صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه تهران بزرگ / امین‌احمد رازی /

فهرست مطالب

امین‌احمد رازی


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : شنبه 2 اسفند 1404 تاریخچه مقاله

امین‌احمد رازی \amīn(-e) ahmad-e rāzī\، تذکره ـ ‌نویس، شاعر و ادیب نـامی عصر صفوی در سده‌های 10- 11 ق/ 16-17 م، صاحب تذکرۀ معروف هفت اقلیم.
از زندگانی امین، برخلاف آوازه‌اش، آگاهی چندانی نداریم. مهم‌ترین منابعی که از چندوچون زندگانی وی آگاهیهایی به دست می‌دهند، یکی کتاب خود وی، هفت اقلیم، و دیگر گزارشی کوتاه از اوحدی بلیانی، تذکره‌نویس هم‌روزگار امین، در کتاب عرفات العاشقین است.
هرچند امساک امین در ارائۀ کلیاتی از احوال خویش سخن‌گفتن دربارۀ او را دشوار می‌سازد، اما اخباری نسبتاً روشن از کسان خاندان وی موجود است که ما را در شناخت محیط نشوونمای امین و دست‌کم آغاز کار او یاری می‌رساند؛ چنان‌که می‌دانیم نیاکانش از کدخدایان و محتشمان ری و قصبۀ تهران به شمار می‌رفته، و هریک از از بستگان وی در عرصه‌های سیاست، اقتصاد و ادبِ سده‌های 10 و 11 ق مشهور بوده‌اند: ارجاسب، ملقب به امیـدی (ه‍ م؛ کدخدای تهـران و شـاعر <عموی پدر>)؛ گشتـاسب (نک‍ : طـاهری، 27 <عمـوی پـدر>)؛ لهـراسب (ه‍ م؛ رئیس قصبۀ تهران و شـاعر <پدربزرگ>)؛ هجـری (ه‍ م؛ دولتمرد و شاعر <عمو>)؛ خواجگی (ه‍ م؛ دیوانی و شـاعر <عمو>)؛ احمد تهرانـی (ه‍ م؛ کلانتر ری و شـاعر <پدر>)؛ وصلی و غیاث‌الدین محمد (از دیوانیان و شاعران دربار جهانگیر، پادشاه گورکانی هند <پسران هجری>)؛ شاپور (ه‍ م؛ بازرگان و شاعر <پسر خواجگی>)؛ و جز ایشان (نیز نک‍ : امین‌احمد، 2/ 1208 بب‍ ؛ قس: صفا، 5(3)/ 1688، که امین را از تبار امیدی، و احمد، پدر امین، را فرزند محمدطاهر دانسته است؛ گفتنی است محمدطاهر فرزند امیدی <نک‍ : امین‌احمد، 2/ 1212-1213> و مطابق فهرست یادشده پسرعموی احمد است، اما صفا او را پدربزرگ امین معرفی کرده است). با توجه به آنچه گفته شد، میزان تأثیر پیرامونیان بر امین و چگونگی پرورش او دریافتنی است.
نـام کامل امین را «محمدامین» آورده‌اند (نک‍ : صفـا، همانجا)، اما او به «امینْ‌احمد» یا «امینِ احمد» (به‌شکل اضافۀ بنوّت: امین پسر احمد) شهره گشته است. زادگاه وی، چنان‌که خود گفته، ری (2/ 1155؛ البته به‌سبب انتساب پدرش به تهران، به گمان قوی این شهر محل دقیق تولد اوست <نک‍ : ه‍ د، احمد تهرانی>)، و مکان مرگش سرزمین هند است (اوحدی، 1/ 644). در باب تاریخ تولد امین، نظری قطعی وجود ندارد، ولی با توجه به دورۀ حیات پدرش ــ از حدود میانه‌های نیمۀ نخست تا اواخر سدۀ 10 ق (نک‍ : ه‍ د، احمد تهرانی) ــ و نیـز مهاجرت امین به هند که در روزگـار جوانی انجـام گرفته است (نک‍ : دنبـالۀ مقـاله)، می‌توان زمان تقریبی زاده‌شدن او را نیمۀ دوم سدۀ 10 ق یا اندکی پس از آن دانست؛ همچنین از ذکر تاریخ 1021 ق/ 1612 م در یکی از دست‌نوشتهای هفت اقلیم که نشان از حیات امین در این سال دارد (نک‍ : مشار، 1/ 683-684؛ نیز دنبالۀ مقاله)، و نیز تصریح اوحدی بلیانی در عرفات (تألیف: 1022-1024 ق/ 1613-1615 م) بر اینکه: «وی مدتی شده که ... به جوار رحمت حق پیوسته» (همانجا)، می‌توان نتیجه گرفت امین در میان سالهای 1021 تا 1024 ق درگذشته است.
ازآنجاکه پدر امین، احمد، قدر و منزلتی نزد شاه تهمـاسـب اول صفـوی (سل‍ 930-984 ق/ 1524-1576 م) داشت و مورد وثوق سلطان محمد خدابنده (سل‍ 985-996 ق/ 1577- 1588 م) بود (برای آگاهی بیشتر، نک‍ : ه‍ د، احمد تهرانی)، هیچ دور نیست که امین نیز به‌واسطۀ پدر راهی به دربار صفویان یافته، و زمانی به مشاغل دیوانی پرداخته باشد.
چنان‌که دانسته است، دولت صفوی به‌سبب تعصبات و سخت‌گیریهای مذهبی (ادیب، 20)، بسیاری از ایرانیان را برانگیخت تا به جهاتی گوناگون چون بازرگانی، سیاحت، مدح خداوندان قدرت به امید دریافت صله، حتى تن‌آسایی و عیاشی، و جز اینها راهیِ سرزمین هندوستان شوند (نک‍ : گلچین معـانی، کاروان ... ، 1/ بیست‌وسه ـ بیست‌وپنـج؛ شمیسا، 285-286). امین نیز در جریان این مسافرتها روی به هند نهاد (گلچین معانی، تاریخ ... ، 2/ 412) و گویا تا پایان حیات دیگر به موطن خویش بازنگشت. به تاریخ و انگیزۀ این سفر اشارۀ صریحی نشده است، اما شاید به قراینی، بتوان حدود زمانی و علت آن را مشخص کرد. 
برپایۀ منابع پسرعموی امین، غیاث‌الدین محمد ملقب به اعتمادالدوله، پس از 984 ق/ 1576 م به هند رفته، و به جرگۀ دیوانیان دربار اکبر پادشاه (سل‍ 963-1014 ق/ 1556-1605 م) پیوسته است (نک‍ : دبا، ذیل اعتمادالدولۀ تهرانی)؛ حال اگر بپذیریم امین به پشت‌گرمی عموزاده‌اش راه آن دیار پیش گرفته (نک‍ : دنبالۀ مقاله)، می‌توان پنداشت که زمان حرکت امین به جانب هند در سالهای پس از 984 ق، و انگیزۀ او درآمدن به زیر چتر حمایت بزرگان آن دیار بوده است که ازقضا از بستگان وی بوده‌اند. همچنین با توجه به آنکه امین کار نگارش هفت اقلیم را به سال 996 ق/ 1588 م در هند آغازیده (نقوی، 116-117؛ گلچین معانی، همان، 2/ 410)، روشن می‌گردد که او تا این تاریخ به آنجا رسیده بوده است. بنابر این آگاهیها، سفر امین به هند شاید میان سالهای 984-996 ق اتفاق افتاده باشد.
در تأیید این مطلب، گفتنی است که دیگر پسرعموی امین، شاپور، به‌قصد بازرگانی بارها بر هند گذر کرده که متقدم‌ترین تاریخ این سفرها سال 996 ق است (نک‍ : طاهری، 32، به نقل از ملک شاه‌حسین سیستانی، صاحب خیر البیان)؛ آیا می‌توان گمان برد که امین در همین سال (996 ق) به اتفاق شاپور رهسپار هند شده باشد؟
اما غیاث‌الدین محمد که پس از رنج بسیار خویش را به فتح‌پور، پایتخت جدید اکبر، رسانده بود، به سفارش یکی از آشنایان شاه، در دستگاه دیوانی وی به کار پرداخت (نک‍ : دبا، همانجا)؛ ازاین‌رو، بعید نیست که امین نیز به مدد و راهنمایی غیاث‌الدین محمد وارد دربار اکبر شده (نک‍ : نفیسی، 1/ 382)، و همچون عموزاده‌اش به امور دیوانی مشغول گشته باشد (نک‍ : مطالب پیشین).
ازاین‌پس، سرگذشت امین بر ما نامعلوم است و تنهـا می‌دانیم که در دیار هند، ازجمله کشمیر (نک‍ : دنبالۀ مقاله)، به مطالعه و تحقیق پرداخته و حاصل آن را در کتابش، هفت‌اقلیم، گرد آورده است. او جز نویسندگی، طبع خویش را در شعر نیز آزموده و بی‌آنکه ادعای شاعری داشته باشد، در پایان هر اقلیم از کتاب بیتی چند مثنوی، در بحرهای مختلف، نقل کرده که پیداست از خود اوست (برای نمونه، نک‍ : 1/ 82، 2/ 1443؛ نیز گلچین معانی، کاروان، 1/ 115). اوحدی بلیانی وی را به صفاتی نیک ستوده است که ازآن‌میان، اصطلاح «رند لاابالی» جلب توجه می‌کند (1/ 644).

هفت اقلیم

تذکره‌ای عمومی، شامل موضوعات جغرافیایی، تاریخی، عجایب‌وغرایب، و شروح احوال و اشعار کسان که به‌سبب گوناگونی مطالب آن را نوعی دائرةالمعارف خوانده‌اند (رضازاده، 398؛ ایرانیکا، I/ 939). اوحدی بلیانی که کتاب را خوانده بوده، از زحمت بسیار امین و شیوۀ نیک او تمجید کرده، و حجم آن را 30هزار بیت (= سطر) تخمین زده است (همانجا). هفت اقلیم، برخلاف آنچه مرسوم بوده، به کسی تقدیم نشده است (گلچین معانی، تاریخ، همانجا).

سبب تألیف

امین چنان‌که خود تصریح کرده است، «همیشه اوقات را در تحقیق احوال اَبرار و اَخیار مصروف می‌داشت»، تاآنکه «بنابر وفور خواهش خود و اشارۀ بعضی از دوستان» تصمیم به تحریر تذکره‌ای می‌گیرد که مشحون از «اشعار و اخبار و حکایات و آثار» باشد، اما حاصل کار، به‌سبب «افزونی عبارت و زیادتی کتابت»، او را بیم می‌دهد که مبادا خوانندگان از کتاب نفعی نبرند و محروم مانند؛ ازاین‌رو، بر سرِ آن می‌شود که نکاتی را از گردآورده‌های خویش برچیند و خلاصه‌ای از آنها تدارک بیند که نتیجه‌اش کتاب هفت اقلیم است (1/ 1-2؛ نیـز نک‍ : صفا، 5(3)/ 1690). وی در پایان اثر به این کار خویش اشاره، و از کتاب به «جمیلۀ بدیع‌منظر» و «مخدّرۀ لطیف‌پیکر» یاد کرده که «مدتی مدید در لباس سواد مخفی بود ... و ... عهدی بعید در جِلباب تحریر موقوف بود» و اکنون «کسوت بیاض پوشیده» و «در خلعۀ تصحیح و حُلّۀ تنقیح جلوه‌گر آمد[ه]» است (3/ 1683).

زمان تألیف

به گفتۀ امین نگارش هفت‌اقلیم 6 سال به‌درازا کشیده است (1/ 2)؛ او سال پایان‌گرفتن آن را در ماده‌تاریخی چنین آورده: این نسخه که هست همچو فردوس نکو / تا مو نشوی درو نه بشکافی مو / / گر از تو کسی سؤال تاریخ کند / «تصنیف امین‌احمد رازی» گو، که به حساب حروف ابجد معادل 1002 ق/ 1594 م است (1/ 2-3؛ قس: حاجی‌خلیفه، 2/ 2044، که سال تألیف را 1010 ق/ 1601 م گفته است؛ فاضل، 6، که ماده‌تاریخ را 1018 ق/ 1609 م برآورد کرده است)؛ بنابراین، آغاز گردآوری مطالب و تلخیص آنها و سرانجام تألیف نهایی کتاب باید از 996 ق تا تاریخ یادشده انجام گرفته باشد (نیز نک‍ : رضازاده، 399؛ نفیسی، گلچین معانی، کـاروان، همانجاها). بااین‌حال، قراینی در کتاب هست که نشان می‌دهد تألیف بخشهایی از آن، پس از 1002 ق صورت گرفته یا نویسنده در آن دست برده است، ازجمله: ذکر سلطان محمد ثالث عثمانی که از 1003 تا 1012 ق/ 1595 تا 1603 م حکم رانده است (نک‍ : 3/ 1677؛ نیز نقوی، 117، به نقل از اته)، یا تاریخی که در یکی از دست‌نوشتهای هفت اقلیم به چشم می‌خورد: «چنین گوید محرِّر این مقالات و مقرِّر این کلمات، امین‌احمد رازی، به تاریخ 15 شعبان سال 1021، فی بلدة کشمیر» (نک‍ : مشار، 1/ 683-684؛ نیز منزوی، خطی ... ، 11/ 738). اما اینکه براون ( تاریخ ادبیات ... ، 317) تاریخ نوشته‌شدن هفت اقلیم را 1028 ق/ 1619 م گفته، لغزشی مسلّم است (نیز نک‍ : نقـوی، 117)؛ چه، امین اصلاً در این سال زنده نبوده است.

سبب نام‌گذاری

مطابق دیدگاه پیشینیان، بخش قابل سکونت زمین (ربع مسکون) به 7 اقلیم (اقالیم سبعه) تقسیم می‌شده، و چون تذکرۀ مورد بحث دربرگیرندۀ اطلاعاتی دربارۀ این اقلیمهاست، امین آن را به هفت اقلیم موسوم گردانیده است (1/ 3).

ساختار و روش

امین بنای کتاب را پس از یک مقدمه، چنان‌که گفته شد، بر 7 بخش نهاده و هریک را به اقلیمی اختصاص داده است؛ اقلیم چهارم بیشترین (2/ 517-1443)، و اقلیم هفتم کمترین حجم را دارند (3/ 1679-1683). مؤلف در آغاز هر اقلیم نخست از نسبت آن با یکی از افلاک آسمانی یاد می‌کند و سپس از حدود جغرافیایی، مساحت، شمار شهرها ــ و گاهی شمار کوهها و نهرها ــ و رنگ چهره و دین مردمان آن اقلیم سخن می‌گوید و آنگاه به وصف شهرهای مختلف آنجا می‌پردازد و عموماً دربارۀ سبب نام‌گذاری، نامهای کهن و نو، حدود جغرافیایی، تاریخ بنا و نام بانی، سبب پیدایش و پادشاهانشان توضیحاتی می‌آورد (برای فهرست این سرزمینها و شهرها، نک‍ : نقوی، 119-120؛ صفا، 5(3)/ 1690-1691). وی پس از این مقدمات، شرح مختصر و گاه مفصلی از احوال کسانِ نامدار و حتى گمنام آن شهرها به دست می‌دهد (شمار این افراد در کل اثر بیش از 560،1 تن است <برای فهرست آنها، نک‍ : اته، «فهرست ... ایندیا آفیس»، 381-499؛ نیز نقوی، 119؛ گلچین معانی، تاریخ، 2/ 410>)؛ عرفا، دولتمردان، دانشمندان، نویسندگان، شاعران و جز ایشان از جملۀ این کسان‌اند که مؤلف ذیل ترجمۀ احوال آنها نمونه‌هایی از سروده‌هایشان را به دست داده است (نک‍ : سراسر اثر؛ نیـز صفا، 5(3)/ 1690؛ دانشنامه ... ، 6/ 771)، هرچند گاهی در آن شواهدی از نثر برخی نویسندگان هم دیده می‌شود (نک‍ : 2/ 1321-1324، ذیل عبید زاکانی).

منابع

امین در مطالعات گستردۀ خویش، لاجرم به منابع بسیاری دسترسی داشته که به هریک از آنها، در هنگام استفاده، اشاره کرده است (گلچین معانی، همان، 2/ 411). نقوی فهرست بلندبالایی از این منابع را به دست داده است (ص 118- 119) که ازآن‌جمله می‌توان به اینها اشاره کرد: مجمع الانساب، چهارمقاله، آثار البلاد، تذکرة الاولیاء، طبقات اکبری و جز آنها.

سبک

نثر کتاب هفت اقلیم در راستای سبک نویسندگی سده‌های 10 و 11 ق، و مشابه با طرز آثاری چون خلاصة الاشعار و زبدة الافکار میر تقی‌الدین کاشی است، با این توضیح که در عین سلاست و روانی، آمیخته به قرینه‌سازی و سجع‌پردازی است که گاهی به نثر فنی متمایل می‌شود و به سنگلاخ تکلف و تصنع می‌افتد؛ این اسلوب در بخش مقدمه و آغاز هر شرح‌حال جلوۀ بیشتری دارد، اما سپس‌تر قلم به سادگی می‌گراید و مطلب قابل فهم‌تر می‌شود. بااین‌همه، متن هفت اقلیم درکل چندان دیریاب نیست و مقصود مؤلف و مخاطب را برمی‌آورد، هرچند در مواضعی ممکن است تعبیرات ادبی و اغراق‌آمیز در وصف کسان موجب آزردگی و ملال خاطر خواننده گردد (نک‍ : جم‍ ؛ نیز نقوی، 120-121).

نقدها و مزیتها

هرچند هفت اقلیم نام «تذکره» را بر پیشانی خود دارد، اما آن را به قول صفا: «نمی‌توان تنها تذکره نامید؛ چه، آن‌طورکه از نامش برمی‌آید، کتابی است که بنای آن بر جغرافیای 7 اقلیم عالم ــ تاآنجاکه مؤلف می‌شناخته ــ گذارده شده است» (همانجا).
معصوم‌علیشاه ضمن تمجید از آگاهیهای امین و قدردانی از کوششهای او، بر افسانه‌هایی که در هفت اقلیم درج شده، افسوس خورده و آنها را موجب کاسته‌شدن اعتبار کتاب دانسته است (3/ 159). دراین‌باره، گفتنی است برخی از تاریخ‌نگاران و جغرافیانویسان، مطابق سنت این شاخه‌ها، بخشی از نوشته‌های خود را به عجایب‌وغرایب عالم اختصاص می‌داده‌اند و به‌ناچار امین نیز از این سنت پیروی کرده و اینجا و آنجا به نقل این سنخ مطالب پرداخته است؛ ازاین‌رو، اشکال معصوم‌علیشاه بر امین چندان روا نتواند بود.

صفحه 1 از2

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: