صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه تهران بزرگ / امین‌حضور /

فهرست مطالب

امین‌حضور


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : شنبه 2 اسفند 1404 تاریخچه مقاله

امین‌حضور \amīn-hozūr\، آقا علی آشتیانی (د رجب 1314/ دسامبر 1896)، از رجال سیاسی و درباری دورۀ ناصرالدین شاه قاجار (سل‍ 1264-1313 ق). 
آقا علی آشتیانی در دوران سلطنت محمد شاه قاجار، غلام‌بچه‏باشی بود (ممتحن‏الدوله، 226)؛ اما در دورۀ ناصرالدین شاه قاجار به مقامهای بالایی رسید و از پیشخدمتهای خاصۀ ناصرالدین شاه گشت. امین‌حضور در 1282 ق/ 1865 م، عهده‌دار ادارۀ اوراق دولتی (تحويلداری ورقۀ دولتی) گردید (اعتمادالسلطنه، المآثر ... ، 51) و در 1284 ق، لقب امين‌حضور دریافت کرد (همو، تاريخ ... ، 3/ 1873، 1896، مرآة ... ، 3/ 1485، 1561).
امین‌حضور در 1286 ق/ 1869 م، ریاست «تنظيفات و انتظامات» (احتساب و تقریباً همان شهرداری امروزی) شهر تهران و حوالی را عهده‌دار شد. در 1288 ق/ 1871 م، او بااینکه رياست احتساب را همچنان بر عهده داشت، چند منصب جدید دیگر نیز دریافت کرد. نخست جمع و خرج غلۀ ديوانی آذربايجان به وی محول گردید (همان، 3/ 603، 1653)، سپس خازن (عهده‌دار) ادارۀ «صرف جيب همايونی» شد (همو، المآثر، 44، مرآة، 3/ 1603، 1653، 1670) و سرانجام نیز ادارۀ باغهای سلطنتی ييلاقات و عمارت دوشان‌تپه به وی واگذار گردید (همو، تاريخ، 3/ 1929). 
امین‌حضور در صفر 1293/ مارس1876، به حكومت كاشان منصوب شد (همان، 3/ 1963، مرآة، 3/ 1783). وی ميرزا حسن را به نیابت خود به حکومت آنجا فرستاد. در جمادی‌الآخر 1296/ ژوئن 1879 نیز انتظام دفترخانۀ استيفا و تحصيل و ترتيب محاسبات كل کشور به وی محول شد (همو، تاريخ، 3/ 1993؛ نظام‌‏السلطنه، ‏1/ 91).
در سال 1298 ق/ 1881 م، به‌سبب خلافی که از امین‌حضور و جمعی دیگر از عملۀ خلوت سر زده بود، از مشاغل خود معزول، و حقوق سالیانۀ وی نیز قطع شد (مواجب او در این زمان، 000‘6 تومان بوده است)؛ ولی اندکی بعد، به شفاعت میرزا یوسف مستوفی‌الممالک مورد بخشش واقع شد (اعتمادالسلطنه، روزنامه ... ، 111- 114، 121) و در محرم 1299/ دسامبر 1881 بار دیگر به ادارۀ محاسبات و نظم و ترتيب امور دفترخانۀ استيفا (وزارت دارایی) منصوب گشت (همان، 150، تاريخ، 2/ 1253، 3/ 2031؛ مستوفی، 1/ 370)؛ اما در 11 ذیحجۀ 1304 ق/ 31 اوت 1887 م، از این سمت برکنار شد (سالور، 1/ 143؛ اعتمادالسلطنه، روزنامه، 585). 
ناصرالدین شاه بر آن بود تا امین‌حضور را به عراق تبعید کند (بامداد، 2/ 344)، اما فردای آن روز، تصمیم او عوض شد و وی را در حصر خانگی نگه داشت. پس از چندی، در محرم 1305، امین‌حضور با شفاعت امین‌السلطان، دوباره بخشیده (اعتمادالسلطنه، همان، 587)، و بار دیگر به وزارت بقایا منصوب شد. در 1306 ق، حكومت ساوه، زرند و رياست ايل شاهسون بغدادی به وی محول گردید و او تا 1308 ق، حکومت این مناطق را بر عهده داشت (بامداد، 2/ 346). 
در سال 1308 ق، هم‌زمان با مخالفت شدید اهالی تبریز با امتیاز تنباکو، و پس از اینکه امیرنظام گروسی، پیشکار مقتدر آذربایجان، در باب سركوب شورشيان بـا وليعهد اختلاف نظر پیدا کرد، شاه امين‏‌حضور را با دستورهايی مخصوص به تبريز گسیل داشت (براون، 63؛ اعتمادالسلطنه، همان، 875). امین‌حضور وارد تبریز شد، اما نتوانست در آنجا کاری از پیش بَرد (محجوبی، 2/ 514). وی اندکی بعد به تهران احضار گشت (نک‍ : مجدالاسلام، 129). 
گویا امین‌حضور پس از بازگشت از تبریز عهده‌دار منصب خاصی نبوده است. گرچه سهام‌الدولۀ بجنوردی در ذيقعدۀ 1312 ق/ مۀ 1895 م، از وی به‌عنوان عملۀ خلوت (ص 139) و وزير مخصوص (ص 135) یاد کرده، اما به نوشتۀ اعتمادالسلطنه، او در آن زمان از بیکاری شکایت داشته، و درخواست نموده است تا به اصفهان، نزد ظل‌السلطان برود (همان، 1153). با‌این‌حـال، از اینکه وی به اصفهان رفته باشد، اطلاعی در دست نیست. در رجب 1313، شاه در صدد برآمد تا امین‌حضور را به‌عنوان محصل اجرای احکام برگزیند، اما امین‌السلطان که در باطن مایل به این کار نبود، مانع‌تراشی کرد و امین‌حضور از قبول این ماموریت ممانعت نمود و استعفا داد (همان، 1196). 
در جمادی‌الآخر 1314/ نوامبر 1896، همان روزی که ميرزا علی‌اصغر خان امين‌السلطان، صدراعظم معزول، از مظفرالدین شاه اجازه خواست تا به قم برود، امين‏حضور به حكومت قم منصوب شد؛ اما ازآنجاکه میان امین‌حضور و امين‌السلطان کینه و دشمنی بود و امين‌السلطان می‌دانست امين‌حضور در آنجا اسباب خرابی كار او را فراهم خواهد کرد و وی را راحت نخواهد گذاشت، ازاین‌رو، عريضه‏ای به شاه نوشت و استدعا كرد كه امين‏حضور را از حكومت قم معزول سازد. شاه نیز درخواست او را پذیرفت و امين‏حضور را از حكومت قم برکنار ساخت (سپهر، 1/ 56). سپهر مرگ امین‌حضور را به ناراحتی وی از این ماجرا نسبت می‌دهد و می‌نویسد: «امين‌حضور از همين غصه، اسهال كرد و به خانه، به بستر بيماری رفت و بعد از چند روز وفات كرد» (همانجا). آقا علی آشتیانی امين‏حضور، در 4 رجب 1314 ق/ 9 دسامبر 1896، در سن 67سالگی درگذشت. پس از درگذشت امین‌حضور، لقب او به پسرش، اسداللٰه خان ميرپنجه داده شد.
امین‌حضور در سفر و حضر، هميشه همراه ناصرالدین شاه بود (افضل‌الملک، 105)؛ ازجمله در سفرهای ناصرالدين شاه به قم (ناصرالدين شاه، سفرها ... ، 85)، به عتبات در جمـادی‌الآخر 1287/ سپتامبر 1870 (نک‍ : همـو، سفرنـامۀ عتبـات، 1)، به مازندران در 1292 ق/ 1875 م (نک‍ : همو، روزنامۀ سفر ... ‏، 57) و نیز در سفر به عراق، در 1309-1310 ق/ 1892 م (نک‍ : همو، سفرنامۀ عـراق، 160). امین‌حضور گویا در سفر دوم ناصرالدین شاه به اروپا در سال 1295 ق/ 1878 م نیز بـا منصب پيشخدمت‏باشی‌كل تا انزلی در رکاب ناصرالدین شاه بوده است؛ اما در میانۀ راه از ادامۀ سفر امتناع کرد و بازگشت (ممتحن‏الدوله، 227- 229). آن‌چنان‌که از سفرنامۀ خود ناصرالدین شاه برمی‌آید، امین‌حضور اندکی پس از بازگشت به تهران، دوباره راهی اروپا شد و در آنجا به ناصرالدین شاه پیوست (روزنامۀ خاطرات ... ، 191). 
امين‌حضور را فردی بسیار خوش‏گذران، عياش و ولخرج توصیف کرده‌اند که زندگی بسیار پرتجملی داشته است (افضل‌الملک، همانجا؛ سالور، 7/ 5296). اعتمادالسلطنه نیز وی را مردی بی‌حیا و بی‌دین معرفی کرده است (نک‍ : بامداد، 2/ 345). با‌این‌وجود، افضل‌الملک، حسن عقيده و تدين او را بيشتر از دیگران دانسته است، و وی را اهل بذل و بخشش، ضيافت و كرامت معرفی می‌کند که همواره حال بستگان و همسايگان خود را رعایت، و از آنها حمایت می‌کرده است. او همچنین وی را از رجال كافی و وافی دورۀ خود معرفی می‌کند که هميشه به «رشادت و جلادت و حسن كفايت» روزگار می‌گذرانده، و در حضور شاه جسور و گستاخ و جری‌اللسان بوده است (همانجا). 
باغ امين‌حضور در شمال شرقی داخل حصار ناصری، از آثار مهم شهر تهران در دورۀ قاجاریه به شمار می‌رفته است (اعتمادالسلطنه، المآثر، 123). همچنین یکی از خیابانهای این منطقه در زمان ناصرالدين شاه به نام او خوانده می‏شده است. عین‌السلطنه (سالور، 3/ 2224) و مستوفی (1/ 467) چند بار از این خیابان یاد کرده‌اند. پس از وفات امين‏‌حضور که این بـاغ به عين‌الدوله تعلق يـافت، نام این خيابان نیز به عين‌الدوله تغییر داده شد و بعدها نیز خيابان ايران نام گرفت (شهیدی، 361). 

مآخذ

اعتمادالسلطنه‏، محمدحسن، تاریخ منتظم ناصری، به کوشش محمداسماعیل رضوانی، تهران، 1367 ش؛ همو، روزنامۀ خاطرات، به کوشش ایرج افشار، تهران، 1345 ش؛ همو، المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران، ج 1)، به کوشش ایرج افشار، تهران، 1374 ش؛ همو، مرآة البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و میرهاشم محدث، تهران، 1367 ش؛ افضل‌الملك‏، غلامحسين، افضل التواريخ‏، به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران، 1361 ش؛ بامداد، مهدی، شرح‌حال رجال ایران، تهران، 1347 ش؛ براون، ا.، انقلاب مشروطيت ايران‏، ترجمۀ مهری قزوينی، تهـران،‏ 1380 ش؛ سالور، قهرمـان میرزا (عین‌السلطنـه)، روزنامۀ خاطرات، به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار، تهران، 1374 ش؛ سپهر، عبدالحسين، مرآة ‌الوقايع مظفری‏، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران،‏ 1386 ش‏؛ سهام‌الدولۀ بجنوردی، یارمحمد، سفرنامه‌ها، به کوشش قدرت‌الله روشنی زعفرانلو، تهران، 1374 ش؛ شهيدی مازندرانی، حسين، سرگذشت تهران‏، 1383 ش؛ مجدالاسلام کرمانی، احمد، تاریخ انحطاط مجلس، به کوشش محمود خلیل‌پور، اصفهان، 1356 ش؛ محبوبی اردكانی، حسین، تعلیقات بر ج 2 المآثر و الآثار (نک‍ : هم‍ ، اعتمادالسلطنه)؛ مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من‏، تهران، 1384 ش؛ ممتحن‌الدولۀ شقاقی، مهدی، خاطرات، به کوشش حسینقلی خان شقاقی، تهران، 1353 ش؛ ناصرالدين شاه، روزنامۀ خاطرات در سفر دوم فرنگستان، تهران، 1379 ش؛ همو، روزنامۀ سفر مازندران‏، تهران، 1356 ش؛ همو، سفرنامۀ عتبات (شهريار جاده‏ها)‏، به کوشش محمدرضا عباسی و پرویز بدیعی، تهران، 1372 ش؛ همو، سفرنامۀ عراق عجم (بلاد مرکزی ایران)، تهران، 1362 ش؛ همو، سفرهای قم‏، به کوشش فاطمه قاضیها، تهران، 1381 ش؛ نظام‌السلطنۀ مافی، حسينقلی، خاطرات و اسناد،‏ به کوشش معصومه نظام‌مافی و دیگران، تهران، 1362 ش. 

شهناز جنگجو

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: