هابرماس مقاله خود را با اشاره به مدعای نوروساینتیستها که مسأله اراده آزاد اکنون با نوروساینس (دانش مطالعه سامانه عصبی) قابل تبیین و تفسیر است، شروع و عنوان میکند که به نظر میرسد رویکرد نوروساینتیستها در مورد اراده آزاد به سمتی پیش میرود که قصد بررسی ساختار تمام هستی را دارد، رویکردی که مختص فلسفه است.
ترجمه سیدحسین وقار: قرآن تصریح دارد که در خلقت آسمانها و زمین نشانههایی برای صاحبان ادراک وجود دارد: «مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین... برای خردمندان نشانههایی است. پروردگارا، اینها را بیهوده نیافریدهای... » در انطباق خلقت الهی جهان و درک علمیساختار آن مسألهای وجود ندارد. قرآن بسیاری از خصائص دنیا و دلیل اینگونه بودن آن را مطرح ساخته؛ زیرا کتابی است که آیاتش، به روشنی بیان شده؛ «قرآنی است به زبان عربی برای مردمیکه میدانند (یعلمون)». به علاوه، به ما گفته میشود: «آیا ندیدهاند که خدا چگونه آفرینش را آغاز میکند... بگو: در زمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس [باز] خداست که جهان دیگر (النشاه) را پدید میآورد؛ خداست که بر هر چیزی تواناست.»
حضرت ابوالحسن علیبن موسی(ع) ملقب به «رضا» امام هشتم از ائمه اثنی عشر(ع) و دهمین معصوم از چهارده معصوم(ع) است. سال تولد آن حضرت را 148 و 153ق و ماه تولدشان را ذوالحجه یا ذوالقعده یا ربیعالاول گفتهاند و مشهور آن است كه روز تولد آن حضرت یازدهم ذوالقعده بوده است و البته روزهای دیگری نیز گفته شده است. كنیه آن حضرت ابوالحسن بوده است و چون حضرت امیر(ع) نیز مكنی به ابوالحسن بوده است، حضرت رضا(ع) را «ابوالحسن ثانی» گفتهاند.
آنچه در پی می آید، متن سخنرانی دکتر سید علی موسوی گرمارودی در نهمین گردهمایی انجمن ترویج زبان فارسی در شهرستان بجنورد است كه در همین ماه شهریور برگزار شده و از سوی ایشان برای روزنامه ارسال شده است كه از ایشان،كمال تشكر را داریم.
آنچه در پی میآید، نمونههایی از تأثیرات فرهنگی ایران است كه از اواخر دوره ساسانی و با عبور گروهی از پناهندگان ایرانی از چین، به ژاپن راه یافت، به روایت كتاب «آسوكا و پارس» (پیشروی فرهنگ ایران به شرق). متن حاضر تلخیصی بسیار فشرده از فصل نخست كتاب است.
عالمآرای نادری نوشته محمدكاظم وزیر مرو، مفصلترین زندگینامه نادرشاه افشار، و تاریخ حوادث روزگار اوست. این كتاب آیینه احوال ایران در دو قرن و نیم پیش، و بازگوی غمها و شادیهای مردم آن روز ایران است. و اهل خرد و اندیشه در لابلای سطور عبرتآموز آن حوادث بعدی را هم میتوانند ببینند. مؤلف از مردم ساده و عادی عصر خود بوده و كتاب خود را به زبان ساده و بیپیرایه و محاوره عصر خود نوشته كه چندان فرقی با زبان گفتگوی امروز ما ندارد. قسمت عمده كتاب خاطرات و مشهودات مؤلف، یا روایت از شاهدان عینی حادثههاست كه برای كتابدوستان خواندنی، و برای محققان زبان و تاریخ و فرهنگ ایران منبع دست اولی است كه نكتههای ارزنده نادری در بر دارد.
دکتر کاتوزیان سنت فکری، فرهنگی و تاریخی این سرزمین و به اقتضای رشته تخصصیاش متون معتبر فقهی را نیزبه خوبی میشناخت. این در حالی بود که میدیدم به حسب ظواهر، نوع لباس و سلوک ظاهری و رفتار فردی، بیشتر یک استاد تحصیلکرده در اروپا به نظر میآید و ابتدا احساس میکردم او نسبتی با عالم مذهب و سنت ندارد. سپس دریافتم که وقتی وارد مباحث حقوق مدرن میشود، بازهم همانقدر تسلط و اشراف دارد.
تابستان سال تحصیلی 51-50 به یکی از گرمترین روزهای زندگیام بدل شد. در کنکور دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران پذیرفته شدم، راهی تهران شدم و مراحل ثبتنام، سردر زیبای دانشگاه تهران، زمین چمن آن روز و ستونهای دانشکده حقوق و... شدم دانشجوی سال اول رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران. روز اول درس، اتاق315، طبقهسوم، نیمکتهای آبی مثل سالن سینما پشتسرهم ردیف شده بودند، میشد دلهره را در چشم همه دید، ساکت و آرام نشسته بودیم. 215 نفر بودیم که در رشته حقوق کنکور سراسری قبول شده بودیم. کسی را در کلاس نمیشناختم. با دو،سهچهره در موقع ثبتنام و یکی،دونام از کرمان آشنا بودم. استاد آمد، این صفت را برای نخستینبار میشنیدم؛ بهجای معلم، استاد، مردی بلندقامت با کتوشلواری سورمهای و کراواتی که به قامت رسایش خوب میآمد، آهسته طول کلاس را طی کرد، از سکو بالا رفت، نگاهی نافذ و عمیق داشت، با لبخندی که گونههایش را برجسته میکرد و بهصورت استخوانیاش برازندگی بیشتری میداد، سراسر کلاس را برانداز کرد، سلام و احوالپرسی و تبریک، تن صدایش دلچسب بود و آغازین روزهای مهر در اولین سال ورود به دانشکده را برایم زیبا و زیباتر کرد؛ دکتر کاتوزیان!
شادروان «دکترناصر کاتوزیان» شخصیتی است که آثار علمی او، پشتوانه ادبیات حقوقی ایران است. شاید کمتر مقالهای به چشم بخورد که از ارجاعات مکرر به آثار ایشان خالی باشد. ایشان دارای ذهنی وقاد، نقاد و تحلیلگر بودند. در عرصه حقوقی، مدافع اصول و موازین حقوق اسلامی بودند. باوجود آنکه استاد حقوق مدنی محسوب میشدند، دانش حقوقی ایشان اختصاص به یکحوزه خاص نداشت.
برخی از اهل علم قادرند افکار و دانستههایشان را بهصورت مکتوب عرضه کنند و بعضی دیگر هرچند محضرشان قابلاستفاده و گفتارشان شیرین است اما قادر به نوشتن نیستند و برخی دیگر که هم میتوانند دانستههای خود را بهطور شفاهی منتقل کنند و هم مطالب خود را مکتوب کنند، آنگاه که به کاربرد آنچه میگویند و مینویسند در حیطه عمل نیاز پیدا میشود، ناتوان هستند. اینکه کسی در هر سه جنبه چیرهدست و صاحبنظر باشد، از مواهب الهی است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید