دیروز اول نوامبر بود، روز جهانی مولف. اما این مساله چه ربطی به ما میتواند داشته باشد؟ وقتی میگوییم مولف منظورمان چیست؟ آیا ما اصلا مولف داریم؟ اجازه بدهید به تاسی از میشل فوكو در آن مقاله معروف به جای پرسش معمولی «مولف كیست؟» بپرسیم «مولف چیست؟»! البته روشن است كه منظور ما این نیست كه مقاله نظری و دشوار فیلسوف فرانسوی را بازخوانی كنیم یا تفسیری تازه از آن ارایه كنیم. آنجا شاید فوكو با این چرخش از پرسش «چه كسی» به سوال «چه چیزی» میخواهد بر این نكته تاكید كند كه نویسنده بودن بر خلاف تصور سادهاندیشانه امری آگاهانه و اختیاری نیست و نویسنده سوژهای خودآگاه و خودبنیاد و مستقل از بافت و زمینه زبانی و غیرزبانیای كه در آن زندگی میكند، نیست. فوكو خیلی ساده میخواهد بگوید آنجا كه مولف فكر میكند دارد مینویسد در واقع در یك نظم گفتمانی و زبانی محصور است و نویسنده بودنش در این ساختار و شبكه گفتمانی معنا پیدا میكند. وضع برای ما البته خیلی سادهتر از این حرفهاست و بحث فوكو در زمینه و زمانه جامعه ما بیشتر به شوخی شبیه است.
در «تاریخ بیهقی» مانند شاهنامه و دیگر یادگارهای بزرگ ادبی پارسی، به داستانهایی برمیخوریم که در حاشیة حوادث تاریخی گویای روش زندگانی مردم و امور اجتماعی در عصر معینی است. لطافت فرهنگی این داستانها برای ما پارسیزبانان بسیار دلانگیز است؛ مثلاً در مجلد هشتم تاریخ بیهقی میخوانیم:
تبیین رابطة «عمل و پاداش» در مثنوی معنوی مولوی مولوی این را تقدیر الهی میداند که هر عملی تأثیر و جزایی مناسب با خود دارد؛ به عبارت دیگر قضا و قدر خداوند مقتضی این است که جزای کژی، کژی باشد و پاداش راستی، خوشبختی: پس قلم بنوشت که هر کار را لایق آن هست تأثیر و جزا کژ روی، جفّالقلم کژ آیدت راستی آری، سعادت زایدت
صفحه اول روزنامه های امروز دوشنبه 11 آبان
کشورمان ایران در دوره قاجاریه از لحاظ سیاسی به چهار ایالت آذربایجان، اصفهان، خراسان و کرمان و بلوچستان و بنادر تقسیم شده بود. یکی از این ایالات، ایالت آذربایجان به مرکزیت تبریز، ولیعهدنشین بوده و شامل ولایات ارومیه، اردبیل، مراغه، مشگین و اهر، ساوجبلاغ مکری (مهاباد)، ماکو، خوی، سلماس و سایر بلوکات و قراء بوده است و از نظر اهمیت، پس از تهران که دارالخلافه نامیده می شد، تبریز بوده که به دارالسلطنه معروف بوده است و شعبهای مهم از وزارت امور خارجه در آنجا استوار بوده و توسط نایب اول وزارت امور خارجه اداره میشده و بسیار فعال بوده است.
بیستویکمین مجموعهی درسگفتارهایی دربارهی ناصرخسرو به بحث دربارهی «ناصرخسرو، شاعرانگی و تعهد» اختصاص داشت که با سخنرانی مهدی محبتی در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. در گزارش این برنام
کتابی جدید از عمادالدین باقی پس از 10 سال منتشر شد. «دنیای بسته» کتابی است که اخیرا نشر سرایی از عمادالدین باقی محقق و پژوهشگر ایرانی که در حوزه حقوق بشر فعالیت می کند، منتشر کرده است.کتاب به جامعه شناسی زندان می پردازد و به واکاوی و روانشناسی زندانی از درون نگاه می کند.
کتاب «قرة العین: زندگی، عقیده و مرگ»، نوشتۀ مهدی نورمحمدی توسط انتشارات علمی به چاپ رسید. یکی از شخصیت های تاریخی که تا کنون چهرۀ واقعی او به درستی شناخته نشده، ام السلمۀ برغانی ملقب به طاهرۀ قرة العین است. شگفت نگیز است که در مورد بسیاری از وقایع سرگذشت وی و از جمله: نام حقیقی، تاریخ تولد، چگونگی ایمان آوردن به باب، تاریخ عزیمت به کربلا، چگونگی کشته شدن و محل دفن وی دانستههای روشنی وجود ندارد و منابع موجود، اطلاعات یکسانی را در این خصوص ارائه ننموده اند که همین مسئله، باعث شده است چهرۀ واقعی او بیشتر در غبار ابهام ها، افسانه ها و دروغ ها پنهان گردد.
امر ترجمه متون بهویژه متون فلسفه آلمانی در ایران با معضل همراه است. در روزگار ما، عمده ترجمه متون فلسفه آلمانی از متفکری مانند «هایدگر» به عمل میآید که به نظرم کار ناصوابی است. ای کاش که این کارها هرگز ترجمه و منتشر نشود.
علیرضا خاقانی هنرمند مجسمه ساز از ساخته شدن مجسمه های جلیل شهناز، غلامحسین بیگجهخانی و محمدرضا لطف استادان تارنواز ایران خبر داد که قرار است در یک نمایشگاه رونمایی شود.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید