کانون های استنساخ، عناصر نسخه شناسی، رویه های فهرستنویسی، شناخت جعل و اصالت نسخه ها را می توان در «نسخه نامه» شناخت. فرآیند تدوین فهرست کتابخانه ها و کتاب ها از سده های 4 و 5 هجری به بعد در ایران، همانند فهرست کتابخانۀ صاحب بن عباد، فهرست کتابخانۀ فنا خسرو بویهی، فهرست الابانه فی اسماء کتاب الخزانه از ابن طاووس حلی و تألیف فهرست هایی همچون فهرست ابن ندیم، فهرست شیخ طوسی و فهرست نجاشی در قرن های پیشین و انتشار نمونه هایی از فهرست نویسی نسخ خطی در ایران به سبک و سیاق امروزی از سال 1305 به بعد نشانۀ علاقه مندی دانشمندان و دانش پژوهان ایرانی به معرفی آثار علمی نیاکان خود و دیگر مسلمانان بوده است.
این کتاب، اثر پژوهشی سلیمان سعیدآبادی، صمد نجار پور جباری و عاطفه شفیعی است که در چهار فصل تدوین شده است: فصل اول ـ متافیزیک رنگ در کتاب آرایی اسلامی فصل دوم ـ مفاهیم فرشته در قرآن و نهج البلاغه و تجلی آن در نگارگری و قالیهای ایران عصر صفوی
هفت سال است که جایزهی دکتر فتحالله مجتبایی هر ساله در دی ماه به بهترین پایاننامهی دورهی دکتری در رشتههای «ادیان و عرفان» و «زبان و ادبیات فارسی» با هدف ارتقاء علمی و تشویق دانشجویان دورهی دکتری رشتههای مذکور اهدا میشود.
آغا محمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار است در۲۷ خرداد ماه ۱۱۲۱ شمسی در اشرف مازندران متولد شد. جد وی فتحعلی خان بود که از سرداران سپاه تهماسب دوم صفوی بود و در گرگان حکومت میکرد. او پس از انقراض صفویه و حمله افاغنه، داعیه حکومت داشت که در سال ۱۱۳۸قمری توسط نادرشاه افشار در مشهد کشته شد و حکومت افشاریه ایجاد شد.
آبان ماه هرسال رضا خان برای سرکشی به املاک و تماشای مسابقات اسبدوانی در ترکمن صحرا عازم شمال میشد و یکی از همراهان ثابت وی در سفرهای شمال جعفرقلی خان بختیاری ملقب به سردار اسعد سوم بود که از زمان به سلطنت رسیدن رضا خان، در کابینههای میرزا حسن خان مستوفی و مخبرالسلطنه هدایت وزارت جنگ را عهدهدار بود.
محمدامین قانعیراد جامعهشناسی برجسته و همیشه همراه مطبوعات بود. او را علاوهبر فعالیت آکادمیک، فردی صلحطلب و فعال حقوق بشر میشناختند. قانعیراد در دوران ریاستش بر انجمن جامعهشناسی، دوران تازهای را برای این انجمن علمی و خصوصی رقم زد. این مطلب، ادای دینی به جامعهشناس فقید است که سه روز پیش به دلیل بیماری سرطان از دنیا رفت.
تقیآزاد ارمكی را از سالهای میانی دهه ١٣٧٠ به خاطر دارم، در یكی از معدود برنامههای مباحثه و تبادل نظر در شبكه تازه تاسیس چهار، روبهروی زندهیاد محمد مددپور (١٣٨٤-١٣٣٤) مینشست و با جدیت به دفاع از تجدد و دستاوردهایش، به خصوص جامعهشناسی و علوم اجتماعی جدید میپرداخت.
اگر خبر از راه نرسیده بود، بالاخره یكنفر از ما در عصر شنبه تعطیل شماره تلفنش را میگرفت و از او میخواست تا درباره «شادی» جمعه شب مردم ایران بنویسد؛ درباره پیروزیای كه كام ایرانیها را شاد كرد و واكنشهای اجتماعیای كه به خیابانهای این سرزمین سرازیر شد و از یك نیاز واقعی اجتماعی گفت. اما خبر زودتر از واقعه شادمانی از راه رسیده بود و بیست و چهارساعت پیش از آن جماعتی را عزادار و غمگین كرد؛ جماعتی از اهالی جامعهشناسی و البته روزنامهنگاری كه محمد امین قانعیراد را میشناختند و از حضور تاثیرگذار و پررنگش خبر داشتند
اگر قرار بود از میان جامعه شناسان ایرانی روزگار ما، فقط یکی را نشان کنیم که با شوری بیپایان و اشتیاقی تمام نشدنی از دانشگاه و روشنفکری دفاع میکرد، آن یک نفر نمیتوانست غیر از زنده یاد دکتر محمد امین قانعیراد (1397- 1334) باشد؛ اندیشوری که چند سال اسیر سرطان بود و آخرالامر در شب عید فطر خرقه خاکی را وانهاد و اهل آسمان، خرمای عید بندگی را به او چشاندند.
سال هزار و سیصد و یازده خورشیدی است، روزنامهنگار غمگینی در خیابانهای طهران قدم میزند و به بحرانهای زندگی اجتماعی میاندیشد، بحرانهایی که پس از شکست جنبش مشروطه و کودتای اسفند سال 1299 خورشیدی هر روز بیشتر شده و از زندگی سیاسی حاکمان به زیست اجتماعی مردم آمدهاند
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید