1395/6/21 ۰۸:۱۷
روز قربان در ادبیات دینی اسلام جایگاه ویژهای دارد. به این خاطر که ما در اسلام دو عید بزرگ داریم که همه مسلمانان به آن اعتقاد دارند. از این اعیاد یکی قربان است و دیگری عید فطر. هر دو این اعیاد در ادبیات ما منعکس شدهاند. عید قربان در ادبیات اسلامی اعم از شیعه و سنی مطرح شده است و عالمان، شاعران و عارفان همه به آن پرداختهاند. مخصوصا کسانی که درباره حج بحث کرده و کتابهایی را نوشتهاند وقتی به رمز و راز قربانی میرسند حرفهای بسیار عمیقی را بیان میکنند. کافی است به منابع عرفانی رجوع کنیم و قربان و قربانی را مورد بررسی قرار دهیم. با توجه به این اهمیت در متن حاضر فقط درباره جایگاه قربان در ادبیات عارفان و شاعران شیعه مباحثی را مطرح میکنم.
بررسی جایگاه «قربان» در متون و اندیشه شیعی و عرفانی بخشعلی قنبری: روز قربان در ادبیات دینی اسلام جایگاه ویژهای دارد. به این خاطر که ما در اسلام دو عید بزرگ داریم که همه مسلمانان به آن اعتقاد دارند. از این اعیاد یکی قربان است و دیگری عید فطر. هر دو این اعیاد در ادبیات ما منعکس شدهاند. عید قربان در ادبیات اسلامی اعم از شیعه و سنی مطرح شده است و عالمان، شاعران و عارفان همه به آن پرداختهاند. مخصوصا کسانی که درباره حج بحث کرده و کتابهایی را نوشتهاند وقتی به رمز و راز قربانی میرسند حرفهای بسیار عمیقی را بیان میکنند. کافی است به منابع عرفانی رجوع کنیم و قربان و قربانی را مورد بررسی قرار دهیم. با توجه به این اهمیت در متن حاضر فقط درباره جایگاه قربان در ادبیات عارفان و شاعران شیعه مباحثی را مطرح میکنم. در ادبیات اسلامی به خصوص در ادبیات منظوم، کلمه قربانی را بیشتر در کلمه عاشورا به کار میبریم. به همین دلیل کتابهای مربوط به عاشورا مملو و مشحون از واژه قربان و قربانی است. بنابراین کلمه قربان و قربانی در ادبیات عاشورا جایگاه بسیار بالایی پیدا کرده است. در عین حال در این ادبیات قربان و قربانی از حالت اخلاقی و عرفی فراتر رفته است. مثلا ما در کاربرد قربان و قربانی فقط به جنبههای فداکارانه یا تنها به جنبههای انسانی نگاه نمیکنیم. مثل اینکه مانند داستانهای تراژیک دنیا بگوییم فلانی قربانی شد تا اسمش در قد و قامت یک فداکار و قهرمان به یادگار بماند. اما قربانی در ادبیات شیعه اینگونه نیست؛ بلکه به خصوص در ادبیات عاشورا کلمه قربان و قربانی معنای عرفانی پیدا کردهاند. کسانی که در این زمینه به سرودن اشعاری پرداختهاند به خصوص شاعرانی که نگرش عرفانی داشتهاند، به هیچ وجه به جنبههای صرفا عرفانی قناعت نکرده؛ بلکه فراتر رفتهاند و تمام شهدای صحنه کربلا را به نوعی قربانی تصور کردهاند. چون آنها از وجود خودشان گذشتهاند و تمام جان و مال و همه چیزشان را در راه دوست قربانی کردهاند. از این جهت از سرباز کوچک داستان عاشورا، علیاصغر تا بزرگترین قهرمان این میدان یعنی امام حسین (ع) همه به نوعی قربانی هستند. به همین دلیل در بعضی از ادبیات مشهور ما مثل حافظ وقتی از قربانی و قربانگاه صحبت میکند، بنابر بعضی تفاسیر، مراد او دشت کربلا است.
ابعاد عرفانی «قربان» منابع زیادی در رابطه با قربان و واقعه عاشورا وجود دارد که من به دو منبعی که کلمه قربان و قربانی را با مفاهیم مختلف بیش از سایر متون به کار بردهاند، اشاره میکنم. در این دو منبع کلمه قربانی، کاربردی عرفانی داشته است. حاج میرزا حسن صفی علی شاه از عرفا و منتقدان صوفیگری در کتاب خود با عنوان «زبده الاسرار» به بررسی ابعاد عرفانی عاشورا پرداخته است. او وقتی درباره علیاصغر میخواهد صحبت کند، میگوید: «در طلب یاری کردن آن سید بشر در میدان (یعنی سیدالشهدا) و شهادت حضرت ولی اکبر، ولی علیاصغر... .» یعنی او به حضرت علیاصغر، ولی اکبر را نسبت میدهد. بعد توضیح میدهد علیاصغر قربانی خدا شد و کسی هم که او را به قربانگاه آورده بود نیز قربانی شد. او مینویسد: چونکه بحر لایزالی کرد موج کار عشق لاابالی یافت اوج شاه عشق،آن مالک الملک فقط کرد در میدان قیام اندر وسط در رکابش انبیا حاضر همه بر جمال لم یزل ناظر همه او چو شمع و انبیا پروانهاش پیش شمعش جان بکف پروانه وش او اینجا بحث قربانی را مطرح میکند و میگوید همه کسانی که با من آمدهاند به مسلخ یا قربانگاه آمدهاند و همه نقش اسماعیل را بازی میکنند. او در این بین آشکارا میگوید: کیست کایندم، دم ز منصوری زند ناصر بالذات را یاری کند منصور در ادبیات عرفانی ما نماد قربانی شدن است. بعد میگوید: اندرین دشت بلا حقجو شود او همه حق گردد و حق او شود در ره عشقم فنا گردد کنون مالک ملک بقا گردد کنون در ادبیات عرفانی ما از مفاهیم جانشین قربانی «فنا» است. بنابراین از اول تا انتهای کتاب «زبده الاسرار» همه بحث قربانی است؛ چون همه اهالی عاشورا را آماده قربانی شدن میداند. اثر دیگری نیز وجود دارد با عنوان «گنجینه الاسرار» از عمان سامانی. او هم حضرت اباعبدالله و همراهانش را، اسماعیلهایی میداند که در منای کربلا حاضر شدند تا خودشان را قربانی کنند. در ادبیات عرفانی قربانی شدن دو مرحله دارد؛ یکی در ساحت نفس اتفاق میافتد و دیگری در ساحت جسم. همراهان امام حسین(ع) زمانی نفس خود را قربانی کردند که شب جنگ امام در خاموشی به یارانش گفت هر که میخواهد برود ولی هر که بماند قطعا کشته میشود. آنهایی که ماندند جسمشان را در روز عاشورا قربانی کردند.
منبع: فرهیختگان
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید