مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ذکر | یادکردن خداوند، نشانه‌ها و نعمتهای او در ذهن و تجلی‌بخشیدن به این مرور ذهنی در گفتار با گزاردن آیینهایی چون تهلیل، تسبیح، لاحول گفتن، مرور و تکرار اسماءالحسنى، یا مشارکت‌جویی در هر عمل آیینی فردی یا جمعی که بتواند موجب این یادآوری گردد.
  • ذکر، اصطلاح | اصطلاحی در تصوف که در لغت به معنای یادکردن، به‌خاطرآوردن و حفظ (در مقابل نسیان) است و دراصطلاح به عمل روشمندی مبتنی‌بر خواندن یا نَظارۀ باطنی اسم عَلَم و مفرد «الله»، کلمۀ توحید (شهادت)، و گاه اسمی از اسامی خداوند و جز اینها ــ به‌قصد به یـاد آوردن و در یـاد نگاهداشتن و متعاقبـاً «استحضار» الوهیت ــ دلالت دار...
  • ذکر |
  • الذریعه الی تصانیف الشیعه | اثری در کتاب‌شناسی آثار شیعه از آغاز تا میانۀ سدۀ 14 ق / 20 م، تألیف شیخ محمدمحسن منزوی، معروف به آقابزرگ تهرانی (1293- 1389 ق / 1876-1970 م)، عالم ایرانی ساکن نجف. این کتاب در محافل شیعی، به‌اختصار، به الذریعة شهرت دارد.
  • ذروثیوس | صورت معرّب به‌نسبت رایج نام دُروتئوس صیدایی2، اخترشمار یونانی‌مآب نامدار سدۀ 1 م.
  • ذراع |
  • ذراع |
  • ذخیره خوارزمشاهی |
  • ذبیح الله |
  • ذبح | اصطلاحی در فقه، ناظر به حیوانی که به منظور قربانی‌کردن یا برای مصرف متعارف سر بریده می‌شود.
  • ذاریات | پنجاه و یکمین سورۀ قرآن کریم به‌ترتیب مصحف، و شصت و هفتمین سوره در ترتیب نزول.
  • ادهم | اَدْهَم [adham]، میرزا ابراهیم (د 1060ق/1650م)، فرزند میرزا محمدرضی آرتیمانی، از شعرای شیعی‌مذهب و قلندروش عصر صفویه. او در حدود سال 1020ق/1611م در آرتیمان تویسرکان به دنیا آمد و در خانواده‌ای اهل شعر و ادب پرورش یافت. پدر وی از شاعران صوفی‌مشرب بود که در اصفهان به جمع میرزایان دفتر شاه‌عباس اول درآمد و سپس ب...
  • ذات الکرسی | صورت فلکی شمالی کوچکی میان مدار قطبی و مدار رأس سرطان، و از صورتهای فلکی باستانی که در اخترشناسی کهن به‌شکل بانویی نشسته بر صندلی انگاشته می‌شد.
  • ذات الشعبتین | از ابزارهای نجومی رایج در دوران اسلامی برای اندازه‌گیری فاصلۀ سمت‌الرأسی اجرام سماوی، فاصلۀ بین دو کوکب، اندازۀ اجسام (قطر ظاهری / ارتفاع جسم)، و فاصلۀ بین دو جسم.
  • ذات السلاسل | از نبردهای مشهور صدر اسلام. گفته‌اند که ذات‌السلاسل، آبگاهی به نام سَلسَل یا سلاسل، در آن سوی وادی‌القرى، به فاصلۀ 10 روز از مدینه، در شمال غربی جزیرةالعرب و در جنوب غربی شام بود که به‌سبب وفور آب، بسیار آباد بود و شاخه‌ها و عشیره‌های قبیلۀ قضاعه در آن ساکن بودند.
  • ذات الحلق | از ابزارهای رصدی رایج در دورۀ اسلامی که بیشتر برای تعیین طول و عرض دایرةالبروجی ستارگان و نیز اندازه‌گیری فاصلۀ نسبی بین آنها به کار می‌رفته است.
  • ذات |
  • ذ، | (ذال)، حرف یازدهم از حروف الفبای فارسی و نهم از الفبای عربی و ابتثی، و بیست‌وپنجمین در ترتیب ابجدی.
  • دیه | اصطلاح فقهی ـ حقوقی ناظر به مالی که به‌سبب قتل، یا صدمه به جسم اعم از جوارح یا حواس، یا سلب منافع جسمی انسان، برحسب مورد به اولیای دم مقتول یا به مصدوم پرداخت می‌شود.
  • اصلی و کرم | اَصْلی و کَرَم، افسانۀ کهن عاشقانه که روایتهای گوناگونی از آن در فرهنگ و ادبیات عامیانۀ کشورهای آذربایجان، ارمنستان، ترکیه و برخی کشورهای آسیای میانه رواج دارد.
  • دیولافوا، مارسل | مارسل آگوست (1844-1920 م / 1260- 1338 ق)، مهندس راه و ساختمان و باستان‌شناس فرانسوی.
  • دیولافوا، ژان | ژان (1851-1916 م / 1267-1334 ق)، باستان ـ شناس، جهانگرد، مردم‌شناس، رمان‌نویس، عکاس، نمایشنامه‌نویس و روزنامه‌نگار فرانسوی.
  • دیوگنس کلبی | در منابع اسلامی، دیوجانس (ح 412-323 ق‌م)، فیلسوف یونانی و بزرگ‌ترین نمایندۀ فلسفۀ کلبی. گرچه او معاصر افلاطون و ارسطو بود، در دوران یونانی‌مآبی به اشتهار رسید.
  • دیوفنطس |
  • دیوفانتوس | ریاضی‌دان یونانی‌زبان اسکندرانی و نویسندۀ کتاب پرآوازۀ اریثمتیکا2 (احتمالاً از نیمۀ دوم سدۀ 3 م).
  • دیوسکوریدس | پدانیوس1 (احتمالاً بین سالهای 40-90 م)، حکیم، گیاه‌شناس و پزشک یونانی، و صاحب کتاب مهم و تأثیرگذار بر داروشناسی دورۀ اسلامی با نام هیولی الطب فی الحشائش و السموم، معروف به الحشائش.
  • دیوانگی |
  • دیوان عرض |
  • دیوان عالی کشور | عالی‌ترین مرجع قضایی ایران، که برحسب مفاد اصل 161 قانون اساسی برای نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم و نیز ایجاد وحدت رویۀ قضایی و انجام مسئولیتهایی که طبق قانون به آن محول می‌شود، تشکیل می‌گردد.
  • دیوان رسائل |
  • دیوان خراج |
  • دیوان خالصه |
  • دیوان‌بیگی ، احمد | احمد بن غلامحسین بن مؤمن شیرازی، از تذکره‌نویسـان بنـامِ دورۀ قاجـار (1241 ـ پس از 1313 ق / 1826- 1895 م).
  • دیوان بیگی | اصطلاحی ساخته از دو واژۀ «دیوان» فارسی و «بیگ» ترکی و یک حرف که یای نسبت فارسی است.
  • دیوان انشاء |
  • دیوان البسه |
  • دیوان استیفاء |
  • دیوان اشراف |
  • دیوان | عنوان دوایر دولتی و نیز مطلقِ دستگاه اداری ایرانیان پیش از اسلام که به عصر اسلامی راه یافت و در آغاز این دوره بر دفتر یا فهرست کسانی که از عطایا و غنایم برخوردار می‌شدند، سپس بر دوایر دولتی اطلاق شد.
  • دیوان | در لغت از واژۀ ایرانی dêwân، هم‌ریشۀ دبیر، و به معنی نوشتن است (معین، 918).
  • دینوری، ابوحنیفه | ابوحنیفه احمد بن داوود (د 282 ق / 895 م)، جامع دانشهای گوناگون همچون لغت، نحو، حدیث، حساب و هندسه، هیئت و نجوم، گیاه‌شناسی، و تاریخ.
  • دینوری، ابوبکر | ابوبکر احمد بن مروان (د 333 ق / 915 م)، محدث مالکی‌مذهب، و مؤلف کتاب المجالسة.
  • دینور | شهری کهن و از شهرهای مهم ناحیۀ جبال در نخستین سده‌های اسلامی، و امروزه نام بخشی به همین نام در شهرستان صحنه در استان کرمانشاه.
  • دینشاه ایرانی | حقوق‌دان، ادیب و مترجم زردشتی و از پارسیان هند. او در 19 آبان 1250 یزدگردی / 13 آبان ۱۲۶۰ ش / 4 نوامبر 1881 م، در بمبئی زاده شد (شهمردان، 490).
  • دیناروند | یکی از طوایف لر، پراکنده در استانهای لرستان و ایلام.
  • دینار |
  • دین | مصدرِ دانَ یَدینُ، به معنی قرض، بدهی و وام، با این توضیح که آنچه مهلت پرداخت دارد، دین، وگرنه قرض است (ابن‌منظور؛ قاموس؛ تاج العروس؛ جوهری؛ نفیسی؛ لغت‌نامه ... ).
  • دین | از مفاهیم قرآنی که در یک طیف معنایی، ناظر به کیش و آیین، و در طیفی دیگر، ناظر به ساحتی از ساحات وجودی انسان است که بر کردار و رفتار او نظارت دارد و معنای آن به وجدان نزدیک می‌شود.
  • دیلمی |
  • دیلمی، ابوشجاع | ابوشجاع شیرویه، فرزند شهردار (445- 509 ق / 1053-1115 م)، مورخ و محدث شافعی اهل همدان و مؤلف کتاب الفردوس.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: