لری خرم آبادی
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
سه شنبه 12 آبان 1405
https://cgie.org.ir/fa/article/287170/لری-خرم-آبادی
چاپ نشده
لری خرمآبادی / lori-ye xorramâbâdi/ ، از گویشهای ایرانی نو جنوب غربی، که بیشتر در شهر خرمآباد، مرکز استان لرستان، گویشور دارد. گروهی از پژوهشگران، مانند کالین مکینون («زبان ... »، 465-466)، لری را به دو گروه شمالی و جنوبی تقسیم کردهاند که اولی با عنوان لر کوچک و دومی لر بزرگ شناخته میشوند. براساس این تقسیمبندی، خرمآبادی، گیانی، چگنی و بالاگریوهای در زمرۀ گویشهای شمالی زبان لری قرار میگیرند و گویشوران آن در جنوب استان همدان، لرستان، جنوب ایلام، شرق کرمانشاه و شمال غربی خوزستان پراکندهاند. به نوشتۀ سکندر اماناللٰهی (ص 55)، لرها را میتوان به دو گروه خاوری و باختری تقسیم کرد که مرز طبیعی بین این دو گروه رود دز، یا به گفتۀ لرها، رودخانۀ سزار است؛ لری خرمآبادی در کنار گویشهایی مانند نهاوندی، بروجردی، سیلاخوری، ملایری، تویسرکانی و همچنین گویش برخی از نواحی استان ایلام و شمال خوزستان، در گروه باختری قرار میگیرد. پیر لکوک (ص 563)، ضمن بررسی گویشهای جنوب غرب ایران، گویشهای لری را به دو دستۀ گویشهای لر بزرگ و گویش لر کوچک یا فیلی با مرکزیت فرهنگی خرمآباد تقسیم میکند. به گفتۀ اریک آنونبی (ص 184)، لری را میتوان به این 3 گروه دستهبندی کرد: «لرستانی»، شامل خرمآبادی، بروجردی، نهاوندی، لری اندیمشک و لهجههای محلی؛ «بختیاری»؛ «لری جنوبی».شهرستان خرمآباد با مختصات °48 و ´33 و شمالی °35 و ´48 شرقی و در ارتفاع 478‘11متری، مرکز استان لرستان است و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در 1395 ش، حدود 830‘380 تن در منطقۀ شهری آن سکونت داشتهاند (نک : «درگاه ... »، بش ). این شهرستان 986‘4 کیلومتر مربع مساحت دارد و براساس فهرست تقسیمات کشوری 1401 ش، از 4 بخش مرکزی، زاغه، پاپی و بیرانوند، 17 دهستان و 4 شهر خرمآباد، سپیددشت، زاغه و بیرانشهر تشکیل شده است. خرمآباد از شمال و شمال شرقی به شهرستان سلسله و بروجرد، از شرق و جنوب شرقی به درود و الیگودرز، از جنوب به اندیمشک در استان خوزستان و از غرب و جنوب غربی به کوهدشت و پلدختر محدود میشود (نک : «پایگاه ... »، بش ).
در کتابهای قدیمی جغرافیایی نشانی از نام خرمآباد نیست؛ هرچند مقدسی (ص 601) در سدۀ 4 ق/ 10 م به جراناباذ در نزدیکی همدان، طاق سعید، جوراب و کرج اشاره کرده است، برخی از پژوهشگران بر این گماناند که شاید خرمآباد همان شاپورخواست باشد؛ چنانکه در برخی از قدیمیترین کتابهای جغرافیای تاریخی، ازجمله سفرنامۀ ابنحوقل (ص 102)، که حدود 350 ق/ 971 م نوشته شده، نام «شابرخاست» در کنار، صیمره/ سیمره و سیروان آمده است و مؤلف از راهی یاد کرده که از ری به شابرخاست میرفته، و شامل ساوه، اوه، بوسته، روذه، همدان، روذراور، نهاوند و لاشتر بوده است (همانجا). حمداللٰه مستوفی در تاریخ گزیده، نوشتهشده در 730 ق/ 1330 م (ص 561)، به 3 شهر آباد لر کوچک به نامهای بروجرد، خرمآباد و شاپورخواست اشاره کرده است. همچنین در نزهة القلوب، تألیف 740 ق (ص 78) از شهرهای تومان لر کوچک، بروجرد و خرمآباد یاد شده، و دربارۀ خرمآباد نوشته شده است: «شهر نیک بود، اکنون خراب است و خرما بسیار است». خواندمیر نیز در حبیب السیر (ص 33). ضمن اشاره به جنایتهای دو تن از فرماندهان مغول، از ویرانکردن خرمآباد به دست یکی از آنان به نام جبه نویان سخن گفته است.
از میان نوشتههایی که در آنها لری خرمآبادی بهطور خاص بررسی شده است، بهترتیب تاریخ، به اینها میتوان اشاره کرد: رحیم احمدی نرگسه، ساخت واژگانی گویش لری خرمآباد و بخش چگنی (پایاننامۀ کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، 1375 ش)؛ نجمالدین شاهرخی، بررسی دستگاه گروه فعلی در گویش لری خرمآباد (پایاننامۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، 1375 ش)؛ یداللٰه سعادتی، بررسی ساختواژی وندهای تصریفی و اشتقاقی گویش لری خرمآبادی (پایاننامۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، 1379 ش)؛ محمد حیدریمقدم، فرآیندهای صرفی ـ واژی در گویش لری خرمآبادی (پایاننامۀ کارشناسی ارشد، 1397 ش). زهرا زرگرانی و ارسلان گلفام نیز با ارائۀ دو مقاله با عنوانهای «حفظ پسوند باستانی -ya- در افعال گویش لری خرمآبادی» و «بررسی ساختواژی فعل biyé در گویش لری خرمآبادی» بهترتیب در سومین همایش ملی میراث زبانی (1400 ش) و ششمین همایش ملی زبانها و گویشهای ایران (1401 ش)، به مواردی در این گویش اشاره کردهاند. مریم رشنو، نگارندۀ این مقاله، در 1403 ش در رسالۀ دکتری خود با عنوان بررسی گویش لری خرمآبادی از دیدگاه زبانشناسی تاریخی، این گونۀ زبانی را ازنظر نظام آوایی، صرفی و نحوی، تحلیل، و سیر تحول آن را از دورۀ میانه بررسی کرده است.افزونبر پژوهشهای اشارهشده، علی حصوری در گزارش گویشهای لری (تهران، 1342 ش)، نمونههایی از چند گویش لرستان، ازجمله نمونههای رایج در خرمآباد، کوهدشت، رومشکان طرحان، نورآباد دلفان و آبدانان دهلران را به دست داده است. حمید ایزدپناه فرهنگ لری را براساس پایاننامۀ کارشناسی ارشد خود، که در آن حدود دو هزار واژۀ لری و لکی را به راهنمایی دکتر منوچهر ستوده گردآوری کرده بود، به چاپ رساند (تهران، 1343 ش)، و پساز چند سال، ادامۀ آن را با عنوان داستانها و زبانزدهای لری و کتابشناسی مثلهای فارسی: از سدۀ 6 ق تاکنون (تهران، 1362 ش) منتشر کرد. کالین مکینون در 2002 م/ 1380 ش، در مقالۀ «گویش خرمآباد و یادداشتهایی تطبیقی دربارۀ دیگر گویشهای لری»، این گویش را بررسی، و به برخی ویژگیهای مشترک آن با دیگر گویشهای موسوم به لری شمالی اشاره کرده است. اریک آنونبی نیز در پایان مقالهای با عنوان «بهروزرسانی لری: شمار زبانها» در 2003 م/ 1381 ش، 227 واژه از 16 گویش مختلف لری، ازجمله لری خرمآبادی، را ارائه کرده است (نک : سراسر اثر). اکبر یاوریان در 1385 ش (خرمآباد)، واژهنامۀ لری را منتشر کرد که در آن، ضمن ارائۀ 12 هزار مدخل لری و ریشهشناسی آنها، این زبان را با زبانهای دیگر، ازجمله کردی، بختیاری، گیل و دیلم، بهدینان کرمان و یزد، سگزی و دشتستانی مقایسه کرده است. ایران کلباسی نیز در فرهنگ توصیفی گونههای زبانی ایران (تهران، 1389 ش)، برخی از ویژگیهای این گونۀ زبانی را ارائه داده است. کرم علیرضایی هم در 1395 ش ساخت آوایی و دستور زبان لری را در 5 فصل منتشر کرده، و در آن به مقایسه و بررسی آوایی، ساختاری و دستوری گویشهای زبان لری در استانهای ایلام، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، فارس، کهگیلویه و بویراحمد، لرستان، هرمزگان و همدان پرداخته است.
لری خرمآبادی افزونبر همخوانهای فارسی معیار، یعنی/ p, b, t, d, k, g, q, f, v, s, z, š, ž, x, h, č, ǰ, m, n, r, l, j/ ، همخوان کناری، نرمکامی، واکدار / lγ/ را نیز دارد که با / l/ ، جفت کمینه میسازد و برای واجبودن آن میتوان به جفت کمینۀ gol «گُل» و golγ «خوشۀ گندم یا جو» و kol «کوتاه» و kolγ «کُند» اشاره کرد (مکینون، «گویش ... »، 107؛ نیز: تحقیقات ... ).واکههای این گویش شامل یک واکۀ مرکب / ow/ و 9 واکۀ سادۀ / a, e, o, i, u, â, ø, ɪ, y/ است. درواقع، این گویش افزونبر واکههای فارسی معیار، 3 واکۀ / ɪ, ø, y/ نیز دارد که / ɪ/ بازماندۀ یای مجهول یا / ē/ دورۀ میانه است و با / i/ ، جفت کمینه میسازد، مانند šɪr «حیوان شیر» و šir «نوشیدنی شیر» (مکینون، همان، 105؛ تحقیقات). همچنین، توالی / ab/ ، / af/ و / aw/ فارسی میانه در لری خرمآبادی به واکۀ / ø/ تبدیل شده است، مانند benøš «بنفش»، køš «کفش». واکۀ / y/ نیز در این گویش دیده میشود که بهسبب ایجاد تمایز معنایی نسبت به / u/ واج مستقلی به شمار میرود و از نمونههای جفت کمینۀ آن میتوان به tyf «تُف، آب دهان» و tif «باران پراکنده» اشاره کرد. گفتنی است که همخوان / n/ در این گویش دو واجگونۀ / ɲ/ مانند meɲo «گاو ماده» و/ ŋ/ مانند nardoŋ «نردبان» دارد (همان).نمونههایی از تحول تاریخی آوایی زبانهای ایرانی جنوب غربی در این گویش عبارتاند از: 1. تحول / dz/ * ایرانی آغازی به -d-، مانند -don «دان ـ » (مادۀ مضارع فعل «دانستن»؛ -dzānā* ایرانی آغازی، -zānā اوستایی، dānā فارسی باستان) (اشمیت، «زبانها ... »، 170). 2. تحول خوشۀ همخوانی sp ایرانی باستان (ću* ایرانی آغازی) به -s- ، مانند sej «سگ» (ایرانی باستان -spaka*، اوستایی -span، فارسی باستان -saka*) (همو، «نگاهی ... »، 63).از میان برخی رخدادهای آوایی این گونۀ گویشی به این موارد میتوان اشاره کرد: 1. دگرگونی خوشۀ همخوانی -ft-* ایرانی باستان به -t- در 3 فعل go.t «گفت»، ra.t «رفت» و gere.t «گرفت» (مکینون، همان، 112-113). در لری بختیاری، ازجمله گونۀ کوهرنگ، نیز / f/ پساز واکه و پیشاز / t/ در 3 فعل یادشده به / h/ تبدیل شده است، مانند rahδen «رفتن»، gohδen «گفتن» و gereδen «گرفتن» (طاهری، 94)؛ 2. تحول گستردۀ / ū/ میانی به / i/ مانند tanir «تنور» و dir «دور» (مکینون، «گویش»، 109). این تحول عمومی در لری بختیاری نیز دیده میشود (طاهری، 107)؛ 3. دگرگونی خوشۀ همخوانی / -st-/ به / -s-/ در میان و پایان واژهها، مانند zemeso «زمستان» و dus «دوست» (مکینون، همان، 112)؛ 4. حذف / d/ پساز واکه در میان و پایان واژهها، مانند domâ «داماد» و zi «زود». مشابه این تحول در گونههای دیگر لری، ازجمله بختیاری کوهرنگ نیز دیده میشود و از میان نمونهها میتوان به dâ «سن» و doz «دزد» اشاره کرد (طاهری، 95-96)؛ 5. دگرگونی خوشۀ همخوانی / nd-/ در میان و پایان واژهها به / n-/ ، مانند ga.nem «گندم» و deno(n) «دندان»؛ 6. تحول -hu* ایرانی آغازی به / h/ ، مانند hofti «خوابید» از ریشۀ -huap/ f* و -hard «خورد» از ریشۀ -huar* (مکینون، همانجا)؛ 7. حذف / h/ در میان واژه و پساز واکه و کشش جبرانی واکۀ پیشین، مانند ša.r «شهر» و be.l « بِهِل، بگذار» (تحقیقات).
اسم در لری خرمآبادی جنس دستوری ندارد و در دو شمار مفرد و جمع صرف میشود. برای معرفهکردن اسم در این گویش، پسوند ka؛(e)- به پایان اسمهای مفرد و جمع جاندار و بیجان افزوده میشود، مانند ketou-ka «آن کتاب». همچنین، با افزودن پسوند a- به پایان صفتِ اسم، میتوان اسم را معرفه کرد، مانند xwar ga.p-a «خواهرِ بزرگ». نشان نکره معمولاً ɪ- در پایان اسم است، مانند korɪ diče ʔomâ. «پسری از اینجا آمد» (مکینون، همان، 118؛ تحقیقات). برای جمعبستن اسم از این تکواژها استفاده میشود: / jâ/ (صورت تحولیافتۀ īhā- فارسی میانه)، مانند pɪjâjâ «مردها»؛ / o/ (صورت تحولیافتۀ -ān فارسی میانه)، مانند doxtero «دختران»؛ بهندرت / al/ ، مانند sejal «سگها» (مکینون، همان، 117؛ تحقیقات).در این گویش، مضاف معمولاً پیشاز مضافٌالیه و بدون کسرۀ اضافه قرار میگیرد، مانند demâ divexo «پشت مهمانخانه»؛ اما گاهی کسرۀ اضافه ظاهر میشود، مانند dar e hona «درِ خانه» (مکینون، «گویش»، 117-118؛ تحقیقات). همچنین در ترکیبهایی مثل šiberâr «برادرشوهر» و xowar ši «خواهرشوهر»، مضافٌالیه پیشاز مضاف و در قالب اضافۀ مقلوب به کار میرود (همان).پسواژۀ ne؛(e)- نقش مفعولی اسم را نشان میدهد، بهاینترتیب که ene- پس از واژههای پایانیافته به همخوان و ne- پساز واژههای پایانیافته به واکه به کار میرود، مانند dar-ene bavan «در را ببند» و mɪva xune čaɣal mo(ho)ra «میوۀ خوب را شغال میخورد < = سیب سرخ نصیب شغال میشود> » (مکینون، همان، 118؛ تحقیقات).صفت میتواند پیش یا پساز موصوف بیاید و نشان معرفه و نکره به صفتِ پساز اسم اضافه میشود، مانند ǰoma ʔesbɪka-ne bak de varet. «آن لباس/ جامۀ سفید را به تن کن». برای ساخت صفت تفضیلی، پسوند ter- به صفت مطلق اضافه میشود، مانند ga.pter «بزرگتر». معنای صفت عالی معمولاً با ساخت نحوی و ترکیب پیشواژۀ de و صفت تفضیلی بیان میشود، مانند de hamašo qešaɲ-tera «از همه قشنگتر است»؛ اگرچه تحت تأثیر فارسی معیار، گاهی پسوند teri(n)- هم به صفت مطلق افزوده میشود (همان).ضمیر در این گویش جنس دستوری ندارد و در دو شمار مفرد و جمع و 3 صیغۀ اولشخص، دومشخص و سومشخص به کار میرود. ضمیرهای شخصی عبارتاند از: me «من»، ty «تو»، ʔu «او»، ʔimâ «ما»، šemâ «شما» و ʔuno/ veno «آنها». ja، jena ، ʔi «این» و va، vena، ʔu «آن» نیز بهترتیب برای اشاره به نزدیک و دور به کار میروند. ضمیرهای تأکیدی این گویش عبارتاند از: xo-m «خودم»، xo-t «خودت»، xo-š «خودش»، xo-mo «خودمان»، xo-to «خودتان» و xo-šo «خودشان». همچنین ضمیر ملکی hen «مالِ، از آنِ» نیز در این گویش دیده میشود، مانند ǰoma hen-e berârema «پیراهن/ جامه مالِ برادرم است» (مکینون، همان، 119؛ تحقیقات). از میان ضمیرهای مبهم در این گویش به اینها میتوان اشاره کرد: gerd «همه»، harka «هرکس»، hɪška «هیچکس»، hani «دیگر» (همان).برخی از قیدهای پرکاربرد در لری خرمآبادی عبارتاند از: ʔise «اکنون»، fera «فراوان، زیاد»، kom «کدام»، duš «دیروز»، hejse «همین حالا»، parir «پریروز»، veraz «پیشاز»، ʔuče «آنجا»، vâmɪ «داخل»، ǰegâ ǰegâ «جداجدا»، gorrâgor «پشتسرهم»، meni «گویا، انگار»، sičɪ «چرا؟»، de daski «عمداً» و čangel «چند بار» (همان). de «از، در»، vârd «با»، ve «به» و te «پیش، کنار» ازجمله پرکاربردترین حروف اضافه در لری خرمآبادی به شمار میروند. از میان حروف ربط مهم در این گویش به اینها میتوان اشاره کرد: jâ «یا»، (w)o «و»، si jak e «برای اینکه»، ʔa(r) «اگر» و tâ «تا» (همان).عددهای اصلی، با برخی تغییرات آوایی، صورت تحولیافتۀ عددهای اصلی فارسی میانۀ پهلویاند و عدد، پیشاز معدود میآید. عددهای ترتیبی از ترکیب عددهای اصلی با پسوند em/ -emi- ساخته میشوند، مانند čârem/ čâremi «چهارمی، چهارمین». برای ساخت عددهای کسری، نخست، مخرج، سپس صورت کسر میآید، مانند se jak «یکسوم». صوتهای پرکاربرد در این گویش، عبارتاند از: ʔufeš «آخیش»، (j)ve «وای، آه <معمولاً هنگام عزاداری بهصورت مکرر بر زبان آورده میشود>»، nome xodâ «ماشاءالله»، honat deremija «خانهات خراب شود!»، ʔakke «وای، آخ» (همان).فعل در این گویش دو نوع باقاعده و بیقاعده دارد. فعلهایی که مادۀ ماضی آنها به i-،؛es- و â- ختم میشود (مانند porsi- «پرسید»، -gerives «گریست» و -ʔoftâ «افتاد» و مادۀ مضارع آنها با حذف این 3 پایانه به دست میآید)، باقاعده به شمار میروند. فعلهایی که مادۀ ماضی آنها به t- و d- ختم میشود (مانند -rɪxt «ریخت» و -hard «خورد») و مادۀ مضارع با حذف این دو ساخته نمیشود، بیقاعدهاند (رشنو، 47).فعل برپایۀ دو مادۀ ماضی و مضارع و در وجههای اخباری، التزامی، امر، و شرطی (تمنایی) صرف میشود. مادۀ مضارع برای ساخت مضارع اخباری، مضارع التزامی و امر، و مادۀ ماضی برای ساخت ماضی ساده، ماضی استمراری، ماضی نقلی، ماضی بعید، ماضی التزامی و ماضی شرطی به کار میرود. فعل دارای بابهای معلوم، مجهول، لازم و متعدی است و زمانهای مضارع، مضارع درجریان، ماضی، ماضی استمراری، ماضی درجریان، ماضی نقلی و ماضی بعید صرف میشود. ساخت فعل در این گویش در هر دو مادۀ مضارع و ماضی، فاعلی ـ مفعولی است و نشانی از صرف کُنایی در آن دیده نمیشود (همو، 65).مصدر با افزودن e(n)- به مادۀ ماضی فعل ساخته میشود، مانند gerives-e(n) «گریستن»، sâxt-e(n) «ساختن». پیشوند فعلی -ba و تکواژگونههای آن، شامل -bo-/ bi-/ b-/ bu در مضارع التزامی (مانند bafruša «بفروشد»)، فعل امر (مانند bo<ho>r «بخور») و ماضی شرطی (مانند bonesɪme «[اگر] میدانستم») به کار میرود. -mɪ و تکواژگونههای آن -mo و -m هم در ساخت مضارع اخباری (مانند mɪrem «میروم») و ماضی استمراری (مانند nemo<ho>rem «نمیخورم») کاربرد دارد. همچنین، نشانۀ نمود درجریان در این گویش، hâ است که پیشاز مضارع اخباری به کار میرود. افزونبراین، مانند فارسی معیار، برای ساخت مضارع درجریان، صرف مضارع اخباری -dâr پیشاز مضارع اخباری میآید، مثل me.monyâ hâ/ dâran mo(ho)ftan «مهمانها دارند میخوابند». ادات تکرار he نیز بههمراه مضارع اخباری، ماضی استمراری و فعل امر کاربرد دارد، مانند de sy zi tâ ʔise he mɪqotna «از صبح زود تا حالا هی سرفه میکنه» (همو، 48-52، 55، 59-60، 64؛ مکینون، «گویش»، 124).
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید