مطالعه آثار بر جا مانده از فرهنگ ایران قبل از اسلام و پس از آن، گویای این واقعیت است که داشتن موی سر و صورت در فرهنگ ایرانیان نکتۀ منفی محسوب نمی شده است. چهرۀ بزرگان و مردم عوام ، پادشاهان هخامنشی و پادشاهان و روحانیان ساسانی نشان می دهد که در ایران قبل از اسلام تراشیدن موهای سر و صورت، بجز موارد معدود، تقریبا ناشناخته بوده است.
بازشناسی دقیق مفهوم رفض، ویژگی ها و ارائۀ تعریف دقیق و منصفانه از آن، بسیار حائز اهمیت است. به ویژه با عنایت به اینکه فقیهان اهل سنّت، آثار و احکام خطیری چون کفر را بر رافضی ترتیب داده اند.
بدونشک میتوان گفت که مهمترین سوال دو قرن اخیر جوامع اسلامی پرسش از نسبت خود با غرب است. این پرسش موجب بروز جناحبندیهای گوناگونی در جهان اسلام شده است. برای نمونه سلفیها با لحاظ کردن نوعی نگاه منفی و بدعتگونه به دستاوردهای غرب، نظریه بازگشت به عصر نبیمکرم اسلام را دادهاند. در مقابل روشنفکران سکولار با مطلوب دانستن تمام غرب خواستار غربی شدن جوامع غیرغربی از نوک پا تا فرق سر شدهاند. جلوه رقیقتر این نظریه را میتوان در روشنفکران مسلمان مشاهده کرد.
امروزه دست یابی به شناختی از پیشینۀ و ماهیت سنت های روایت پردازی در زبان فارسی ضرورت دارد. در بارۀ ماهیت روایت پردازی در متون روایی کهن فارسی تا کنون بررسی هایی انجام شده است که نتایجی خوبی دربرداشته و تا حدودی به شناخت برخی ویژگی های عام انواع قالب های کهن روایت کمک کرده است.
سبک شناسی آثار گذشتگان موجب به دست آوردن درک بهتری از آن آثار و زبان به کاررفته در آن خواهد شد. تاریخ بلعمی یکی از قدیمی ترین کتاب ها به زبان دری است که تا امروز از دستبرد حوادث مصون مانده است. این کتاب بیشتر در زمینۀ استفاده های تاریخی کانون توجه بوده است.
عصر دهم اردیبهشت سال 86 بود که خبر ضایعه مغزی «علی اشرف درویشیان» رابه من دادند. خبری که نه تنها من بلکه انبوهی از دوستداران این نویسنده و اهالی ادبیات، فرهنگ و آزادمنشی را متأثر ونگران کرد. حالا آقای نویسنده از آن روزهای سخت گذر کرده و درآخرین دیداری که برای انجام این گفتوگو، با او داشتم؛ دیدم که به مبارکی وسربلندی روی پاهایش ایستاده و دارد قدم برمی دارد. میگفت«دارم بهتر میشوم و در این مدت چند داستان کوتاه نوشتهام. رمانی را نیز شروع کردهام که باز حال وهوای«کرماشان»* دارد ودر آن به زندگی پهلوانان آن دیار میپردازم. قهرمان رمان، پهلوانی است که عاشق میشود و...» به گمان نگارنده، این پهلوان عاشق، خود نویسنده است که حماسه وعشق را به هم آمیخته تا حماسهای عاشقانه خلق کند هر چند که خود عشق بزرگترین حماسه است.
شاهنامه فردوسی و تاریخ بلعمی دو اثر مهم و برجسته فرهنگ ایرانی اند که نه تنها در زمانی نزدیک به هم به نگارش در آمده اند بلکه از درونمایه های یکسانی نیز برخوردارند. این دو اثر در بردارنده سرگذشت ایران از آغاز آفرینش تا دوره نگارش اثر هستند. تحقیقات اخیر محققان نشان داده است که منابع و مآخذ به کار گرفته شده از سوی فردوسی و بلعمی با یکدیگر تفاوتهایی داشته است
دولت سامانی در شرق قلمرو خلافت اسلامی در بستری غنی از مؤلفه ها و مفاهیم فرهنگی-اجتماعی در قرن 4ه.ق تأسیس گردید. آل سامان در کشاکش با گفتمان سیاسی دولت های رقیب نیازمند اثبات حقانیت و کسب مقبولیت از طریق بهره برداری از مفاهیم و ارزش های موجود در بافت فکری، فرهنگی و نظام معنایی تثبیت شده در ساختار زبانی ساکنان سرزمین های مفتوحه شدند.
قابل کتمان نیست که اگر مطبوعات نبودند، شعر چه در زمانه مشروطه و چه در زمانه مدرن، قدرت ظهور یا تغییر اوضاع ادبی، اجتماعی، سیاسی را نمییافت. بزرگترین دستاورد مطبوعات در این دوره زمانی، معرفی «چهره» به جامعه بود. این چهرهها البته، اغلب «ماندگار» نماندند یعنی توسط مخاطبان خاص ادبیات یا مخاطبان عام برای یک زمان طولانی پذیرفته نشدند و در نتیجه به «تاریخ ادبی» راه نیافتند. طبیعی هم بود، چون کار مطبوعات پیش از آنکه معرفی «هنرمند» باشد، معرفی «ستاره» است و «ستارگان» به همان سرعتی که مشهور میشوند از یادها نیز میروند.
ایران آریایی مهد دین کهن مهرپرستی است؛ دینی اسرارآمیز که مرزهای فرهنگی- دینی را درهم نوردید و در سراسر جهان گسترش یافت؛ به گونه ای که عقاید رازوارانة مهریان و بسیاری از آداب و رسوم برخاسته از آن باورها به بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران و جهان بدل گردید. بازتاب اندیشه های این آیین دیرینه در آیین زردشتی، مسیحی و حتی عرفان اسلامی به خوبی نمایان است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید