روشنفكری كه نوگرایی ایتالیا را روایت كرد

1393/2/16 ۰۹:۱۷

روشنفكری كه نوگرایی ایتالیا را روایت كرد

شب «لوییجی پیراندللو» عنوان صد و پنجاه و هشتمین شب از شب‌های مجله بخارا بود كه با همكاری بنیاد فرهنگی ملت، مدرسه ایتالیایی‎ها (پیترو دلاواله) و كتاب خورشید عصر چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 در محل مدرسه با حضور سفیر ایتالیا، لوكا جانسانتی برگزار شد. علی دهباشی در ابتدای این نشست از شب‎های دیگری سخن گفت كه با همكاری همین مدرسه به نویسندگان، هنرمندان و اندیشمندان ایتالیا اختصاص یافته است همچون شب سیلونه، ویوالدی، داوینچی، گالیله و...

 

شب «لوییجی پیراندللو» عنوان صد و پنجاه و هشتمین شب از شب‌های مجله بخارا بود كه با همكاری بنیاد فرهنگی ملت، مدرسه ایتالیاییها (پیترو دلاواله) و كتاب خورشید عصر چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 در محل مدرسه با حضور سفیر ایتالیا، لوكا جانسانتی برگزار شد. علی دهباشی در ابتدای این نشست از شبهای دیگری سخن گفت كه با همكاری همین مدرسه به نویسندگان، هنرمندان و اندیشمندان ایتالیا اختصاص یافته است همچون شب سیلونه، ویوالدی، داوینچی، گالیله و...

این نشست با سخنرانی سفیر ایتالیا لوكا جانسانتی شروع شد كه حانیه اینانلو سخنان وی را به فارسی برگرداند: امروز درباره لوییجی پیراندللو، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایتالیایی صحبت می‌كنیم كه در سال 1934 برنده جایزه نوبل ادبی شد. مایلم تاملاتی چند در باب قرابت پیراندللو با حوادث بعضا دراماتیك ایتالیای قرن بیستم را مطرح كنم. پیراندللو در جزیره سیسیل متولد شد و سپس به رم نقل مكان كرد و تا پایان عمر آنجا ماند. حیات او دستخوش حوادث ناگواری بود كه تاریخ قرن بیستم را رقم زدند. جنگ جهانی اول كه در 28 ژوئن 1984 شروع شد و امسال 100 سال از آن تاریخ می‌گذرد: این جنگ زندگی شخصی نویسنده بزرگ سیسیلی را نیز تحت تاثیر قرار داد، به این ترتیب كه باعث تشدید بیماری عصبی همسر وی شد تا حدی كه در سال 1919 در یك كلینیك تخصصی بستری شد و در سال 1959‌دار فانی را وداع گفت. لوئیجی پیراندللو مانند روشنفكران دیگر عصر خود به جرگه فاشیست‌ها پیوست، اگرچه شوخ طبعی تلخ وی ابدا به مذاق سیاست‌های فرهنگی پیشوای فاشیزم خوش نمی‌آمد.

او حتی در پایان زندگی خویش، مراسم خاكسپاری رسمی نخواست، موضوعی كه می‌تواند نشانه فاصله‌گیری شدید او از رژیمی باشد كه می‌خواست كفن و دفن برنده جایزه نوبل ادبی را تحت یك مراسم دولتی با شكوه هرچه بیشتر برگزار كند. او این‌گونه وصیت كرده بود: «با درشكه پایین دستان جامعه مرا به گورستان ببرید، از همان‌هایی كه فقرا استفاده می‌كنند. عریان. هیچ كس بدرقه‌ام نكند، نه اقوام و نه دوستان. فقط درشكه، اسب، درشكه چی و تمام. جسدم را بسوزانید». اما تعبیر دیگر این حركت پیراندللو این است كه «نسبی‌گرایی اگزیستانسیالیستی»‌اش باعث دوری او از دین‌داری سنتی شده بود. همین رفتار نیز بیانگر این است كه شخصیت او تا چه حد پیچیده بود. یك روشنفكر ایتالیایی كه كاملا‌ زاده عصر خود و تناقضات آن بود، كسی كه قادر بود نوگرایی- یا پروسه نو‌سازی- ایتالیا را تفسیر كند، كاری كه البته از كمتر كسی ساخته بود.

روزنامه اعتماد

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: