ابن رشد نوشت:«واجب است بر ما كه بر نوع نظر گذشتگان در موجودات عالم و شیوه استدلال آنان طبق موازین و شرایط برهان نظر افكنده، با دقت نظر آنچه را كه گفتهاند و در كتب خود ثبت كردهاند، مورد توجه قرار دهیم. آنچه درست است قبول كنیم و بدان مسرور شویم و سپاس داریم و به آنچه نادرست است به درستی واقف شده، از پذیرش آن عذر خواهیم و آنان را هم در این امر معذور داریم.
کودک بودم و به مقتضای سن با همسنان خود یعنی بچههای شش ـ هفت ساله فامیل در منزل بازی میکردیم. عصر تابستان بود و شهر قم ایام گرم خود را طی میکرد. پدرم در زیرزمین استراحت میکردند. سر و صدای بچهها ایشان را از خواب بیدار کرد. آمدند و خطاب به من جملهای گفتند که اینجانب اگرچه آن روز نفهمیدم ولی عیناً به خاطر سپردهام و بعدها به عمق آن واصل شدم. ایشان خطاب به من فرمودند: مصطفی!! این بار تو را تنبیه نمیکنم چون عقاب بلابیان قبیح است. ولی از این به بعد باید بعدازظهرها که وقت استراحت است در منزل سروصدا نکنی. و با وجود این تذکر از این به بعد اگر تکرار شود تنبیه خواهی شد!! (این قاعده فقهی مستند به حکم عقل است و زیربنای اصلی از اصول حقوق بشر و اصل قانونی بودن جرم و مجازات در قوانین اساسی دنیای معاصر را تشکیل میدهد. یعنی مجازات کردن برای عملی قبل از ممنوع ساختن آن زشت است)
روششناسی به معنای تعیین راه و مسیر است. وقتی از روششناسی در امر پژوهش و تحقیق صحبت میکنیم، هدف تعیین راه برای رسیدن به نتیجه مورد نظر است. در علومی مانند علوم اجتماعی، تاریخ و زبان شناسی که خود، تولید روش داشتهاند روششناسی به گزینش از میان روشهای تولید شده گفته میشود؛ اما باید بررسی کرد در حوزه علوم قرآنی که از روشهای تولید شده در علوم دیگر استفاده میکند، چقدر ظرفیت برای زایایی در حوزه روش وجود دارد. سرآغاز استفاده از روشهای جدید در حوزه مطالعات قرآنی مربوط به مستشرقین است از این رو اگر به دنبال روششناسی مستشرقین در حوزه مطالعات قرآنی هستیم، قبل از هر چیز باید به دیسیپلینها و رشتههای علمی که با مطالعات قرآنی گره خوردهاند، پاسخ دهیم. مواجه شدن با قرآن از منظرهای مختلف باعث شده تا تنوعی از حیث روش در حوزه مطالعات مستشرقین دیده شود. اگر بخواهیم استقرای ناقصی از این حوزههای دیسیپلینی انجام دهیم و حداقل به چند شاخه اصلی آن توجه کنیم شاید بتوان آنها را در سه گروه اصلی بر اساس سه حوزه رشتهای طبقه بندی کرد.
خداي متعال در كلام خود ميفرمايد: «و اعبدوا الله و لا تشركوا به شيئا: خدا را بپرستيد و هيچ چيزى را (در عبادت) شريك او قرار مدهيد.» (نساء، 36) و ظاهر اين كلام نهى از پرستش معمولى بتهاست؛ چنان كه ميفرمايد: «و اجتنبوا الرّجس من الاوثان: دورى گزينيد از پليديها كه بتها باشند»(حج،30)؛ ولى با تأمل و تحليل معلوم ميشود كه پرستش بتها براى اين ممنوع است كه خضوع و فروتنى در برابر غير خداست و بت بودن معبود نيز خصوصيتى ندارد؛ چنان كه خداى متعال طاعت شيطان را عبادت او شمرده و ميفرمايد: «الم اعهد اليكم يا بنى آدم ان لا تعبدوا الشيطان: اى بنىآدم، آيا به شما فرمان ندادم كه شيطان را مپرستيد؟»
آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، سحرگاه روز سه شنبه بیست و هشتم مهرماه سال یکهزار و سیصد و نود و سه در هشتاد و سه سالگی درگذشت و با فوت او، انقلاب اسلامی یکی از پیشگامان نهضت امام خمینی(ره) را از دست داد. ترسیم تصویری درست و دقیق از زندگانی مردی که همه عمر خود را در ایمان و مجاهدت و مبارزه و تعلیم و تعلم صرف کرده، آسان نیست. هیچکس نمی تواند مدعی شود که آیتالله مهدوی کنی را با همه خصوصیاتی که در طول عمر پربرکت خود داشته، به صورت کامل شناخته است، هر چند، مسلما بعضی یاران و نزدیکان او، وی را بیشتر و بهتر از دیگران می شناختهاند. می توان ابعاد مختلف شخصیت معنوی او را، به تفکیک، مورد توجه و بررسی قرارداد.
بحث به اینجا رسیدکه آیا روح قبل از بدن بوده یا نه؟ عدهای از فلاسفه و مفسران و اخباریین، فرمودهاند که روح قبل از بدن بوده و همه ارواح در جایی جمعند كه در روایات «عالم ذَر» و «عالم میثاق» نامیده شده است و اینها از قرآن و روایات و دقتهای فلسفی دلیل داشتند. باز عدهای از بزرگان فلاسفه، نظیر صدرالمتألهین و از مفسران نظیر علامه طباطبائی و از اخباریین مانند مرحوم فیض میگویند روح بعد از جسم پیدا میشود. وقتی بچه متولد شود، جسم است (جسمانیهالحدوث است) و کمکم روح در او پیدا میشود. صدرالمتألهین برای همین یک قاعده درست کرده (حركت جوهری) و اینها برآنند كه: روح بعد پیدا میشود.
سرّ پیشرفت مسلمانان در همه زمینههای علوم و صناعات از دو بیت یادشده آشکار میشود، که در نخستین حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: «اطلبوا العلم و لو بالصّین» (الجامع الصغیر، جلالالدین سیوطی، قاهره 1325ق، ج1، ص143) و در دومین جانشین بهحقّ او که: در بود مر مدینه علم رسـول را زیرا جز او نبود سزای امانتش
پژوهشی كوتاه در حوزه فردوسیشناسی معاصر در گذر زمان، در بستر تاریخ، ایران زمین همواره با خطرهای بسیار دهشتناك روبرو بوده است، گویی سرنوشت ایران و ایرانیان آن بوده كه با گذر از این خطرها هر روز آبدیدهتر و سرافرازتر گردند. در قسمت اساطیری شاهنامه پس از آن كه كاوه و فریدون بر ستم و خونریزیهای ضحاك و كارگزاران او میشورند و فریدون تاجشاهی به سر مینهد و به داد و دهش میپردازد فرجامین كار میخواهد جهانی را كه بر آن فرمانروایی میكند بین فرزندان خود تقسیم نماید. جهان را به سه بخش نموده یكی روم و خاور و دیگری ترك و چین و سومی ایران زمین است.
دیرینگی نام ایران، گذشته از مفهوم و مصداق جغرافیایی، بنا بر اسناد و منابع تاریخی و تحقیقات قومشناسان و باستانشناسان و مورخان، معانی دیگری هم متبادر میکند: این سرزمین نام خود را از مردم ساکن در آن یعنی ایرانیان/ آریاییان گرفته است که پهنهای سختفراخ، از شبهقاره هند و پامیر تا درههای دجله و فرات و از آن سوی از دریای کاسپین تا دریای پارس را زیر نگین داشتهاند؛ تیرههای ایرانی باوجود افتوخیزهای متناوب و غالبا خطیر و گاه رقابتهای درونی، همواره در بطن خود قومی واحد بهشمار میرفتهاند؛ ایران از روزگار کهن به سبب وجود دولتهای بزرگ و مقتدر که همه تیرههای ایرانی را مخصوصا در سیاستها و روابط خارجی رهبری میکردند، واحدی سیاسی بهشمار میرفت؛ رشته اصلی پیوند این تیرهها، جز اشتراک نژادی و منافع مشترک سیاسی و اقتصادی، که بسا اقوام غیرایرانی را هم دربر میگرفت، فرهنگ ایرانی است که با همه تنوع، در اصول و ریشهها، طی قرنها حرکت و زندگی، از یک آبشخور سیراب شده است.
آيت الله مهدوي كني جوهره مداراجويي سنتي اش را هميشه حفظ كرده بود. چهره هاي خشني كه حرف مرد را يكي مي دانند و خود يا ديگري را حق مطلق مي شمارند و هرگز انعطافي در زندگي سياسي آنها ديده نمي شود، زيادند. اما در بين روحانيون سنتي و اصيل قبل و بعد انقلاب كساني بوده اند و هستند كه مردم آنها را پشتيبان خود مي شناسند و در مسائل مختلف به آنها مراجعه مي كنند و مدارا و سعه صدر آنها، عامل دلگرمي مردم بوده است. اين روحانيون به معناي تاريخي آن نقش روحانيت واقعي را در ميان مردم بر دوش داشتند. خاطرات آيت الله مهدوي كني را كه مي خوانيم، ايشان يكي از اين چهره هاي مطرحي بود كه قبل انقلاب رابطه سالم و مهربانانه و پدرانه خوبي با مردم داشت. زندان مي رفت، از امام حرف مي زد، تجار بازار به دورش حلقه داشتند، مسجدش آباد بود. درسش را خوب خوانده بود.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید