و سومین اعتراضات یک سال بعد در محرم سال 1285 شمسی (1324 ق.) برابر با 1906 میلادی رخ داد. در این ایام سید جمال الدین نیز در ایران بسر می برد ، و هنگام وعظ سخنرانی های تند و درشتی علیه حکومت داشت. به واقع او یکی از وعاظی بود که توده های مردم او را باور داشته و دل به آگاهی و قدرت استدلال وی بسته بودند .
این یادداشت به معرفی کتاب «تهران، پایتخت دویست ساله»* اختصاص دارد. این کتاب ترجمهمجموعهمقالاتی است که به سال ۱۹۸۹ در همایشی که «مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه» با همکاری «انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران» برگذار کرد، ارائه شدند و انتشار کتاب به زبان فرانسه زیر نظر شهریار عدل و برنار اورکاد انجام شده است. این مقالهها موضوعات بسیار متفاوتی را درباره شهر تهران بررسی میکنند.
در نوشتار حاضر مواجههای انتقادی با رویکردهای تکلیفی-تجویزی سرهسازان، پاکسازان و سربهراهسازان زبان داشتهام. به این منظور بحث را با تکیه بر آراء متفکرانی آغاز کردم که دیدگاههای فروکاهانه به زبان را در تاریخ تفکر غرب به چالش کشیده و در مباحث فلسفی، جایگاهی کانونی به زبان بخشیدند.
اگر بزرگانى چون دكتر على اكبر فياض، دكتر على شريعتى، دكتر غلامحسين يوسفى و دكتر احمدعلى رجايى بخارايى را از استادان نسل اول دانشكده ادبيات دانشگاه فردوسى مشهد بدانيم، دكتر محمدجعفر ياحقى از اساتيدى است كه نسل دوم استادان اين دانشكده را تشكيل مىدهند و در ميان اين نسل، او تلاشهاى فراوانى در باب استمرار اين خط و آن نسل انجام داده است تا همچنان اين دانشكده يكى از قطبهاى مهم آموزش ادبيات فارسى باقى بماند
کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332، علیه نخستوزیر مصدق، نقطه عطف مهمی در تاریخ معاصر ایران بود. پس از سقوط دولت دکتر مصدق، برخی از افراد و سیاسیون که طرفدار سلطنت پهلوی بودند به رهبری محمدرضا شاه، این رخداد را یک رستاخیز مردمی و قیام ملی نامیدند که کشور را از آشوب و افتادن به دامن کمونیسم رهانید و همراستا با این افراد، سیاستمداران و وزارت خارجه امریکا به شدت فعال بود تا این واقعه را یک حرکت خودجوش مردمی و بدون دخالت آمریکا به جهانیان معرفی کند.
«ایران معاصر، همچون سایر کشورهای خاورمیانه، درگیر کشمکش میان سه جریان سیاسی- ایدئولوژیک شد. در یکسو ملیگرایان قرار داشتند که از اواسط قرن نوزدهم میلادی در پی آغاز بحرانهای هویتی ناشی از شکستهای بیرونی و کاهش اقتدار حاکمیتی، به بسیج عمومی برای بیداری سراسری ملی که هدفش توسعه و استقلال بود، دستزده و تحولات بزرگتری همچون انقلاب مشروطیت را رقم زدند.
درباره کودتای ۲۸ مرداد از منظرهای گوناگون میتوان به بحث و گفت و گو نشست. نخستین منظر این که باعث و بانی آن که بوده است؟ در این خصوص چند نظر مطرح است.
وقتی سالروز ٢٨ مرداد میشود و سراغ كارشناسان و تحلیلگران تاریخ و سیاست میرویم تا درباره این رویداد تاریخی بپرسیم، معمولا با این واكنش روبرو میشویم كه «ای بابا! باز هم ٢٨ مرداد! چقدر در این باره حرف بزنیم، مگر باز سند تازهای منتشر شده است؟ یا شاید هم كسی اظهارنظر جدیدی كرده؟ درباره این رویداد، هر حرف و حدیثی كه ممكن بود را گفتهاند، دیگر میخواهید چه بشنوید و به مخاطبانتان بگویید؟!»
٢٨ مرداد ١٣٣٢ اكنون ٦٥ ساله میشود. هرسال به مناسبت این روز یادداشتها و مقالاتی نوشته میشود. گویی ٢٨ مرداد ٣٢ هنوز زنده است و تحول مییابد. معمولا دو روایت موازی تكرار میشوند. روایتی كه از سال ١٣٣٢ تا اواخر ١٣٥٧ روایت رسمی بود و حكایت از تغییر دولتی با فرمان ملوكانه داشت كه نخستوزیر بركنار شده از اجرای آن تمرد كرد و با «قیامی ملی» سرنگون شد و جای خود را به دولت قانونی داد.
بسیاری از تحلیلگران و فعالان مدنی با این سوال روبهرو هستند كه چرا مردم در ٣٠ تیر ١٣٣١ برای حمایت از دولت قانونی و دستاوردهای نهضت ملی نفت و مقاومت در مقابل نیروی نظامی به طور یكپارچه به صحنه و خیابان آمدند، ولی در روز ٢٨ مرداد ١٣٣٢ برای مقابله با كودتای نظامی آژاكس بسیج نشدند؟
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید