یک گفتوگوی جذاب تاریخی درباره پیوند میان خانوادههای اعیان و اشراف با دایههای فرزندان
زندگی و زمانه شیخ صفیالدین اردبیلی؛ آن که حسن میداشت با خلق «در غایت حسن خلق بود ... و میفرمود خُلقی که با خلق است حسن معیشت است با خلق، همچنانک معاملهای راست کردن و سخن و صحبت راست داشتن و مهم و مصلحت خلق راست کردن و بر خیر و شر ایشان مشفق بودن و با خلق دست و دل و پیشانی گشاده داشتن. و شیخ را این معنی به تمام کمال بود که دایم زحمت بر خلق بر خود میگرفت و راحت به خلق میرسانید و مردم را به راحت میداشت و به دلجویی خلق مشغول میبود اگرچه ازیشان خلاف نفس خود میدید و آزار میرسید».
حضرت ابوالحسن علی بن محمد(ع)، امام دهم از ائمه اثنیعشر(ع) و دوازدهمین معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترین القاب آن حضرت، «هادی» و «نقی» است و نزد شیعه امامیه ایران به امام علیالنقی معروف است. کُنیه آن حضرت ابوالحسن است و چون پیش از ایشان حضرت امیرالمؤمنین(ع) و حضرت رضا(ع) نیز کنیه ابوالحسن داشتند، ایشان را «ابوالحسن ثالث» میگویند و نیز آن حضرت به جهت سکونت ممتد در سامرا، به «الفقیه العسکری» معروف بود؛ زیرا شهر سامرا شهری نظامی و به «العسکر» معروف بود و بعضی گفتهاند «عسکر» محلهای از سامراست که آن حضرت و فرزند ارجمندش امام یازدهم در آنجا سکونت داشتند و به آن شهرت یافتهاند.
گفتهاند در احادیثی که از پیامبر(ص) و معصومان رسیده، گفته شده: «تعلّموا القرآن بعربیته:۱ قرآن را با عربیت آن بیاموزید.» همچنین در فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام)، روایاتی در تشویق به تعلیم عربی رسیده است، مانند آنچه از امام صادق(ع) نقل شده: «تعلّموا العربیه، فانّها کلام الله الذی کلّم به خلقه و نطق به للماظین:۲ عربیت را بیاموزید که این زبان کلام خداست که با مردم سخن گفته و از گذشتگان یاد کرده است.
اگر چه پس از اعلام منتفي شدن واگذاري موزه هنرهاي معاصر تهران به بنياد رودكي از سوي مجيد ملانوروزي رييس اين موزه، بخشي از نگرانيهاي جامعه تجسمي كشور برطرف شد، اما همچنان صحبتها درباره موزه هنرهاي معاصر و سرنوشت آن در ميان هنرمندان اين حوزه ادامه دارد.
تولد انسان نو را رنسانس (نوزايش) خواندهاند، بر آمدن بشر جديد با نگاه و انديشه جديد نسبت به خود و هستي از اعماق سدههاي ميانه و حتي پيش از آن. فكر اين فرد نوخاسته را معدودي از متفكران و انديشمندان برساختند كه بدون شك فرانسيس بيكن يكي از ايشان است، انديشمندي كه گويي به كياست و هوشمندي فهميده بود كه در يكي از آن نقاط عطف اساسي تاريخ تفكر بشر ايستاده و از اين رو عليه غولهاي تاريخي فكر چون ارسطو و افلاطون قيام كرد و از ارغنون نو و آتلانتيس نو سخن گفت.
قاسم هاشمینژاد و کار او چند بُعد داشت. یکی از این بُعدها، فارسینویسی درخشان بود، که این روزها نایاب است. برای نمونه مقدمهای که او بر کتابِ «سیبی و دو آینه: در مقامات و مناقب عارفان فرهمند» نوشته است، دید تازهای است راجع به عرفان فارسی، و موجب تأسف است که کسی چندان توجهی به آن نکرد و هرچه هم تا به حال نوشته شده کپی از روی دست هم بوده است.
به کار و شخص قاسم هاشمینژاد بسیار حرمت داشتم. از میان تمام نویسندگانی که از ادبیات مینوشتند، دستکم در ایامی که در ایران بودم، هیچکدام به پای او نمیرسیدند. هیچکدام چندان درکی از ادبیات نداشتند، منقّد نبودند. شاید نمونهها و نامهایی از نقدنویسان خارجی خوانده بودند یا شنیده بودند اما کار و فهم آنها را در خود نبرده بودند.
دکتر جبار رحمانی، دکترای انسانشناسی و عضو پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی معتقد است عدم درک میان نسلی میان «فرهنگ نیاکانگرا» و «فرهنگ جوانگرا» موجب نوعی عدم گفتوگوی میاننسلی میشود و در نتیجه، نسل جدید مجبور میشود برای پیش رفتن به سوی آینده، خود را از فرهنگ گذشته جدا کند.
در ادامه سلسله گفتوگوهای «گروهاندیشه ایران» با اصحاب فکر و نخبگان دانشگاهی درباره «سالهای دانشجویی» آنها، اینبار به سراغ دکتر خسرو باقری، استاد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران رفتیم. او که متولد 1336 تهران است با تواضع و خوشرویی همیشگی دعوت ما را پذیرا شد تا از حال و روز او در سالهای دانشجوییاش بپرسیم.باقری سالها است روانشناسی و علومتربیتی را با لنزی فیلسوفانه مینگرد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید