این اصطلاح چه معنی دارد؟ کدام ادبیات است که ملی نیست؟ آیا هر شعر یا نثری که به زبان ملی گفته و نوشته شود نسبت به آن ملت ادبیات ملی محسوب نمی شود؟ پس تسمیۀ قسمتی از ادبیات به این نام چه جهت دارد؟ قبلا باید دانست که ادبیات یک قوم از هر چیز بیشتر لایق انتساب به آن قوم است به این معنی که خاک و آب و رسوم و عادات و اعتقادات حتی لغت یک قوم را وقتی با ادبیاتش مقایسه نمائیم می بینیم اینها همه ظاهری و ادبیات باطنی است به عبارت اخری ادبیات ذارای علقه و رابطۀ محکمتری است با ذات ملت تا تمام صفات و ممیزات و علایق دیگر....
افسانۀ وامق و عذراء یکی از حکایات زبان پارسی است ولی در اصل و منشاء این قصه اختلاف کرده اند بعضی ان رامانند منیژه و بیژن و ویس و رامین از افسانه های قدیم ایران می شمارند و دلیلشان منحصر به روایتی است که دولتشاه سمرقندی منظومه ای از این حکایت را به زبان فرس ذکر می نماید که به نام انوشیروان تألیف شده و نسخه ای از آن در اوائل قرن سیم هجری وجود داشته است....
شناخت دانش وقف و ابتدا و ارتباط آن با تفسیر از دو جهت مهم است؛ یکی آنکه دانش وقف و ابتدا در فضای ذهنی و کتابخانه ای، اساساً یکی از علوم قرآنی است و با تفسیر که همان کشف مراد الهی است، رابطه ای مستقیم دارد. دیگر آنکه در فضای عینی و کاربردی یکی از فنون مهم تلاوت است که با فهم و القای معنای آیه در ارتباط است.
«استعاره» به عنوان مهمترین نوع مجاز و ساختارهای بیانی دارای اهمیت و جایگاه والای معرفتی و زیباشناختی است. در حوزه مطالعات ترجمه نیز بسیاری از صاحب نظران بر این عقیده اند که ترجمه استعاره دشوارترین بخش ترجمه یک متن است. این مسئله در خصوص ترجمه متنی همچون قرآن کریم که کتابی است آسمانی و وحیانی، نمود و اهمیت بیشتری پیدا می کند.
اصطلاح «سیاق» و استفاده از آن در علم تفسیر، در طول تاریخ تفسیر با رشد آرامی مواجه بوده است، ولی در تفسیر المیزان این مفهوم، رشد قابل توجهی پیدا کرده، به گونه ای که در هر سوره چندین بار مورد استفاده واقع شده است. در حقیقت سیاق به عنوان یکی از مهم ترین اصول و مبانی علامه طباطبایی در استفاده از روش تفسیر قرآن به قرآن است.
از گذشته دور قرآن پژوهان و مفسّران از روش های تفسیری گوناگونی که در طول سالیان بلند از مواجهه با فهم خطاب الهی استخراج کرده بودند، برای دست یابی به معانی آیات قرآن استفاده می کردند و تاکنون نیز خدمات ارزنده ای در این زمینه ارائه داده اند که راه گشای فهم معانی این کتاب آسمانی بوده است.
نگرش های متفاوت به داستان آفرینش انسان، با تنوع روایات، گرایش های گوناگونی را در حوزه مباحث درون دینی و حتی برون دینی ایجاد کرده است. کوشش برای فهم همه ابعاد این داستان و آگاهی از رمز و رازهای خلقت آدمی اگرچه مطلوب، اما بسیار دشوار است. ترتیب عناصر محوری این داستان و احراز تقدّم و تأخر آن نیز چندان آسان نیست.
قصه از همین جا آغاز میشود؛ ملیجک با یک شاخه گل سرخ، ناصرالدینشاه را بیدار کرده است و غلام از پشت دیوارها با او حرف میزند. سلطان صاحبقرانیه ساخته علی حاتمی به سال١٣٥٤. منجمباشی از چند سال قبل سوءقصد به جان شاه را در روز دوازدهم ذیقعده سال ۱۳۱۳ قمری پیشبینی کرده است و شاه هراسان است. هیچکس را نمیبیند جز ملیجک، حکیم باشی و معدود افرادی از نظمیه
در مقاطع مختلف دوران پرشکوه تمدن ایرانی-اسلامی در قرون گذشته، چهرههای علمی و دانشمندانی بودند که بر علوم گوناگون تسلط داشتند و ازهمینرو یکتنه آثاری را پدید میآوردند که نوعی دایرهالمعارف به معنای واقعی کلمه بود؛ یعنی مجموعهای از علوم زمان. بزرگانی چون فارابی، خوارزمی و فخر رازی و شمسالدین محمودآملی (صاحب نفایسالفنون) از این گروه بودند.
هنگامی كه رسول خدا (ص) از شدت آزار و اذیت اهالی مكه، ناچار گردید كه به مدینه منوره هجرت نماید و پس از هجرت، نخستین نظام حكومتی اسلامی را در این شهر برپا نماید؛ دشمنی اهالی مكه، بهویژه قریش و سران قبایل و طوایف این شهر نسبت به آن حضرت و مسلمانان مدینه فزونی یافت و سرانجام تصمیم به یورش نظامی به سوی مدینه گرفتند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید