1393/8/27 ۱۱:۴۸
مجموعه داستانی «یکی بود، یکی نبود» نه تنها به عنوان نخستین مجموعه داستان های کوتاه ایرانی شناخته می شود که باعث شد نویسنده اش نیز به عنوان پدر داستان کوتاه ایرانی و آغازگر سبک واقع گرایی (رئالیسم) در ادبیات فارسی نام خود را برای همیشه تاریخ به ثبت برساند، و تمام اینها تنها زیبنده یک نام است و آن محمد علی جمالزاده است.
سیدمحمد علی جمال زاده در 23 دی 1274 در اصفهان درخانواده ای مذهبی به دنیا آمد. او فرزند سید جمال الدین واعظ اصفهانی بود. جمال زاده از 10 سالگی پدر خود را در برخی از سفرها همراهی می کرد تا آنکه سرانجام به همراه خانواده در سال 1321 به تهران مهاجرت کرد.
جمال زاده حدود 12 سال داشت که پدرش او را برای تحصیل به بیروت فرستاد. در دوران اقامت او در بیروت، اوضاع سیاسی ایران تغییر کرد، درآن زمان محمد علی شاه قاجار مجلس را به توپ بست و هر یک از آزادی خواهان با مشکلاتی مواجه شدند.
پدرجمال زاده خود را به همدان رساند تا از آنجا به عتبات برود، ولی در آنجا دستگیر و به بروجرد برده شد تا اینکه «امیر افخم»، حاکم بروجرد دستور اعدام او را صادر کرد.
** بیانیه نثر معاصر فارسی
جمال زاده را همراه با صادق هدایت و بزرگ علوی سه بنیانگذار اصلی ادبیات داستانی معاصر فارسی می دانند. داستان کوتاه «فارسی شکر است» را که در کتاب یکی بود یکی نبود او چاپ شده است، عموماً به عنوان نخستین داستان کوتاه فارسی به شیوهٔ غربی می شمارند.
این داستان پس از هزار سال از نثرنویسی فارسی نقطه عطفی برای تحقق این مهم شمار می رفت. به علاوه، مقدمهٔ جمال زاده بر کتاب یکی بود یکی نبود سند ادبی مهم و در واقع بیانیه نثر معاصر فارسی است. در این مقدمه جمال زاده با زبان تاکیدی بیان می کند که کاربرد ادبیات مدرن نخست بازتاب فرهنگ عامه و سپس انعکاس مسائل و واقعیت های اجتماعی است.
** یکی بود، یکی نبود
جمالزاده، نخستین مجموعه داستان های کوتاه ایرانی را با عنوان یکی بود، یکی نبود در سال 1300خورشیدی در برلین منتشر کرد. داستان های وی درمورد انتقاد از وضع زمانه، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه است.
وی با انتشار اولین مجموعه داستان کوتاهش به نام «یکی بود یکی نبود» به شهرت رسید. این مجموعه ، که شامل یک دیباچه و شش داستان کوتاه است ، به نظر بسیاری از منتقدان ، مهمترین اثر جمالزاده است که او را به عنوان نویسنده ای پیشگام در میان داستان نویسان معاصر شناسانده است .
جمالزاده در دیباچه مجموعه یکی بود یکی نبود ، با نقد ذهنیت سنت گرای نویسندگان و ادبای زمان خود در ایران ، به دفاع از آنچه «دموکراسی ادبی» می نامد می پردازد. به زعم جمال زاده ، داستان ، یا به قول او رمان ، بهترین نوع ادبی برای رسیدن به دموکراسی ادبی است و این دموکراسی می تواند از دو منظر جلوه یابد.
یکی از منظر موضوع و محتوای داستان ، که در این صورت نویسنده باید با انتخاب شخصیت های داستانی خود از میان مردم عادی ، به شرح آداب و رسوم آنان بپردازد و دیگر اینکه نویسنده ، به جای استفاده از «انشاهای غامض و غیر قابل فهم برای عموم»، زبان روزمره مردم عادی را در نوشته خود به کار گیرد.
به عقیده جمال زاده ، چنین داستان هایی نه تنها به جمع آوری و حفظ کلمات ، تعبیرات، ضرب المثل ها، اصطلاحات ، ساخت های کلام و لهجه های گوناگون یک زبان می انجامد، بلکه مردمِ طبقات و مناطق مختلف کشور و دیگر مناطق دنیا را با یکدیگر آشنا می سازد.
جمال زاده به طور کلی ساده نویسی را به نویسندگان ایرانی توصیه می کند و شاید به همین سبب ، مضمون اولین داستان مجموعه یکی بود یکی نبود، یعنی «فارسی شکر است»، در باره ساده نویسی و ساده گویی است . در این داستان جمال زاده آدم هایش را از طبقات مختلف برمی گزیند تا آشفته بازار زبان خواص و پیامدهای آن را برای مردم عادی و زبان فارسی نشان دهد.
زبانی که معجونی است از واژه ها و عبارات عربی ، و گفتار نامفهوم فرنگی مآب که ترکیبی نامأنوس از لغات فارسی و فرانسه است ، و از این طریق نمونه های طنزآمیزی از آشفتگی زبان فارسی را به خواننده نشان می دهد.
داستان در زندانی اتفاق می افتد که جوان روستایی بخت برگشته ای بی جهت در آن گرفتار آمده است و در آن یک شیخ و یک مرد فرنگی مأب هم زندانی هستند. جوان روستایی که نمی داند چرا زندانی شده ، علت را از آنها می پرسد ولی از فارسی نامفهوم شان چیزی نمی فهمد و می پندارد که با زبان جنیان صحبت می کنند.
** واکنش در برابر هجمه منتقدان
جمال زاده در پاسخ نامه ای که در سال 1330 به او نوشته شده و از او در این باره سوال شده است که «چرا در دیار سوئیس نشسته و بی خبر از درد و رنج هموطنان نفرین شده، کبکش خروس می خواند؟» چنین می نویسد: «من اگر به ایران بیایم، دیر یا زود یا وزیر خواهم شد یا وکیل و یا سناتور و در آن صورت، معلوم نیست کمتر از الان که دور از این عوالم در خارج هستم، مردم به من اعتراض نداشته باشند.»
اما کامران پارسی نژاد از نویسندگان شناخته شده معاصر کشور در این باره چنین می نویسد: جمال زاده در طول اقامتش در ژنو، هیچگاه از یاد ایران دور نماند و همیشه در یاد ایران بود و برای حل مشکلات ایران و ایرانیان فکر می کرد. او حتی نسبت به برخی فعالیت ها و عملکردهای دولت پهلوی واکنش نشان می داد و شجاعانه حرف خود را می زد؛ هر چند توسط ساواک در خارج از کشور مورد اذیت و آزار قرار می گرفت. او همیشه خود را یک شهروند ایرانی و معتقد به وطن و فرهنگ می دانست.
خبرگزاری ایرنا
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید