رزم آرا؛ شایعه یا شائبه؟

1397/12/18 ۱۱:۴۶

رزم آرا؛ شایعه یا شائبه؟

روز ۱۶ اسفند سال ۱۳۲۹ نخست‌وزیر وقت، سپهبد حاجعلی رزم‌آرا (متولد ۱۲۸۰) در مجلس ختم آیت‌الله فیض در مسجد شاه تهران، توسط خلیل طهماسبی از اعضای فدائیان اسلام ترور شد. او از روز پنجم تیرماه ۱۳۲۹ که به صدارت رسید، با مسأله نفت روبه‌رو شد. اگرچه انگلیسی‌ها به رزم‌آرا اعتماد می‌کردند و امید داشتند که مسأله نفت بواسطه او حل شود اما سرانجام قتل رزم‌آرا به روند ملی شدن صنعت نفت ایران سرعت بخشید و کمتر از دو هفته پس از این حادثه، لایحه ملی شدن نفت در پایان سال ۱۳۲۹ در مجلس تصویب شد.

 

یک ترور و چند ابهام

مجید بجنوردی: روز ۱۶ اسفند سال ۱۳۲۹ نخست‌وزیر وقت، سپهبد حاجعلی رزم‌آرا (متولد ۱۲۸۰) در مجلس ختم آیت‌الله فیض در مسجد شاه تهران، توسط خلیل طهماسبی از اعضای فدائیان اسلام ترور شد. او از روز پنجم تیرماه ۱۳۲۹ که به صدارت رسید، با مسأله نفت روبه‌رو شد. اگرچه انگلیسی‌ها به رزم‌آرا اعتماد می‌کردند و امید داشتند که مسأله نفت بواسطه او حل شود اما سرانجام قتل رزم‌آرا به روند ملی شدن صنعت نفت ایران سرعت بخشید و کمتر از دو هفته پس از این حادثه، لایحه ملی شدن نفت در پایان سال ۱۳۲۹ در مجلس تصویب شد. به هر دیدگاه نمی‌توان از نقش فکری آیت‌الله ابوالقاسم کاشانی در این ترور نیز غافل ماند. چنانچه کاشانی چندان دل خوشی از رزم‌آرا نداشت و بعدها در یک مصاحبه‌ای با مجله «ایران ما» رزم‌آرا را بیگانه پرستی خوانده بود که «به جزای اعمال خود» رسید! برخی تحقیقات نیز نقش شخص شاه را بواسطه اختلاف‌هایی که با رزم‌آرا داشت، در قتل او بی‌تأثیر نمی‌دانند. (برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به تحقیقات محمد ترکمان در باب پرونده قتل رزم‌آرا)

اما یکی از نقاط تاریک تاریخ معاصر ایران که حزب توده و شخص خسرو روزبه و همچنین رزم‌آرا در آن دخیل بودند، ترور محمد مسعود، روزنامه‌نگار و مدیر روزنامه «مرد امروز» بود. انگیزه اصلی ترور مسعود توسط حزب توده، بدنام کردن دربار و شاه بود؛ با این توضیح که چون مسعود در روزنامه‌ خود بیش از همه به دربار می‌تاخت، در میان مردم این تصور مسلم فرض می‌شد که قاتل مسعود دربار و شاه است! مرحوم دکتر انورخامه‌ای در کتاب «خاطرات سیاسی» علاوه بر حزب توده به نقش سرلشکر حاجعلی رزم‌آرا هم در این ترور اشاره می‌کند؛ با این توضیحات که دو هفته پس از قتل مسعود، روزنامه آتش در 10 اسفند 1326 خبری با این محتوا منتشر می‌کند: «... درباره اسنادی که از جنایت بعضی رجال و شخصیت‌های مختلف در دست مسعود بود اکنون آشکار شده است که یکی از افسران ارشد که با خسرو روزبه تماس داشت حاضر شده بود این اسناد را که شاید مربوط به خود او بوده است تا 40 هزار تومان خریداری کند ولی مسعود حاضر نشده بود و جداً مصمم به انتشار آن بود که ناگهان به قتل رسید»؛ بعدها دکتر مظفر بقایی در جلسه 30 فروردین 1328 مجلس شورای ملی از رابطه رزم‌آرا و روزبه پرده برمی‌دارد که گویی تکه گمشده پازل روزنامه آتش را تکمیل می‌کند؛ بقایی می‌گوید: «یک روز از محمد مسعود پرسیدم برای این شماره چه چیزی حاضر کردی؟ گفت یک چیزی که در تهران مثل بمب اتم خواهد ترکید... پرسیدم موضوعش چیست؟ گفت گراور یک سندی است که می‌خواهم آن را در روزنامه خود منتشر کنم... این سند عبارت از کاغذی است به خط سرلشکر رزم‌آرا که به سروان روزبه نوشته شده است و پس از افشای آن رزم‌آرا دیگر قد راست نخواهد کرد. توضیحات بیشتری خواستم گفت نوبرش می‌رود باید توی روزنامه بخوانی... ولی متأسفانه آن شماره‌ای که وعده داده بود دیگر منتشر نشد و من هم پس از آن دیگر آن مرحوم را زنده ندیدم.» انورخامه‌ای با اشاره به این روابط دوستانه روزبه و رزم‌آرا، منفعت ترور محمد مسعود را متوجه حزب توده و شخص رزم‌آرا می‌کند؛ به عبارت دیگر هم حزب توده از منسوب ساختن این ترور به دربار سود می‌برد و هم رزم‌آرا که می‌دانست شاه به او اعتمادی ندارد و از قدرت روزافزون او بیمناک است و در نتیجه رزم‌آرا در فکر تخریب شاه بود.

به هر نظر، در یادداشت‌های زیر کوشش شده است که کم و کیف و چند و چون ارتباط رزم‌آرا و روزبه در این قتل و همچنین علل و دلایل قتل رزم‌آرا، هر چند مختصر بررسی شود که در ادامه می‌خوانید.

******

افسانه‌ای که هرگز اثبات نمی‌شود / محمدمهدی عبدخدایی

آیا رزم آرا تمایل داشت شاه را کنار بزند؟

یکی از اشتباهات مرسوم در تاریخ، افسانه‌هایی است که در اثر بی‌دقتی یا از روی غرض یا عناد وارد صفحه‌های تاریخ می‌گردد. یکی از این افسانه‌ها در ارتباط با حاجعلی رزم آرا، شاه و ملی شدن صنعت نفت در ایران، مدعی است که رزم آرا تمایل داشت شاه را کنار بزند و جایگزین او شود! هیچ مدرک تاریخی که براساس عقل بشود این مسأله را اثبات کرد، وجود ندارد. از دیدگاه بنده این افسانه بعدها ساخته شد و عده‌ای در اثر سوء نیت، به ترویج و تبلیغ آن پرداختند. همه اسناد گواه بر این است که اصولاً رزم آرا در فکر این نبود که جایگزین شاه بشود. او از سال‌ها قبل به شاه خدمت کرده بود و تحت فرمان او بود. چه دلیلی برای رزم آرا وجود داشت که بخواهد جایگزین شاه شود! اگر رزم آرا قصد داشت شاه را کنار بزند، این کار را زمانی انجام می‌داد که رئیس ستاد مشترک ارتش بود و ارتش در انقیاد کامل وی بود و به پشتوانه قدرت ارتش این کار را می‌کرد؛ نه زمانی که نخست‌وزیر بود، چرا که او در دوران نخست‌وزیری توان انجام این کار را نداشت.به هر دیدگاه رزم آرا در همان زمان نخست‌وزیری کشته شد و کشتن او مرتبط با مسأله نفت بود و لاغیر. اگر جراید و رسانه‌های آن مقطع بررسی شود، خواهیم دید که به سبب کشته شدن او، سهام شرکت نفت انگلیس چند درصد کاهش پیدا کرد. آیا این کاهش قیمت نفت انگلیس برای ما جای سؤال ندارد؟ آیا کشته شدن رزم آرا با نفت ارتباط پیدا نمی‌کند؟

ماده واحده‌ای که مجلس شورای ملی آن روز بعد از قتل رزم آرا تصویب کرد، اشاره به این نکته دارد که چون خیانت حاجعلی رزم آرا به ملت ایران مسلم است قاتل او اگر خلیل طهماسبی باشد، مورد عفو قرار می‌گیرد. مجلس و نمایندگان به این ماده واحده رأی دادند. بنابراین کشتن رزم آرا به‌دلیل این نبود که قصد داشت جانشین شاه شود! کشتن او معلول حرکات و دیدگاه‌های او درباره نفت بود. با توجه به همه این مدارک و اسناد چطور می‌توان ادعا کرد که کشتن رزم آرا معلول خیانتش به شاه بود! ادعا کردن آسان است ولی مهم این است که بشود آن ادعا را اثبات نیز کرد که البته هرگز قابل اثبات نیست! چرا که اسناد موجود خلاف این افسانه را گواهی می‌دهند.

رزم آرا قدرت اینکه به جای شاه روی کار بیاید را نداشت. روزنامه‌های آن ایام نیز علت کشتن رزم آرا را در ماجرای نفت جستند و نه افسانه جایگزینی اش با شاه. رزم آرا در روز چهارشنبه کشته شد. مرحوم نواب صفوی روز پنجشنبه و هفته بعد از آن در روز شنبه، در اطلاعیه‌ای به دشمنان اسلام و ملت هشدار می‌دهد که این عاقبت دشمنی با اسلام است. روزنامه اصناف (روز شنبه) می‌نویسد: «استاد خلیل طهماسبی، دشمن خدا، رزم آرا را از بین برد چنانچه در عرض یک هفته آزاد نشود دربار را کن فیکون خواهیم کرد» (نقل به مضمون).

به هر حال به نظر من افسانه جایگزینی رزم آرا با شاه را بعدها اعضای جبهه ملی ساختند تا بگویند قتل رزم آرا تأثیری در ملی شدن نفت نداشت تا تمام افتخار ملی شدن نفت را نصیب خود کنند! این چه سخنی است که گفته شود چون ماده واحده را محمد مصدق تقدیم مجلس کرد، پس او نفت را ملی کرده است.از طرف دیگر مصدق با تمام ناسیونالیست‌های خاورمیانه هماهنگ بود. توجه کنید که در این زمان در مصر جمال عبدالناصر، سید قطب را اعدام می‌کند؛ در ترکیه چهل نفر اعدام می‌شوند چون درخواست حکومت اسلامی داشتند؛ در افغانستان سردار داود خان نوری به سرکوب نیروهای مسلمان می‌پردازد.

در عراق نوری سعید پاشا نیروهای اسلامی را می‌کوبد. این موارد گواهی می‌دهد که نیروهای ملی گرای ایرانی نیز با افکار ناسیونالیستی درصدد درهم کوبیدن جریان‌های اسلام‌گرا بودند. به هر حال اینکه کشتن رزم آرا با مسأله جایگزینی اش با شاه در ارتباط باشد، از ساخته‌های جبهه ملی بود تا نقش نیروهای اسلامی را در ملی شدن نفت تخفیف دهد.

همه این مدارک اگر به مانند پازلی کنار هم چیده شود، مشخص خواهد شد که رزم آرا نیت کنار زدن شاه را نداشته است و این افسانه، ساخته ذهن‌های افرادی است که از تاریخ اطلاعی ندارند. همان‌طور که گفته شد، رزم آرا در مقاطع مختلف در خدمت شاه بود و به شاه خدمت هم کرد.پس کشته شدن او معلول مسأله نفت بود. چنانچه اگر رزم آرا کشته نمی‌شد، قرارداد گس گلشاییان را به مجلس می‌برد و آن قرارداد امضا می‌شد. ولی قتل وی اجازه این اقدام را به او نداد.

 

از ترور محمد مسعود تا آرزوی سلطنت / مظفر شاهدی

حاجعلی رزم‌آرا؛ پاسخ به‌ دو مدعا

در این یادداشت تلاش می‌کنیم به‌ دو پرسش زیر پاسخ دهیم: 1- آیا رزم‌آرا در ترور محمد مسعود نقش داشت؟ 2- آیا رزم‌آرا سودای سلطنت در سر داشت؟

«محمد مسعود» روزنامه‌نگار نامدار و جنجال‌آفرین که مشهور بود مقالات و مطالبِ انتقادی و بلکه، ‌گاه، بهتان‌گونه روزنامه او« مرد امروز» لرزه بر اندام ارباب قدرت و ثروت می‌اندازد؛ در 21 بهمن 1326 به‌هنگام خروج از چاپخانه، هدف دو گلولهِ فرد یا افرادی ناشناس قرار گرفته و به‌ قتل رسید. به‌سرعت شایع شد که دربار و شخص «اشرف پهلوی» که مرد امروز انتقاداتِ شدیدی را متوجه او کرده بود، در ترور مسعود نقش داشته‌اند. چندی بعد هم شایعه دیگری مبنی بر نقش «سپهبد حاجعلی رزم‌آرا» در قتل محمد مسعود دهان به‌دهان شد؛ که گفته می‌شد، محمد مسعود، چند روز قبل از آنکه ترور و به‌ قتل برسد، در جایی مدعی شده بود سندِ بسیار مهمی از ارتباط و همکاری رزم‌آرا با حزب توده ایران به‌دست آورده است و قصد دارد، با انتشار آن سند در مرد امروز، در فضای سیاسی و مطبوعاتی کشور زلزله‌ای برپا سازد!به‌رغم مدعیاتی از این دست، منابع موجود هیچ نشان نمی‌دهد دربار و شخص اشرف یا سپهبد حاجعلی رزم‌آرا در ترور و قتل محمد مسعود نقشی ایفا کرده باشند. همه قراین نشانگر آن است که کلّ سناریوی قتل مسعود توسط لااقل بخش‌هایی از دستگاه رهبری حزب توده ایران (در سازمان نظامی) و با هدف تخریب دربار و احیاناً شخص رزم‌آرا، طراحی و به‌ مورد اجرا گذاشته شد؛ بویژه باید تأکید کنم ادعای همکاری و ارتباط رزم‌آرا با حزب توده ایران هیچ بنیان استواری ندارد. همچنان‌که می‌دانیم، وقتی «خسرو روزبه» مسئول سازمان نظامی حزب توده، در سال 1336 به‌چنگ ساواک افتاد، اعتراف کرد که قتل محمد مسعود توسط او طراحی و توسط تیمی، که «سروان ابوالحسن عباسی» عضو سازمان نظامی حزب توده آن را هدایت می‌کرد، ترور و به‌ قتل رسید.

اما، در پاسخ پرسش دوم، باید بگویم، از همان اواسط دهه 1320 هم، هرازگاه، در محافلی گفته و شنیده می‌شد که منش و شخصیتِ نظامی اقتدارگرایانه رزم‌آرا، با «رضاشاه» مقایسه می‌‌شود. این‌ هم شایع بود و احیاناً نادرست هم نبود که شخص «محمدرضا شاه» از ناحیه او نگرانی‌هایی دارد که مبادا در همدستی با قدرت‌های خارجی دخیل در امور ایران، کودتایی علیه او به‌ راه‌ اندازد. بگذریم از اینکه در عالم واقع، از رزم‌آرا هیچ رفتاری سر نزد که حاکی از سوء قصدش علیه مقام یا جایگاه سلطنت باشد. به‌هر حال، رزم‌آرا با اشرف، خواهر شاه، ارتباط نزدیکی داشت و در سال 1327 هم از شخص شاه درجه سپهبدی گرفته بود و این چهارمین باری بود که در تاریخ ایران به‌کسی درجه سپهبدی داده می‌شد! وقتی هم در 5 تیر 1329 به‌ مقام نخست‌وزیری رسید، با آنکه همچنان شاه دل‌نگرانِ این سپهبدِ مقتدر بود، که اینک، هم در دولت، هم در ارتش و هم در نزد قدرت‌های خارجی (در درجه اول انگلستان) جایگاه و نفوذی بی‌سابقه به‌دست آورده بود؛ اما، هیچ قرینه‌ای وجود نداشت که نشان دهد، رزم‌آرا، حتی در این قدرتمندترین موقعیت سیاسی، نظامی و اجرایی حیات خود، سودای سلطنت در سر داشته باشد.

حتی اگر فرض کنیم که رزم‌آرا  آرزوی سلطنت داشت؛ اما، فضای سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی، به‌دلایل گوناگون، به‌هیچ‌وجه، اجازه عملی شدن چنان سودایی را به‌او نمی‌داد. درست است که او نخست‌وزیر مورد علاقه انگلیسی‌ها بود که قصد داشت قرارداد گس- گلشائیان و نه طرح ملی‌شدن صنعت نفت را به‌تصویب مجلس برساند؛ اما، در این مقصود، شخص شاه هم، کمابیش همراهی بی‌دردسری با انگلیسی‌ها داشت. مهمتر از آن، رزم‌آرا به‌خاطر همین مخالفت با ملی شدن صنعت نفت، بویژه منفور اکثریت بزرگی از ملت ایران بود؛ و به‌تبع آن، حضور اجتماعی و سیاسی تعیین‌کننده مردم ایران در عرصه کشور، کمترین مجالی به‌رزم‌آرا نمی‌داد، که احیاناً از طریق کودتا یا روشی شبه‌قانونی به‌سلطنت ایران دست یابد. کما اینکه فضای بین‌المللی هم هیچ مهیای همکاری و همراهی با چنان جاه‌طلبی‌های احتمالی نبود.

حاصل اینکه: اگرچه احیاناً شاه دلهرهِ تبانی انگلیسی‌ها با رزم‌آرا علیه سلطنت و حکومتش را داشت؛ و باز اگرچه، رزم‌آرا جاه‌طلب و اقتدارگرا بود و ضمن ریاست دولت، در مجلس و ارتش نفوذ داشت و نیز انگلیسی‌ها از او رضایتِ خاطر داشتند؛ و حتی می‌دانیم که ترور و قتل رزم‌آرا، در 16 اسفند 1329، شخص شاه را بس‌ شادمان ساخت! اما، هیچ قرینه‌ای وجود ندارد که تأیید نماید، رزم‌‌آرا طرح سرنگونی خاندان پهلوی و سودای سلطنت ایران در سر داشته است.

این را هم اضافه کنم که، اما و اگر‌ها و حرف و حدیث های پیرامونِ قتل و قاتلانِ رزم‌آرا هم، که تلاش می‌کرده‌اند ترور او را به‌ مرجعی غیر از جمعیت فدائیان اسلام ارجاع دهند، هیچ بنیانی ندارد. رزم‌آرا، بی‌آنکه هیچ توطئه‌ای از سوی این یا آن قدرت خارجی یا داخلی دیگری در کار باشد، توسط تیم ترور جمعیت فدائیان خلق هدف گلوله قرار گرفته و کشته شد؛ به‌همین سادگی!

منبع: روزنامه ایران

 

 

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: