در این وجیزه مقرر گردیده است در موضوع روشناندیشی حافظ قلم فرسایم و دقیقه به تقریر آورم! اما روشناندیشی و حافظ در بادی امر پارادوکس به نظر میرسد! گویا حافظ را با شیدایی و شوریدگی ترکیب کردن بیشتر به مذاق خواننده اثرش خوش میآید تا اندیشه و روشناندیشی، و ظاهر غزلیات نیز قطعا موید همین گمان است، و یقینا سخن به تقریر آوردن در این سیاق اخیر و در راستای شوریدگی و شیدایی حافظ نیز چندان صعب و دشوار نمینماید، اما از بنده خواسته شده است که حافظ را با خرد و تفکر و نقش ناب اندیشه که با عنوان «روشناندیشی» اعتبار میگردد به رشته کلک آورم! این امر البته کار دشواری است، اما علیرغم دشواری و صعوبت، شگرف و تنبهاگیز!
اعتدال که با وجود پیشینه کهن و رواج فراوان آن در فرهنگ ایرانی و اسلامی در انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری به مفهوم کانونی جدیدی در گفتمان سیاسی غالب تبدیل شد، هم در وجه نظری و هم در وجه عملی آن واجد عناصر و مؤلفههای مهمی است. اعتدالگرایی به مثابه هدف یا روش، نگرش یا ساختار، مفهوم یا برنامه و نظایر اینها مقولههایی هستند که اکنون در معرض توجهات علمی نیز قرار گرفتهاند.
محمدعلی فروغی اولین و آخرین نخستوزیر رضا شاه بود. فروغی از میان كسانی كه به اشاره سفارت انگلیس و یا بنا به اقتضای روحیه خود در طرفداری از قدرت، برای بقدرت رساندن رضاخان نقش بسزایی داشت. وی همچنین بیش از سایرین در انتقال قدرت به محمدرضاپهلوی سهم داشت. فروغی در 28 آذر 1304 اولین دولت را در رژیم پهلوی تشكیل داد كه تا 15 خرداد 1305 دوام آورد. با پایان مراسم تاجگذاری رضاشاه، مأموریت فروغی به اتمام رسید و تیمورتاش از او خواست تا استعفا دهد. پس از او مستوفیالممالك به مدت یكسال و مخبرالسلطنه (مهدیقلی هدایت) به مدت شش سال دولتهای دوران رضاشاه را تشكیل دادند.
ابتدا باید گفت که کتابهای روانشناسی دین به تعداد انگشتان یک دست به زبان فارسی کتابی نوشته یا ترجمه نشده و کتابهایی هم که نوشته یا ترجمه شده هیچ کدامشان خودِ حوزه معرفتی روانشناسی دین را معرفی دقیق و حتی نادقیق نکردهاند. بحث دیگر در باب کتاب «ولف» بهعنوان یکی از بهترین کتابهایی که در زبان انگلیسی در باب روانشناسی دین نوشته شده است.
نظر موافقان و مخالفان اتانازی استدلال موافقان مرگ آسان ۱٫ خودمختاری: خودمختاری یعنی حق افراد برای تصمیمگیری درباره زندگی خود که در قالب احترام به خودمختاری بیمار صورت بندی می شود.
جیمز هانتر۵ ـ محقق برجسته ارزشها در جامعه آمریکا ـ دریافته است که این اختلافات چنان عمیق اند که زمینه ساز «جنگ فرهنگی» واقعی به شمار می آیند. نمونههای مسائل ارزشی تفرقه انگیزی که جامعه معاصر آمریکا را تحت تأثیر قرار میدهد، عبارتند از: آیا خصلت [هویت] ملی، مذهبی است یا غیرمذهبی؟ آیا در مدارس باید مراسم نیایش برگزار گردد؟ نقش زنان در جامعه آمریکا چیست؟ ماهیت خانواده کدام است؟ این مسائل بنیادی با مسائل مربوط به هویت ملی درآمیخته اند. آیا خصیصه ملی وجود دارد و آیا باید وجود داشته باشد؟ یا آنکه ایالات متحده باید جایی برای هویتها، فرهنگها، و شیوه های زندگی متنوع باشد؟ افزون بر این، تصادم ارزشها چگونه مدرسه را تحت تأثیر قرار میدهد؟ نقش مدرسه در انتقال و پرورش ارزشها چیست؟
مذاکرات هستهای میان ایران و کشورهای بزرگ، مدتی است که توجه خاص بسیاری از هموطنان و نیز مردم علاقهمند جهان را به شهر وین جلب کرده است. از سخنان و اظهارات امیدوارکننده طرفهای مذاکره پیداست که رسیدن به توافق جامع چندان دور از دسترس نیست و تا همین جای کار هم نتیجه به اندازه کافی درخشان بوده است.
«مکاتب فلسفی و آراء تربیتی» یکی از کتابهای قابل توجه در این مقوله است که به همت انتشارات سمت (ناشر کتابهای دانشگاهی) به چاپ رسیده و در دسترس علاقهمندان و به ویژه دانشجویان قرار گرفته است. آنچه در پی میآید، بخشهایی از آن کتاب است که تا حدی نیز تلخیص شدهاست.
در یک تقسیمبندی کلی، مکاتب مختلف فلسفه اخلاق را میتوان در ذیل سه گروه آورد: فضیلتگرا، وظیفهگرا و هدفگرا. اخلاق مبتنی بر فضیلت به راهنمایی کردار میپردازد و با فضایل اخلاقی وعمدتاً اشخاص سر و کار دارد. در رویکرد هدفگرا و فایدهگرایانه (یا نتیجهگرایانه، غایتگرا، غایتاندیش) درستی یا نادرستی یک عمل بستگی به نتیجه و پیامد آن عمل دارد. از این منظر اخلاقیات وسیلهای برای نیل به هدف محسوب میشود. در مقابل، اخلاق وظیفهگراست که فارغ از نتایج و پیامد اعمال، به انجام وظیفه و تکلیف حساسیت نشان میدهد. آنچه در پی میآید، سرمقاله ماهنامه «اطلاعات حکمت و معرفت»(شماره ۱۰۴) است که عمدتاً به اخلاق مبتنی بر فضیلت (فضیلتگرایی) پرداخته است.
در بحثهای افلاطونی به تدریج تغییرات تکاملی در بحث اتانازی به وجود آمد تا جایی که در کتاب «جمهوریت» افلاطون در مورد بیماریهای طولانی که امید به زنده ماندنشان نبود، اجازه داده شده است که اتانازی فعال انجام شود. در آن زمان، برخی پزشکان به عنوان عاملان سیاسی به بعضی از افراد سم میدادند تا از بین بروند که بقراط و پزشکان همفکرش با چنین رویهای سخت مخالفت کردند تا جایی که در قوانین اخلاقی بقراط، چنین رفتاری را برای پزشکان، غیر اخلاقی میدانستند. ارسطو هر نوع خودکشی را مردود میشمرد؛ چه برای بیماری که در رنج و درد شدید باشد و چه برای فرد سالم. درک همفری۱ بنیاد هملاک سوسایتی را بنیانگذاری کرد که هدف اصلی این سازمان کمک به افرادی بود که میخواستند از طریق اتانازی یا خودکشی کمکی به زندگی خود پایان دهند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید