صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه زبانها و گویشهای ایرانی / مندایی نو، زبان /

فهرست مطالب

مندایی نو، زبان


آخرین بروز رسانی : جمعه 12 دی 1404 تاریخچه مقاله

مندایی نو، زبان / mandâʔi-ye no, zabân/ ، آخرین مرحله از دگرگونیهای واجی و ساخت‌واژی زبان «مندایی باستان»، که از شاخۀ شمال غربی زبان سامی، از خانوادۀ آرامی شرقی به شمار می‌رود (هِبرل، «گویش ... »، 11). 
براساس اِتنولوگ (بش‍‌ )، «مندایی نو» از زبانهای در معرض نابودی شناخته می‌شود که کمتر از 10 هزار تن در سراسر دنیا گویشور دارد. مندایی، زبان قومی به همین نام است که در گذشته در عراق و ایران ساکن بوده‌اند؛ اما امروزه به‌سبب مشکلات و مساﺋﻞ گوناگون، بیشترین آنها مهاجرت کرده، و در سرتاسر جهان، به‌ویژه در اروپا، استرالیا و امریکای شمالی ساکن شده‌اند. باوجوداینکه اعضای جامعۀ منداییان به‌واسطۀ متون مقدس و عبادتهایشان، با این زبان آشنا هستند، اما تنها چندصد تن از آنها مندایی را به‌عنوان زبان اول گفت‌وگو می‌کنند و حتى شمار کمتری، زبان و الفبای مندایی را در نوشتارشان به کار می‌برند (هیبرل، «مندایی»، 679). 
صورت محاوره‌ای مندایی در نگاه اول، به‌طور چشمگیری متفاوت از ساختار ادبی این زبان به نظر می‌رسد؛ این تفاوت در درجۀ اول به‌سبب تماس با زبانهای همسایه، یعنی عربی و فارسی است. همۀ گویشوران مندایی معاصر دو یا حتى سه‌زبانه هستند. تأثیر این زبانها بر دستورزبان مندایی نو، به‌ویژه در حوزۀ واژگان و ساخت‌واژۀ اسم چشمگیر است. برهمین‌اساس، نولدکه نخستین بار در 1292 ق/ 1875 م، دو دوره برای تاریخ این زبان پیشنهاد کرد؛ «مندایی باستان»، که کتابها و آثار شریعت مقدس به آن نوشته شده‌اند و «مندایی نو»، که نسخه‌های خطی اواخر قرون وسطا و پس از آن، مانند کتابها و رساله‌های روحانیان را دربرمی‌گیرد (نک‍ : همانجا). حتى در خود اهواز، مانایی این زبان در تردید است. امروزه، جوانان مندایی زبان فارسی را بیشتر از مندایی در گفتار روزانۀ خود به کار می‌برند، به‌گونه‌ای‌که زبان مندایی به زبان اقلیت در میان منداییان اهوازیِ عمدتاً فارسی و عرب‌زبان تبدیل شده است. افزون‌براین، وضعیت نابسامان منداییان ایران، به رسمیت شناخته‌نشدن آنها به‌عنوان اعضای یک مذهب و وجود فشارهای مختلف، سبب مهاجرت بیشتر این قوم شده، تاجایی‌که زبان مندایی نو ممکن است درنهایت، دیگر در زیستگاه بومی خود گفت‌وگو نشود (تحقیقات ... ). 

سبب نام‌گذاری

واژۀ صابئین مشتق از «صبا»، یعنی تعمید در آب جاری، و صابئین به‌معنای تعمیدشوندگان، تعمیدکنندگان، تعمیدیان (اهل تعمید) یا مغتسله (سروتن‌شویندگان) است. به گفتۀ برخی، مندایی یا ماندایی به‌معنای عرفان و شناخت و داشتن معرفت دربارۀ خداوند است و منداییان یعنی کسانی‌که دارای عرفان هستند و از خداوند شناخت دارند (نک‍ : عسکری، 19). 

منداییان

منداییان اعضای قوم ـ دینی سامی و گنوستیک (جریان فکری التقاطی و باطنی‌گرای کهن با تأکید بر معرفت روحانی به رازهای الٰهی) هستند و شاید تنها سنت زندۀ گنوستیکی جهان باشند (عربستانی، 54). ایشان قومی آرامی‌اند که محل سکونت اولیۀ آنان مصر و فلسطین کهن بوده است. آنها را می‌توان از نخستین آوارگان فلسطینی به شمار آورد که نزدیک به دو هزار سال پیش براثر تنش با دیگر اقوام منطقه، ناچار به مهاجرت شدند. آنان از فلسطین و به‌ویژه از کناره‌های رود اردن به‌سوی شمال سوریه و بین‌النهرین و سپس به خوزستان، که در حوزۀ حکومت اشکانیان بود، کوچ کردند (برنجی، 16-17). این مهاجرت با حمایت اردوان سوم اشکانی صورت گرفت. امروزه، منداییان ایران در جنوب کشور، در برخی از شهرهای خوزستان همچون اهواز، شوشتر، دزفول و خرمشهر و نیز در کرج زندگی می‌کنند (فرجی، 467). ایشان صنعت‌گرانی ماهر هستند و در آهنگری و ساخت وسایل کشاورزی و زیورآلات طلا و جواهر و انواع معرق‌کاری مهارت ویژه‌ای دارند (مدرسی، 14). 
منداییان در ایران و عراق با عنوان «صابئین»، یا به زبان عامیانه، «صُبی» شناخته می‌شوند. آنها به زبان نوشتاری خود «گِنزا» (گنج)، و به زبان گفتاری‌شان، «رَطنا» (نجواکردن) می‌گویند (هبرل، «گویش»، 1). کتاب اصلی صابئین مندایی، گِنزارَبا (صُحُف آدم)، یعنی «گنج بزرگ» نام دارد و معتقدند که کتاب حضرت آدم (ع) است. این کتاب دربارۀ توحید و وحدانیت و صفات «هَیی» (خداوند) و توصیف «آلما دنهورا» (دنیای نور)، مرگ و جهان آخرت است (عسکری، 20). ایشان به 5 پیامبر اعتقاد دارند: حضرت آدم؛ شیث، پسر آدم؛ حضرت نوح؛ سام، پسر نوح؛ حضرت یحیى (ع) (همو، 16). «رِسته»، لباس رسمی دینی ایشان، از جنس چلوار، و رنگ آن سفید است و در مراسم دینی پوشیده می‌شود؛ «و درواقع لباس واقعی انسان است که بعد از تولد <و> به هنگام تعمید، هنگام ازدواج و همچنین موقع مرگ» پوشیده می‌شود، «چراکه لباس نور و درخشش می‌باشد و رنگ سفید آن همین معنا را دارد» (همو، 46).

الفبا و نظام نوشتاری مندایی

خط مندایی از خط آرامی مشتق شده، و از آسان‌ترین و کامل‌ترین خطوط سامی به شمار می‌رود؛ زیرا برخلاف دیگر خطوط سامی، که فقط حروف بی‌صدا را می‌نویسند، در این خط، حروف باصدا نیز نوشته می‌شوند و همین دلیل، این خط کاملاً آوانگار است (برنجی، 86). الفبای مندایی 23 حرف دارد و از راست به چپ نوشته، و خوانده می‌شود (همو، 89). حرفها در نوشتار به هم وصل می‌شوند و بیشتر آنها می‌توانند به حرفهای همجوار چپ یا راست خود متصل شوند. حرفهای š، i، z، a و ħ فقط به حرفهای سمت راست خود وصل می‌شوند (هبرل، «مندایی»، 683). الفبا و حرفهای متصل به این شرح‌اند (نک‍ : امنیگلوت، بش‍‌ ): 

پیشینۀ پژوهش

از اولین اروپاییهایی که آثار مشروحی دربارۀ منداییان نوشت، اینیاتسیو دی جزو، راهب کاتولیک ایتالیایی بود که در 1062 ق/ 1652 م در رساله‌ای با عنوان «منشاء روایتهای آیینها و خطاهای مسیحیان سن جان» دربارۀ آیین مندایی نوشت. در طول سدۀ 13 ق/ 19 م، پژوهشگرانی مانند ماتیاس نوربَری و یولیوس هاینریش پِترمان نسخه‌های چاپی گنزاربا را منتشر کردند. پیترمن همچنین در دهۀ 1850 م (1266-1276 ق) دربارۀ منداییان در جنوب عراق تحقیقات میدانی انجام داد. 
در اوایل سدۀ 20 م، مطالعات مندایی با انتشار آثار بسیاری دربارۀ این آیین، به‌ویژه ترجمه‌های مارک لیدزبارسکی از متون مندایی به زبان آلمانی، پیشرفت چشمگیری کرد. در طول دهۀ 1930 م (1349- 1359 ق) نیز مطالعاتی دربارۀ منداییان توسط دانشمندان و نویسندگان اروپایی مانند هوگو اودبرگ (1930 م)، روبرت اشتال (1930 م) و آلفرد لوئازی (1934 م) منتشر شد. پس‌ازآن، به‌سبب ناآرامیهای جنگ جهانی دوم، مطالعات در این حوزه دچار وقفه شد. در میانۀ سدۀ 20 م، رودُلف ماتسوخ فرهنگ لغت و دستورزبان مندایی را نوشت؛ درحالی‌که دراوئر بسیاری از متون مندایی را که تا آن زمان ناشناخته بودند، به انگلیسی ترجمه کرد. وی چند دهه در عراق به سر برد و ضمن پژوهش، به دهها متن مندایی برای «مجموعۀ دراوئر» دست یافت. دیگر پژوهشگران فعال در حوزۀ مطالعات مندایی در نیمۀ دوم سدۀ 20 م، عبارت‌اند از: کورت رودُلف، اریک زگلبرگ، ادوین م. یامائوچی، ادموندو لوپییری
در سدۀ 16 ق/ 21 م، مطالعات مندایی با انتشار پژوهشهای نوین و ترجمه‌های متنی بسیار، دوباره احیا شد. فعال‌ترین دانشمندان مطالعات مندایی در این سده در ایالات متحدۀ امریکا عبارت‌اند از: جیمز ف. مگرات، چارلز ج. هبرل و ژران یاکوبسن باکلی. فیلسوفانی که در دیگر کشورها روی متون مندایی پژوهش می‌کنند، عبارت‌اند از بوگدان برته در آلمان و ماتئو مورگنشترن و اوحد ابودراهم در اسرائیل
در سال 1432 ق/ 2011 م، اولین ترجمۀ کامل از گنزاربا به زبان انگلیسی توسط کارلوس گلبرت منتشر شد. در میانۀ دهۀ 2010 م، طی پروژۀ «دنیای روحانیان مندایی» به سرپرستی کریستینه رابینز از دانشگاه اِکستر و با همکاری یوحنا نَشمی، مستندهای چندرسانه‌‌ای مشروحی از آیینها، روحانیان و جامعۀ مندایی ارائه شد. افزون‌براین، امروزه جمع‌آوری، ثبت، طبقه‌بندی و نگهداری نسخه‌های خطی مندایی توسط رافید السبطی و پسرش، اردوان السبطی در هلند انجام می‌شود. سلیم برنجی در قوم ازیادرفته (1367 ش)، تاریخ و زبان و آداب‌ورسوم مذهبی قوم مندایی را به‌تفصیل شرح داده است. مهرداد عربستانی در پژوهشی با عنوان «تهدید و پاکی: تأملی بر دین‌ورزی صابئین مندایی» (1390 ش) به تاریخچه و مناسک دینی و عقیدتی این گروه پرداخته است. هزی موتسافی در 1393 ش/ 2014 م به بررسی واژگانی تطبیقی زبان مندایی نو با آرامی کهن و گونه‌های آرامی نو پرداخته است. هبرل در 2019 م زبان مندایی را از لحاظ زبان‌شناختی (نظام نوشتاری، واج‌شناسی، واژه‌شناسی و نحو) بررسی، و معرفی نموده است (نک‍‌ : «مندایی»، سراسر اثر). الهام فرجی و سهیلا صلاحی‌مقدم در 1395 ش واژگان مشترک زبان مندایی با زبانهای فارسی، عربی، بختیاری و شوشتری را بررسی کرده‌اند (نک‍ : سراسر اثر). یحیى مدرسی و سهیلا احمدی در 1398 ش مقاله‌ای با عنوان «تأثیرپذیری واژگانی زبان مندایی، از زبانهای رایج در خوزستان» ارائه داده‌اند (نک‍ : سراسر اثر). 

ویژگیهای آوایی

مندایی نو 28 همخوان و 7 واکه دارد. همخوانهای حلقی فقط در واژه‌های قرضی از زبان عربی و دو همخوان پس‌لثوی نیز در واژه‌های قرضی از زبانهای فارسی و عربی مشاهده می‌شوند (نک‍ : جدولهای 1 و 2؛ نیز نک‍ : هبرل، «گویش»، 49).

6 واکۀ â،؛؛؛؛u و i، اصلی، و واکۀ ə (حاشیه‌ای) کاهش‌یافته به شمار می‌روند (هبرل، «گویش»، 72). واکه‌های e، a و o، «نرم»، و واکه‌های â،؛u و i «سخت» هستند. این زبان 5 واکۀ مرکب نیز دارد که عبارت‌اند از: aw،؛ay،؛ey،؛âw و ây (همان، 59). به‌طورکلی، تکیه بر واکه‌های سخت و به‌ویژه بر هجاهای بسته قرار می‌گیرد و جای آن از هجای پایانی تعیین می‌شود (همو، 78). واژگان مندایی یک، دو، سه، چهار یا پنج‌هجایی‌اند، مانند: min «از»، men.di «چیزی»، âqa.nâ.y «زرگر»، muš.ma.nâ.nâ «مسلمانان»، ə.mal.fe.nan.ni «ما به او آموزش خواهیم داد». هجاهای این زبان یک «آغازه» و یک «میانه» دارند. میانه شامل یک «هسته» (معمولاً یک واکه یا یک همخوان هجایی) با یا بدون «پایانه» است. آغازه و پایانه از همخوان تشکیل می‌شود. آغازه برای همۀ هجاهای آغازی واژه، اجباری است، اما پایانه در تمام بافتها اختیاری است. الگوهای هجایی رایج در این زبان، CVC،؛CV،؛VC، و V است، مانند: â «این»، aχ «آن»، mu «چه»، tum «سپس». هجاهای دارای خوشه‌های همخوانی یا «واحدهای هجایی» (m,؛n,؛r,؛w,؛y) مثل CCV،؛VCC،؛CVVCC،؛CVVC،؛CVCC و CCVC کمتر رایج‌اند: ahl «خانواده»، klâƟâ «سه»، stânye «او یک پسر است»، waχt «زمان»، biet «خانه»، šieltχon «من از شما پرسیدم» (همان، 65-66). 
یکی از فرایندهای واجی در این زبان، «همگونی» واکه‌ای و همخوانی است. همگونی همخوانی همه‌جا از نوع کامل است، مانند همگونی کامل همخوان خیشومی [n] با همخوان کناری [l] پس از خود: qâmren+-li→qâmrelli «آنها به او خواهند گفت» (همان، 82). هرگاه هجای تکیه‌بر حاوی واکۀ سختِ i پس از هجای بازِ حاوی واکۀ نرم a قرار گیرد، واکۀ a، با ویژگیهای افراشته و پیشین، با واکۀ i، همگون می‌گردد و به‌صورت [ɛ] تلفظ می‌شود: hazin→[hɛzin] «من می‌بینم». این فرایند واجی، «پیشین‌شدگی واکه‌ای» است که نوعی هماهنگی واکه‌ای به شمار می‌رود. «سایشی‌شدگی» یا «صفیری‌شدگی» (تبدیل همخوان انسدادی به سایشی)، دیگر فرایند واجی در زبان مندایی است. انسدادیهای واک‌دار d، g و b پیش از همخوانهای انسدادی بی‌واک، به‌ترتیب به همخوانهای سایشی بی‌واک Ɵ، χ و f بدل می‌شوند: rap-tar→raftar «بزرگتر» (همان، 89). 

ویژگیهای صرفی

زبان مندایی نو 5 گونه ضمیر دارد: ضمیرهای شخصی، اشاره، نامعین، پرسشی، موصولی. ضمیرهای شخصی بر 4 نوع‌اند: متصل، منفصل، انعکاسی، متقابل. ضمیر شخصی منفصل در سوم‌شخص مفرد، دو جنس مذکر و مؤنث دارد؛ در دوم‌شخص، جنسیت مشخص نیست، اما با آوردن دو واژۀ «زن» یا «مرد» پس از این ضمیر، جنس آن را می‌توان نشان داد: ât ettâ «تو» (مفرد مؤنث) و ât gabrâ «تو» (مفرد مذکر). باید افزود که وجود ضمیرهای شخصی منفصل، اختیاری است و می‌توان آنها را حذف کرد (هبرل، «گویش»، 156).

ضمیرهای شخصی پیوسته در این زبان در توزیع تکمیلی با ضمیرهای منفصل قرار دارند. این ضمیرها یا مفعول فعل گذرا هستند، مثل tum satonn-i «سپس آنها ]صدای[ او را شنیدند»، یا متمم اسمی، مانند qamyon barâbard-u «جلوی آنها ایستادند»، یا متمم فعلی، مثل atit-i qamdə-kon «من این را برای تو آوردم» و یا مالکیت را نشان می‌دهند، مانند babb-e «پدر بزرگم». این ضمیرها نمی‌توانند جانشین فعل ربطی پی‌بستی یا ضمیرهای شخصی منفصل شوند (همانجا). 

صفحه 1 از2

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: