نشانه‌شناسی خط

1393/2/7 ۰۹:۳۲

نشانه‌شناسی خط

در جهانی از نشانه‌ها زندگی می‌کنیم؛ هر روز صبح با صدایی برمی‌خیزیم، لب می‌گشاییم و نخستین ارتباط را برقرار می‌کنیم، رمزگانی را انتقال می‌دهیم که آن را کسب کرده‌ایم. دایره معنا امروز همه را در بر گرفته است و همگان می‌خواهند بدانند تا باشند، من نیز می‌خواهم بدانم تا باشم. اسرار در دل تاریخ نهفته است، تاریخ پلی است که ما را به گذشته مرتبط می‌کند، بر ما مسیری را روشن می‌سازد که با مطالعه و آموختن از آن می‌توان دانسته‌های جدیدی را بیان کرد. دانستن درباره خط نیز از این قاعده مستثنا نیست و علاوه بر بعد ارتباطی خط، سیر پیدایش آن را نیز باید جست‌وجو کرد.

 

روایت‌های تصویری از گفتار

 

 افسانه درویش-  مزدک شکری کیانی: در جهانی از نشانه‌ها زندگی می‌کنیم؛ هر روز صبح با صدایی برمی‌خیزیم، لب می‌گشاییم و نخستین ارتباط را برقرار می‌کنیم، رمزگانی را انتقال می‌دهیم که آن را کسب کرده‌ایم. دایره معنا امروز همه را در بر گرفته است و همگان می‌خواهند بدانند تا باشند، من نیز می‌خواهم بدانم تا باشم. اسرار در دل تاریخ نهفته است، تاریخ پلی است که ما را به گذشته مرتبط می‌کند، بر ما مسیری را روشن می‌سازد که با مطالعه و آموختن از آن می‌توان دانسته‌های جدیدی را بیان کرد. دانستن درباره خط نیز از این قاعده مستثنا نیست و علاوه بر بعد ارتباطی خط، سیر پیدایش آن را نیز باید جست‌وجو کرد.

در گستره‌ تاریخ، زمان و مکان خاصی به پیدایش خط اختصاص نیافته و تنها از منظر انسان تاریخ‌باور که موجودی توسعه‌یافته و دارای تفکری مبتنی بر تغییر و پیشرفت است، به بررسی و چگونگی ظهور خط که نشانی از انسان اندیشه‌ورز بوده، پرداخته شده است.

در رساله‌های تاریخ، انسان‌ اندیشه‌ورز به عنوان مبدأ پیدایش خط شناخته شده است اما گستره‌ جغرافیایی و زمانی خاصی را به او نسبت نداده‌اند و تنها او را نخستین صورت انسانی دانسته‌اند که در پی پیشرفت، به کسب توانایی‌های جدیدی پرداخته است و در این سیر، گفتار به واسطه زندگی جمعی و نیاز دوره جدید شکل می‌یابد. انسان اولیه در پی تسلط بر دنیای اطراف خویش است و یکی از نخستین مهارت‌هایی که طی این تحول طولانی از دوران کهن حاصل می‌شود، گفتار است برای برقراری ارتباط با دیگران اما محدودیت گفتار در آنیت و خطاپذیری حافظه آدمی، او را بر آن می‌دارد تا بیندیشد که چگونه می‌تواند آن را از مکان و زمان فراتر برد. برای رفع این نیاز جدید خود همتایی را برای گفتار برمی‌گزیند و نشانه‌هایی دیداری برای گفتار می‌سازد. در پی انتقال منویات و تفکرات به دیگران، شناختی به دست می‌آید که ماحصل نشانه‌های گفتار است.

برای بررسی و شناخت چیستی و ماهیت خط، زبان‌شناسان آن را به لحاظ رسانه‌ای بررسی کرده‌ و دریافته‌اند که خط در سیر اجرایی خود متشکل از دو رسانه شنیداری و دیداری است. از نظر دریدا نوشتار یک یادافزار است و جایگزینی است برای حافظه خوب، حافظه خودانگیخته که دلالت به فراموشی دارد و چون از رسانه شنیداری سرچشمه گرفته و عاملی برای تثبیت آن بوده، بدیهی است که رسانه‌های شنیداری با صوت سروکار دارند. اصوات بار معنایی دارند و مفهومی را انتقال می‌دهند؛ البته مشروط بر آن‌که ترجمه‌پذیر باشند. این ترجمه صورت قراردادی از صوت است که به عنوان نشانه‌ای انتزاع‌یافته شناخته می‌شود. نشانه صورت و ترجمه‌ای است از بیان موضوع، حالت یا وضعیتی که دارای معناست و بنا بر قراردادی مابین گروهی پذیرفته می‌شود.

هر صوتی می‌تواند نشانه باشد؛ مشروط بر آن‌که به لایه‌ای متنی و به مثابه نشانه دریافت شود. تردیدی نیست که رمزگان مذکور فقط از طریق رسانه شنیداری به متن تبدیل می‌شوند ولی تنها صوتی به متن تبدیل می‌شود که در رسانه گفتار که زیرمجموعه رسانه شنیداری است، قرار گیرد. گفتار مهم‌ترین رسانه شنیداری نظام‌های ارتباطی است که از طریق آن متونی که در رمزگان زبان تولید و دریافت می‌شوند، عینیت می‌یابند. از این روست که آدمیان، اصوات زبانی را از طریق نظام واجی زبان و در درون رمزگان زبان تمایزهای نشانه‌ای دور و در نتیجه تمایزهای معنایی را به وجود می‌آورند.

 رسانه‌های دیداری را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد؛ نخست نوشتار و دیگری تصویر. نوشتار رسانه‌ای دیداری است و ارتباط تنگاتنگی با زبان و زیربنای آن یعنی صوت دارد و ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن در ارتباط‌های زبانی، از نوشتار رسانه‌ای کاملاً متمایز به وجود آورده و به آن جایگاهی ویژه بخشیده است، بسیار فراتر از آن‌که صرفاً افزوده‌ای بصری برای گفتار باشد. زبان ممکن است در حافظه آدمی محو و گاه فراموش شود اما نوشتار در دل زمان جای می‌گیرد. در مجموع شاید بتوان گفت که رمزگان زبان در دو رسانه اصلی امکان بیان فیزیکی می‌یابد که یکی گفتار و دیگری نوشتار است.

نوشتار تجلی دیداری زبان است. نوشتار علاوه بر این‌که به‌ظاهر در خطوط الفبایی بازنمود آواهای گفتار است ـ و این نیز به‌جز در خط‌های واج‌نگاری هیچ گاه به‌طور کامل رخ نمی‌دهد ـ دارای رمزگانی رسانه‌ای است.

      نوشتار دارای دو ویژگی صوری و جوهری است. ویژگی‌های صوری بر علائم سجاوندی(، - ().: -؛,...)، شکل و ظاهر حروف، نوع قلم و اندازه و رنگ دلالت می‌کنند و ویژگی‌های جوهری نوشتار افزوده‌ای بر گفتار است. یادافزار بودن مکانی برای ذخیره پیام‌ها و ویژگی‌هایی از این نوع دلالت می‌کند.

دریدا چنین می‌گوید: «نوشتار قابلیت آن را دارد که زمینه‌ساز سیلان و وفور معانی شود؛ مشروط بر آن‌که زنجیره کارکردهای دلالت‌گر آن قطع نشود و به‌اصطلاح هنوز کنش و خوانش داشته باشد. این موضوع سبب می‌شود که نوشتار به عنوان نشانه‌ای سمبلیک برای گفتار نقش ایفا کند.> فردینان دو سوسور زبان‌شناس سوئیسی به نشانه‌شناسی زبان می‌پردازد، از دید او نشانه‌ها تشکیل شده‌اند از: دال: تصور صوتی، مدلول: مفهومی که دال بر آن دلالت می‌کند. او واحدهای تشکیل‌دهنده زبان را منفک کرده و پس از مطالعه ماهیت نشانه زبانی، آن را با دو وجه جدایی‌ناپذیر دال (اصوات‌)‌و‌ مدلول ‌(مفهوم) مرتبط می‌داند. با توجه به این شناخت، خط را این گونه می‌توان توصیف کرد: بخشیدن بیان تصویری و مکتوب کردن آواهای زبانی یا مفهومی که دال بر آن دلالت می‌کند. خط ابژه‌ای است که در جریانی تاریخی پدید آمده و نوشتار پدیده‌ای انسانی است که تمامی ویژگی‌های آنی را در خود جمع کرده است.

اغلب مردم‌شناسان بر این باورند که انسان همواره در پی بیان حقیقت ارزش‌های انسانی بوده است و در این مسیر با یاری جستن از تصویر، نوشتار و زبان به بیان عقاید و مفاهیم هنر و زندگی خویش پرداخته و آن را برای آیندگان تفسیر می‌کند. زمانی برای این تفسیر، محقق به سراغ زبان‌شناسی آمده و با شناخت نشانه‌های زبانی و با تکیه بر نظریات زبان‌شناسانی همچون سوسور عنوان می‌کند که نشانه‌های زبانی نه یک شیء را به یک نام بلکه یک مفهوم را به یک تصور صوتی پیوند می‌دهند.

نشانه کلیتی است ناشی از پیوند دال و مدلول، دال بدون مدلول یا به عبارتی دالی که به هیچ مفهومی دلالت نکند، صدایی گنگ بیش نیست و مدلولی که هیچ دالی برای دلالت بر آن وجود نداشته باشد، امکان ندارد و قابل دریافت و شناخت نیست. در تقابل نشانه‌شناسی سوسوری، چارلز ساندز پیرس نظر خود را درباره نماد این گونه بیان می‌کند: «نمادها دال مشابه مدلول هستند و این رابطه آموختنی است. از جمله نشانه‌های نمادین زبان می‌توان به جغرافیای زبان‌های خاص، حروف الفبا یا نشانه‌های سجاوندی، واژه‌ها، عبارات و جمله‌ها اشاره کرد. در پی این شناخت می‌توان خط را با عامل دیگری همچون اسطوره مرتبط دانست.»

اسطوره نوعی روایت خودانگیخته است که در آن واقعیت‌های روانی به زبانی ملموس و بیشتر در قالب دراماتیک به بیان درمی‌آیند. اسطوره نماد زندگی پیش از دوران دانش و صنعت و نشان شخصی روزگاران باستان است. اسطوره‌ها  روایاتی هستند که از طبیعت و ذهن انسان بدوی ریشه گرفته‌اند و برآمده از رابطه دوسویه این دو هستند. اسطوره نقل‌کننده سرگذشت مینوی و قدسی است. راوی واقعیاتی است که در زمان نخستین، زمان آغازین بداهت همه چیز رخ داده و همه گاه متضمن روایت یک خلقت بوده است. شخصیت‌های اسطوره موجودهای فراطبیعی هستند و تنها به دلیل کارهایی که در زمان سرآغاز انجام داده‌اند، شهرت دارند. اما رولان بارت نیز نظریه تازه‌ای درباره مفهوم اسطوره دارد. از دید او اسطوره‌ها ایدئولوژی‌های غالب دوران ما هستند. آنچه وی اسطوره نامیده است، با دلالت ضمنی ارتباط بسیار دارد. هر واژه ممکن است علاوه بر معنای تحت‌اللفظی‌اش ـ معنای صریح آن ـ معنایی ضمنی نیز داشته باشد. اسطوره بر اساس نیت تعریف می‌شود نه به موجب معنای حقیقی‌اش. در واقع اسطوره پیوند باستانی با معنای ضمنی نشانه‌ها دارد.

در نشانه‌شناسی معنای صریح و ضمنی در حقیقت مفاهیمی هستند که با رابطه دال و مدلول سروکار دارند. دو نوع مدلول از هم متمایز می‌شوند؛ مدلول صریح و مدلول ضمنی. معمول آن است که معنای صریح را با عباراتی چون معنای مبتنی بر تعریف تحت‌اللفظی و معنای بدیهی یا معنای مبتنی بر دریافت عام توصیف می‌کنند. عبارت معنای ضمنی به تداعی‌های اجتماعی، فرهنگی و شخصی (ایدئولوژی، عاطفی و...) نشانه اشاره می‌کند.

رولان بارت معتقد است: «معنای صریح نخستین معنی از یک موضوع استنباط‌شده نیست، بلکه بر اساس موقعیت و ترجمه‌ای که از آن صورت گرفته چنین به نظر رسیده است.» بر اساس این گفته، وهم معنای صریح در واقع از معنای صریح و ضمنی آن نشأت گرفته و آن را با تاریخ مرتبط می‌کند. بدیهی است هنگام صحبت از معنای صریح و معنای ضمنی باید از اسطوره نیز نام برد و آن را با رسانه‌های دیداری و شنیداری مرتبط دانست. اسطوره، تاریخ را به طبیعت مبدل می‌کند. اسطوره چیزی را نفی و انکار نمی‌کند اما صورتی ناب و ساده به آن می‌دهد، همچنین وقایع را توجیه‌پذیر و با طبیعت مرتبط می‌کند. او مراتب دلالت یعنی دلالت صریح و ضمنی را در تلفیق با یکدیگر پدیدآورنده ایدئولوژی می‌داند که دیگران آن را مرتبه سوم دلالت دانسته‌اند.» وی معتقد است که اسطوره نوعی نظام ارتباطی یعنی یک پیام است. بر این اساس به این دریافت می‌رسیم که اسطوره نمی‌تواند یک شیء یا مفهوم یا یک فکر باشد، بلکه اسطوره یک منش دلالت است، یک صورت یا فرم است. او اسطوره را گفتار می‌داند و عقیده دارد هر چیزی می‌تواند اسطوره باشد؛ مشروط بر آن‌که از طریق یک گفتمان انتقال داده شود. اسطوره نه به موجب ابژه پیامش بلکه بر اساس روش بیان این پیام تعریف می‌شود.

اسطوره‌ها در نشانه‌شناسی نقش طبیعت‌سازی دارند، امور فرهنگی را طبیعی جلوه می‌دهند و تلاش می‌کنند باورهای فرهنگی، طبیعی و فاقد زمان را مبتنی بر عقل سلیم کنند تا در نظر ما بازتابی عینی و حقیقی یابند. اسطوره‌ها همچون نشانه‌ها تقسیم‌پذیرند و در بخش‌های خود گسترش یافته و با عناصر گوناگونی پیوند خورده‌اند. در این بین اسطوره‌های نمادین را می‌توان با حروف مرتبط دانست که زیرمجموعه‌ای از صورت اقتباسی اسطوره‌اند. اسطوره‌های نمادین ابداعاتی متضمن مقصود هستند، همچون تمثیل‌ها، حکایات و قصه‌ها که ابزار بیانی آن‌ها زبان و یا تصویر است که ریشه پیدایش خط‌اند.

خط با توجه به ناقل بودن، به موضوعات بیانی تصویری می‌بخشد. با توجه به کارکرد و جایگاهش می‌توان آن را به اسطوره نسبت داد. برای آشکار کردن اسطوره در خط، بایستی با توجه به شکل و نحوه پیدایش و بیان موضوع هویت خاصی را ارائه کرد. همچون الواح مردگان در مصر باستان که برای بیان موضوعی فراطبیعی (مرگ) از نگارش استفاده می‌کردند. اسطوره‌ها همواره با ما زیسته‌اند، تنها نحوه بیان آن‌ها در گذر زمان تغییر کرده است.

در روزگار ما همچون گذشته خط ابزاری برای برقراری ارتباط و بیان درونیات است؛ با این تفاوت که دیگر تنها وظیفه نگارش را بر عهده ندارد و عرصه گسترده‌تری را به خود اختصاص داده است. شناخت ریشه‌های خط ما را با دنیایی روبه‌رو می‌کند که سرشار از نشانه‌هاست، خط در مسیر خود گاه فرمی در تزئین بنا، عنوان، متن و... است که البته همه می‌توانند متضمن مفهوم باشند تا دیده و خوانده شوند که ماهیت خط معناست که به واسطه نگاشته شدن انتقال داده می‌شود اما منظر حروف در دل تاریخ دگرگون شده و اشکال گوناگونی یافته تا به امروز رسیده است. بر ماست که در حفظ این میراث با آموختن آن بکوشیم و بدانیم که اشکالی که از آن با عنوان خط یاد می‌شود، چیست. امید است چیستی و ماهیت خط در زمان بر ما روشن شود.

روزنامه ایران

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: