1397/3/6 ۰۹:۱۲
سومین نشست از سلسله نشستهای تخصصی نمایشگاه بینالمللی قرآن با عنوان «مرز میان تفسیر و ترجمه» با سخنرانی احد فرامرز قراملکی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، حجتالاسلام والمسلمین سیدرضا مؤدب، عضو هیأت علمی دانشگاه قم و سیدهدایت جلیلی عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی در نمایشگاه بینالمللی قرآن برگزار شد. پیش از برگزاری نشست اصلی حجتالاسلام والمسلمین دکتر علی راد، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و نگارنده کتاب «غرر قرآن از نظریه تا تفسیر» توضیحاتی در خصوص اثر خود ارائه داد.
گزارشی از سومین نشست علمی- تخصصی «مرز میان تفسیر و ترجمه»
راد با بیان اینکه موضوع اصلی کتاب در خصوص اصطلاحی کهن و کمتر مورد مداقه قرار گرفته یعنی غرر قرآنی است، گفت: ما در این کتاب با واکاوی جایگاه غرر در ادبیات عرب و احادیث غرر در سنت امامیه، ابعاد این مفهوم قرآنی را استخراج کرده و تعریف جامع و مانعی از این آیات ارائه دادهایم. بخش دوم این کتاب به تطبیق غرر قرآن در معارف قرآنی اختصاص دارد. با در نظر گرفتن معارف اخلاقی، فقهی و اعتقادی، این دست از آیات در این سه بعد گزینش شده و مورد بررسی قرار گرفتهاند.
دکتر قراملکی در آغاز بخش اصلی نشست تخصصی با بیان اینکه به عنوان کاربر علم تفسیر سخن میگوید، گفت: کار تفسیر سطوح مختلفی دارد و من در حوزه فلسفه و اخلاق هستم. میراث تفسیری در تمدن اسلامی با هیچ میراث دیگری قابل قیاس نیست، زیرا میراث تفسیری ما جلوهگاه تمام میراث تمدنی ماست. وی ادامه داد: در این رویکرد به تفسیر، من با یک چیزی به نام واقعیت تاریخی در تفسیر روبهرو شدم، به این معنا که چرا در برخی از آیات مفسران تنها ترجمه و برخی به تفصیل تفسیر کردهاند؟ بسندگی به ترجمه و فراتر رفتن به تفسیر واقعیتی است که میتواند این مسأله را به میان بیاورد که چرا چنین است و باید پرسید مرز میان تفسیر و ترجمه چیست؟
دکتر مؤدب سخنران بعدی این نشست تخصصی در آغاز سخنانش گفت: از مهمترین رسالات پیامبر تفسیر بود و امام علی(ع) پس از ایشان از بزرگترین مفسران بوده است. ما هم ترجمه و هم تفاسیر مهمی را شاهد بودهایم. سه دیدگاه در خصوص نسبت میان ترجمه و تفسیر وجود دارد. یک دیدگاه آن است که این دو مقوله را از هم جدا کرده، تفاوتهای مهمی بین این دو دانسته و این دو را از هم بیگانه میداند و تفسیر را به محتوا و ترجمه را مربوط به متن میدانند. وی افزود: دیدگاه دوم این است که نوعی رابطه عام و خاص مطلق بین این دو وجود دارد و ترجمه نوعی تفسیر کوتاه به حساب میآید و در واقع هر ترجمهای بهرهای از تفسیر دارد. دیدگاه سوم آن است که به جای ناسازگاری و عام و خاص دیدن این دو، ترجمه و تفسیر را دارای رابطه عام و خاص من وجه میداند که در مواردی برخی از ترجمهها میتواند تفسیر باشد، همچنان که برخی از تفاسیر نیز ترجمه بوده است.
در ادامه این نشست دکتر جلیلی گفت: وقتی در خصوص تمایز ترجمه و تفسیر صحبت میکنیم، باید مشخص کنیم به صورت کلی حرف میزنیم یا مصداقی؟ در سنت اندیشه اسلامی ما دانش مستقلی به نام تفسیر نداریم، بلکه اگر دانشی در این ارتباط شکل گرفته باشد تفسیر قرآن است که موردی مصداقی است. اصول و قواعد تفسیر در سنت اسلامی در واقع اصول و قواعد تفسیر قرآن بوده است و این جای تأمل دارد. در سنت اندیشه اسلامی ترجمه نیز چنین بوده است و به صورت مستقل مورد بحث قرار نگرفته است. جلیلی در پایان گفت: باید دید تفسیر و ترجمه چه کارکردهایی دارند. یکی از کارهای تفسیر این است که بین متن و مخاطب چهار فاصله تاریخی، فرهنگی، گفتمانی و زبانی را از بین ببرد. به نظر میرسد در ترجمه تنها فاصله زبانی از بین میرود.
منبع: روزنامه ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید