1396/11/3 ۱۴:۴۷
هرکه کاشفان و مکتشفان بزرگ رفتند، به دنبالشان گروه عظیمی از ماجراجویان نیز راه افتادند که مشتاق غارت و چپاول بودند. مخصوصا آن قسمت آمریکا که به چنگ اسپانیاییها افتاد از این گروه غارتگران صدمات بسیار دید. در این ضمن سیل طلا و نقره از پرو و مکزیک به اسپانیا سرازیر شد. مقادیر هنگفت این فلزات گرانبها اروپا را خیره ساخت و اسپانیا را بزرگترین دولت مقتدر اروپا کرد. این طلاها و نقرهها در کشورهای دیگر اروپایی هم پخش شد و بدین قرار پول فراوانی برای خرید کالاها و محصولات شرق فراهم شد.
417 سال پس از کمپانی هند شرقی انگلیس امید اخوی: هرکه کاشفان و مکتشفان بزرگ رفتند، به دنبالشان گروه عظیمی از ماجراجویان نیز راه افتادند که مشتاق غارت و چپاول بودند. مخصوصا آن قسمت آمریکا که به چنگ اسپانیاییها افتاد از این گروه غارتگران صدمات بسیار دید. در این ضمن سیل طلا و نقره از پرو و مکزیک به اسپانیا سرازیر شد. مقادیر هنگفت این فلزات گرانبها اروپا را خیره ساخت و اسپانیا را بزرگترین دولت مقتدر اروپا کرد. این طلاها و نقرهها در کشورهای دیگر اروپایی هم پخش شد و بدین قرار پول فراوانی برای خرید کالاها و محصولات شرق فراهم شد. موفقیتهای پرتغال و اسپانیا طبعا تصورات مردم کشورهای دیگر مخصوصا فرانسه و انگلستان و هلند و شهرهای شمالی آلمان را نیز برمیانگیخت. ابتدا آنها هم کوشیدند که از طرف شمال به سوی آسیا و آمریکا بروند و اگر بشود یک راه شمالی از شمال نروژ بهطرف شرق و از طریق جزیره گروئنلند به سوی غرب پیدا کنند اما از این منظور خود کامیاب نشدند، در نتیجه آنها همان راههای دیگران را دنبال کردند. ثروتهای افسانهای شرق و سیاستهای مرکانتیلیستی حاکم بر اروپا، کمپانی هند شرقی انگلیس (BritishEast India Company) را که اواخر دسامبر 1600میلادی با مجوز ملكه الیزابت تأسیس شده بود، بهسوی سواحل شرق کشاند؛ انگلستان نمایندگيهاي بازرگاني خود را در اصفهان، جاسك و شیراز تأسیس کرد و از این طریق بر تكاپوهاي عناصر خود در کرانههاي خلیجفارس نظارت کرد. بدین ترتیب این کشور که به انگیزه تجارت وارد منطقه آبهای شرق شده بود، با کوتاه کردن دست رقبای اروپایی خود از صحنه تجاری شرق، بهتدریج به عرصه سیاسی گام نهاد و با گسترش دامنه نفوذ خود، امور خلیجفارس را به دست گرفت. همزمان با اکتشافات جغرافیایی اواخر قرن پانزده میلادی (نهم ه.ق) و بهرهگیری از راههای نو با انگیزه دادوستد که از اهداف دولتهای اروپایی در عصر جدید بهشمار میرفت، شرایط حاکم بر خلیجفارس دگرگون شد و ساختارهای پیشین که باعث رونق تجارت و دریانوردی آزاد برای همگان بود، از میان رفت. این امر درنهایت به بروز و تداوم فرآیندی منجر شد که نتیجه آن کمرنگ شدن تسلط سیاسی و اقتصادی ایران بر خلیجفارس، براساس شیوه عمل استعماری اروپاییان بود. کمپانی هند شرقی پس از سقوط صفویه، بهویژه پس از قتل نادرشاه با برتری نظامی، بهتدریج گستره تجارت دریایی در منطقه خلیجفارس را در اختیار گرفت. سیاست نمایندگان کمپانی هند شرقی انگلیس در خلیجفارس، از عملكرد دولت متبوعه خود در اروپا و هندوستان تأثیر میپذیرفت که مقصد نهایی آن سیادت و برتری سیاسی- اقتصادی، در جهان آن روزگار بود؛ بهگونهای که ویلیام پیت نخستوزیر بریتانیا، اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 میلادی، همواره پیرو دو نظریه بود؛ «تقویت و تحكیم بازرگانی امپراتوری مستعمراتی بریتانیا» و «برتری قدرت نظامی و دریایی آن در سطح جهان». بهنظر پیت وقتی منافع تجاری به مخاطره افتد، باید از آن دفاع کرد یا نابود شد. استراتژی عمده او نیز تسلط بر آبها و افزایش منافع بریتانیا بود که این کار در کنار سوداگری و داشتن موضع برتر در قبال دولتهای دیگر برای تثبیت رأی انگلستان، سیاست جامع بریتانیا را تشكیل میداد. در مجموع میتوان گفت در راستای همین سیاست تجاوزکارانه بود که دخالت در امور کشورهای مجاور از جمله ایران و افغانستان را به بهانه حفظ حدود قلمرو مستعمراتی خود از دستبرد سایر کشورهای رقیب حق مشروع خود تلقی کردند و ایران در آغاز سده نوزدهم بازیچهای بین دو کشور روسیه از طرف شمال و انگلیسیها از طرف جنوب درآمد. درواقع بهتعبیر دقیقتر میتوان گفت کارگزاران کمپانی از ایران بهعنوان فضای حائل و از افغانستان، بهویژه هرات بهعنوان دیوار حائل استفاده کردند.
منبع: جامعه فردا
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید