در دفاع از تاریخ انتقادی

1400/4/19 ۰۹:۲۴

در دفاع از تاریخ انتقادی

تاریخ چیست؟ به جز تعریف مرسوم آن، یعنی تاریخ به‌عنوان ثبت رویدادهایی که در گذشته رخ داده‌، سرشت و کارکرد و مقصود این اصطلاح انتزاعی چیست؟ آیا تاریخ یک علم است؟ اگر علم است از نوع علوم انسانی است یا علوم دقیقه؟ رابطه تاریخ با سایر حوزه‌های معرفت بشری همچون فلسفه و ادبیات چیست؟

 

بررسی تطبیقی رابطه تاریخ و نظریه در قرن بیستم

علی اخوت: تاریخ چیست؟ به جز تعریف مرسوم آن، یعنی تاریخ به‌عنوان ثبت رویدادهایی که در گذشته رخ داده‌، سرشت و کارکرد و مقصود این اصطلاح انتزاعی چیست؟ آیا تاریخ یک علم است؟ اگر علم است از نوع علوم انسانی است یا علوم دقیقه؟ رابطه تاریخ با سایر حوزه‌های معرفت بشری همچون فلسفه و ادبیات چیست؟ از زمان نگارش «تواریخ» به قلم هرودوت تا دوران مدرن، تاریخ‌نگاران در کل به روایت رویدادها بر اساس زمان خطی یا اصطلاحا «وقایع‌نگاری» مشغول بوده‌اند. در قرن هجدهم میلادی، اصطلاح فلسفه تاریخ توسط ولتر وضع شد. منظور او از این اصطلاح نوعی از تفکر تاریخی بود که در آن، مورخ به جای تکرار داستان‌های آثار کهن، به بازسازی آنچه واقع شده می‌پردازد. کانت در کتاب «معنای تاریخ کلی در غایت جهان‌وطنی» معتقد است سرانجام تاریخ چیزی نخواهد بود مگر روشنگری بشریت در چارچوب یک نظم متحدالشکل و واحد جهانی مبتنی بر جمهوریت. بعد از انقلاب کبیر فرانسه، این هگل بود که اهمیت بنیادین به تاریخ داد و فلسفه تاریخ مستحکمی را بسط داد. او در «درس‌های فلسفه تاریخ» و «عقل در تاریخ» به «تحقق روح در تاریخ» و سیر تاریخ جهانی و نیز انواع تقسیمات تاریخ‌نگاری می‌پردازد. بخش پایانی «عقل در تاریخ» درباره شناخت نادرست تاریخ است. هگل در این بخش از کتاب این نکته را مطرح می‌کند که در شناخت ما از تاریخ جهانی، تاریخ فقط به‌منزله امری مربوط به گذشته پنداشته می‌شود، ولی تاریخ علاوه بر گذشته با حال نیز سروکار دارد،چون آنچه حقیقی است همیشه در خود و برای خود وجود دارد، نه از آن دیروز است، نه از آن فردا، بلکه امری حاضر است و فلسفه با آنچه موجود و حاضر و واقعی است سروکار دارد. تاریخ نزد شاگرد هگل، مارکس نیز اهمیتی اساسی داشت. او به‌ همراه انگلس مهم‌ترین متن فلسفه سیاسی، «مانیفست حزب کمونیست» را با این جمله مشهور آغاز کرد: «تاریخ تمام جوامع موجود، تاریخ مبارزات طبقاتی بوده‌ است». مارکس با طرح نظریه ماتریالیستی تاریخ و بنیان‌نهادن رشته جامعه‌شناسی نقش بسزایی در شکل‌گیری نظریه‌های تاریخ در قرن بیستم بر جای گذاشت. در قرن بیستم تاریخ به یکی از مفاهیم مرکزی در بین مارکسیست‌ها‌ بدل شد.

در ربع‌قرن دوم و سوم قرن نوزدهم با تأسیس رشته دانشگاهی تاریخ توسط رانکه و دسترسی دانش‌پژوهان و متفکران به «آرشیو»های موجود، تاریخ به رشته‌ای تخصصی بدل شد. رانکه با رویکردی پوزیتیویستی بسیاری از منابعی را که مورخان پیشین به کار می‌بردند –به‌ویژه خاطرات شخصی یا روایت‌های نگاشته‌شده پس از وقوع واقعه- رد کرد. رانکه می‌گفت مورخان تنها باید از منابع «دست اول» یا اصلی که هنگام رخداد وقایع دوره مورد مطالعه نوشته شده استفاده کنند. فلسفه تاریخ و زمان نزد نیچه در اواخر قرن نوزدهم تفاوت‌های زیادی با فلسفه تاریخ هگل و مارکس داشت. به تعبیر نیچه تاریخ را نباید در «تاریخ عشیره‌ای» و «تاریخ یادمانی» (عظمت‌گرا) خلاصه کرد بلکه باید به گونه سوم تاریخ‌نگاری یعنی تاریخ‌نگاری انتقادی توجه کنیم؛ در آن صورت میان حال و گذشته هیچ‌گونه انقطاعی وجود نخواهد داشت. اساسا جامعه بشری در صورتی نیازمند رشته و دانش معرفتی به نام تاریخ است که این تاریخ بتواند در زندگی حال و آینده او مؤثر واقع شود. به زعم تاریخ عشیره‌ای و تاریخ یادمانی جز باری بر دوش اراده و عمل انسان نیست و حداکثر به نوعی سرگرمی و ارضاکننده حس کنجکاوی بدون کمترین تأثیری بر کنش و فعل انسانی تبدیل می‌شود. فلسفه تاریخ نیچه نیز بر نگاه فیلسوفان به تاریخ در قرن بیستم تأثیر زیادی گذاشته است. بندیت کروچه دیگر «فیلسوف تاریخ» مطرح در قرن نوزدهم محسوب می‌شود. در قرن بیستم فورانی از نظریه‌های تاریخ شکل گرفت. سویه تاریک مدرنیته در آغاز قرن بیستم به‌خصوص در فلسفه تاریخ ظهور کرد. برخلاف فلسفه تاریخ مبتنی بر پیشرفت و ترقی که در عصر روشنگری توسط کسانی مثل دیدرو و ولتر و هردر مطرح می‌شد و سپس فلسفه تاریخ تکاملی که کسانی مثل هگل صورت‌بندی کردند، در آغاز قرن بیستم در آثاری همچون «انحطاط و زوال غرب» اشپنگلر یا «تاریخ تمدن» تویین‌بی با نوعی نگاه دورانی و بدبینانه نسبت به آینده مواجه می‌شویم. در این قرن با تغییر در نحوه خوانش و تحلیل وقایع گذشته، تغییر در فلسفه زمان، وفور رخدادهایی همچون انقلاب‌ها و جنگ‌ها، نحوه پیشرفت و روابط میان دولت- ملت‌ها، رابطه قدرت و مردم و... علم تاریخ با سرعت و گستره‌ای عظیم دستخوش تحول شد و نحله‌های متنوع تاریخ‌نگاری از‌جمله تجربه‌گرایی، تاریخ اجتماعی، رویکرد روایی و انواع گوناگون دیگری از رویکردها شکل گرفت. در زبان فارسی نیز طی یکی، دو دهه گذشته بحث‌‌های زیادی درباره نحله‌های مختلف تارخ‌نگاری و رابطه تاریخ و نظریه در گرفته و استقبال دانشجویان از نظریه‌های تاریخ زیاد بوده است. درعین‌حال جای خالی منبعی دانشگاهی که بتواند رویکردهای مختلف نظری را نشان دهد و نظریه‌های تاریخ را در قرن بیستم به‌صورت جامع بررسی کند و خوانشی تطبیقی-انتقادی از آنها ارائه دهد احساس می‌شد. کتاب «خانه‌های تاریخ» نوشته آنا گرین و کاتلین تروپ که به‌تازگی به قلم بهزاد کریمی و به همت نشر مرکز منتشر شده تلاشی است برای جبران این کمبود. این کتاب مروری است بر نظریه‌هایی که در قرن گذشته به یاری مورخان آمده است. اگرچه همواره بسیاری از پژوهشگران سنتی از کاربست نظریه و روش‌شناسی و معرفت‌شناسی علمی در تاریخ سر باز زده‌اند و بر این باور بوده‌اند که نظریه موجب انقطاع روایت‌های تاریخی می‌شود، این کتاب نشان می‌دهد که حتی سرسخت‌ترین مخالفان نظریه گریزی از آن ندارند.

نسخه انگلیسی کتاب در سال 1999 و ویراست دوم آن در سال 2016 منتشر شده است. نویسندگان کتاب هر دو استاد تاریخ دانشگاه وایکاتو نیوزلند هستند و هدفشان را از تألیف این کتاب آشنایی دانشجویان می‌دانند با نظریه‌های پس پشت انواع نگارش تاریخی تا بتوانند با رهیافتی انتقادی دست به مطالعه بزنند و در باب کنش تاریخی‌شان تأمل کنند. نویسندگان همچنین در پی این موضوع هستند که مثال‌های برانگیزاننده‌ای را از «مکاتب» مختلف تاریخی برای کلاس‌های درس خود فراهم کنند. آنها در پیش‌گفتار کتاب می‌گویند در‌نهایت شگفتی هیچ کتاب دیگری را در زبان انگلیسی نیافته‌اند که بتواند این اهداف دوگانه را برآورده کند. نویسندگان، به ترتیبی تاریخی و با اتکا به معتبرترین و شناخته‌شده‌ترین منابع، همه نظریه‌های تاریخی را در قرن بیستم بررسی کرده‌اند. وجه مشخصه این متن را می‌توان نظرگاه آموزشی نویسندگان کتاب و پرهیز از پیچیده‌نویسی‌های رایج در این زمینه و ارائه گزیده‌هایی از برترین آثار تاریخی نوشته‌شده در چارچوب‌های نظری به شمار آورد که به شکلی عملی دانشجویان و پژوهشگران تاریخ را با کاربرد نظریه در تاریخ‌نگاری آشنا می‌کند.

تجربه‌گرایان، مورخان مارکسیست، فروید و روان تاریخ، مکتب آنال، جامعه‌شناسی تاریخی، تاریخ کمی، انسان‌شناسی و قوم مورخان، مسئله روایت، تاریخ شفاهی، جنسیت و تاریخ، چشم‌اندازهای پسااستعماری و چالش پساساختارگرایی/پست‌مدرنیسم فصل‌های دوازده‌گانه این کتاب هستند. همه این مکاتب منفصل از یکدیگر نیستند؛ برای مثال کاترین هال که در باب جنسیت قلم می‌زند به مسائل معطوف به طبقه نیز نظر دارد یا اینگا کلندینن که یک قوم-مورخ محسوب می‌شود و نقش‌هایی مبتنی بر جنسیت و مناسک مایایی را هم پیگیری می‌کند. و البته تمام مورخان در پیوند با چشم‌اندازهای نظریه‌ای که احتمالا اتخاذ می‌کنند از تجربه‌گرایی بهره می‌برند. مطالب فصل‌ها تا حدامکان ساده نوشته شده است؛ بااین‌حال در بخش منابع برای مطالعه بیشتر در پایان هر فصل، به مباحث پیچیده‌تر اشاره‌ای شده است. با توجه به ساختار کتاب تلاش شده بر آن دسته از مکاتب اندیشه تاریخی تمرکز شود که در قرن بیستم بیشترین تأثیر را بر حرفه تاریخ بر جای گذاشتند.

منبع: روزنامه شرق

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: