هگل فیلسوف، فرانسوی نامدار آلمانی در کتاب «عقل در تاریخ» شیوههای گوناگون تاریخ نویسی را به دقت مورد بحث و بررسی قرار میدهد و آن را به سه نوع تقسیم میکند: نوع اول، تاریخ دست اول است که کار مورخ مبتنی بر گزارش گواهان عینی رویدادها مانند هرودوت و نوشته های اوست.
شنبه، نوزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال 1398 شمسی و 1440 هجری قمری، در فضای مجازی نامه و یا دستخطی بازنشر و باعث بسی تعجب شد. چرا این روز عزیز، آن هم بعد از گذشت یکصد و شصتو نه سال؟! نامه را با هم میخوانیم:
این توضیحات گویای آن است که تاریخ «فلسفۀ حصولی»۱۹ از مهمترین مؤلفههای شناختهشده در حوزه اندیشۀ غربی است و به طور طبیعی و بنیادین نیز تضاد آن با تاریخِ «حکمت حضوری»۲۰ در ایران همیشه امری اجتنابناپذیر بوده است. بهراستی چگونه میشود که کارل یاسپرس بهراحتی از تمام واقعیتهای تاریخی خصوصاً تمایز شرق و غرب چشمپوشی میکند و «دورۀ محوری» باستان را به آغاز تاریخ فلسفه در یونان ربط میدهد؟
«حکمت متعالیه» عنوان نظام فلسفی صدرالدین محمد شیرازی، مشهور به ملاصدرا و صدرالمتألهین است. ملاصدرا در هیچ یک از آثارش این نام و همچنین نام دیگری را برای اشاره به نظام فلسفی خود به کار نبرده، بلکه آن را در نامگذاری مهمترین اثر مکتوب فلسفیاش «الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاریعه» به کار برده است؛ اما این کتاب نیز که پس از او مشهورترین اثرش شناخته شده، به اسفار اربعه معروف است و کمتر کسی از آن با نام «الحکمه المتعالیه» یاد میکند. استفاده از این تعبیر بعد از او، صرفاً برای اشاره به نظام فلسفی وی، متداول شده است.
یافتن نسخههای قدیمیتر از خط و زبان فارسی همواره مورد توجه محققان زبان و ادب فارسی بوده است، چه این امر میتواند ما را در یافتن زوایای پنهانی از تاریخ فرهنگ و شئون اجتماعی ایرانیان طی قرون نخست اسلامی کمک کند. قدیمترین نسخههای تاریخدار فارسی كه تاكنون میشناسیم، چهار نسخه از قرن پنجم هجری است. از میان این چهار نسخه کهنترین دستنویس فارسی که تا کنون شناخته شده، نسخهای از کتاب الابنیة عن حقایق الأدویة متعلق به سال 447 هجری است.
این مقاله برای پاسخ به این پرسش نگاشته شده است: «آیا جهانبینی ایرانی و تفکرات خاص ایران در پیدایی فلسفه یونان که زادگاه آن در سرزمینهای آسیایی یونان (موسوم به ایونیه) و در همسایگی امپراتوری ایران بوده است تأثیر و نقش چشمگیری داشته است یا خیر؟» پس از طرح این سؤال، نگارنده به جمعآوری شواهد و اطلاعات و بررسی نظرات دانشمندان برجسته در این خصوص پرداخته و به این نتیجه میرسد که پاسخ پرسش بالا مثبت است.
در همهمه روزی پرمشغله و پرتشویش از اخبار اطراف و اکناف فرهنگ و سیاست واقتصاد ، ودر اوج دلواپسی ها از سرنوشت «خود» و « دیگران » ، شنیدن خبردرگذشت محسن وزیری مقدم ، خاطرات از یاد رفته ای را در ذهن زنده کرد . خبردرگذشت این هنرمند ، یاد او راچنان در دیده و دل ، پرفروغ پیش چشم آورد که لحظاتی بس عمیق ، از آن دلواپسی ها به در آمدم و به گذشته های دور رفتم.
تبحّر شگفتانگیز استاد بدیعالزّمان فروزانفر در ادب فارسی و عربی، طبعاً انتظار اهل تحقیق را از ترجمههای ایشان افزایش میدهد، امّا متأسفانه نمونههای چندانی از ترجمۀ ایشان در دست نیست و جز ترجمۀ رسالۀ حیّ بن یقظان از ابن طفیل و ترجمۀ منظوم چند شعر ، برخی آیات، احادیث و عبارتهای عرفانی ، ضمن تألیفات استاد، ترجمۀ دیگری از او فعلاً به دست دوستدارانش نرسیده است و سالهاست که دیدۀ مشتاقان در حسرت دیدار «ترجمۀ کامل قرآن مجید» به قلم استاد به راه مانده است.
مرسوم زمانه ما این است که یک خدمت برجسته، بر دیگر خدمات بزرگان سایه میافکند و هر گاه سخن درباره آنها به میان میآید همان تک اشتهار را برمیشمریم و برگهای دیگر کارنامه او را یادآور نمیشویم. میرزا سیّدحسن رشدیه بزرگمرد تاریخ فرهنگ ایران را همگان به «مدرسهآفرینی» میشناسند. این در حالی است که این نامور کارنامه مؤثری در عرصه چاپ و نشر دارد.
برای بسیاری از ما هنوز این واقعیت تاریخی روشن نشده است که جشن دوهزاروپانصدساله چه نقشی در تاریخ جدید و درعینحال قدیم ایران داشته است. شاید دلیل عمدهاش این باشد که ورود به اینگونه مباحث همیشه حساسیتهایی را در بین محافل سیاسی برانگیخته است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید