تیرماه كه میآید چند مناسبت تقویمی را هم برای روزنامهنگاران ادبی و هنری با خود میآورد. تولدها و سالمرگهایی كه هر كدام مربوط به یك نام بلند هنر و ادبیات و فرهنگ این سرزمینند. از آنها یكی سالمرگ هولانگیز میرزاده عشقی است. 96 سال میگذرد از آن زمانی كه این شاعر، روزنامهنگار، نویسنده، نمایشنامهنویس و مشروطهخواه را مقابل خانهاش به حكم خودكامگی و به ضرب گلوله كشتند. او در آن زمان تنها 30 سال داشت و این برای یك نویسنده و شاعر و روزنامهنگار، بالطبع ابتدای راه است.
جنبش مشروطه ایران پدیده عجیبی بود. قیامی بود كه ریشه اقتصادی به معنی مبارزه طبقاتی و جنگ میان فقیر و غنی نبود، به معنی مبارزه اجتماعی ناشی از دوگانگی فرهنگی در جامعه كه غالبا با هوشیاری تودههای روستایی در مقابل شهریهای پرمدعا و متفاوت رخ میدهد، نبود. میتوان گفت نوعی مبارزه اجتماعی و سیاسی در درون طبقه حاكمه شهری بود.
فرض کنیم برخی انسانها پس از اینکه مرگشان را درک میکنند، نمیتوانند فکر آن را از ذهنشان دور کنند، آنقدر که این فکر مانع همه دیگر فعالیتهایشان میشود، اما این نه گریزناپذیر است و نه اصلا شایع٫ برعکس، این فکر از نظر همه انسانها ـ مگر برخی از اگزیستانسیالیستها ـ غیرعادی و بیمارگونه است. درک اینکه انسان خواهد مرد، در مورد اکثر انسانها مانع نمیشود که آنان درگیر فعالیتهایی شوند که ارزشمندشان میدانند، یا مانع نمیشود که از چیزهایی لذت ببرند که پیشتر لذت میبردند.
بيست تير ۱۳۸۹: ۱۰ سال پيش در چنين روزی عنايتالله رضا در تهران درگذشت. میگفت: «انسانها جز به لحاظ حقوقی و در برابر قانون، با هم برابر نیستند.» عنايتالله رضا در سال ۱۲۹۹ در رشت زاده شد. پدرش مجتهد بود. دبستان را در رشت و دبيرستان را در دارالفنون تهران گذراند. ۱۷ ساله بود كه به دانشكده افسری رفت و دو سال بعد دوره خلبانی جنگی ديد و به نيروی هوايی نوبنياد ايران پيوست.
وقتی سخن از «خرافات» (Superstition) به میان میآید، چه در ایران و چه در بسیاری از کشورهای دیگر دنیا که امروز خود را توسعهیافته یا در حال توسعه می دانند، و به خصوص وقتی طرفین صحبت افرادی هستند که خود را تحصیلکرده و «با فرهنگ» بدانند، نخستین واکنش که گویی همه بر آن اصراری سخت دارند، مخالفت با آن و بدیهی دانستن بیهودگی و بیمعنایی و زیانبار بودن ِ خرافات است.
یکی از مهمترین مساله ها در ترجمه و مطالعات سفرنامه ها، مساله اعتبار و صدق در گزارشهای سفرنامه نویسان است. محدودیت های فهم و عوامل موثر بر فهم سفرنامه نویسان سبب شده اند که بعضا با روایت ها و گزاره هایی مواجه بشویم که نه تنها منابع دیگر آنها را تایید نمی کنند، بلکه با روایت خود مردم ساکن در آن منطقه خاص هم مطابقتی ندارد. از سوی دیگر همیشه مواجهه ای دوگانه با سفرنامه نویسان دیده میشود.
محسن آزموده: دائرةالمعارفنویسی و تهیه دانشنامه به عنوان یك كار پرهزینه، دستهجمعی و نیازمند استمرار و تداوم، كار سادهای نیست. در جامعه كوتاهمدت ما كه در آن «هر كه آمد عمارتی نو ساخت» شاید بتوان گفت این كار محال است. یعنی چطور میشود كه در همان سالهای اول انقلاب كسی به فكر تدوین دائرةالمعارف بیفتد و كاری را شروع كند كه دیدرو و دالامبر در قرن هجدهم در فرانسه كردند و عصر روشنگری را رقم زدند؟
صفحه اول روزنامه های امروز چهارشنبه 18 تیر
نشست مجازی بزرگداشت مقام علمی وفرهنگی درّه میرحیدر، استاددانشگاه تهران و چهره ماندگار جغرافیا، به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، عصر روز گذشته، ۱۷ تیرماه با سخنرانی حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، مهدی محقق رئیس هیأت مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، محمدرضا حافظنیا استاد دانشگاه تربیت مدرس، ابراهیم مقیمی استاد دانشگاه تهران و یاشار ذکی استاد دانشگاه تهران برگزار شد.
«دانشنامه تبرستان و مازندران» به سرپرستی جهانگیر نصری اشرفی در پنج جلد از سوی نشر نی به چاپ رسید. این مجموعه پنج جلدی نخستین دائرةالمعارف جامع مازندران است که در یک پروژهٔ گروهی طی حدود یک دهه تألیف شده و به تاریخ، تمدن، فرهنگ و هنر استان مازندران کنونی و سرزمین طبرستان بزرگ پرداخته است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید