بازنامه انوشیروان؛ شکارنامه خسروی

بازنامه انوشیروان؛ شکارنامه خسروی مشاهده نسخه

در حال حاضر تنها صفحات ابتدا و انتهای نسخه قابل نمایش است.

منسوب به بوذرجمهر فرزانه و چند تن دیگر:
از ناشناسی که می‌گوید: این «شکارنامه» ای است از روزگار فریدون، که استخراج (وضع) این علم کرده‌اند، و ابتدای جانورداری در آن زمان و روزگار بود، و فرزانگان و استادان زحمت‌های بسیار، برای کتابخانۀ شاهان به زبان پهلوی تصنیف کرده بودند. انوشیروان عادل هوس علم جانورداری اتفاق افتاد. روزی در مجلس پادشاه خواجه بوذرجمهر حکیم را خواست، و دستور داد که شکارنامه‌های کهن را گرد آورده و نیز استادان در این فن را گرد هم‌آورده، و آنچه دارند باز هم به زبان پهلوی گرد آورده بر جمع‌خوانی و آنگاه به زبان پهلوی کتابی تجدید کنی. خواجه این را گرد آورد و از خود بر آن افزوده، آن را «شکارنامۀ انوشیروان» نام نهاده است. آنگاه به روزگاری شاه خلف سیستانی که به این هنر هوس‌ها داشت، این متن را بر استادان این فن، چون دهقاشکنی، و دهقان باتکنیی، و ابوالفرج بازدار، و برزگری ]چنین[ بازدار، کتاب را برایشان خواند، و آنچه ایشان داشتند بر کتاب افزود و چون شاهی به سلطان ملکشاه و خواجه نظام‌الملک رسید و هوس جانورداری نیز در ایشان چنان بود و در مجلس او بازنامه‌ها و شکارنامه خواند و به گفتگو دربارۀ این هنر می‌پرداختند. روزی سلطان خواجه نظام را فرمود که پیکان به هر سو از جهان بفرستد و استادان و میرشکاران نامدار را گرد هم آورد، و از تجربۀ ایشان کتاب «شکارنامه» جمع کنی و بهتر باشد که آنچه پیشینیان به روزگار انوشیروان و شاهنشاه ملک خراسان و شاه خلف ملک سیستانی ساخته‌اند را به کمال رسانی. پی خواجه نظام‌الملک چنین کرد، استادان را گرد هم آورد کتاب به میان نهاده به گفتگو پرداختند. چون خواجه ابوالحسن علی بن محمد نیشابوری که یگانه فن در این روزگار بود و استاد پورملک سهیل را از ترمذ بلخ، و ابوالعباس بن ابی‌فضل را از مراغه، و عبدالله بن خالد را از... و از هرات میرانشاه، و از خوارزم علی بن ابی عبدالله، و از روم استاد خاجیک را، و از عراق خواجه زکی اصفهانی را و از سیستان اسماعیل بنا (بنال؟)، و از هندوستان سربال هندی را، و از ترکستان طالش ترک را گرد آورده از ایشان خواست دانشمندترین را در این فن، همه یک صدا، خواجه ابوالحسن علی بن محمد نیشابوری را شناسایی کردند. سپس کار به او واگذار شد، و وی از آن گروه پرسید در باب «گشاد کردن و...» بهترین را، و جماعت به اتفاق خواجه زکی را بهترین شناسایی کردند. دیگر بار خواجه در علت‌شناس و درمان را خواست، همه خاجیک رومی را بهتر دانستند، دیگر بار دربارۀ طبع جانوران پرسید و همه سربال هندی را دانستند، دیگرباره پرسید بکریز (یعنی تولک)، بهتر از همه خواجه عبدالله خان بن خالد، دانستند... و گروهی این کتاب شکارنامه در سلک تحریر کشیده و ]سفید مانده[ نام نهادند ]چکیدۀ 8 صفحه[.
در 2 «مقدمه» و 27 «باب» ساخته شد، مقدمه در 24 باب: باب 1. اندر علامت و صفت یوزان، 2. اندر صفت صیاد، 3. اندر شناختن باز و بازدار، 4. اندر چشم گشادن باز، 5. اندر طبع جانوران شناختن...، 10. اندر آنکه بازاند، صید سیر گردد...، 19. اندر علامت و صفت طغرل، 20. در چگونگی چرغ و نگاه داشتن آن، 21. اندر نگاه داشتن و به دست آوردن بحری، 22. در صفت بنسجک و آموختن آن. در میانه چند سربند است بی‌شماره، درخور مطلب. اندر نگاه داشتن باشه، اندر داشتن و معرفت عقابان، در وصف و نیکویی عقابان، در باب 26 ]چنین[ اندر صفت یوز و نگاه داشتن آن. نسخه در میانۀ باب ]26[ افتاده است.
نسخۀ در دست بایستی با «جوارح‌نامه»ی امامیه (مشترک، 1/413) سنجیده شود که تشابه در این دو روایت هست. به هر رویه نسخۀ در دست ارزشمند و قابل بررسی است.
آغاز:   حمد و سپاس بی‌حد و قیاس، حضرت خداوندی را جلت نعمائه و تبارک اسمائه... اما بعد، این شکارنامه‌ای است که از زمان فریدون که استخراج این علم کرده‌اند، و ابتدای جانورداری در آن زمان.
منابع دیگر:   مشترک، 1/404 «بازنامۀ نوشیران» که جز این است، همانجا، 1/413 «جوارح‌نامه» به تفصیل؛ فهرستواره 5/3814 «جوارح‌نامه»، همانجا، 5/3790 «بازنامه» که به دستور کسری نگاشته شده و جز این است، همانجا، 5/3795 «بازنامۀ نوشیروان»؛ نفیسی، 1/71 «شکارنامۀ خسروی» و داستان و نام کسان که بسیار نزدیک به همین کتاب است.

 

خرید فایل اسکن

اشتراک گذاری:

مشخصات

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: