1397/4/5 ۱۳:۵۸
«ناصرالدین شاه» هنگامی که به اروپا سفر کرد و پلیسهای خوش لباس و منظم شهرهای بزرگ اروپا را دید، به فکر افتاد که به دستگاه تأمینات ایران سروسامانی دهد. به همین جهت از کشور اتریش که نسبت به ایران یک مملکت بیطرف بود، مستشاری خواست و طولی نکشید که فردی به نام «کنت آنتوان دمونت فورت» ایتالیایی که در خدمت امپراطوری اتریش بود، برای اصلاح سازمان تأمینات وارد ایران و با عنوان ریاست پلیس تهران مشغول بهکار شد.
اول تیرسال 1292خورشیدی، تأسیس نیروی پلیس در ایران
حسن مجیدی: «ناصرالدین شاه» هنگامی که به اروپا سفر کرد و پلیسهای خوش لباس و منظم شهرهای بزرگ اروپا را دید، به فکر افتاد که به دستگاه تأمینات ایران سروسامانی دهد. به همین جهت از کشور اتریش که نسبت به ایران یک مملکت بیطرف بود، مستشاری خواست و طولی نکشید که فردی به نام «کنت آنتوان دمونت فورت» ایتالیایی که در خدمت امپراطوری اتریش بود، برای اصلاح سازمان تأمینات وارد ایران و با عنوان ریاست پلیس تهران مشغول بهکار شد. او برای نخستین بار نظامنامه و مقرراتی برای تشکیلات پلیس ایران وضع کرد و در مقدمه آن چنین نوشت: «در کشور پهناوری چون ایران که فعلاً فاقد آمار و احصائیه خانوادگی است تشکیل ژاندارمری مقدور نیست. در مملکتی که قریب به سه میلیون نفر عشایر مسلح وجود دارد برای نیروی انتظامی مقدور نیست در مقابل آن مقاومت کند. پس اکنون عشایر و افراد مزدور که از طرف حکام و والیها بهعنوان «قره سوران» استخدام و در جادهها و معابر عمومی بهکار گمارده میشوند کما فی السابق در خدمت باشند تا اینکه اوضاع ایران روزبه روز تغییر یابد و اسلحه عشایر محدود شود آن وقت تشکیل ژاندارمری مقدور خواهد شد ولی تشکیل سایر واحدهای تأمینیه یعنی پلیس فعلاً برای پایتخت لازم است ومتدرجاً در شهرهای دیگر نیز امکان خواهد داشت.»
از مفاد این مقررات چنین استنباط میشود که در آن زمان نه تنها در هیچ کدام از شهرهای ایران و بلکه در پایتخت نیز دستگاه مسئول نظم و امنیت به معنای امروز موجودیت نداشته و کنت را که اینک لقب «نظمالملک» گرفته بود باید اولین رئیس پلیس تهران دانست. کنت دومونت فورته، در روز دوشنبه 20 آبان سال 1257 خورشیدی، اولین تابلوی پلیس را در ابتدای خیابان الماسیه[باب همایون] بر سر در عمارت پلیس نصب کرد «اداره جلیله پلیس دارالخلافه واحتسابیه».
ناصرالدین شاه که روز افتتاح پلیس دارالخلافه شخصاً حضور داشت و دارای ذوق شعرهم بود این رباعی را ساخته و خواند:
رندانه حذر کنید یاران ز پلیس
یک مو نرود بخرج آنان تدلیس
در محبس کنت دومونت فورته خواهد ماند
در چرخ اگر خطا نماید جرجیس
در سال 1258 خورشیدی کنت نظامنامهای معروف به «قانون کنت» را به شاه ارائه میکند، با تصویب این قوانین، اداره جلیله پلیس دارالخلافه و احتسابیه به «اداره نظمیه» تبدیل شد.
خدمات کنت دومونت فورت در زمینه رفرم و پیشرفت امور پلیس تهران پس از ۱۴ سال پایان یافت. مخالفین داخلی و درباریان کار را به جایی میرساندند که کنت با تکیه کلام معروفش در مقابل مخالفین: «من اینجا بزرگ، فرنگستان هم بزرگ» برای همیشه به فرنگستان برود.در آن زمان تعداد نیروهای پلیس در شهر تهران از پنجاه نفر تجاوز نمیکرد. لباس آنها عبارت بود از یک سرداری مغزی و کلاه پوستی با نشان شیر و خورشید. این افراد در خیابانها و کوچهها تردد میکردند وضمن حفظ نظم به عناوین مختلف از صاحبان دکاکین وخانههای معروف و میخانهها برای امرار معاش مبلغی دریافت میکردند. رده بالاتر از پلیسها، نواب و کلانترها بودند ولی آنها هم حقوق معین ومقرری منظمی از دستگاه نمیگرفتند و فقط به اسم و عنوان خود اکتفا میکردند.پس از پایان کار کنت، معاون او «میرزا عبدالله خان انتظام السلطنه» ریاست اداره نظمیه را به عهده گرفت پس از او «میرزا ابوتراب خان نظم الدوله»، «میرزا عیسی خان وزیر»، «محمد ابراهیم خان معاون الدوله» «آقا بالاخان» (سردارافخم)، «حاج فتحالله سعیدالسلطنه»، «اعظمالسلطنه»، «معتضد دیوان»، «عبدالحسین خان»(سردار سالارالملک گروسی) و «رضا بالا» ریاست اداره را برعهده میگیرند.
پس از فتح تهران به دست مشروطه خواهان در سال ۱۲۸۸هجری شمسی «مسیو یپرمخان» مجاهد ارمنی توسط دولت مشروطه در ظاهر به نام رئیس نظمیه کل مملکتی ولی در حقیقت به نام رئیس پلیس تهران، اداره نظمیه را تحویل میگیرد. یپرم خان با کمک افراد مسلح و همراهی چند نفر از افسران خود که در کار پلیس و نظمیه اسلامبول وغیره سابقه خدمت داشتند، پلیسهای سوار را مخصوص گشت شبانه در شهر و پلیسهای پیاده را برای مراقبت روزانه از نقاط مهم شهر به وجود آورده، کلانتریها را از خانه کدخداها به مرکز مشخصی به نام «کمیساریا» انتقال داد. او تعداد مأموران یونیفرم پوش پلیس تهران را به 1000 نفر رساند و تشکیلاتی به نام «اداره تحقیق» تأسیس کرد. پس از کشته شدن یپرمخان در جنگ همدان معاون او «سهرابخان» و سپس «مظفر اعلم» (سردار انتصار)، «صولت نظام» (سردار شوکت) و «قاسم پوروالی» (سردار همایون) ریاست اداره نظمیه را به عهده گرفتند. در دوران ریاست صولت نظام، مدرسهای برای تربیت افسران نظمیه تشکیل شد.
تأسیس نظمیه نوین در ایران
دولت ایران در سال ۱۲۹۱ خورشیدی پس از رایزنی با ژنرال «هارالد یالمارسن» فرمانده سوئدی ژاندارمری ایران، چند افسر سوئدی را به استخدام اداره نظمیه درآورد. در سال ۱۲۹۲ خورشیدی« کلنل وستداهل»، یک پاسبان به نام «ارفاس» و یک زندانبان به نام «برگدال» وارد تهران شدند.
وستداهل، بهعنوان رئیس نظمیه، ارفاس بهعنوان رئیس پلیس تأمینات و برگدال بهعنوان رئیس پلیس یونیفرم پوش(سرکلانتر) مشغول خدمت شدند. اخراج و تصفیه گسترده وستداهل در اداره نظمیه، قاسم پوروالی رئیس کل نظمیه تهران را وادار به استعفا کرد و او با گروهی از کارکنان، نظمیه را ترک گفتند.پس از استقرار سوئدیها، وستداهل در روز اول تیرماه سال 1292 خورشیدی، تأسیس نظمیه نوین ایران را اعلام کرد و در ساخلوی باغشاه و یوسف آباد، دو مرکز ویژه برای آموزش افسران نظمیه تشکیل داد. در آن دوران، افسران پلیس، کلاه سوئدی، یونیفرم خاکستری رنگ، شمشیر بلند داشتند وچکمه به پا میکردند. پاسبانها مچ پیچ داشتند ولباس آنها مانند لباس قزاقها از پارچه ارزان قیمت بود. تابستان از شلوار سرمهای و کت سفید و کلاه سوئدی استفاده میکردند و در زمستان ملبس به پالتو بودند.
از نظمیه تا شهربانی
پس از کودتای سوم اسفند سال 1299 خورشیدی و آغاز دوره زمامداری «رضا شاه» شهر تهران ۱۲ «کمیساریا» داشت که شمیران کمیساریای 11 و شهرری ۱۲ آن به شمار میرفت. هر کمیساریا ۳ افسر نایب اول و نایب دوم داشت و رئیس کمیساریا درجه سلطانی یا نایب اولی داشت. افراد کمیساریا در آن زمان ۲۶ ساعت در خدمت و ۲۶ ساعت مرخص بودند. هر کمیساریا نزدیک ۶۰ نفر پاسبان داشت که نیمی در خدمت و نیمی دیگر مرخص بودند، اما کمیساریای بازار به علت اینکه شبها روی پشت بامهای بازار پست میگذاشت، نیروی بیشتری در اختیار داشت.
حقوق ماهانه افراد پاسبان ۱۷ تا ۱۹ قران بود. وکیل چپ در حدود ۱۲ تومان، افسران با رتبه یک 32 تومان حقوق میگرفتند و کمیسر در حدود ۷۲ تومان حقوق داشت. هر کمیساریا سه افسر داشت که یکی در گشت محل بود، یکی مرخص و دیگری در کمیساریا انجام وظیفه میکرد.
وستداهل که «اداره جلیله پلیس دارالخلافه» و صدها پلیس ورزیده تربیت و دهها کمیسری در تهران و سایر شهرهای ایران، تأسیس کرده بود، تا 10 دی سال 1302 خورشیدی در ایران ماند. در این سال او به دستور «رضاشاه» که میخواست تمام مناصب نظامی و انتظامی را به دست نیروهای قزاق بسپارد، از کار برکنار شد و سرهنگ «محمد درگاهی» اداره نظمیه را از سوئدیها تحویل گرفت و سرپاس «یحیی رادسر» (ادیب السلطنه) که با سوئدیها بهعنوان مترجم همکاری داشت، به سمت ریاست پلیس تهران برگزیده شد.پس از رفتن درگاهی، سرتیپ «محمدصادق کوپال» (۱۳09- ۱۳۰۸) سرتیپ «فضلالله زاهدی» (۱۳10-۱۳09)، سرلشکر «محمدحسین آیرم» (۱۳۱4- 1310) و سرهنگ «رکنالدین مختاری» (1320- 1314) ریاست نظمیه را که اینک شهربانی خوانده میشد، در اختیار داشتند.
ریاست پلیس تهران زمانی با سرتیپ یحیی رادسر و سپس با سرهنگ «پاشا مبشر» بوده است. چندی بعد سرهنگ «فضلالله آقاخانی» به جای او منصوب ولی در دوره ریاست سرلشکر ایرم بار دیگر، یحیی رادسر و بعد سرهنگ صولت نظام، این سمت را بهدست آوردند. پس از فرار ایرم به اروپا، ریاست پلیس تهران بین سرهنگ پاشاخان مبشر وادیب السلطنه رادسر جابهجا میشد و این وضع تا شهریور ماه ۱۳۲۰ که سر پاس مختاری ریاست شهربانی کل را به عهده داشت ادامه پیدا کرد. در سال ۱۳۱۳ فرهنگستان ایران که بنا به امر شاه اصطلاحات خارجی را از بین برده و اصطلاح کمیساریا و پلیس تهران را عوض و بهجای آن کلانتری و سرکلانتری انتخاب کرد و از آن به بعد افسرانی که این سمت انتخاب میشدند عنوان ریاست سر کلانتری و سرکلانتر تهران را پیدا میکردند.
منابع:
- سالنامه پلیس تهران – اسفند 1346
- کتاب نظم و نظمیه در دوره قاجار
_ تالیف مرتضی سیفی فمی تفرشی
منبع: روزنامه ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید