امین الضرب اول، خانه
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
یکشنبه 19 مهر 1405
https://cgie.org.ir/fa/article/287042/امین-الضرب-اول،-خانه
دوشنبه 20 مهر 1405
چاپ شده
4
امینالضرب اول، خانه \xāne-ye amīn-oz-zarb-e avval\، خانۀ ازمیانرفتهای متعلق به حاج محمدحسن امینالضرب، در محلۀ چالهمیدان، در محدودۀ منطقۀ 12 شهرداری تهران. دربارۀ بانی خانه اطلاع دقیقی در دست نیست. درواقع، روشن نیست که این خانه توسط امینالضرب اول ساخته شده، یا از شخص دیگری خریداری گردیده است؛ اما گمان میرود که فرض دوم از قوت بیشتری برخوردار باشد. حاج محمدحسن امینالضرب (1253-1316 ق/ 1837- 1898 م) که شاید نزدیک به 3 دهه مالک و ساکن این خانه بود، فرزند آقا محمدحسین صراف، از مردم اصفهان بود (بامداد، 3/ 348؛ برای آگاهی بیشتر، نک : ه د، امینالضرب).
در نقشۀ تهران که در سال 1309 ق/ 1892 م، توسط عبدالغفار نجمالدوله ترسیم شده، محل خانۀ امینالضرب اول در محلۀ چالهمیدان، و در گذر حمام فیـروزه جانمایـی شده است (نک : اطلس ... ، 83). در آن زمان، چالهمیدان محلهای فقیرنشین به شمار میآمد و نسبت به دیگر محلههای شهر، از اعتبار بهمراتب کمتری برخوردار بود. به گفتۀ اعتمادالسلطنه، در حدود سال 1282 ق/ 1865 م، «چالمیدان ... جایی بود بسیار کثیف و همیشه [جایگاه] مزبلۀ شهر و محل ریختن کثافات سکنۀ حولوحوش ]بود[» (نک : مرآة ... ، 4/ 1972). پولاک پزشک آلمانی ناصرالدین شاه، نیز تصریح دارد که در 1267 ق/ 1851 م، محلۀ چالهمیدان فقیرترین و غیر بهداشتیترین محلۀ تهران بود (ص 62). در سال 1320 ق/ 1902 م، بیشتر ساکنان محله را کسبه و پیشهورانی در ردۀ نجار، صحاف، بنا، بقال، خیاط، علاقهبند، لحافدوز و ازاینقبیل تشکیل میدادند و تعدادی سرتیپ، سرهنگ و نایب هم در آنجا زندگی میکردنـد (نک : آمـار ... ، 559 بب )؛ امـا شمـار تجار یـا دیوانیان اندک بود. بنابراین سکونت امینالضرب اول در چالهمیدان از جملۀ استثنائات تلقی میشد؛ چه آنکه در این زمان، بیشتر افراد طبقات بالا در محلههای دولت و سنگلج، و شماری نیز در محلۀ عودلاجان خانه داشتند. بااینحال و با توجه به موقعیت اجتماعی امینالضرب اول، میتوان فرض کرد که محل سکونت او وضعیت بهتری نسبت به دیگر نقاط محله داشت و به بیان دیگر، توصیفات اعتمادالسلطنه و پولاک دربارۀ همۀ بخشهای محله صدق نمیکرد. زمان دقیق ورود حاج محمدحسن امینالضرب به تهران معلوم نیست؛ اما پس از مدتی که مادر و برادرانش نیز به تهران آمدند، در گذر عباسآباد در محلۀ بازار خانهای را اجاره کرد (امینالضرب، 357). استقرار خانوادۀ امینالضرب اول در خانۀ گذر حمام فیروزه، گویا مربوط به حدود سال 1288 ق/ 1871 م است؛ یعنی زمانیکه کسب و کار او در تهران رونق گرفته بود (همو، 360)؛ خصوصاً که در همین سالها با مادر، همسر، دو برادر و همسرانشان در یک خانه زندگی میکرد و نیازمند جای بزرگتری بود. در سال 1312 ق/ 1894 م، میرزا محمدحسین صراف شیرازی که باغ و خانۀ بزرگی در سهراه امینحضور داشت، ورشکست شد و باغ و خانهاش در عوض طلبهای حاج محمدحسن امینالضرب به تملک او درآمد (مستوفی، 1/ 522)؛ اما هیچگاه به این خانۀ جدید و بسیار مجلل نرفت و تا زمان مرگ در 1316 ق، در خانۀ گذر حمام فیروزه زندگی میکرد. در این سال، فرزند او ــ حاج محمدحسین امینالضرب دوم ــ همراه مادر و همسرش به خانۀ سهراه امینحضور نقل مکان کردند (نک : ه د، امینالضرب دوم، خانه) و مدتی بعد ــ که تاریخ آن بهدرستی معلوم نیست (صدیقی؛ مهدوی) ــ خانۀ قدیمی فروخته شد. از زمـان تخریب و نوسازی خانه نیز اطلاعی در دست نیست. حاج محمدحسن امینالضرب، همچنین در بخش تابع محلۀ چالهمیدان و نزدیک به خانۀ خود در گذر حمام فیروزه، دارای باغ بزرگی بود ( اطلس، همانجا) که میهمانیهای مفصل خود را در آن ترتیب میداد (انوار)؛ این باغ بعدها در محدودۀ محلۀ آبمنگل (ه م) قرار گرفت.
براساس «نقشۀ نجمالدوله»، خانۀ امینالضرب اول از شرق به گذر حمام فیروزه (ناصری کنونی) با جهت شمـالی ـ جنوبی محدود میشد. این گذر از شمـال به بازارچۀ نایبالسلطنه میرسید و از جنوب به کوچۀ حاجینجمالملک (عبدالغفار) (مرادخانی کنونی) متصل بود. در جنوب خانه، کوچۀ بنبستی قرار داشت که در «نقشۀ نجمالدوله» بینام است، اما اکنون بنبست محمدحسن خوانده میشود. این بنبست تقریباً روبهروی کوچۀ مسجد حاجابوالفتح (تهرانینژاد کنونی) قرار داشت که به خیابان دروازهدولاب (ری کنونی) راه میبرد. جبهۀ شمالی و غربی خانه نیز متصل به خانۀ همسایگان بود ( اطلس، 83).
معمار خانۀ امینالضرب اول ناشناخته است و با توجه به اینکه در 1304 ق/ 1887 م، بسیار محقر توصیف شده (اعتمادالسلطنه، روزنامه ... ، 534)، گویا معمار شاخصی نداشته است. این خانه تا پیش از 1303 ق، دارای دو حیاط مجزا بهعنوان اندرونی و بیرونی بود که عمارت اندرونی از بخشهایی چون اتاق بزرگ ارسیدار، اتاقهای نمازخانه، صندوقخانه، زیرزمین و تعدادی اتاق نشیمن تشکیل میشد (امینالضرب، 367)؛ اما حاج محمدحسن در این سال، اندرونی را خراب کرد و با خرید دو ـ سه خانۀ کوچک در اطراف، که در شمال و غرب آن جای داشتند، خانۀ خود را توسعه داد (همو، 373). نقشۀ خانه پس از این تغییرها، توسط عبدالله عقیلی، از دوستان خانوادۀ مهدوی ثبت شده است. براساس توصیف او، خانۀ امینالضرب اول، از 4 بخش تشکیل میشد که عقیلی فقط 3 بخش آن را دیده و توصیف کرده است: قسمت اول، بیرونی خانه بود که در گوشۀ جنوب غربی خانه، متصل به بنبست محمدحسن قرار داشت و درب آن به گذر حمام فیروزه باز میشد. این قسمت شامل یک هشتی بزرگ و راهرو سرپوشیدۀ متصل به آن، اتاق پذیرایی، اتاق ارسیدار، حوضخانه و راهرو سرپوشیدۀ میان بیرونی و اندرونی بود. قسمت دوم که در شمال قسمت اول، و در شرق خانه جای داشت و دری از آن به گذر حمام فیروزه باز میشد، شبیه به حسینیه توصیف شده است. این قسمت شامل حیاط، یک سکوی پهن و آبانبار زیر آن، 4 اتاق نشیمن، به انضمام یک اتاق ارسی و زیرزمین تحتانی بود. درب همۀ اتاقهای نشیمن که در شمال حیاط قرار داشتند، به یک ایوان سرتاسری باز میشد. چنین مینماید که این قسمت، قدیمیترین بخش خانه و مربوط به پیش از تغییرهای سال 1303 ق بوده، و مراسم روضهخوانی و اطعام امینالضرب اول (نک : دنبالۀ مقاله) نیز در آن برگزار میشده است. بخش سوم خانه با مساحتی معادل مجموع مساحت بخش اول و دوم، به احتمال زیاد، مربوط به گسترش خانه پس از 1303 ق است. این قسمت که بهعنوان اندرونی استفاده میشد، در غرب خانه قرار داشت و به گفتۀ عقیلی «خیلی مفصل» بود. این بخش متشکل از یک حیاط مرکزی، اصطبل، آشپزخانه، آبریزگاه و اتاقهای نشیمن بود و دو در به بیرون خانه (با یک هشتی مشترک) داشت؛ یکی از آنها به گذر حمام فیروزه باز میشد، و دیگری به کوچهای راه پیدا میکرد که ازطریق کوچۀ فیلسوفالدوله (برخوردار کنونی) به مجموعهای از معابر اطراف متصل بود. نکتۀ مهم در این بخش، قرارگیری تنها قسمت دوطبقۀ خانه در جبهۀ شمالی حیاط بود که از یک طبقۀ همکف و فوقانی با مجموع 9 اتاق تشکیل میشد. طبقۀ همکف، ستونها و طاقهای ضربی آجری به رنگهای اخرایی و نیلی داشت و معماری آن از دیگر بخشهای خانه زیباتر و شکیلتر بود. به گفتۀ عقیلی تا حدود سال 1320 ش، در کف این ساختمان، چالههای دستکندی به چشم میخورد که مربوط میشد به ماجرای «سرکیسهکردن» حاج محمدحسن توسط درباریان دورۀ ناصرالدین شاه و کشف دفینههایی که به فرمانفرما داده شد. اشارۀ عقیلی به ماجرای برکناری امینالضرب اول از ادارۀ ضرابخانه است که طی آن، ناگزیر شد بخشی از جریمۀ سنگین خود را بهصورت نقد، و بخش دیگر را بهصورت غیر نقد بپردازد، در این ماجرا عبدالحسین میرزا فرمانفرما به دنبال برداشتن سهمی از جریمه برای خود بود (نک : هدایت، 100- 101). بخش چهارم خانه که عقیلی توصیفی از آن به دست نداده است، در جبهۀ شمالی بخش سوم قرار داشت.
خانۀ حاج محمدحسن در 10 روز اول ماه محرم، محل برگزاری مراسم روضهخوانی و اطعام بود. جمعیت حاضر در این مراسم بین دو تا 3 هزار نفر برآورد شده است (امینالضرب، 374). با توجه به مراودۀ گستردۀ او با رجال سیاسی و مذهبی و بازرگانان بزرگ، میتوان حدس زد که خانۀ وی محل آمدوشد طیف وسیعی از چهرههای نامدار معاصر بوده است. همچنین در سالهای 1304 و 1307 ق که سید جمالالدین اسدآبادی به تهران آمد (اعتمادالسلطنه، روزنامه، 534)، در همین خانه سکونت گزید. در خلال یکی از همیـن سفرهـا ــ گویـا 1307 ق/ 1890 م ــ مکـالمۀ زبان عربی را به آقـا محمدحسیـن، فرزند حاج محمدحسن آموخت (امینالضرب، 374-375). در 1324 ش، پارهای اسناد و مدارک و وسایل شخصی سید جمال در خانۀ سهراه امینحضور کشف شد که پیدا بود از خانۀ گذر حمام فیروزه به این خانه منتقل شده است (محیط، 227- 229). این اسناد که بعدها توسط دکتر اصغر مهدوی در اختیار کتابخانۀ مجلس شورای ملی قرار گرفت (همو، 229)، اکنون در موزۀ مجلس شورای اسلامی نگهداری میشود (حسینی).
آمار دارالخلافۀ تهران، به کوشش سیروس سعدوندیان و منصوره اتحادیه، تهران، 1368 ش؛ اطلس تهران قدیم؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، روزنامۀ خاطرات، تهران، 1345 ش؛ همو، مرآة البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، 1367 ش؛ امینالضرب، محمدحسین، «یادگار زندگانی»، حدیث عشق <6>، به کوشش نادر مطلبی کاشانی و محمدحسین مرعشـی، تهـران، 1383 ش؛ انـوار، عبدالله، گفتوگو بـا مؤلـف؛ بامداد، مهدی، شرححال رجال ایران، تهران، 1347 ش؛ حسینی، حمیدرضا، تحقیقات میدانی؛ صدیقی، حسین، گفتوگو با مؤلف؛ عقیلی، عبدالله، کروکی و دستنویس توضیحات مربوط به خانۀ امینالضرب اول در گذر حمام فیروزه، کتابخانۀ شخصی اصغر مهدوی، 1370 ش؛ محیط طباطبایی، محمد، سید جمالالدین اسدآبادی و بیداری مشرقزمین، تهران، 1372 ش؛ مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهـران، 1343 ش؛ مهدوی، مژده، گفتوگو با مؤلف، 1393 ش؛ هدایت، مهدیقلی، خاطرات و خطرات، تهران، 1375 ش؛ نیز:
Polak, J. E., Persien, das Land und seine Bewohner, Leipzig, 1865. حمیدرضا حسینی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید