صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه تهران بزرگ / انستیتو پاستور ایران /

فهرست مطالب

انستیتو پاستور ایران


آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 30 مهر 1405 تاریخچه مقاله

انستیتو پاستور ایران \an(e)stīto(ū) pāstor-e īrān\، مؤسسـه‌ای پژوهشـی ـ تـولیـدی ـ آموزشـی در حـوزۀ بیماریهای میکربی و عفونی، وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، واقع در میدان پاستور، خیابان پاستور.
در سال 1298 ش/ 1919 م، یک سال پس از پایان جنگ جهانی اول، دولت ایران با هدف ارتقای سطح دانش پزشکی کشور و بهداشت عمومی، بر آن شد مدرسۀ عالی طب را راه‌اندازی کند؛ ازاین‌رو، با توجه به پیشینۀ حضور پزشکان فرانسوی همچون ژوزف دزیره تولوزان که در آموزش پزشکی نوین در ایران نقشی ایفا کرده بود، تصمیم گرفته شد برای انجام این کار، پزشکان فرانسوی به استخدام درآیند (قدسی، تاریخچه ... ، 14-15). در همان روزها، هیئت نمایندگی سیـاسی ایران برای شرکت در کنفرانـس صلح رهسپار پاریس بود. فیروز میرزا نصرت‌الدوله، وزیر امور خارجۀ وقت ایران که ریاست هیئت نمایندگی ایران را بر عهده داشت، و محمدعلی فروغی (ذکاء‌الملک)، یکی دیگر از اعضای این هیئت، به همراه خود 3 پزشک ایرانی را به پاریس بردند تا در انتخاب پزشکان فرانسوی که باید به خدمت دولت ایران درآیند، مشاوره دهند. محمدحسین لقمان ادهم، ابراهیم حکیمی ملقب به حکیم‌الملک (پزشک مخصوص احمد شاه قاجار) و محمود خان معتمد (پزشک مخصوص فیروز میرزا نصرت‌الدوله) پزشکانی بودند که تحصیلات خود را در پاریس سپری کرده بودند و در محافل پزشکی فرانسه شهرت داشتند (هدف ... ، 1؛ بالتازار، 5؛ دولتها ... ، 107). هیئت نمایندگی ایران در مهرماه 1298، در انستیتو پاستور پاریس با امیل رو که در آن زمان رئیس آنجا بود، دیدار کرد و در همان جلسه، شالودۀ تأسیس انستیتو پاستور ایران پی‌ریزی شد. نصرت‌الدوله پس از بازگشت به ایران به دولت پیشنهاد کرد که در تهران نیز چنین سازمانی به وجود آید. این پیشنهاد به اتفاق آراء در هیئت وزیران پذیرفته شد و به این ترتیب، اقدامات لازم برای تشکیل آن آغاز گردید (تاریخچه ... ، 1؛ قدسی، همان، 15).
3 ماه بعد، در 21 دی‌ماه 1298، جلسه‌ای با حضور ذکاء‌الملک و حکیم‌الملک در انستیتو پاستور پاریس منعقد شد و نمایندۀ آن مؤسسه، رنه لگرو که در آن زمان رئیس دروس عالی انستیتو پاستور بود، موافقت‌نامه‌ای تنظیم کرد و برنامۀ انستیتو پاستور آیندۀ ایران طرح شد (هدف، بالتازار، قدسی، همانجاها). براساس این موافقت‌نامه، رئیس انستیتو پاستور ایران یک نفر فرانسوی از کادر انستیتو پاستور پاریس تعیین شد و مسئولیت امور اداری ـ مالی و علمی انستیتو به رئیس آن محول گردید. رئیس انستیتو در انتخاب کارمندان و همکاران خود، مختار بود و می‌توانست از میان آنها افرادی را برای تکمیل معلومات به فرانسه اعزام کند (هدف، همانجا). این موافقت‌نامه که در آینده سرمشق همکاریهای فنی ایران و فرانسه شد، به امضای نصرت‌الدوله، وزیر امور خارجۀ وقت رسید و به این ترتیب، بدون آنکه هیچ‌یک از دو طرف تعهدی پذیرفته باشند، یک انستیتوی علمی و بهداشتی به نام «انستیتو پاستور ایران» تأسیس شد (قدسی، همانجا).
رنه منار ازسوی انستیتو پاستور پاریس مسئول ایجاد انستیتو پاستور ایران شد. او در مرداد 1299 به تهران رسید و نخست در یک ساختمان موقت مستقر شد و کوشید مقدمات تأسیس انستیتو پاستور ایران را فراهم سازد (بالتازار، همانجا). در همین حال، ابوالقاسم بهرامی (مدرس علوم طبیعی در مدرسۀ دارالفنون)، حسین مشعوف، سید حسن میردامادی، محمدقلی میرزا شمس، علی‌محمد ثمری، تیمور دولتشاهی و فتح‌الله معتمد دعوت به همکاری با این انستیتو شدند (قدسی، تاریخچه، 16-17). این گروه در 1299 ش آزمایشگاه تهیۀ مایۀ آبله و واکسن ضد حصبه و سیاه‌زخم را افتتاح کردند؛ اما هنوز برای انستیتو بنای مناسبی وجود نداشت و آنها در خانۀ مدبرالدولۀ سمیعی، در خیابان استخر، به‌صورت اجاره‌ای و موقت استقرار داشتند.
در سال 1303 ش، شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما، 10هزار مـ2 زمین (در محل کنونی انستیتو پاستور) از باغی را که جزو خانه‌های مسکونی وی بود و به باغ اطلس شهرت داشت، وقف خاص انستیتو پاستور ایران کرد؛ همچنین، مبلغ 10هزار تومان نقد، و نیز در روز دو ساعت حق استفاده از آب قنات کوثریه (فرمانفرما) را به این مؤسسه اختصاص داد. در این زمان، دولت هم پس از تصویب هیئت وزیران، مبلغ 15هزار تومان از خزانۀ عمومی بر آن افزود (همان، 43، 48-51؛ بالتازار، 5؛ هدف، 1؛ اتحادیه). در این زمین، بنایی با اسلوب ساختمانی آن زمان که متشکل از خشت و گل و آجر و شیروانی آهنی بود، ساخته شد. این بنا 22 اتاق داشت که به‌صورت دوطبقه برای استفادۀ کلیۀ فعالیتهای انستیتو در نظر گرفته شده بود. همچنین در انتهای باغ، ساختمانی به سبک اروپایی برای سکونت رئیس مؤسسه احداث شد (قدسی، همان، 43).
منار پس از 5 سال خدمت برای دولت ایران، در 1304 ش/ 1925 م به فرانسه بازگشت. در مدتی که انستیتو رئیس نداشت، ابوالقاسم بهرامی کفالت آنجا را بر عهده داشت، تااینکه در 1305 ش، ژ. کراندل به‌عنوان دومین رئیس انستیتو پاستور ایران وارد تهران شد (بالتازار، همانجا؛ قدسی، همان، 21-22؛ هدف، 2). کراندل در 20 ژوئیۀ 1934، پس از 8 سال ریاست بر انستیتو، به‌سبب بیماری ذات‌الریه در تهران درگذشت و در گورستان مسیحیان تهران در دولاب به خاک سپرده شد (بالتازار، 5-6؛ قدسی، همان، 22). در این هنگام کفالت انستیتو پاستور ایران به حسین مشعوف سپرده شد، تااینکه در 1314 ش/ 1935 م رنه لگرو به ایران بازگشت. وی پس از چند ماه بررسی وضعیت و عملکرد انستیتو پاستور ایران، پیشنهاد کرد که این انستیتو ازلحاظ حفظ موقعیت و تحکیم مبانی اداری، تحت نظارت یک شورای عالی قرار گیرد و درواقع دولت ایران اختیار این مؤسسه را به دست گیرد. به همین جهت در 1316 ش شورایی اداری مرکب از این اشخاص تشکیل شد: محمدعلی فروغی (رئیس)، رنه لگرو (مطابق فرمان رضا شاه پهلوی به‌عنوان رئیس افتخاری)، علی فلاتی (رئیس کل صحیه)، و مرتضى‌قلی بیات (رئیس کل فلاحت)؛ سعید مالک، محمدحسین لقمان ادهم، قاسم غنی و ابوالقاسم بهرامی نیز از دیگر اعضای این شورا بودند.
لگرو هنگام بازگشت به فرانسه امور انستیتو پاستور ایران را به ابوالقاسم بهرامی سپرد و به همراه صادق مقدم و مهدی قدسی، دو تن از اعضای این مؤسسه، برای تکمیل معلومات، رهسپار انستیتو پاستور پاریس شد (همان، 23؛ بالتازار، 6؛ هدف، همانجا).
انستیتو پاستور ایران به‌سبب جنگ جهانی دوم از ارتباط با انستیتو پاستور پاریس بازماند. با فرونشستن آتش جنگ در 1324 ش، مارسل بالتازار به همراه مهدی قدسی به ایران آمدند و وضعیت مؤسسه را مورد بررسی قرار دادند. ساختمان آزمایشگاههای قدیمی که با خشت و گل بنا شده بود، قابل تعمیر نبود؛ اسباب و لوازم فنی انستیتو بیشتر فرسوده یا ازکارافتاده بود و حتى شیشه و لوازم آزمایشگاهی به قدر کافی وجود نداشت. همۀ اینها در اثر قطع ارتباط ایران با فرانسه طی جنگ جهانی دوم بود (بالتازار، 7؛ قدسی، همان، 23-25). 
بالتازار و قدسی مطالعۀ امکانات سازمان‌دهی دوبارۀ انستیتو را آغاز کردند. آنها از موفقیتهای «موسسۀ دفع آفات حیوانی و سرم‌سازی ایران» (سرم‌سازی رازی کنونی) که آن هم به دست یک فرانسوی ایجاد شده بود، الهام می‌گرفتند. لویی دلپی، مؤسس سرم‌سازی ایران، تجربیات خود را سخاوتمندانه در اختیار بالتازار و قدسی قرار می‌داد (بالتازار، 8- 9). نام‌بردگان پس از مطالعات کافی به این نتیجه رسیدند که وضع انستیتو با پیشرفتهای جدید ایران مطابقت ندارد و ازاین‌رو، باید برای ایجاد یک انستیتو پاستور پیشرفته در ایران از انستیتو پاستور پاریس تقاضای همکاری کرد؛ درنتیجه، دولت ایران توسط منوچهر اقبال، وزیر وقت بهداری، از انستیتو پاستور پاریس خواست تا هیئتی را برای مطالعه و بررسی تجدید سازمان انستیتو پاستور ایران به تهران اعزام نماید. در مردادماه 1325، این هیئت نمایندگی متشکل از لویی پاستور والری رادو، نوۀ لویی پاستور (رئیس شورای اداری انستیتو پاستور پاریس)، آ. لاکاسانی (رئیس انستیتو رادیم <بخش پاستور>) و رنه لگرو (رئیس افتخاری انستیتو) وارد تهران شد. ازدیگرسو، در تهران نیز یک کمیسیـون ایرانی مرکب از مرتضى یزدی، منوچهر اقبال، تقی رضوی، جواد آشتیانی و امیر اعلم (مؤسس شیر و خورشید سرخ ایران)، مأمور همکاری با هیئت فرانسوی شدند. پس از چند جلسه گفت‌وگو، توافق‌نامه‌ای میان نمایندگان دو کشور در شهریور 1325 به امضا رسید. این توافق‌نامه که به «اساسنامۀ تجدید سازمان انستیتو پاستور ایران» شهرت دارد، توسط احمد قوام، نخست‌وزیر وقت، در جلسۀ هیئت دولت مطرح شد و در همان روز به تصویب هیئت وزیران رسید. در این گفت‌وگوها قرار بر آن شد که مارسل بالتازار ریاست انستیتو پاستور ایران را بر عهده گیرد و مهدی قدسی به سمت معاونت وی منصوب گردد (هدف، 2-3). ویژگی برجستۀ اساسنامۀ جدید نیز همانند توافق‌نامۀ نخستین برپایۀ همکاری علمی و بهداشتی دو انستیتو بود. همچنین در این اساسنامه برای انستیتو پاستور ایران استقلال مالی و اداری مطلق در نظر گرفته شد، اما همچنان وابستگی انستیتو پاستور ایران به انستیتو پاستور پاریس آزادانه مورد تأیید قرار گرفت (قدسی، همان، 28- 29).
در سال 1329 ش، کارهای ساخت‌وساز ساختمان جدید انستیتو پاستور ایران زیر نظر آندره گدار آغاز شد. گروه معماران به این نتیجه رسیده بودند که همه یا بیشتر ساختمانهای انستیتو باید تخریب، و به جای آنها ساختمانهای مناسب بر پا گردد. هیئت دولت هزینه‌های مورد نیاز را بر عهده گرفت و بدین ترتیب عملیات ساختمانی آغاز شد (بالتازار، 9؛ قدسی، تاریخچه، 44). در زمان بازسازی، ملک موقوفۀ فرمانفرما که 10هزار مـ2 بود، تنها بخشی از کل زمین را شامل می‌شد. در زمان تخریب خندق اطراف تهران، 10هزار مـ2 دیگر به این ملک افزوده شده بود. همچنین در زمان ریاست بالتازار، یک باب خانۀ سه‌طبقه که در مجاورت ملک انستیتو جا داشت، از اعتبارات دولتی خریداری، و بر مساحت انستیتو افزوده شده بود. بااین‌حال، مهدی قدسی اصرار داشت که ساختمان اصلی در ضلع جنوبی زمین (در زمینی که فرمانفرما وقف کرده بود) احداث شود. او بعدها علت این اصرار را چنین بیان کرد که در ملاقاتی که با فرمانفرما داشته است، وی از او خواسته تا این موقوفۀ خاص همواره برای انجام امور انستیتو استفاده شود.
بنای اصلی انستیتو که در ضلع جنوبی زمین واقع شده، یک ساختمان یکپارچه و ازهرجهت به‌هم‌پیوسته است. ساختمان از خیابان پاستور اندکی فاصله دارد. در این فضا یک حوض بزرگ سنگی وجود دارد و در کنار آن تندیسی از لویی پاستور نصب گردیده است. این تندیس از جنس برنز است و بر نیم‌ستونی سنگی استقرار دارد. این تندیس را لویی پاستور والری رادو به انستیتو اهدا کرده است و در روز بازگشایی ساختمان جدید توسط محمدرضا شاه پهلوی از آن پرده‌برداری شد. معماران این بنا کیومرث ایزدی، آندره ژولین و پیر بوتنر بودند که زیر نظر آندره گدار کار ساخت آن را به پایان رساندند. نمای این ساختمان مرکب است از آجرهای قرمز و شیشه‌های مشبک پنجره‌های افقی سرتاسری که دارای قابهای سفیدرنگ است. در ابتدای ورود به ساختمان یک سالن کوچک قرار دارد. ازطریق این سالن به 45 اتاق بزرگ و کتابخانۀ انستیتو می‌توان راه یافت. هریک از اتاقها به یک آزمایشگاه و مرکز مطالعات و تحقیقات بهداشتی اختصاص دارد. این بخش از ساختمان، جز پوشش کف آن، فاقد تزیینات معماری است. این کف‌پوشها را آندره گدار با الهام از طرح گلیمهای ایرانی طراحی کرده است و کاشیهای آن را از فرانسه به ایران آورده‌اند و کاشی‌کاران اصفهانی آن را در کف آزمایشگاه نصب کرده‌اند (فرمانفرماییان، 130؛ مختاری، 324؛ قدسی، همان، 52؛ تاریخچه، 4؛ بالتازار، همانجا). 
کتابخانۀ انستیتو پاستور ایران ازلحاظ منابع مطالعاتی هم‌تراز با کتابخانه‌های کشورهای پیشرفته است. بخشی از این مجموعه را مجلات علمی بین‌المللی تشکیل می‌دهند. بخش اعظم این مجلات به زبان انگلیسی، و شماری هم به زبان فرانسوی است. این مجلات براساس شمارگان با جلدهای نفیس صحافی شده‌اند و تجلید زیبای آنها در کنار ارزش علمی، مورد توجه محققان داخلی و خارجی قرار دارد (سیادت).
وجود امکانات مناسب تحقیقاتی در کنار کتابخانه‌ای غنی و سفرهای مکرر آموزشی و تحقیقاتی موجب شده بود این مؤسسه ظرف مدت کوتاهی در سطح جهان شناخته شود و فراورده‌های آن که از حد نیازهای داخلی افزون بود، به دیگر کشورها صادر گردد. این دستاوردها مورد توجه سازمان جهانی بهداشت و مراکز علمی مختلف قرار گرفت و درنتیجه کارشناسان ایرانی مجری برنامه‌های تحقیقاتی سازمان بهداشت جهانی شدند. پژوهش در دل جنگلهای آمازون، و فعالیتهای بهداشتی در هندوستان، جزایر دوردست اندونزی و دیگر نقاط آسیای جنوب شرقی جزو کارنامۀ انستیتو پاستور ایران است (قدسی، تاریخچه، 55).
از دیگر ساختمانهایی که در بازسازی انستیتو احداث شد، بیمارستان پاستور است. معمار این بنا آندره ژولین است که در قالب سبکی بدیع، این ساختمان را بر پا داشته است. پیش از آن، این ساختمان به‌منظور درمان هاری مورد استفاده قرار می‌گرفت و دارای حدود 50 تخت بیمارستانی بود، اما بعدها بـا تحولاتی که در خدمات بهداشتی کشور پدید آمد، دیگر نیاز چندانی به این بخش نبود؛ بنابراین، پس از اعمال تغییراتی که افزایش شمار اتاقها نیز جزئی از آن بود، ساختمان را به بیمارستان پاستور ارتقا دادند. بیمارستان پاستور یک بیمارستان تحقیقاتی بیماریهای عفونی بود و نخستین بیمارستان تخصصی عفونی در ایران به شمار می‌آید (همانجا).

صفحه 1 از2

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: