یغماناز، دختر پادشاه خاقان و روایت داستان عشق و ترس در گنبد زردرنگ

1393/8/27 ۱۱:۵۳

یغماناز، دختر پادشاه خاقان و روایت داستان عشق و ترس در گنبد زردرنگ

طرح «هفت موزه، هفت قصه» با هدف ترویج کتابخوانی و معرفی افسانه‌های کهن ایرانی از سوی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در هفته کتاب برگزار می‌شود. موزه‌های پست، ملی، کاخ گلستان، صلح، فرش، مقدم و باغ نگارستان میزبان هفت قصه ایرانی خواهند بود.

 

طرح «هفت موزه، هفت قصه» با هدف ترویج کتابخوانی و معرفی افسانه‌های کهن ایرانی از سوی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در هفته کتاب برگزار می‌شود. موزه‌های پست، ملی، کاخ گلستان، صلح، فرش، مقدم و باغ نگارستان میزبان هفت قصه ایرانی خواهند بود.

هر یک از این قصه‌ها متناسب با فضای موزه‌هایی که این طرح در آنها اجرا می‌شوند، انتخاب شده‌اند. برای مثال در موزه پست، داستان کبوتر نامه‌رسان روایت می‌شود و در موزه فرش داستان فرش پازیریک.

قصه هفت گنبد نظامی یکی از داستان‌های اصلی این طرح است که هریک از هفت داستان آن در یک روز از هفته کتاب و کتابخوانی روایت می‌شود و نخستین داستان آن یکشنبه در موزه ملی روایت شد.

«بهرام‌نامه» یا «هفت‌گنبد» یا «هفت‌پیکر» از آثار برجسته نظامی است که سال 593 هجری قمری به نگارش درآمد و نظامی آن را به علاءالدین کرپ ارسلان، پادشاه مراغه پیشکش کرد. این منظومه از قصه‌های کهن ایران در دوره ساسانی است.

نظامی در اثرش نخست به سرگذشت بهرام و داستان وی با هفت شاهدخت از هفت اقلیم می‌پردازد. بهرام هر روز از روزهای هفته با یکی از این شاهزادگان در گنبدی با رنگ خاص به سر می‌برد و هریک از آنها حکایت‌های جذابی را برای وی نقل می‌کنند و داستان این‌گونه پیش می‌رود.

بنابر افسانه‌ای که کتاب با آن آغاز می‌شود، بهرام به دستور پدر نزد فردی به نام نعمان تربیت می‌یابد. در این دوران که آنها در حجره‌ای به سر می‌بردند، تصویر هفت دختر زیباروی را می‌بیند که هریک شاهدخت یکی از اقالیم هفت‌گانه‌اند.

فورک (شاهدخت سرزمین هند)، یغماناز (دختر پادشاه خاقان)، نازپری (دختر خوارزمشاه)، نسرین‌نوش (شاهدخت سقلاب)، آزریون (دختر شاه مغرب)، همای (دخت قیصر) و دژستی، (دخت کسری) دختران هفت گنبد نظامی‌اند.

براساس پیش‌بینی پیشگویان بهرام جوان این هفت دخت را عروس خود خواهد کرد. پس هفت قصر به رنگ روزهای هفته و به نام هفت سیاره می‌سازد تا در روزی كه منسوب به آن سیاره است با یكی از آن دختران ازدواج کند.

به این ترتیب که شنبه، گنبد سیاه و سیاره كیوان، یكشنبه، گنبد زرد و از برای خورشید، دوشنبه، رنگ سبز و متعلق به ماه، سه‌شنبه، گنبد سرخ و متعلق به مریخ، چهارشنبه، فیروزه‌گون و به نام عطارد، پنجشنبه رنگ صندل‌گون و سیاره مشتری و جمعه، گنبد سفید و منسوب به سیاره زهره. در هرشب شاهدختان قصه، حكایتی را برای بهرام نقل می‌کنند كه هفت پیكر نظامی، دربردارنده این هفت حكایت است.

 

گنبد زرد رنگ و شاه کنیزک فروش

داستان از آنجا آغاز می‌شود که پادشاهی در عراق در طالع خود دیده بود كه زنان با او دشمنی می‌كنند و به همین دلیل زنی اختیار نمی‌کرد. پادشاه در تنهایی به سر برد تا این‌که كنیزكی خرید و مدتی با او بود. در قصر شاه، پیرزن ابله و فریبکاری بود كه آن كنیزكان را با دادن القاب زیاد گرفتار غرور و خودپسندی می‌كرد و به دنبال آن کنیزکان پای را از گلیم خود فراتر می‌گذاشتند و شاه نیز به همین علت آنها را از قصر خود بیرون می‌کرد. پادشاه داستان از بس كنیزك گرفت و بیرون كرد به شاه كنیزك فروش مشهور شد.

روزی به شاه گفتند كه تعدادی كنیز زیباروی از چین آورده‌اند که یكی از اینها به مانند قرص ماه است. اما در این میان مشکلی وجود داشت و آن اینکه کنیز به هیچ مردی اعتماد نمی‌کرد و از آنها دوری می‌جست.

كنیزك مهربان و قابل اعتماد بود و از تمجیدات دیگران و توجهات شاه مغرور نشد و علاقه شاه را به خود بیشتر و بیشتر كرد. پیرزن قصر نیز هر ترفندی که به کار برد، کارساز نیفتاد و سرانجام نیز از قصر رانده شد. شبی شاه از كنیزك خواست كه راز تمایل نداشتن به ازدواج را به او بگوید. كنیزك كه با شاه خو گرفته بود به سخن آمد و گفت در طایفه ما هر كس كه باردار می‌شود، هنگام وضع حمل می‌میرد و من جان خویش را بیشتر دوست دارم.

در یک نگاه، حکایت شاهزاده اقلیم دوم، ترسی عمیق را بیان می‌کند، به‌گونه‌ای که پادشاه از ترس خوشبخت نشدن و سخن‌چینی پیرزنی در بارگاه، همسری اختیار نمی‌کند و کنیز نیز به دلیل اینکه در سرزمین وی هر زنی ازدواج می‌کرده هنگام زایمان جانش را از دست می‌داده حاضر به ازدواج نمی‌شود. اما پس از بیان داستان سلیمان و بلقیس، هر دو به این نتیجه می‌رسند که اگر بین هر دو صداقت باشد، مشکلات از پیش برداشته می‌شود و به وصال هم می‌رسند:

راست گفتن چو در حریم خدای         آفت از دست برد و رنج از پای

به که ما نیز راستی سازیم               تیر بر صید راست اندازیم

دکتر زرین‌تاج واردی در مقاله خود با عنوان «بررسی رنگ در حکایت‌های هفت‌پیکر نظامی» در تحلیل حکایت روز دوم می‌نویسد: «رنگ زرد نشان‌دهنده صداقت و راستی است و انتخاب آن در این حکایت، گویای پیام راستی می‌باشد.»

حورا یاوری نیز در کتاب «روانکاوی و ادبیات» گنبد زرد را از دیدگاه روانشناسی یونگ مورد بررسی قرار می‌دهد: «در گنبد زرد، که گنبد آفتاب و سرزمین روم است هنوز تنش میان درون و بیرون، راه سازگاری و آشتی را بر بهرام می‌بندد و شاه سیاه‌پوش و رانده شده از بهشت، هنـوز بـا آنیمـا و سرشت سركش آن دست و پنجه نرم می‌كند، سویه ستیزنده این حوای درون را بر همـه زنان شبستان خویش باز می‌تاباند... بهرام در قالب داستان «سلیمان و بلقیس» با این آنیمـای كژتاب و یا به گفته زیبای نظـامی «آشـكارا سـتیز پنهـان دوسـت» آشـتی مـی كنـد، با آن می‌آمیزد و آن را در فرمان می‌گیرد.»(صفحه 141)

خبرگزاری ایبنا

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: