دکتری شرقشناسی، مردمشناسی از دانشگاه کلن 1970
۲۰ شهریور ۱۳۱۶ در تهران
جلال خالقی مطلق در ۲۰ شهریور ۱۳۱۶ در تهران متولد شد. وی تحصیلات دبستان و دبیرستان را در تهران تکمیل کرد. با پایان یافتن دورههای تحصیل در مدرسه، خالقی مطلق به آلمان رفت و دورههای تحصیلات دانشگاهی را در آلمان گذراند. برای تحصیل در مقطع دکترا، جلال خالقی مطلق در سه رشته شرقشناسی، ژرمانیستیک (زبان و ادبیات آلمانی) و مردمشناسی در دانشگاه کلن آلمان ثبت نام کرد. زمینه پژوهشی او در رشته مردمشناسی، قوم مایا و سرخ پوستان بود. در رشته ژرمانیستیک، خالقی مطلق برای نخستین بار با حماسهها و اساطیر آلمان و دیگر ملل بهطور علمی - پژوهشی آشنا شد. در واقع آشنایی او با فنون بررسی اسطورهها و حماسهها، از حماسهها و اسطورههای غیرایرانی شروع شد و سپس به شاهنامه رسید. موضوع رساله دکترای او، زنان در شاهنامه بوده که به زبان آلمانی نوشته شد و به زبانهای انگلیسی و فارسی هم ترجمه شدهاست. سرانجام جلال خالقی مطلق در سال ۱۹۷۰ میلادی از دانشگاه کلن آلمان در رشتههای شرقشناسی، ژرمانیستیک و مردمشناسی مدرک دکترا گرفت. بعد از آن، او در واحد مطالعات شرقشناسی در دانشگاه هامبورگ آلمان مشغول به کار شد و همچنین به مطالعه نسخههای خطی شاهنامه پرداخت.از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ میلادی، جلال خالقی مطلق مشغول بررسی نسخههای خطی و دستنویس شاهنامه بود و محسنات و معایب هر نسخه را در نشریات مختلف گزارش میکرد. او در این یک دهه توانست بیش از پنجاه نسخه خطی از شاهنامه را بررسی بکند که تبدیل به شالوده کار او برای تصحیح شاهنامه شد. مهمترین دستاورد جلال خالقی مطلق، تصحیح شاهنامه فردوسی است که در هشت دفتر که طی سالهای ۱۳۶۶ تا ۱۳۸۶ در نیویورک زیر نظر احسان یارشاطر انتشار یافت. تصحیح شاهنامهٔ فردوسی، حاصل بیش از سی سال کار مداوم خالقی در گردآوری و بررسی کهنترین دستنویسهای شاهنامه و مقابلهٔ آنها با پیروی از روشهای جدید تصحیح متون است. دورهٔ شاهنامهٔ خالقی در سال ۱۳۸۷ توسط مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در تهران تجدید چاپ شد.
عضور شورای عالی علمی مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی از 1384 تاکنون
الف) کتاب:حماسه، پديده شناسی تطبيقی شعر پهلوانی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، کانون فردوسی، مرکز پژوهش حماسههای ايرانی، 1386ش؛سخن های ديرينه (سی گفتار دربارهء فردوسی و شاهنامه)، با همکاری علی دهباشی، نشر افکار، 1381ش؛شاهنامه، از دست نويس تا متن (جستارهايی در معرفی و ارزيابی دست نويس های شاهنامه و روش تصحيح انتقادی متن)، تهران، ميراث مکتوب، 1390ش؛گل رنج های کهن: برگزيدهء مقالات دربارهء شاهنامۀ فردوسی، گردآورنده علی دهباشی، نشر مرکز، 1372ش؛يادداشتهای شاهنامه، تهران، بنياد ميراث ايران، 1380ش؛يادداشتهای شاهنامه، با همکاری محمود اميدسالار و ابوالفضل خطيبی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، مرکز پژوهشهای ايرانی و اسلامی، 1389ش؛(ترجمه) اساس اشتقاق فارسی، اثر پاول هرن و هنريش هوبشمان، بنياد فرهنگ ايران، 1356ش؛ (عنوان متن اصلی: Grundriss der Neupersischen etymologic)(ترجمه) ايرانيات در کتاب بزم فرزانگان اثر آتنايوس ناوکراتيس، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، کانون فردوسی، مرکز پژوهش حماسههای ايرانی، 1386ش؛ (بخشهايی از کتاب Deipnosophistae)(تصحيح) شاهنامه، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، مرکز پژوهشهای ايرانی و اسلامی، کانون فردوسی، 1386ش؛فردوسی و شاهنامه سرايی، گزيدهای از مقالات دانشنامه زبان و ادب فارسی، با همکاری اسماعيل سعادت، ناشر، 1390ش؛ب) مقاله:"فرامرزنامه"، دانشکده ادبيات و علوم انسانی دانشگاه تبريز، 1362، شماره 128 و 129؛"نظری دربارۀ هويت مادر سياوش"، ايران نامه، بهار 1378، شماره 66؛"حافظ و حماسۀ ملی ايران"، حافظ، مهر 1384، شماره 19؛"از شاهنامه تا خداینامه"، نامۀ ايران باستان، سال هفتم، 1386، شماره 1؛"داستانی از ادبيات از دست رفتۀ پهلوی"، نامۀ ايران باستان، سال پنجم، 1384، شماره 1؛"کتابشناسی فردوسی"، سيمرغ، تير 1357، شماره 5؛"دستنويس نويافته از شاهنامه فردوسی (کتابخانه شرقی دانشگاه سن ژوزف بيروت، شماره NC.43"، نامه بهارستان، سال هشتم و نهم، 1386 و 1387، شمارههای 12 و 13؛"نبرد رستم فرخزاد با سعد وقاص"، نامه ايران باستان، سال چهارم، بهار و تابستان 1383، شماره 1؛"سرگذشت زبان فارسی امير خلف بن احمد، آخرين فرمانروای خانواده صفاريان سيستان"، ايران شناسی، بهار 1368، شماره 1؛پ"تطهير معنوی با آب در شاهنامه"، کلک، آبان 1369، شماره 8؛"افتادگیها و افزودگیهای آماری از شش دستنويس شاهنامه"، نامه بهارستان، فروردين 1386، شمارههای 11 و 12؛"يک روايت در پنج اثر"، ايران شناسی، پاييز 1382، شماه 59؛"دو نکته در ابيات شاهنامه"، ايران شناسی، پاييز 1381، شماره 55؛"تاريخ روز ايان نظم شاهنامه"، ايران شناسی، زمستان 1379، شماره 48؛"نگاهی به هزار بيـ دقيقی سنجشی با سخن فردوسی"، بخشهای 3گانه: 1) ايران شناسی، پاييز 1378، شماره 43؛ 2) ايران شناسی، پاييز 1378، شم 44؛ 3) ايران شناسی، بهار 1379، شماره 45؛"زيبايی کمال مطلوب در زن در فرهنگ ايران"، ايران شناسی، سال هشتم، زمستان 1375، شماره 4؛"عناصر درام در برخی از داستانهای شاهنامه"، ايران نامه، زمستان 1370، شماره 37؛
تصحیح شاهنامه فردوسیجلال خالقی مطلق در خلال نگارش رسالهی دکترای خود متوجه شد که چاپهای موجود از شاهنامه، از جمله چاپهای ترنر ماکان، ژول مول، یوآنس فولرس، بروخیم و مسکو، از دقت و جامعیت کافی برخوردار نیستند و نیاز به انجام یک تصحیح علمی و دقیق از این اثر حماسی وجود دارد. وی دریافت که برای انجام چنین کاری، بررسی گسترده و دقیق دستنوشتههای مختلف شاهنامه ضروری است.خالقی مطلق در دههی ۵۰ به مدت ده سال به مطالعه و بررسی بیش از ۴۶ دستنوشته از شاهنامه پرداخت. وی با هزینهی شخصی و بدون حمایت هیچ نهاد دولتی یا غیردولتی، از این دستنوشتهها فیلم و عکس تهیه کرد و نتایج پژوهشهای خود را در مقالات متعدد منتشر نمود. این بررسیهای دقیق، پایه و اساس کار وی برای تصحیح شاهنامه را فراهم کرد.در طول این سالها، خالقی مطلق به مطالعهی تاریخچه و روشهای تصحیح متون در غرب و نیز بررسی امکان تطبیق روشهای انتقادی با ویژگیهای زبان و ادبیات فارسی پرداخت. او نتایج این مطالعات را در مقالات و کتابهایی چون «شاهنامه از دستنویس تا متن» منتشر نمود.جلال خالقی از اواخر دههی ۵۰ کار تصحیح متن شاهنامه را براساس شانزده دستنوشتهی معتبر و ترجمهی عربی «بنداری» آغاز کرد. این کار بسیار زمانبر و طاقتفرسا بود و در میانهی راه، به دلیل وجود نگرانی از ناتمام ماندن پروژه، خالقی مطلق از کمک محمود امیدسالار و سپس ابوالفضل خطیبی برای تصحیح برخی از دفاتر استفاده کرد.کار تصحیح شاهنامه در اواخر سال ۱۳۸۴ به پایان رسید و این اثر گرانبها در هشت دفتر توسط انتشارات مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی منتشر شد. علاوهبر متن تصحیحشده، خالقی مطلق یادداشتهای مفصلی نیز تهیه کرد که آنها را بهصورت مجزا در چهار جلد منتشر شد. این یادداشتها مواردی چون توضیحات دربارهی واژگان، اصطلاحات، نکات دستوری، شرح و تفسیر مصراعها و بیتها، و همچنین بحث دربارهی مسائل تصحیح، وزن و قافیه، زیباییشناسی شعر، اسطوره، تاریخ و آیینها را در بر میگیرد.
(ترجمه) "ديو سفيد مازندران" از تئودور نولدکه، ايران شناسی، پاييز 1379، شماره 47؛ (Der weisse Dev von Mazandaran", Archiv für Religionswissenschaft, 1915)(ترجمه) "قطعاتی از اسطورههای ايرانی در نوشتههای گريگور ماگيستروس"، از گرگور خالانيانتس دانسکده ادبيات و علوم انسانی دانشگاه تبريز، 1353، شماره 109؛ (Fragmente iranischer sagen bei Grigor Magistros, in WZKM, 1896)
(مصاحبه) "شاهنامه برای ايرانيان تاريخ است نه افسانه"، رودکی، نيمه دوم ارديبهشت 1386، شماره 15؛(نقد) تصحيف درفش به درخت در ترجمه تفسير طبری"، کلک، بهمن و اسفند 1369، شمارههای 11 و 12؛(نقد) "تاريخ افسانهای ايران"، کلک، بهمن و اسفند 1369، شمارههای 11 و 12؛(نقد) "چند يادداشت بر مقاله ايران در گذشت روزگاران"، ايران شناسی، تابستان 1372، شماره 18؛(نقد) "نمونههای نخستين انسان و نخستين شهريآر در تاريخ افسانهای ايران"، ايران نامه، پاييز 1366، شماره 21؛(نقد) "پشوتن يا فرشيدورد؟"، جستارهای ادبی، پاييز 1357، شماره 55؛
جلال خالقی مطلق به دلیل فعالیتهای پژوهشی و خدمات ارزندهای چون تصحیح شاهنامه، جوایز و افتخارات متعددی را از آن خود کرده و بهحق یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ زبان و ادب پارسی شناخته میشود.یکی از مهمترین افتخارات خالقی مطلق، تقدیر از وی در دهمین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطی است. وی به همراه همکارانش، برای بررسی و ارزیابی شاهنامه سن ژوزف، یکی از کهنترین نسخ خطی شاهنامه، شایستهی تقدیر شناخته شد. این تقدیر نشان از اهمیت پژوهشهای خالقی مطلق در حوزهی نسخههای خطی و شاهنامهپژوهی دارد.طی سالیان اخیر جوایز و تقدیرنامههای دیگری نیز به خالقی مطلق اعطا شده است که نشان از جایگاه والای وی در جامعهی علمی و ادبی کشور دارد. شایان ذکر است که این جوایز تنها بخشی از ارزش و اهمیت فعالیتهای او را نشان میدهند؛ چرا که او با تلاشهای خود، گنجینهای ارزشمند برای نسلهای آینده به یادگار گذاشته است و نامش همواره در تاریخ ادبیات فارسی درخشان خواهد ماند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید