امیری فیروزکوهی
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
شنبه 2 اسفند 1404
https://cgie.org.ir/fa/article/286588/امیری-فیروزکوهی
چاپ شده
4
امیری فیروزکوهی \amīrī-ye fīrūzkūhī\، کریم، متخلص به امیر و ملقب به سیدالشعرا، شاعر و سخنور بزرگ معاصر. وی از تیرۀ سادات حسینی فرحآباد فیروزکوه بود و در 1288 ش/ 1909 م در همانجا به دنیا آمد (امیری، مقدمه، 9).
بیشتر افراد خاندان او از امیران سپاه و سران لشکر بودند و لفظ «امیر» پیشوند نام بیشتر آنان بود. او از اعقاب «امیر محمدحسین خان سردار»، از فاتحان «هرات» و یکی از رجال مشهور روزگار قاجار بود. پدرش مصطفىقلی، معروف به امیر عبدالله سوم، ملقب به منتظمالدوله، از روشنفکران اروپادیدۀ روزگار مظفری بود و سمت «سردار فیروز جنگ» را به عهده داشت (امیری، مقدمه، 9-10). امیری هفتساله بود که به همراه پدر به تهران آمـد. او آموزش ابتدایی را در مدرسۀ سیروس گذراند. هنوز چند ماهی از انتقال آنها به تهران نگذشته بود که پدرش به بیماری حصبه مبتلا شد و درگذشت (همو، مقدمه، 14- 15). او پس از مرگ پدرش، آموزش مقدماتی را در مدرسههای ثروت و سلطانی ادامه داد و تحصیلات متوسطه را در مدرسۀ آلیانس و کالج آمریکایی گذراند. پس از مدتی، از درس و تحصیل دست کشید و قدم در عرصۀ شعر و شاعری گذاشت، بهطوریکه از همان جوانی شعرهایش در بسیاری از مطبوعات وقت منتشر میشد (میرانصاری، 1/ 419؛ فرجیان، 1/ 82).امیری پس از ترک تحصیل، به پیشنهاد یکی از خویشاوندانش با گذراندن دورۀ مقدماتی آموزش ثبت در 1308 ش، به عضویت ادارۀ ثبت کل اسناد و املاک کشور درآمد و مدتی سردفتر اسناد رسمی بود؛ اما خدمات دولتی او دوامی نداشت و پس از چند سال آن را رها کرد (محمدی، 2/ 449؛ ناظمیان، 535). در همان حال، پس از 20سالگی به فراگیری علوم منقول و معقول همت گمـارد و ادبیات عرب، منطق، کلام و حکمت و فقه و اصول را از محضر استادانی چون شیخ عبدالنبی کجوری، سید حسین کاشانی مجتهد، سید کاظم عصّار تهرانی، میرزا خلیل کمرهای و سید محمود امامجمعه زنجانی فراگرفت (همو، 536) و به موازات آن، به تحصیل موسیقی نیز روی آورد. او به موسیقی قدیم ایرانی علاقهمند بود و محضر بسیاری از استادان و هنرمندان موسیقی عصر خود را درک کرده بود و با دستگاهها و گوشههای موسیقی ایرانی آشنایی کامل داشت. امیری نوازندگی تار را نزد ناصرعلی حجازی (از شاگردان معروف درویش خان) آموخت و با استادان برجستۀ موسیقی آن دوره، مانند رضا محبوبی، حبیب سماعی، ابوالحسن صبا و حسین یاحقی معاشر بود (همانجا). امیری فیروزکوهی با بسیاری از استادان سخن و بزرگان ادب و سخنوران روزگار خود در انجمنهای ادبی دیدار داشت که از آن جملهاند: وحید دستگردی، ملکالشعرا بهار، نظاموفا، ادیبالسلطنه سمیعی (متخلص به عطا)، غلامرضا رشید یاسمی و جز آنها؛ در این میان، نزدیکترین دوستان وی، رهی معیری و گلچین معانی بودند (امیری، مقدمه، 35-37). افزونبراین، امیری با بسیاری از انجمنهای ادبی مانند «انجمن ادبی ایران» و «انجمن ادبی فرهنگستان» و «انجمن ادبی حکیم نظامی» همکاری داشت و از اعضای پیوستۀ آنان بود؛ او به همراه اعضای «انجمن حکیم نظامی» و با همکاری وحید دستگردی به تصحیح و شرح خمسۀ نظامی همت گمارد (میرانصاری، 1/ 469).امیری فیروزکوهی فردی وارسته و آزاده و در نهایتِ خضوع و خشوع علمی بود؛ صفای ضمیر و صداقتی بیمثال در رفتار و گفتارش بود که در سرودههایش نیز به چشم میخورد. خانهاش محفل ادبی و هنری به شمار میرفت (نک : صبور، 38- 39).سرانجام، امیری در نیمهشب پنجشنبه 19 مهرماه 1363 ش/ 11 اکتبر 1984 م در سن 75سالگی در تهران درگذشت و در صحن ایوان شرقی امامزاده طاهر، واقع در شاه عبدالعظیم به خاک سپرده شد.امیری با وجود اینکه از سبک استادان قدیم پیروی میکرد، ولی معتقد بود که شعر فارسی باید بهنحوی از کسوت گذشته بیرون آید و این تغییرات باید توسط استادانی صورت پذیرد که در شعر و ادب قدیم و جدید تبحر کامل داشته باشند (صبور، 37). قدرت کلام و نازکخیالی و روانطبعی او تا بدانجاست که بیشتر سخنشناسان معاصر به مقام استادی وی اعتقاد کامل دارند.امیری از بهترین سخنسرایان معاصر بود و به دو زبان فارسی و عربی شعر میسرود. از دقایق شعر فارسی آگاه بود و غزلهایش شیوا و دلانگیز، آمیخته با دنیایی از سوز و حال است. این درد و رنج همهجا در اشعار و سرودههای او نمایان است. وی غزل را به سبک هندی میسرود و ازاینرو، او را از احیاکنندگان سبک هندی میدانند. امیری از شاعران پیرو این سبک، بیش از همه، به صائب تبریزی علاقه داشت (آرینپور، 3/ 503؛ میرانصاری، همانجا).نخستین غزل امیری فیروزکوهی که موضوعی میهنی داشت، در 12سالگی شاعر، در روزنامۀ نسیم صبا، در 1328 ش به چاپ رسید. گذشته از غزلهای فراوان، دو منظومۀ مفصل به نامهای «تصویر» و «خسته» از شاهکارهای امیری است؛ اگرچه در این دو منظومه، مضمونهای نو و دلپذیری به کار رفته، اما از مرز شعر کهن فارسی فراتر نرفته است (آرینپور، همانجا؛ تسلیمی، 17). او قصیده را به سبک خراسانی میسرود. بیشتر قصاید او در انسجام کلام، استواری و پختگی با بهترین قصیدهها برابری میکند. امیری از قالب قصیده در رثا، شکوا، اخوانیات، مدح خاندان رسالت، جِدّ و هزل بهره گرفته است (ناظمیان، 536).
آثار چاپ شدۀ او اینهاست: 1. مثنوی عفافنامه و مقدمهای که بر دیوان صائب تبریزی نوشته است. 2. دیوان اشعار، مشتمل بر قصاید، غزلیات، قطعات، مثنویات و منظومهها در دو مجلد که در 1354 ش به کوشش بنیاد فرهنگ ایران چاپ و منتشر گردید. چاپ جامع و کاملتر دیوان او در دو مجلد، پس از مرگش توسط دختر او، امیربانو کریمی فیروزکوهی (مصفا)، در زمستان 1369 ش منتشر شد.آثار چاپنشدۀ او عبارتاند از: حواشی و تعلیقات بیشمار که بر کتابهای فلسفی و کلامی و آثار رجال و متون ادبی نگاشته است؛ احقاق الحق در دفاع از سبک هندی؛ ترجمۀ کتاب نفس المهموم علامه محدث قمی؛ ترجمۀ مکاتیب نهج البلاغه (امیری، مقدمه، 49). بیشتر آثار منثور امیری مقالات تحقیقی ادبی و لغوی است و سرودههای پراکندۀ بسیاری از او در مجلات و جراید تهران از قبیل ارمغان، یغما، گوهر، وحید، سخن و جز آن به جا مانده است. بهترین نمونۀ نثر وی، شرححالی است که او از خود در دیباچۀ دیوان خودش نوشته است (همانجا).
آرینپور، یحیى، از نیما تـا روزگار ما، تهران، 1374 ش؛ امیری فیروزکوهی، کریم، دیوان، به کوشش امیربانو کریمی، تهران، 1369 ش، ج 1؛ تسلیمی، علی، گزارههایی در ادبیات معاصر ایران، تهران، 1383 ش؛ صبور، داریوش، صدف، تهران، 1344 ش؛ فرجیان، مرتضى و محمدباقر نجفزادۀ بارفروش، طنزسرایان ایران از مشروطه تا انقلاب، تهران، 1370 ش؛ محمدی، حسنعلی، شعر معاصر ایران، از بهار تا شهریار، تهران، 1372 ش؛ میرانصاری، علی، اسنادی از مشاهیر ادب معاصر ایران، تهران، 1376 ش؛ ناظمیان، رضا، «امیری فیروزکوهی»، دانشنامۀ زبان و ادب فارسی، به کوشش اسماعیل سعادت، تهران، 1384 ش، ج 1.
پریسا سنجابی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید