محمدجواد غلامرضاکاشی: از انقلاب دفاع می‌کنم

1396/11/17 ۰۸:۰۳

محمدجواد غلامرضاکاشی:  از انقلاب دفاع می‌کنم

محمد‌جواد غلامرضاکاشی، استاد اندیشه سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی یادداشتی را در کانال شخصی خود منتشر کرده است. کاشی با بیان اینکه امروز هرکس که از انقلاب دفاع می‌کند باید رودرروی نسل جدید بایستد و به آنها پاسخ دهد، می‌نویسد: «من از انقلاب دفاع می‌کنم و می‌خواهم به این نسل پاسخ دهم. از انقلاب دفاع می‌کنم حتی اگر نتایجش را لزوما نپذیرم.»



 

محمد‌جواد غلامرضاکاشی، استاد اندیشه سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی یادداشتی را در کانال شخصی خود منتشر کرده است. کاشی با بیان اینکه امروز هرکس که از انقلاب دفاع می‌کند باید رودرروی نسل جدید بایستد و به آنها پاسخ دهد، می‌نویسد: «من از انقلاب دفاع می‌کنم و می‌خواهم به این نسل پاسخ دهم. از انقلاب دفاع می‌کنم حتی اگر نتایجش را لزوما نپذیرم.»

کاشی در ادامه اضافه می‌کند: «فاعل انقلاب مردمند. همه مضمون دولت و نظم سیاسی مدرن نیز چیزی نیست الا فاعلیت مردم. آنها که از رژیم سابق دفاع می‌کنند، سیاست‌های آن نظام را مقایسه می‌کنند با سیاست‌های این نظام. حساب و کتاب می‌کنند اگر رژیم سابق بود، الان وضع اقتصادی ما چه بود. رابطه‌مان با دنیا چگونه بود، وضعیت کار و شغل و آب و محیط‌زیست‌مان چگونه بود. شاخصه‌هایی به میان می‌آورند و این دو دوره را مقایسه می‌کنند. حتی از عزت و کرامت ما در دنیا حرف می‌زنند و اینکه پاسپورت و ارز ایرانی چطور بود و الان چگونه است. اگر همه‌چیز درست باشد و با این سنخ شاخص‌ها وضع ما با رژیم سابق بهتر از این باشد که هست، من هنوز از انقلاب دفاع می‌کنم.»

کاشی در بخش دیگری از یادداشت خود با اشاره به اینکه شاه در این جهالت آشکار به سر می‌برد که تصور می‌کرد می‌تواند با اراده و پول و بوروکراسی خود، مردم را از جایی به جایی دیگر ببرد، می‌نویسد: «مردم در جهان اجتماعی خود زیست می‌کردند و شاه در توهمات خود دن‌کیشوت‌وار تصور می‌کرد قایقی در کار است و قایقرانی و او کشتی کشور را به سمت‌و‌سویی می‌برد. کشتی در کار نبود. دریاچه کوچکی بود در ابعاد همان کاخ نیاوران. او و چند صاحب‌نظر و صاحب‌منصب، درآن قایق بودند و سفر آفاق و انفس می‌کردند.»

استاد اندیشه سیاسی دانشگاه علامه با طرح این پرسش‌ها که آیا نظام جمهوری اسلامی یک نظم دموکراتیک است؟ آیا با آن به دموکراسی و آزادی‌های مدنی رسیدیم و امروز مردم به فاعلیت مد‌نظرشان دست یافتند؟ می‌نویسد: «با همه انحصارطلبی‌های سیاسی، جمهوری اسلامی از نظام پهلوی دموکراتیک‌تر است و بسیار بیش از آن نظام، نماد فاعلیت مردم. اما اگر قبول ندارید، به یک استدلال دیگرم توجه کنید: جمهوری اسلامی حتی اگر از نظام پهلوی دموکراتیک‌تر هم نباشد، یک نظام بسته برآمده از فروبستگی‌های فرهنگی و اجتماعی خود مردم است. دست‌کم بخش مهمی از مردم. استبداد پهلوی در هیچ کجای فرهنگ بومی این مردم ریشه نداشت. جمهوری اسلامی اما نماینده واقعی بخش مهمی از فرهنگ جمعی مردم است. اگر پدرسالار است، نمونه کوچک آن را در اکثر خانه‌ها و مردان ایرانی می‌بینید. اگر دموکراتیک نیست، به این جهت است که اساسا معلوم نیست و هنوز هم معلوم نشده میان اسلام و دموکراسی چه نسبتی برقرار است. هنوز هم که هنوز است با مردمی سروکار دارید که اگر قرار باشد میان دموکراسی و دینداری‌شان یکی را اختیار کنند، اکثریت‌شان هنوز دین را ترجیح می‌دهند. پیامدهای اقتصادی و اجتماعی سیاست‌های جمهوری اسلامی برای بخش‌هایی و گاه برای همه مردم غیرقابل‌قبول است، اما بخش مهمی از این مردم، میان این پیامدهای نامطلوب و باورها و عادات و قواعد زندگی خودشان نسبتی می‌بینند. جمهوری اسلامی خویشاوند است حتی اگر دوستش نداشته باشند. خود را در آینه این نظام می‌بینند؛ اگرچه شاید چندان از قیافه خودشان احساس خوبی پیدا نکنند. جمهوری اسلامی بیش از همه رژیم‌های پیشین در ایران، منعکس‌کننده فاعلیت مردم است. حتی اگر پیامدهای مثبتی به بار نیاورده باشد. جمهوری اسلامی تجلی فاعلیت مردم یا دست‌کم بخش مهمی از مردم است. مردم با نتایج فاعلیت خود مواجهند. به این معنا، این نظام وضع منحصربه‌فردی دارد.»

کاشی با بیان اینکه هنوز هم مثل زمان مشروطه نمی‌دانیم چه نسبتی میان دین و دموکراسی برقرار است و چگونه باید میان سنت‌ها و دنیای جدید نسبتی برقرار کنیم، خاطرنشان می‌کند: «اما تفاوت وضع ما با همه روزگاران پیشین در آن است که برای نخستین‌بار همه مردم به این پرسش‌ها می‌اندیشند. همه فکر می‌کنند به نتایجی می‌رسند. به نتایجی که می‌توان از آنها با عنوان نتیجه‌گیری‌های زیرپوستی یاد کرد. این سنخ نتیجه‌گیری، پایدار است. با حربه هیچ تبلیغاتی زائل نمی‌شود. با هم از کوره راه سنگین و پرهزینه‌ای عبور می‌کنیم. با مخاطرات فراوانی مواجه شدیم، حقارت‌ها و حذف و سرکوب‌ها و خسارت‌های فراوانی تحمل کرده‌ایم. اما برای رسیدن به یک وضعیت مطلوب هیچ راهی جز این نبود. هیچ گذرگاهی در عرصه سیاسی بدون حضور مستقیم و تجربه زیرپوستی مردم وجود ندارد. اگر آینده‌ای انتظار ما را بکشد، از خلال همین سفر دشوار است. تنها سرمایه امروز ما، جمع‌بندی‌های زیرپوستی ماست که در یک سفر دشوار تحصیل کردیم. تنها از درون این سرمایه جمعی است که آینده برای ما چهره خواهد گشود. اگر آنچه در سینه داریم درد است، درمان ما نیز هست.»

 

 

منبع: فرهیختگان

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: