بازار بزرگ تبريز/ شادروان دكتر حسن حبيبي – بخش چهارم

1392/10/16 ۰۹:۱۳

بازار بزرگ تبريز/ شادروان دكتر حسن حبيبي – بخش چهارم

اغلب بخشهاي بازار كنوني تبريز مربوط به اواخر سده سيزدهم هجري است. در سال 1216ق، براساس فرمان معروف فتحعلي‌شاه قاجار كه به خط نستعليق بر قطع‌هايي از سنگ مرمر حكاكي، و بر سر در مدرسه طالبيه نصب گرديد، بازرگانان شهر از پرداخت عوارض صادرات و واردات معاف شدند و اين امر بر رونق بازار شهر افزود.

 

 

اغلب بخشهاي بازار كنوني تبريز مربوط به اواخر سده سيزدهم هجري است. در سال 1216ق، براساس فرمان معروف فتحعلي‌شاه قاجار كه به خط نستعليق بر قطع‌هايي از سنگ مرمر حكاكي، و بر سر در مدرسه طالبيه نصب گرديد، بازرگانان شهر از پرداخت عوارض صادرات و واردات معاف شدند و اين امر بر رونق بازار شهر افزود. بازار تبريز در دوره قاجاريه نيز كم و بيش از رونق برخوردار بود و سراها و راسته‌هاي متعددي در آن ساخته شد. بسياري از كساني كه در اين دوره به تبريز مسافرت كرده بودند، به وسعت و رونق بازار اين شهر اشاره كرده‌اند.28

به‌طور كلي از آغاز قرن سيزدهم هجري (همزمان با تأسيس سلسله قاجار)، تبريز، مركز تجارت اروپائيان با شمال ايران، و تا سال 1285 هجري نيز، مركز تجارت با آسياي ميانه به شمار مي‌رفت.29 در طول اين قرن، تبريز از طريق قزوين و رشت با شرق و جنوب شرقي ايران مرتبط بود و از طرفي نيز، نقطه تلاقي سه راه طرابوزان، تفليس و آستارا بود.

نخستين تاجران انگليسي كه با ايران داد و ستد كردند، در زمان عباس‌ميرزا به تبريز آمدند و اين شهر را پايگاه تجاري خود قرار دادند. اينان راه طرابوزان به تبريز را از مسير قديمي جاده ابريشم گشودند. در سال 1256 هجري، تبريز به عنوان يكي از مراكز اصلي تجارت ايران، يك چهارم تا يك سوم از كل تجارت كشور را برعهده داشت؛ و از اين نظر بر تهران برتر بود. كالاهايي كه از اروپا به تبريز مي‌آمد، شامل پنبه، چلوار، ماهوت، فلزات، شيشه، قند و شكر، پارچه‌هاي مخمل نخي و ابريشمي، چيت موصلي، آينه، و انواع محصولات ماشيني بود. صادرات تبريز نيز شامل ابريشم، مازو (كه در همدان و كردستان به عمل مي‌آمد)، رنگ، شال، تنباكو، خشكبار، موم، اسلحه، و مقداري ابريشم ماشيني مي‌شد.30

در بين سالهاي 1248 تا 1251ق، تجارت در تبريز به حد اعلا رسيد؛ اما در 1837م/1252ق، واردات، بحران و ركود شديدي را بر بازار تبريز تحميل كرد. افتتاح راه ترانزيت قفقاز، رقيبي براي راه موازي‌اش يعني طرابوزان ـ تبريز شد. در سال 1883م، دولت روسيه ترانزيت از راه قفقاز را غدغن كرد و به اين ترتيب تجارت روس در بازارهاي شمالي رواج، و حمل‌ونقل كالاهاي بازرگاني از راه طرابوزان ـ تبريز افزايش يافت.31

در دوره قاجار، بازرگانان ايراني به شكل فعالي در زمينه تجارت خارجي وارد شدند. در اين دوره، كالاهاي فرانسوي، آلماني و نيز كالاهاي انگليسي از طريق تبريز به ديگر شهرهاي كشور و همچنين آسياي مركزي ارسال مي‌شد.32

 

پس از قرارداد تركمانچاي

با وجود آنكه بازرگاني خارجي ايران پس از قرارداد تركمانچاي (1244ق)، به طور كامل به دست روسها افتاده بود،33 نيمه دوم قرن سيزدهم تقريباً تمام كشورهاي اروپايي، براي به دست آوردن بازار اقتصادي ايران تلاش مي‌كردند؛ اما بازار اصلي واردات ايران، كماكان در دست روسيه و انگليس بود. شاهان و حاكمان قاجار، تا قبل از سلطنت ناصرالدين شاه و آغاز عصر فروش امتيازات، به دليل آنكه مورد حمايت مالي تجار بودند، به مسأله تجارت و بازرگاني اهميت مي‌دادند و تلاش مي‌كردند رضايت آنان را جلب نمايند. نامه‌هاي متعددي كه برخي از حاكمان قاجاري در حمايت خود از تجار و بازرگانان ايراني، خطاب به دولتهاي ديگر، به ويژه دولت عثماني مي‌نوشتند، گواهي است بر اين ادعا.34

در زماني كه بهبود شرايط اقتصادي جهان غرب مي‌توانست باعث پيشرفت اوضاع تجارت داخلي و بين‌المللي ايران گردد، سياستهاي تجاري، اقتصادي دولت، از يك سو منجر به اعطاي امتيازنامه‌ها و انحصارنامه‌هاي متعدد شد، و از سوي ديگر دخالت دولتهاي خارجي و سرمايه‌گذاري‌هاي آنان در ايران همگي به زيان اقتصاد كشور بود. اين شرايط، دولت را بيش از پيش تحت فشار قرار داد و باعث گرديد كه همانند گذشته، به سرمايه بازار روي آورد، و «بازار»، به دليل در دست داشتن سرمايه، و نيز برخورداري از منطق و ديد سنتي تجاري جاافتاده و در غياب سياست اقتصادي ـ تجاري مناسب با تغيير زمان، «اهميت و شخصيتي قابل توجه پيدا كند تا به حدي كه براي دفاع از حق خود در مقابل دولت مي‌ايستد» و «قادر مي‌شود كه قدرت را تحت سؤال قرار داده، تهديد كرده و به خطر بيندازد.»35

 

واردات بي‌رويه

رشد و گسترش بي‌رويه واردات كالاهاي خارجي در طول سده سيزدهم و اوايل سده چهاردهم هجري، تجار و بازرگانان ايراني را تا حدودي به حاشيه راند. اين امر از عوامل اصلي تأكيد بازرگانان بر حمايت از صنايع ملي و تلاش آنها در تبليغ براي مصرف كالاهاي توليد داخل بود. تجار و اتحاديه‌هاي صنفي در دوران مشروطيت معتقد بودند كه اقتصاد و بازرگاني وابسته، نابودي همه آنها را در پي خواهد داشت. خواست بازرگانان سنتي و مدرن از دولت، تأمين جاني و مالي و جلوگيري از نفوذ بيگانگان در امور كشور بود. آنها به سرمايه‌گذاري در امر توليد وسيع و ايجاد بانكهاي ملي علاقه‌مند بودند، و بر حمايت از صنايع ملي تأكيد مي‌ورزيدند.

«جنبش تنباكو» را مي‌توان سرچشمه «نهضت مشروطه» دانست. در اين جنبش، بازرگانان و كسبه، نخستين كساني بودند كه به پا خاستند. در حركت به سوي نهضت مشروطه، روشفنكران ترقي‌خواه به اين دو گروه پيوستند، و پس از رسيدن قيام به مرحله فعال، تجار و بازرگانان شهري نيز به حمايت از آن برخاستند و افراد مذهبي در رهبري آن نقش فعال برعهده گرفتند.

در نهضت مشروطه، گروههاي متعددي شركت داشتند. هر كدام از اين گروهها با هدفي خاص در اين نهضت شركت كرده و نقش ويژه‌اي را ايفا كردند. بازرگانان نيز نقش خاص خود را داشتند. از عمده‌ترين و تأثيرگذارترين اقدامات تجار، تشكيل انجمن‌هاي مختلف36 در نقاط گوناگون داخل و حتي خارج از كشور بود. «اين انجمن‌ها كه به نوبه خود، انجمن مركزي اصناف را به وجود آوردند، از مهمترين دلايل آگاهي تجار و روشن‌بيني تجاري آنها بود.»37 به عنوان مثال، «انجمن ايالتي» در آذربايجان، كه با هدف رسيدگي به مسائل و مشكلات مردم ايجاد شد، تركيبي بود از نمايندگان مردم، نمايندگان تجار، و نمايندگان اصناف. اين مثالها، حكايت از شرايط سخت تجارت در ايران و در عين حال نشان از همت بازرگانان و اعتقاد آنها به نوعي نوسازي تجاري ـ صنعتي بر پايه تجارت سنتي موجود دارد. همچنين نمونه‌اي است از جنبه‌هاي مثبت حركتهاي خودجوش تجار و اصناف علي‌رغم فشارهاي دولتي.38

 

بنگاههاي بازرگاني

در نيمه دوم سده سيزدهم هجري، بنگاههاي بازرگاني فراواني در اين شهر فعاليت مي‌كردند و بازرگانان تبريزي كالاهاي فراواني، به ويژه از روسيه وارد كرده و به ساير شهرهاي ايران مي‌فرستادند. آمد و شد بازرگانان و نمايندگان ساير كشورها به اين شهر، و نيز مسافرتهاي اغلب تجاري بازرگانان تبريز به كشورهاي اروپايي، انديشه‌هاي نوين، از جمله افكار آزادي‌خواهي را در اين شهر گسترش داد.39

از زمان تأسيس راه‌آهن سراسري اروپا، صادرات و واردات بازرگانان آذربايجان و تبريز، و ارتباط بازرگاني آنان با اروپا، برخلاف گذشته كه از مسير «ترابوزان ـ ارزنه‌الروم ـ بازرگان» صورت مي‌گرفت، از طريق روسيه و جلفا انجام مي‌شد. بدين ترتيب، تبريز مركز تجمع بازرگانان و حق‌العمل‌كاران شد. اين راه بعدها به دلايل سياسي بسته شد و زيانهايي را به اقتصاد ايران و روسيه وارد آورد.40

در نهضت مشروطيت، بازرگانان سنتي، با ترقي‌خواهان و آزادي‌خواهان جبهه متحد ساخته و با تشكيل انجمن‌ها، جهت‌گيري‌هاي سياسي مي‌كنند. برخي از اين انجمن‌ها حتي پس از پيروزي نهضت مشروطيت ادامه بقا داده و بازار، نقش مهم خود را حفظ مي‌كنند. بازار در تاريخ اقتصادي و سياسي اين شهر، همواره نقشي عمده بر عهده داشته است. اوج فعاليتهاي سياسي بازاريان تبريز را بايد در جريان انقلاب مشروطه جستجو كرد.

در كتاب ايران بين دو انقلاب، به نقش بازار، بازاريان و اساساً طبقه بازرگان جامعه و تحول اساسي كه در پيكره بازار و در آستانه قرن بيستم به وجود آوردند اشاره كرده و به روشني نشان مي‌دهد كه چگونه اين قشر در هم تنيده توانسته به رهبران جنبش ملي تبديل شود: «بازار از حجره‌ها، كارگاه‌ها، بانكها، محل كار اصناف، فروشگاه‌ها، مراكز تجاري، و اماكن مذهبي تشكيل مي‌شد. در اين بازارها، تجار كالاي خود را مي‌فروختند، صنعتگران به توليد اشتغال داشتند،‌بازرگانان مسجد مي‌ساختند، مراجع مذهبي وعظ مي‌كردند، دولت به ذخيره غله مي‌پرداخت، صرافان وام مي‌دادند، و اشراف و برخي شاهان نيز بر سر وام چانه مي‌زدند.

به رغم اينكه بازارها و بازاريان كاركردهاي اقتصادي ـ اجتماعي مهم و حساسي داشتند، به دليل تفاوتها و اختلافهاي گروهي، نفوذ سياسي چنداني نداشتند؛ زيرا عوامل جغرافيايي، شهرها را از يكديگر جدا مي‌كرد و رقابتهاي فرقه‌اي، سازمان، و زباني درون شهرها نيز به چندپارگي بازار شهر مي‌انجاميد. بنابراين طبقه متوسط سنتي، نه به صورت يك نيروي سياسي ملي و گسترده، بلكه به مثابه پديده‌اي اجتماعي ـ اقتصادي بود. نفوذ و فشار غرب و واكنش شاهان قاجار ـ يا شايد نبود واكنش جامع و مناسب دولتي ـ اين وضعيت را كاملاً دگرگون كرد. طبقه متوسط، كه در آغاز سده نوزدهم به صورت اجتماعات همبسته كوچك بومي بود، در آغاز سده بيستم به يك نيروي همبسته ملي تبديل شد كه براي نخستين بار، از شخصيت و هويت سياسي مشترك خود، آگاهي داشت.»41

با پيوستن ايران به اقتصاد جهاني ـ كه در پي حصول پيشرفتهايي در راهسازي، ايجاد خطوط تلگراف، انتشار روزنامه، و ايجاد نظام پستي پديد آمد ـ بازارهاي محلي در اقتصاد ملي ادغام گرديد و حجم بالاي واردات كالاهاي ماشيني، و رواج كشاورزي تجاري، صنايع سنتي را تضعيف و خودكفايي جوامع بومي را از بين برد. نتيجه آنكه «بيشتر بازاريان، بيگانگان را دشمن مشترك خود قلمداد كردند.»42

عواملي چون اتخاذ و اجراي تصميمات مهم اقتصادي در تهران، فروش امتيازات گوناگون به بيگانگان، ناديده گرفتن درخواستهاي مردم مبني بر وضع عوارض بيشتر بر واردات، و نيز وضع تعرفه‌هاي حمايتي براي بقاي توليدكنندگان بومي ـ كه از طرف دولت اتفاق افتاد، نه تنها توليدكنندگان بومي، بلكه بازرگانان ايراني را نيز تضعيف كرد. براي مثال يك بازرگان اروپايي براي واردات توليدات پنبه‌اي 5 درصد عوارض گمركي پرداخت مي‌كرد؛ حال آنكه بازرگانان ايراني واردكننده همان كالا، افزون بر آن، 8/7 درصد عوارض اضافي، مالياتهاي بازار و محلي و عواض راه مي‌پرداخت.43

 

علاقه‌تجار تبريز به انقلاب مشروطه

ميزان علاقه‌مندي و شيفتگي تجار تبريز به انقلاب مشروطه را از كمك‌هاي بي‌دريغ برخي از آنان مي‌توان حدس زد.44 براي تجار و بازاريان، به نسبت توان و علاقه آنها به انقلاب، قبض‌هاي كمك ارسال مي‌كردند.45 «از تجار و اصناف و غيره قبض اعانه نوشته، مي‌گرفتند و به مواجب مجاهدين و خرج فشنگ و غيره خرج مي‌كردند.»46

با امتناع مظفرالدين شاه در امضا و تصويب نظامنامة انجمن‌هاي ايالتي (در تاريخ چهاردهم جمادي‌الثاني 1324ق)، مردم تبريز براي چندمين بار در آن ايام، بازار و مغازه‌ها را بستند و خواستار ادامة روند مشروطه شدند. بستن بازار تبريز از بازار شيشه‌گر‌خانه آغاز شد و با تيراندازي دو نفر در ديگر بازارها، ترس بازاريان و مغازه‌داران از محمدعلي ميرزا ـ وليعهد قاجار در تبريز ـ ريخته شد و آنان با بستن مغازه‌ها و همراهي با مشروطه‌خواهان تهران، دولت و حكومت را در تنگنا قرار دادند. بازاريان اولين گروهي بودند كه با تعطيل كردن محل كسب و كار خود، در مسجد صمصام‌خان تجمع كردند و به تدريج علما و روحانيون به آنان پيوستند. پس از ده روز تعطيلي بازار و هوشياري مردم تبريز، بالاخره شاه طي تلگرافي از تهران به تبريز، اجازه داد تا مردم نمايندگان خود را انتخاب كرده، راهي تهران كنند.47

محمدعلي ميرزا كه در زمان وليعهدي‌اش در تبريز، اجازة تشكيل انجمن ايالتي را نداده بود، توجهي به مجلس شوراي ملي نكرد. زماني كه بي‌اعتنايي شاه جوان به مشروطه و مجلس شورا به گوش اهالي تبريز رسيد، كسبة شهر، بازار را بستند و به طور جدي خواستار مشروطة تامّه شدند.48

در اين دوره، تجار و بازرگانان كمك‌هاي مالي فراواني به ملي‌گرايان و آزادي‌خواهان كردند. آنان بار مالي تحصن‌ها را به طور كامل برعهده مي‌گرفتند. اسلحه و مهمات مبارزان مشروطه‌طلب و مخارج خانواده‌هاي آنان به كمك امثال حاجي مهدي كوزه‌كناني و حاج ميرزا آقا فرشي و ديگر تجار تهيه و تامين مي‌شد.49 وجود نامهايي چون علي موسيو، حاج مهدي كوزه‌كناني،50 حاج محمدباقر ويجويه‌اي، حاج علي دوافروش، حاج اسماعيل امير خيزي، ميركريم بزاز، مشهدي عباس قندفروش، جعفر چوركچي، محمدتقي طباطبايي ناظم‌التجار، حاج رسول صدقياني، حاج رضا جورابچي، مشهدي علي ماهوتچي، حاج ميرزا آقا فرشي، حاجي تقي لك تبريزي،51 حاج محمدعلي بادامچي، و حتي خود ستارخان، سردار ملي، و بسياري نام‌هاي ديگر در تاريخ مبارزات مشروطيت، اين ادعا را به اثبات مي‌رساند كه در واقع «اهرم حركت اين جنبش عظيم اجتماعي و ملي را طبقة مزبور تشكيل مي‌دادند.»52

 

پيشاپيش ديگر طبقات اجتماعي

بايد توجه داشت كه عوامل متعددي همچون فروش منابع ثروت ملي در قالب امتيازات گوناگون به استعمارگران؛ نظام خانخاني و قدرت ايلات و عشاير و عدم وجود امنيت در راهها و به ويژه راههاي كوهستاني؛ آگاهي تجار و بازرگانان از تحولات عظيم اجتماعي و سياسي مغرب‌زمين؛ پيوند تجار با روحانيون و حمايت متقابل آنان از يكديگر؛ و عواملي از اين دست باعث گرديد كه تجار و پيشه‌وران و اصناف، در جنبش مشروطيت پيشاپيش ديگر طبقات اجتماعي حركت كنند.53

در انقلاب مشروطه، دكانهاي بازار و بازارچه‌هاي اين شهر، بارها و بارها مورد هجوم و غارت مخالفان اين نهضت و عمال آنان قرار گرفت. حاج محمدتقي جورابچي در كتاب خاطراتش كه وقايع تبريز و رشت را بين سالهاي 1324 تا 1330ق در بر مي‌گيرد، از اين بابت اظهار تأسف كرده و اشاره مي‌كند «اين خسارتي كه در عرض اين سه چهار ماه به اهل تبريز رسيد، به هيچ شهري نرسيده.»54 وي در جاي ديگري در اين باره مي‌نويسد: «هرگاه آن خانه‌ها و بازارها را كه غارت كرده‌اند بنويسم، به حساب نمي‌آيد كه يك ثلث تبريز را خراب و ويران نمودند.»55

 

پي‌نوشتها:

28ـ بازار ايراني، تجربه‌اي در مستندسازي بازارهاي ايران، تهران: نشر جهاددانشگاهي واحد تهران، 1388، ص58.

29ـ مصطفي مؤمني، تبريز، دانشنامه جهان اسلام، زير نظر غلامعلي حداد عادل، تهران: بنياد دايره‌المعارف اسلامي، 1380، ج6، ص399.

30ـ مؤمني، تبريز، ج6، ص 398ـ399.

31ـ ولاديمير فئودورويچ مينورسكي، تاريخ تبريز، ترجمه عبدالعلي كارنگ، به كوشش غلامرضا طباطبايي مجد، تبريز: آيدين، 1389، ص67.

32. بازار ايراني، تجربه‌اي در مستندسازي بازارهاي ايران، ص58.

33. شفيع جوادي، تبريز و پيرامون، ص 258.

34. هادي رهبري، تجار و دولت در عصر قاجار، تهران: كوير، 1387، ص42.

35. مينا جباري، هميشه بازار، تهران: نشر آگه، 1379، ص109.

36. از جمله اين انجمن‌ها مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: «انجمن شرقي» در اصفهان، ‌با هدف كاهش وابستگي كشور به كالاهاي وارداتي از طريق تأسيس شركتهاي صنعتي در سال 1315 ق؛ «انجمن اسلاميه» در اصفهان، با هدف كلي ترويج استفاده از توليدات داخلي، و واردات دستگاه‌هاي خارجي براي ايجاد كارخانه‌هاي توليدي در ايران در سال 1316ق؛ «انجمن تجار» در يزد با سرمايه‌گذاري در زمينه ايجاد كارخانه‌هاي پارچه‌بافي با هدف ترويج استفاده از منسوجات داخلي؛ «انجمن سعادت» در استانبول كه به منظور حمايت از انقلاب مشروطه تشكيل شد، متشكل بود از ده نماينده از تجار و 20 نماينده از كسبه ايراني مقيم تركيه. اين انجمن در رساندن كمكهاي مالي و تبليغي و سياسي بسيار فعال بود؛ «انجمن اصناف همدان»، كه به منظور پشتيباني از نمايندگان خود در مجلس ايجاد شد؛ و ... (جباري، هميشه بازار، ص122ـ 124)

37. جباري، هميشه بازار، ص122.

38.جباري، هميشه بازار، ص124ـ 126.

39. حسن انوشه و حسين قره‌چانلو، تبريز، دايره‌المعارف تشيع، ج4، زير نظر احمد صدر حاج سيدجوادي و ديگران، تهران: نشر سعيد محبي، 1381، ص70 و 73، 75.

40. جوادي، تبريز و پيرامون، ص269.

41. يرواند آبراهاميان، ايران بين دو انقلاب‌، ترجمه احمد گل‌محمدي و محمدابراهيم فتاحي وليلايي، تهران: نشر ني، 1378، ص75، 76.

42. آبراهاميان، ايران بين دو انقلاب، ص76.

43. همان، ص77.

44. عبدالحسين ناهيدي آذر، تجار و دهقانان در عصر مشروطه‌خواهي با مقدمه: محمد حريري اكبري، تبريز، اختر، 1389، ص76.

45. براي مثال وقتي براي حاج ميرزا آقا فرشي (تاجر فرش) قبض اعانه صد توماني به منظور كمك به مشروطه‌طلبان ارسال كردند، وي پانصد تومان كه در آن زمان مبلغ چشمگيري بود، پرداخت كرد و گفت: «صد تومان براي من كم است. از افراد همرديف من بايد وجه زيادي گرفته شود تا كارها سامان يابد.» (ناهيدي آذر، تجار و دهقانان در عصر مشروطه‌خواهي، ص76)

46. محمدتقي جورابچي، حرفي از هزاران كاندر حكايت آمد، به كوشش: علي قيصري، تهران: نشر تاريخ ايران، 1386، ص148.

47. محمدباقر ويجويه، تاريخ انقلاب آذربايجان و بلواي تبريز، تصحيح غلامرضا طباطبايي مجد، تهران: اميركبير، 1386، ص234ـ235

48. ويجويه، تاريخ انقلاب آذربايجان و بلواي تبريز، ص26 و 28.

49. ناهيدي آذر، تجار و دهقانان در عصر مشروطه خواهي، ص76.

50. از بازرگانان معروف و تأثيرگذار در جريان مشروطه بود. وي كه از طرف مردم تبريز به «ابوالمله» ملقب گرديد، «با دلي گشاده و چهره‌اي مصمم، پيشگام تأمين هزينه انقلاب» شد. حاج مهدي كوزه‌كناني در باره حمايتش از نهضت مشروطه مي‌گويد: «در اين راه كه به خرسندي و سرافرازي ايرانيان خواهد انجاميد، من جان و دارايي خود را هرگز دريغ نخواهم داشت. همة هزينة قيام را از كيسه و جيب خود خواهم پرداخت.» حمايت مالي اين تاجر آزاديخواه از ستارخان، در پيروزي مردم تبريز بسيار تأثيرگذار بود. (ويجويه، تاريخ انقلاب آذربايجان و بلواي تبريز، ص235؛ ناهيدي آذر، تجار و دهقانان در عصر مشروطه‌خواهي، ص72 و 78).

51. يكي از تجار آزاديخواه كه با پيشكش كردن همه موجودي غله‌اش به فدائيان در هنگام محاصرة يازده‌ماهة تبريز، ارادت خود را به اين جنبش نشان داد. در تاريخ ثبت است كه هنگامي كه ستارخان قصد داشت وجه آن را به حاج تقي بپردازد، وي چنين مي‌گويد: «سردار، شما با جان براي آزادي فداكاري مي‌كنيد، من هم بايد با بذل مال فداكاري نمايم. حاضرم تمام دارايي خود را در راه آزادي تقديم كنم و اگر لازم باشد، جان خود را نيز فدا خواهم كرد.» (ناهيدي آذر، تجار و دهقانان در عصر مشروطه‌خواهي، ص76)

52. ناهيدي آذر، تجار و دهقانان در عصر مشروطه خواهي، ص71-72.

53. همان، ص72-75.

54. جورابچي، حرفي از هزاران كه اندر حكايت آمد، ص146.

55. همان، ص149.

 

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: