گفت‌وگو با فرح اصولی : خیام در تصویر كردن شاعر سختی است
|۸:۳۴,۱۳۹۵/۲/۲۸| بازدید : 485 بار


علی مطلب‌زاده : آذر و دی سال گذشته برای نخستین‌بار در ایران نمایشگاهی با محوریت خیام برگزار شد. این نمایشگاه گروهی با عنوان «اسرار ازل، خیام و هنر امروز» در دو نوبت و به مدت دو ماه در گالری راه‌ابریشم برگزار شد. آثاری از هنرمندان ایرانی در قالب‌های‌ نقاشی، عكس، طراحی، مجسمه و ویدیو به نمایش گذاشته شد. فرح اصولی یكی از هنرمندانی بود كه با ارایه پنج اثر در این نمایشگاه گروهی شركت داشت. اصولی در طول سال‌های گذشته تعدادی از آثارش را بر مبنای اشعار شاعران فارسی كار كرده است. این هنرمند پیش از این در سال ٨٦ نمایشگاهی را با عنوان «حافظ» بر مبنای بیش از ٥٠ غزل این شاعر در موزه امام علی (ع) برگزار كرد. نزدیك شدن به ٢٨ اردیبهشت‌ماه و روز بزرگداشت خیام بهانه‌ای شد تا با این هنرمند در مورد خیام و تاثیرپذیری از اشعار این شاعر در نقاشی ایرانی و همچنین امكاناتی كه شعر و ادبیات فارسی در اختیار نقاشان ایرانی قرار داده است به گفت‌وگو بنشینیم.

 با یك پیشینه از توجه به شعر و ادبیات ایران در نقاشی شروع كنیم.
تاریخ نقاشی ما پیوند عمیق و غنی با شعر داشته و حتی در دوره‌هایی به‌واسطه همین پیوند توانست به حیات خودش ادامه دهد. بیشترین استفاده از شعر و توجه به آن در نگارگری ما بوده است. در این مورد به آثار زیادی می‌توان اشاره كرد كه بر اساس اشعار فارسی كار شده و همین مساله باعث شد تا این توجه و تاكید به مینیاتور معاصر ما هم كشیده شود. نمونه مشخصی كه می‌توان مثال زد شاهنامه است كه بارها به شكل مصور منتشر شده است. این توجه و گرایش در ادامه و با آغاز نقاشی مدرن و معاصر ما كمتر شد و با این حساب آثار بسیار كمی را در این مورد می‌توان سراغ گرفت. در این میان باز هم شاهنامه یك مورد استثنا بوده و تعداد زیادی از هنرمندان معاصر ایرانی آثارشان را بر مبنای این اثر خلق كرده‌اند.
 این توجه كم نقاشان ایرانی در سال‌های اخیر به شعر ایرانی چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟
بخش عمده آن به خاطر نگاهی بود كه نقاشی غرب در تفكیك ادبیات از نقاشی داشت. این اتفاق از قرن نوزدهم به بعد و رواج هنر آبستره اهمیت بیشتری هم پیدا كرد و به همین دلیل نقاشی غربی از روایت و داستان فاصله بیشتری گرفت. نقاشی معاصر ایرانی بر مبنای همین نگاه بنیان گذاشته شد و هنرمندان ما هم تحت تاثیر هنر آبستره یا هنر فیگوراتیو غربی كار خودشان را شروع كردند و ادامه دادند. این موضوع بعدتر در هنر ایران تبدیل به یك سنت شد، هر چند  در ادامه بعد از رواج هنر پست‌مدرن در غرب باز هم به ادبیات و مفاهیم موجود در آن توجه شد.
 بازگشت دوباره به ادبیات و توجه به آن در نقاشی ایرانی هم كه در طول سال‌های اخیر شدت بیشتری گرفته ناشی از همین رویكرد بود؟
تقریبا بله. آغاز آن از توجهی بود كه در دنیا به هنر مفهومی می‌شد و هنرمندان ترجیح دادند تا در آثارشان توجه به مفاهیم و روایتگری را هم در نظر بگیرند. غیر از آن در هنر غربی توجه زیادی به هنر مناطق دیگر دنیا از جمله هنر آفریقایی یا هنر آسیا، خاورمیانه و حتی هنر سنتی ایران شد. نتیجه این توجه وارد شدن موضوعات این هنرها به نقاشی غربی بود و بنابراین هر كدام از این هنرها امكانات جدیدی را به تاریخ هنر غربی اضافه كردند. هنر ما هم تحت تاثیر این فضا پیش رفت و هنرمندان ایرانی در آثارشان توجه دوباره‌ای به مفهوم، قصه و روایت داشتند. هرچند باز هم باید به این موضوع اشاره كرد كه این رویكرد جدید هم باعث نشد تا ما شاهد كارهای بیشتری در مورد اشعار شاعران مختلف ایرانی باشیم.
 در میان شاعران ایرانی به غیر از فردوسی، شاید تنها شاعری كه توجه بیشتری به آن شده حافظ بوده است. این توجه خاص به شعر این دو شاعر در مقایسه با توجه كمتر به آثار شاعرانی مثل سعدی و حتی خیام چه دلایلی می‌تواند داشته باشد؟
یكی از مهم‌ترین دلایل شاید حجم كتاب‌هایی است كه از فردوسی یا حافظ منتشر می‌شود. در طول این سال‌ها شعرهای حافظ در قالب كتاب‌های زیادی در ایران چاپ و منتشر شده است. شما در هر خانه ایرانی حتما یك دیوان حافظ را می‌بیند. همین رویكرد باعث می‌شود تا اشعار و آثار این شاعر از طرف عامه هم مورد توجه بیشتری قرار بگیرد و از آن استقبال شود. این موضوع بالطبع شامل آثاری هم كه بر مبنای این اشعار خلق می‌شوند خواهد شد و همین باعث می‌شود تصویرگری شعرهای فردوسی یا حافظ رواج بیشتری داشته باشد. خود من هم در طول این سال‌ها آثار زیادی را بر مبنای شعر این شاعران كار كردم كه نمونه ویژه آن مجموعه حافظ بود. علاوه بر آثاری كه برای نمایشگاه خیام كار كردم در این اواخر حتی تعدادی كار هم بر مبنای اشعار سعدی انجام دادم. بر خلاف تصوری كه هست كار روی اشعار سعدی سخت‌تر از بقیه شاعران است.
 در مورد خیام چطور؟
خیام هم تا حدودی در دسته شاعرانی قرار می‌گیرد كه كار روی اشعارش سختی‌های خاص خودش را دارد، اما باز هم نمی‌توان گفت كار روی اشعار این شاعر واقعا سخت است. به‌طور معمول نقاشی و تصویرگری بر مبنای آثار شاعرانی كه به سمت یك فضای انتزاعی در اشعارشان حركت می‌كنند و شما ردپای یك روایت و داستانی را در اشعارشان حس نمی‌كنید كار سخت‌تری است. در این قبیل اشعار شما از نظر مفهومی عمقی را حس می‌كنید كه در یك تصویر هیچ‌وقت نمی‌توانید تمام آن را به‌خوبی منعكس كنید. به نظر من خیام در تصویر كردن شاعر سختی است. اگر به معدود آثاری كه بر مبنای شعرهای او كار شده (و البته مورد پسند من نیست) نگاه كنید متوجه می‌شوید كه عمدتا هم تصاویری ارایه شده تخت و تا حدودی عاری از مفهوم هستند.
 شما در نمایشگاه گروهی كه سال گذشته با موضوع خیام برگزار شد هم حاضر بودید. به عنوان یكی از هنرمندان حاضر در این نمایشگاه آن را چطور ارزیابی می‌كنید؟
این نمایشگاه با پیشنهاد خانم آناهیتا قباییان، مدیر گالری راه‌ابریشم برگزار شد. ایده خانم قباییان این بود كه بهتر است كارهایی را برای نمایش در خارج از كشور در نظر بگیریم كه به پیشینه فرهنگی و تمدن ما اشاره می‌كنند و با توجه به اینكه خیام شاعر بزرگی بود كه در سراسر جهان هم شناخته شده است در نهایت تصمیم گرفته شد نمایشگاهی با همین موضوع برگزار شود. یكی از نخستین هنرمندانی كه به ایشان پیشنهاد همكاری داد من بودم. آن زمان در امریكا بودم و تا قبل از آن هیچ‌وقت روی شعرهای خیام كار نكرده بودم. اما با این پیشنهاد چند شعر را از خیام در نظر گرفتم و مشخصا پنج اثر را برای ارایه در این نمایشگاه كار كردم. بعدها كه نمایشگاه را دیدم به نظرم رسید برخی از دوستان از كارهای قبلی‌شان كه مرتبط با این موضوع بوده انتخاب كرده و برای این نمایشگاه فرستاده‌اند. حتی بعضی از آثار بودند كه به نظر می‌رسید ربط چندانی به موضوع خیام نداشتند. در كل به نظر من اگر این نمایشگاه فشرده‌تر برگزار می‌شد و آثار كمتری كه البته ارتباط موضوعی بیشتری با این نمایشگاه داشتند به نمایش گذاشته می‌شد می‌توانستیم شاهد نمایشگاه موفقی باشیم.
  شما تعدادی كار بر مبنای شعرهای سعدی انجام داده‌اید، روی اشعار حافظ و خیام هم كار كرده‌اید، آیا هیچ‌وقت تصمیم نگرفتید كه نمایشگاه مفصل‌تری را بر مبنای اشعار شاعران دیگر برگزار كنید؟
نه، هیچ‌وقت به این موضوع فكر نكردم. در نمایشگاه آخرم از اشعار شاملو و فروغ آن هم به شكلی كه مدنظرم بود استفاده كردم. در آثار جدیدم این شعرها را در حاشیه كارها نوشتم و علاوه بر وجه تزیینی به مفاهیم خاصی از آنها هم تاكید داشتم. سعدی از آن دسته شاعرانی است كه خیلی اشعارش را دوست دارم، اما باز هم به این معنا نیست كه در ادامه تصمیم بگیرم روی شعر سعدی و خیام كار بیشتر بكنم. مجموعه جدیدى دارم كه آماده نمایشگاه است و از یكى از بیت‌هاى فروغ یعنی «گوش كن وزش ظلمت را می‌شنوی؟» براى نام این سرى استفاده كرده‌ام. سرى جدید كارهایم هم كه در مرحله طراحی است، بر مبانى یكى دیگر از ابیات فروغ یعنی «همه زخم‌هاى من از عشق است، عشق، عشق، عشق» است.

منبع: اعتماد

 گفت‌وگو با فرح اصولی
خیام در تصویر كردن شاعر سختی است
علی مطلب‌زاده

آذر و دی سال گذشته برای نخستین‌بار در ایران نمایشگاهی با محوریت خیام برگزار شد. این نمایشگاه گروهی با عنوان «اسرار ازل، خیام و هنر امروز» در دو نوبت و به مدت دو ماه در گالری راه‌ابریشم برگزار شد. آثاری از هنرمندان ایرانی در قالب‌های‌ نقاشی، عكس، طراحی، مجسمه و ویدیو به نمایش گذاشته شد. فرح اصولی یكی از هنرمندانی بود كه با ارایه پنج اثر در این نمایشگاه گروهی شركت داشت. اصولی در طول سال‌های گذشته تعدادی از آثارش را بر مبنای اشعار شاعران فارسی كار كرده است. این هنرمند پیش از این در سال ٨٦ نمایشگاهی را با عنوان «حافظ» بر مبنای بیش از ٥٠ غزل این شاعر در موزه امام علی (ع) برگزار كرد. نزدیك شدن به ٢٨ اردیبهشت‌ماه و روز بزرگداشت خیام بهانه‌ای شد تا با این هنرمند در مورد خیام و تاثیرپذیری از اشعار این شاعر در نقاشی ایرانی و همچنین امكاناتی كه شعر و ادبیات فارسی در اختیار نقاشان ایرانی قرار داده است به گفت‌وگو بنشینیم.

 با یك پیشینه از توجه به شعر و ادبیات ایران در نقاشی شروع كنیم.
تاریخ نقاشی ما پیوند عمیق و غنی با شعر داشته و حتی در دوره‌هایی به‌واسطه همین پیوند توانست به حیات خودش ادامه دهد. بیشترین استفاده از شعر و توجه به آن در نگارگری ما بوده است. در این مورد به آثار زیادی می‌توان اشاره كرد كه بر اساس اشعار فارسی كار شده و همین مساله باعث شد تا این توجه و تاكید به مینیاتور معاصر ما هم كشیده شود. نمونه مشخصی كه می‌توان مثال زد شاهنامه است كه بارها به شكل مصور منتشر شده است. این توجه و گرایش در ادامه و با آغاز نقاشی مدرن و معاصر ما كمتر شد و با این حساب آثار بسیار كمی را در این مورد می‌توان سراغ گرفت. در این میان باز هم شاهنامه یك مورد استثنا بوده و تعداد زیادی از هنرمندان معاصر ایرانی آثارشان را بر مبنای این اثر خلق كرده‌اند.
 این توجه كم نقاشان ایرانی در سال‌های اخیر به شعر ایرانی چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟
بخش عمده آن به خاطر نگاهی بود كه نقاشی غرب در تفكیك ادبیات از نقاشی داشت. این اتفاق از قرن نوزدهم به بعد و رواج هنر آبستره اهمیت بیشتری هم پیدا كرد و به همین دلیل نقاشی غربی از روایت و داستان فاصله بیشتری گرفت. نقاشی معاصر ایرانی بر مبنای همین نگاه بنیان گذاشته شد و هنرمندان ما هم تحت تاثیر هنر آبستره یا هنر فیگوراتیو غربی كار خودشان را شروع كردند و ادامه دادند. این موضوع بعدتر در هنر ایران تبدیل به یك سنت شد، هر چند  در ادامه بعد از رواج هنر پست‌مدرن در غرب باز هم به ادبیات و مفاهیم موجود در آن توجه شد.
 بازگشت دوباره به ادبیات و توجه به آن در نقاشی ایرانی هم كه در طول سال‌های اخیر شدت بیشتری گرفته ناشی از همین رویكرد بود؟
تقریبا بله. آغاز آن از توجهی بود كه در دنیا به هنر مفهومی می‌شد و هنرمندان ترجیح دادند تا در آثارشان توجه به مفاهیم و روایتگری را هم در نظر بگیرند. غیر از آن در هنر غربی توجه زیادی به هنر مناطق دیگر دنیا از جمله هنر آفریقایی یا هنر آسیا، خاورمیانه و حتی هنر سنتی ایران شد. نتیجه این توجه وارد شدن موضوعات این هنرها به نقاشی غربی بود و بنابراین هر كدام از این هنرها امكانات جدیدی را به تاریخ هنر غربی اضافه كردند. هنر ما هم تحت تاثیر این فضا پیش رفت و هنرمندان ایرانی در آثارشان توجه دوباره‌ای به مفهوم، قصه و روایت داشتند. هرچند باز هم باید به این موضوع اشاره كرد كه این رویكرد جدید هم باعث نشد تا ما شاهد كارهای بیشتری در مورد اشعار شاعران مختلف ایرانی باشیم.
 در میان شاعران ایرانی به غیر از فردوسی، شاید تنها شاعری كه توجه بیشتری به آن شده حافظ بوده است. این توجه خاص به شعر این دو شاعر در مقایسه با توجه كمتر به آثار شاعرانی مثل سعدی و حتی خیام چه دلایلی می‌تواند داشته باشد؟
یكی از مهم‌ترین دلایل شاید حجم كتاب‌هایی است كه از فردوسی یا حافظ منتشر می‌شود. در طول این سال‌ها شعرهای حافظ در قالب كتاب‌های زیادی در ایران چاپ و منتشر شده است. شما در هر خانه ایرانی حتما یك دیوان حافظ را می‌بیند. همین رویكرد باعث می‌شود تا اشعار و آثار این شاعر از طرف عامه هم مورد توجه بیشتری قرار بگیرد و از آن استقبال شود. این موضوع بالطبع شامل آثاری هم كه بر مبنای این اشعار خلق می‌شوند خواهد شد و همین باعث می‌شود تصویرگری شعرهای فردوسی یا حافظ رواج بیشتری داشته باشد. خود من هم در طول این سال‌ها آثار زیادی را بر مبنای شعر این شاعران كار كردم كه نمونه ویژه آن مجموعه حافظ بود. علاوه بر آثاری كه برای نمایشگاه خیام كار كردم در این اواخر حتی تعدادی كار هم بر مبنای اشعار سعدی انجام دادم. بر خلاف تصوری كه هست كار روی اشعار سعدی سخت‌تر از بقیه شاعران است.
 در مورد خیام چطور؟
خیام هم تا حدودی در دسته شاعرانی قرار می‌گیرد كه كار روی اشعارش سختی‌های خاص خودش را دارد، اما باز هم نمی‌توان گفت كار روی اشعار این شاعر واقعا سخت است. به‌طور معمول نقاشی و تصویرگری بر مبنای آثار شاعرانی كه به سمت یك فضای انتزاعی در اشعارشان حركت می‌كنند و شما ردپای یك روایت و داستانی را در اشعارشان حس نمی‌كنید كار سخت‌تری است. در این قبیل اشعار شما از نظر مفهومی عمقی را حس می‌كنید كه در یك تصویر هیچ‌وقت نمی‌توانید تمام آن را به‌خوبی منعكس كنید. به نظر من خیام در تصویر كردن شاعر سختی است. اگر به معدود آثاری كه بر مبنای شعرهای او كار شده (و البته مورد پسند من نیست) نگاه كنید متوجه می‌شوید كه عمدتا هم تصاویری ارایه شده تخت و تا حدودی عاری از مفهوم هستند.
 شما در نمایشگاه گروهی كه سال گذشته با موضوع خیام برگزار شد هم حاضر بودید. به عنوان یكی از هنرمندان حاضر در این نمایشگاه آن را چطور ارزیابی می‌كنید؟
این نمایشگاه با پیشنهاد خانم آناهیتا قباییان، مدیر گالری راه‌ابریشم برگزار شد. ایده خانم قباییان این بود كه بهتر است كارهایی را برای نمایش در خارج از كشور در نظر بگیریم كه به پیشینه فرهنگی و تمدن ما اشاره می‌كنند و با توجه به اینكه خیام شاعر بزرگی بود كه در سراسر جهان هم شناخته شده است در نهایت تصمیم گرفته شد نمایشگاهی با همین موضوع برگزار شود. یكی از نخستین هنرمندانی كه به ایشان پیشنهاد همكاری داد من بودم. آن زمان در امریكا بودم و تا قبل از آن هیچ‌وقت روی شعرهای خیام كار نكرده بودم. اما با این پیشنهاد چند شعر را از خیام در نظر گرفتم و مشخصا پنج اثر را برای ارایه در این نمایشگاه كار كردم. بعدها كه نمایشگاه را دیدم به نظرم رسید برخی از دوستان از كارهای قبلی‌شان كه مرتبط با این موضوع بوده انتخاب كرده و برای این نمایشگاه فرستاده‌اند. حتی بعضی از آثار بودند كه به نظر می‌رسید ربط چندانی به موضوع خیام نداشتند. در كل به نظر من اگر این نمایشگاه فشرده‌تر برگزار می‌شد و آثار كمتری كه البته ارتباط موضوعی بیشتری با این نمایشگاه داشتند به نمایش گذاشته می‌شد می‌توانستیم شاهد نمایشگاه موفقی باشیم.
  شما تعدادی كار بر مبنای شعرهای سعدی انجام داده‌اید، روی اشعار حافظ و خیام هم كار كرده‌اید، آیا هیچ‌وقت تصمیم نگرفتید كه نمایشگاه مفصل‌تری را بر مبنای اشعار شاعران دیگر برگزار كنید؟
نه، هیچ‌وقت به این موضوع فكر نكردم. در نمایشگاه آخرم از اشعار شاملو و فروغ آن هم به شكلی كه مدنظرم بود استفاده كردم. در آثار جدیدم این شعرها را در حاشیه كارها نوشتم و علاوه بر وجه تزیینی به مفاهیم خاصی از آنها هم تاكید داشتم. سعدی از آن دسته شاعرانی است كه خیلی اشعارش را دوست دارم، اما باز هم به این معنا نیست كه در ادامه تصمیم بگیرم روی شعر سعدی و خیام كار بیشتر بكنم. مجموعه جدیدى دارم كه آماده نمایشگاه است و از یكى از بیت‌هاى فروغ یعنی «گوش كن وزش ظلمت را می‌شنوی؟» براى نام این سرى استفاده كرده‌ام. سرى جدید كارهایم هم كه در مرحله طراحی است، بر مبانى یكى دیگر از ابیات فروغ یعنی «همه زخم‌هاى من از عشق است، عشق، عشق، عشق» است.

منبع: اعتماد

 

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما