیر ذات وجود (nature of reality). بزرگترین عقل‌های این جهانی که شامل اینشتین و بوهر می‌شوند در باب معنی وجود و آنچه نظریه کوانتمی در این باره به ما می‌گوید مباحثه و مناظره و مجادله کردند و این جدل هنوز هم ادامه دارد. اخیراً پیشرفت‌های چشمگیری هم روی داده است (برای جزئیات و دقائق و شرح مفصل، ارجاع می‌دهم به کتاب «معمای کوانتمی»، انتشارات حکمت). طبعاً در قرآن کریم طرفداری از یک نظریه علمی امروزی در مقابل نظریه رقیب امروزی دیگر یافت نمی‌شود، اما قرآن کریم درباره nature of reality به ما بینش می‌دهد و از آنجا که علم مدرن اخیراً به طور بسیار جدی و حیاتی با این مسأله سر و کار پیدا کرده، پرداختن به این جنبه هم امروز حائز اهمیت ویژه است که بسیار هم عمیق است و نیازمند اهتمام افراد بسیار هوشمند و سختکوش.

با توجه به اینکه در خارج از ایران تحصیل کرده‌اید، فضاهای اسلام‌ستیزی و اسلام‌گریزی در خارج از ایران چگونه است؟

من در جایگاه یک شاهد عینی می‌توانم گواهی دهم که اسلام‌ستیزی تمام‌عیار با شاخه‌های متعدد تبلیغاتی، شبه‌فرهنگی، اجتماعی، دانشگاهی، نظری و غیر اینها در جریان است. البته این واقعیت چنان آشکار است (آشکارترین صورتش جنگ نظامی است) که نیازی به گواهی من ندارد ولیکن چون از من پرسیدید در جایگاه یک شاهد عینی گواهی می‌دهم.

اما درباره «اسلام‌گریزی» از قضا مخصوصاً در خارج از ایران من درست عکس آن، یعنی اسلام‌گرایی را در میان مردم عادی مشاهده کرده‌ام. شاید باورش برای خوانندگان‌تان سخت باشد که فقط در شهر لندن نزدیک به هزار و پانصد مسجد و نمازخانه و مرکز فرهنگی اسلامی باشد که در روزهای جمعه در بسیاری از آنها نماز جمعه اقامه می‌شود. جمعه‌ای نیست که در آن چندین تن از اروپائیان (پس از مراسم نماز جمعه) رسماً اسلام نیاورند.

یادآور بیت مولوی است که از قول خدای تعالی به حضرت پیامبر (ص) می‌فرماید:

تا قیامت باقی‌اش داریم ما / تو مترس از نسخ دین ای مصطفی.

اصلاً اسلام‌ستیزی نتیجه مستقیم و عکس‌العمل نیروهای شیطانی است علیه اقبال مردم عادی ساکن اروپا به اسلام. جالب توجه است که همین روزها در شهر نیویورک، مردم یک مسلمان طرفدار فلسطین را برای مقام شهرداری انتخاب کنند، آن هم با وجود آن همه مخالفت و دروغ پراکنی از سوی میلیاردرهای (دلاری) صهیونیست! این یک نشانه آشکار شگفت‌انگیز است.

وضعیت گروه‌هایی که خود را منتسب به اسلام می‌کنند، چگونه است؟

این آفت بزرگ دینداری در دنیای امروز ماست. گروه، فرقه، عُصبَه (بقول قرآن در سوره یوسف، از زبان برادران حسود که به عصبه بودن خودشان مباهات می‌کردند!) و طبعاً به دنبال آن: تعصب. در نهایت، عقده‌گشایی، طلب قدرت و اطفاء شهوتِ شیطانی برتری‌طلبی و دنیاپرستی و خودپرستی، یعنی نوعی بت‌پرستی، همه در زیر پوشش اسلام!

اما جماعت‌هایی هم هستند که گویی در اطاعت از امر «وتعاونوا علی البرّ والتقوی» شکل گرفته‌اند و کار می‌کنند. اینکه عیار خلوص هر یک چقدر است را آثار و ثمرات‌شان در گذر زمان نشان داده و خواهد داد.

در ایران چقدر نیاز داریم که سیره پیامبر اسلام (ص) را بشناسیم؟

در ایران نیاز به شناخت سیره پیامبر (ص) و انس با احوال پیامبر (ص) از نیاز به اکسیژن و نیاز به آب به مراتب مبرم‌تر است. می‌توانم در شرح این نکته و برای اثباتش یک کتاب بنویسم! منظورم از نیاز به اکسیژن، نیاز حیاتی است، اما از قضا، حتی مشکلات آلودگی هوا و کمبود آب هم نهایتاً دقیقاً به همین شناخت برمی‌گردد. اگر کسی از این سخن من تعجب کند، رجوع کند به اشاراتی که در پاسخ به سؤال اول شما کردم.

پژوهشگران ایرانی چه نقشی ایفا کرده‌اند و چگونه مردم را با سیره پیامبر اسلام و حقانیت دین اسلام آشنا کرده‌اند؟

تا آنجا که می‌دانیم اولین ایرانی که هم خود پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و هم پیام پیامبر (ص) دلش را برد و عاشق و خادم او شد، سلمان است، علیه‌السلام. در فصل ۳۷ کتاب آقای مارتین لینگز، فصل هجرت، آمده که او متولد جی در نزدیکی اصفهان بود (که هنوز هم زرتشتی دارد). او از والدین زرتشتی و بنابراین خودش هم زرتشتی بود. او دید که هر گاه آتش مقدس خاموش می‌شود، پیران دین زرتشت آن را روشن می‌کنند! در واقع پدر سلمان یکی از پرستاران آتش بود که باید شعله را روشن نگاه می‌داشت. پیران به مردم می‌گفتند که آتش به‌گونه‌ای معجزه‌آسا در همه حال روشن می‌ماند، اما سلمان از آنچه در پس پرده می‌گذشت آگاه بود! سلمان در جست‌وجوی حق برآمد و یک آخوند مسیحی را یافت و مدتی با او مصاحبت کرد، اما فهمید که او از بیت‌المال پول برمی‌دارد و در حیاط خانه‌اش دفن می‌کند! پس سلمان او را هم ترک کرد و راهب دیگری را یافت که خیلی صادق‌تر بود. این راهب به سلمان گفت که زمان ظهور پیامبری در یثرب فرارسیده است و به سلمان گفت که بدانجا هجرت کند. سلمان سالکی بود که خدا به او صبر بسیار بخشیده بود، همان صبری که کلید اصلی سلوک است و درها را باز می‌کند که مولوی می‌گوید

هیچ تسبیحی ندارد آن درج / صبر کن، که الصبر مفتاح الفرج

او به جایی رسید که جزء اهلبیت پیامبر شد. پیامبر به نوعی اهل او را، یعنی ما ایرانیان را، به فرزندخواندگی پذیرفت. فرزند و نواده پیامبر (ص) شدن هم شیرینی‌های عشق و محبوب بودن و صدرنشینی معنوی و علمی و فرهنگی و تمدنی دارد، هم هزینه‌های خاص بودن و برگزیده شدن. منابع معتبر سنّتی گفته‌اند که تفسیر آیهء ۳ سوره جمعه، چنانکه خود پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرموده، درباره ایرانیان است. از باب مثال کافیست فقط یادآوری کنیم که صحاح ستّه که پس از قرآن، برای دو میلیارد مسلمان مهمترین منبع و مرجع به شمار می‌روند، همه توسط ایرانیان تولید شدند (محمد اسماعیل بخاری اهل بخارا و سمرقند، مسلم حجاج نیشابوری، محمد عیسی تِرمذی، احمد نسائی از نَساء خراسان؛ و محمد ابن ماجه قزوینی.)

یا یادآوری کنیم که اولین سیره را ابن اسحاق (متوفی ۱۵۰ هجری قمری) نوشته که پدران و عمویش هم علم و دین داشتند و کار علمی و تحقیقی می‌کردند و اهل مناطقی بودند که امروز در عراق است و آن زمان جزء ایران بوده. اصلی‌ترین منبع کتاب آقای مارتین لینگز همین ابن اسحاق است. یا باز محمد جریر طبری که هم مورخ بوده، هم مفسّر، هم فیلسوف، متولد آمل.

یا اندیشمندان و مفسران بزرگ چون راغب اصفهانی، یا زمخشری خوارزمی، یا فخر رازی اهل ری (و متوفای هرات)، یا بیضاوی شیرازی… و از سهم ایرانیان در عرفان و تصوف هم که دیگر مگو و مپرس چون باید وارد دریایی شویم که کران آن را به زحمت می‌شود دید! و البته خوشبختانه در خانه‌ای در این سرزمین نیست که نام‌های فردوسی و مولوی و عطار و نظامی و سعدی و حافظ (برخلاف رواج سطحی‌گرایی و ظاهرپرستی در این روزگار) آشنا نیست.

شما در خارج از کشور با غربیان زندگی و معاشرت کرده‌اید، تجربه شما از این معاشرت چگونه است و نگاه آنها را به اسلام و پیامبر چگونه یافته‌اید؟

چنانکه بر همه عیان است، شرایط فعلی واقعی جهان از آنچه باید باشد، یعنی آنچه مطابق آرمان‌های بنیادین عدالت و حق باید باشد بسیار دور است. تعدادی از علائم و شرط‌های دوران آخر زمان به وضوح محقق شده‌اند. انتظار می‌رفته که در دوران آخر زمان ظلم و کشتار و حرمت‌شکنی و پرده‌دری و بی‌حیایی و هوس‌رانی و ربا و حرام‌خواری و شهوت‌انگیزی و فتنه و وسوسه زیاد باشد و مؤمنان غریب باشند. دوران ما همچنان دوران مدرنیسم است، مدرنیسمی که دو ادعای بزرگ و بسیار جذاب دارد: اول اینکه مبنای علمی دارد و دوم اینکه همه لذت‌ها و خواستنی‌ها را در این دنیا نقد می‌دهد. ظاهراً هر دو ادعا راست است، اما در واقع در هر دو ادعا مغالطه شده و بزبان ساده دروغ گفته شده! بقول ضرب‌المثل انگلیسی: ظواهر فریبنده‌اند (Appearances are deceptive)!

اکثر مردم دنیا ظاهر را می‌بینند. خدا می‌فرماید اکثر مردم یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ. بقول مولوی:

دید بر دانش بود غالب فرا زان همی دنیا بچربد عامه را

زانکه دنیا را همی‌بینند عین وآن جهانی را همی‌دانند دَین

یعنی دیدن و بینش نسبت به دانستن و دانش کسبی غالب است و آدمی چیزی را که می‌بیند بر چیزی که می‌داند اما ندیده، ترجیح می‌دهد و چون اکثریت قاطع مردم آخرت را ندیده‌اند، آن را «دَین» و نسیه تلقی می‌کنند و این دنیا را نقد!

اما با لحاظ کردن همه این حقایق و تنظیم انتظاراتم، در یک جمله به شما می‌گویم که مطابق آنچه خودم شخصاً دیده‌ام و تجربه کرده‌ام اگرچه اکثر مردم دنیا و غربیانی که شما اشاره کردید درباره اسلام و پیامبر (ص) نمی‌دانند یا داده‌های غلط دریافت کرده‌اند، در مجموع مستعد و پذیرای پیام پیامبر (ص) هستند، اکثراً حرف دل و زبان حال را می‌فهمند، خوبی و خیرخواهی را ادراک می‌کنند و حرف حساب را تصدیق می‌کنند. اجازه می‌خواهم با سخنی که راغب اصفهانی از حضرت علی علیه‌السلام نقل کرده و دقیقاً مربوط به زمان ماست ختم کنم:

لا تَخلُ الارضُ مِن قائمٍ للهِ بحُجَّةٍ، اِمّا ظاهرٍ مشهور، او خائفٍ مغمور،

لِئَلّا تَبطُلَ حُجَجُ اللهِ وبَیّناتُه؛ … اولئک الاقلّونَ عدداً، الاعظمونَ عندالله قدراً،

بِهِم یَدفعُ اللهُ عن حُجَجِه، حتّی یؤدّوها الی نُظَرائهِم

ویَزرَعوها فی قلوبِ اشباهِهم.

(زمین هرگز از ایستادگی‌کنندگانی که خواه آشکار و مشهور، خواه پنهانی و نگران، بر اساس نشانه‌های آشکار و باورهای محکم، برای خدا می‌ایستند خالی نخواهد بود تا نشانه‌های خدای تعالی و تعالیم روشن او از بین نرود (سپس درباره مکان و تعداد ایشان فرمود) … اینان از لحاظ تعداد کمترین و از لحاظ قدر و منزلت نزد خدا بیشترین‌اند. خدای تعالی به واسطه ایشان از حجّت‌های خود دفاع می‌کند تا وقتی که بتوانند آن را به کسانی مانند خودشان برسانند و در دل‌های چنین کسانی بکارند و پرورش دهند.

منبع: ایبنا

   

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: