اصفهان، گویش
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
شنبه 24 مرداد 1405
https://cgie.org.ir/fa/article/286976/اصفهان،-گویش
دوشنبه 2 شهریور 1405
چاپ نشده
زبان و گویش: یكی از مهمترین مداركی كه در مورد زبان منطقۀ اصفهان در عصر پیش از اسلام باید بدان اشاره كرد، گفتار ابن مقفع در طبقهبندی زبانهای فارسی است. وی زبانهای فارسی (به معنی اعم) را بر 5 زبان پهلوی، دری، فارسی (به معنی اخص)، خوزی و سریانی بخش كرده، و در توضیح زبان پهلوی، آن را زبان رایج در منطقۀ بزرگ پَهله مشتمل بر اصفهان، ری، همدان، نهاوند و آذربایجان دانسته است (نك : ابن ندیم، 15؛ نیز نك : ابن خردادبه، 58).بخش مهمی از اطلاعات موجود در بارۀ گویش كهن اصفهان در دورههای گوناگون تاریخی، نامهای شخصی و جغرافیایی مربوط به منطقه است كه به شكلی معرّب یا دست كم با رسمالخط عربی به دست رسیده است. با تحلیل اینگونه نامها میتوان در زمینۀ آواشناسی تاریخی و واژهشناسی گویش اصفهانی گامی مؤثر برداشت. افزون بر تك واژهها، در آثار نویسندگان متقدم اصفهانی میتوان برخی از تركیبها و جملههای فارسی را نیز بازجست كه از نظر بررسی گویش تاریخی اصفهان شایان توجه است. احمد تفضلی در مقالهای در بارۀ گویش كهن اصفهان، نمونههایی از این واژهها و عبارتهای ضبط شدۀ اصفهانی را گردآوری و تحلیل كرده است (نك : ص 88 به بعد). وی در این تحقیق، نمونههایی از الاعلاق ابن رسته، احسن التقاسیم مقدسی، محاسن اصفهان مافروخی و ترجمۀ آن، حكایة ابی القاسم البغدادی ابومطهر ازدی، اشعار عبید زاكانی و اوحدی مراغهای، و نیز یادكردهای برخی منابع لغت فارسی را استخراج كرده است. آذرتاش آذرنوش نیز در بررسی عبارات و كلمات فارسی حكایة ابی القاسم البغدادی در مقالۀ «ابومطهر ازدی»، مجموعهای فراگیر از واژگان و عبارات اصفهانی كتاب را به دست داده است (نك : ه د، 6 / 259-262). افزودههای دو كتاب طبقات المحدثین باصبهان ابوالشیخ اصفهانی و اخبار اصبهان ابونعیم اصفهانی را نیز علی اشرف صادقی بررسی كرده است (نك : ص 43-44، جم ). به این موارد، باید اشارات گذرای بدیع الزمان همدانی در مقامات (ص 49)، و واژههای منقول در بلدان یعقوبی (ص 275) و انساب سمعانی (1 / 443) را نیز افزود. گفتنی است كه قوامالسنه ابوالقاسم تیمی (د 535 ق / 1141 م) از عالمان اصفهان، در كنار نوشتههای تفسیری خود به عربی، تفسیری نیز به «زبان اصفهانی» داشته است (نك : سیوطی، 38) كه هنوز اثری از آن شناخته نیست.از ویژگیهای آوایی گویش تاریخی اصفهان كه در منابع مورد توجه قرار گرفته است، باید گرایش به مدّ را یاد كرد، گرایشی كه به حكایت بدیع الزمان همدانی، حتى در قرائت قرآن ایشان نمود داشته است (همانجا؛ نك : مقدسی، 305). ویژگی دیگر كه به صراحت از آن سخن نیامده است و بدیعالزمان در كنار مد، آن را از ویژگیهای بارز در «قرائت» اصفهانیان شمرده، گرایش به تلفظ همزه است (نك : همانجا). به عنوان تأییدی بر این نكته میتوان برخی نامهای جغرافیایی در تاریخ اصفهان چون «براآن» و «فارفاآن» را مورد توجه قرار داد كه همزه به طور آشكار در آنها به كار رفته است (برای نامها، نك : ابنفقیه، 263؛ یعقوبی، همانجا؛ حمدالله، 51).در بررسی واژگانی، كاربرد برخی واژههای كهن كه در زبان ادبی فارسی منسوخ یا متروك بودهاند، در گویش كهن اصفهان شایان توجه است؛ واژۀ اَشْته (قس: پهلوی: aštag = فرستاده، مكنزی، 13) بهعنوان نامی پركاربرد در اصفهان، از این نمونههاست. در نمونههای برجای مانده از واژگان این گویش، گاه واژهای غریب رخ مینماید كه در صورت تحلیل ممكن است پیوستگی خاص این گویش با گویشهای منطقۀ باستانی پهله را روشنتر سازد. به عنوان نمونه میتوان به واژۀ «لیبه» اشاره كرد كه به گفتۀ یعقوبی اشراف اصفهان آن را بر طبقات پست اطلاق میكردهاند (نك : همانجا). این واژه با برخی دگرگونیهای آوایی قابل انتظار در گویشهای منطقۀ پهله كاربردهایی مشابه دارد و به عنوان نمونه میتوان به كاربردهای لیوه در كاشان، قزوین، كرمانشاه (نك : آنندراج، ذیل لیوه؛ لغتنامه ... ، ذیل لیت و لیوه؛ درویشیان، 368)، و با یای مجهول در آذربایجان (تحقیقات میدانی) اشاره كرد.برپایۀ تحلیل تفضلی، گویش كهن اصفهان همزمان با مركزیت یافتن اصفهان و انتخاب آن به عنوان پایتخت در سدۀ 11 ق / 17 م، تحتتأثیر فارسی ادبی قرار گرفته، و به تدریج از تداول افتاده است. برپایۀ این تحلیل، گویش كنونی كلیمیان اصفهان دنبالۀ گویش كهن این شهر است، یا دست كم ارتباط نزدیكی با آن دارد (نك : ص 87).در میان گویشهای كنونیِ منطقۀ اصفهان، آنچه به عنوان لهجۀ اصفهانی شناخته میشود و دامنهای بسیار گستردهتر از شهر اصفهان دارد، گویشی نسبتاً نزدیك به زبان معیار فارسی نواست كه برخی وجوه تمایز آوایی، واژگانی و ساختواژهای دارد، ولی برای آگاهان به زبان ادبی به خوبی دریافتنی است و بیشترین نمود این تفاوت در شنیدار و مربوط به مشخصات آوایی است. از جمله محسوسترین ویژگیها میتوان به نظام جابهجایی همخوانها اشاره كرد كه در آن dz، ts، j و č به ترتیب جایگزین j، č، g و k میگردد. در ادای كلمات و جملات آهنگی خاص نیز شنیده میشود (نك : كلباسی، 17 به بعد). برخی از كاربردها در این گویش، مانند ادای es (و نه e) برای «است» و o برای «وَ» در بررسیهای تاریخی زبان فارسی، دارای اهمیت است.گویش اصفهانی اخیراً موردمطالعه قرار گرفته است و كسانی چون ناصر دادمان در دستور زبان و تطور و فرهنگ لهجۀ اصفهان (اصفهان، 1355 ش)، اسمیرنوا در «گویش اصفهانی» (مسكو، 1978 م)، و كلباسی در فارسی اصفهانی (تهران، 1370 ش) به بررسی آن پرداختهاند. همچنین باید به كتاب سوم از مجموعۀ شناسایی گویشهای ایران (تهران، 1374 ش) از مسعود پورریاحی اشاره كرد كه به مطالعۀ گویشهای شهرستان شهرضا و فریدن اختصاص یافته است.در حوزۀ فرهنگی اصفهان، برخی گویشهای ایرانی با مشخصاتی نسبتاً دور از زبان معیار فارسی و با سخنگویان محدود یافت میشوند كه از نظر زبانشناسی، در طبقهبندی گویشهای مركزی ایران از گروه زبانهای ایرانی غربی به شمار میآیند. در شمارشاین گویشها میتوان از گویشهای گزی و سویی در روستاهای گز و سو در شمال اصفهان، سدهی در منطقۀ سده، قمشهای در روستایی به نام قمشه در شمال اصفهان و نیز گویشهای كفرونی و خرزوغی در نزدیكی اصفهان یاد كرد.نخستین مطالعۀ زبانشناختی دربارۀ این گویشها، مربوط به ژوكُفسكی بود كه در پی سالها كوشش در بررسی گویشهای نواحی مركزی ایران، 3 گویش گزی، سدهی و كفرونی را در جلد دوم از مجموعۀ «موادی برای مطالعۀ گویشهای فارسی» (1922 م) شناسانید. وی در این اثر نمونههایی از شعر گزی سرودۀ درویش عباس را نیز منتشر كرد. در مرحلۀ بعد، باید به هانداك اشاره كرد كه در ضمن مطالعۀ گویشهای مناطق مركزی ایران، به موازات بررسی گویش قهرودی، زبان سویی را نیز كه با آن پیوستگی داشت، بررسی كرد و حاصل كار خود را در اثری با عنوان «لهجههای خوانسار، ... ، سو قهرود» منتشر كرد (1926 م). پس از آن، بیلی طی مقالاتی چند كه در دهۀ 1930 م منتشر كرد، به بررسی گویشهای حوزۀ اصفهان پرداخت و افزونبر بهرهگیری از دو اثر پیشین، اطلاعات قابل ملاحظهای را نیز مبتنی بر تحقیقات میدانی در 1932 م بدان افزود (نك : «ایرانی غربی ... »، 265-266). آگاهیهای بیلی دربارۀ گویشی چون قمشهای جدید بود و در مورد گویشهای دیگر چون گزی و سویی، بررسیهایی تكمیلی یا تصحیحی بود (نك : همو، «گویشهای غربی ... »، 233-239). از بررسیهای پسین نیز باید به مقالهای از بهرام فرهوشی با عنوان «تحلیل سیستم فعل در لهجۀ سدهی» ( مجلۀ دانشكدۀ ادبیات تهران، 1342 ش) اشاره كرد.1. Smirnova, L. P., Isfaganskii govor. 2. 3. 4. 5. «Western ... » 6. »« 7. 8. .براساس طرحی كه بیلی برای طبقهبندی گویشهای فارسی ارائه كرده است، سویی در كنار گویشهای میمهای، قهرودی و كشهای از منطقۀ كاشان گروهی را تشكیل میدهد، در حالی كه میتوان دیگر گویشهای منطقۀ اصفهان مشتمل بر گزی، سدهی، كفرونی، قمشهای و خـرزوغی را گـروهی مجزا تلقی كرد (نك : بیلی، «زبانها ... »، 304-305؛ نیز نك : ردار، 109-110).در سخن از گویشهای اصفهان، همچنین باید از گویشهای مربوط به اقلیتهای مذهبی در این منطقه سخن گفت. نخست باید به گویش كلیمیان اصفهان به عنوان یك گویش فارسی اشاره كرد كه ویژگیهای زبانشناختی آن در آثاری چون رسالۀ «گویشهای یهودیان همدان و اصفهان» از آبراهامیان (1936 م)، مقالۀ «فارسی یهودی در اصفهان» از مكنزی (1968 م) و كتاب گویش كلیمیان اصفهان از ایران كلباسی (تهران، 1373 ش) بررسی شده است. این گویش كه كتابت آن با الفبای عبری است، از سابقهای ادبی برخوردار بوده، و برخی پرداختههای ادبی بدان گویش مورد مطالعه قرار گرفته است (برای معرفی این آثار، نك : نوابی، II / 550-560).اقلیت مسیحی اصفهان كه از روزگار صفویه به این شهر كوچ كردهاند و تمركز آنان در ناحیۀ جلفا بوده است، ارمنی زبانند. زبان گفتوگوی آنان گویشی از زبان ارمنی است كه به دلیل محدود بودن ارتباط آن با سرزمینهای اصلی ارمنیان و زیست چندصد ساله در اصفهان، در میان گویشهای زبان ارمنی وجوه تمایز خود را داراست. گرابار یا زبان ارمنی كلاسیك، اگرچه امروزه زبانی تاریخی محسوب میشود، ولی اصفهان از جمله مراكزی است كه سنت آموزش این زبان را نگاه داشته است. زبان ارمنی نوین یا آشخارهابار امروزه زبان متداول گفتار و نوشتار در میان ارمنیان است و جلفای اصفهان صحنۀ پیدایی آثار ادبی قابل توجهی به هر دو زبان كلاسیك و نوین ارمنی بوده است (نك : ه د، 7 / 700-701).
مآخذ: آنندراج، محمد پادشاه، تهران، 1335 ش؛ ابن خردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، بیروت، 1408 ق / 1988 م؛ ابن فقیه، احمد، البلدان، به كوشش دخویه، لیدن، 1885 م؛ ابن ندیم، الفهرست؛ بدیعالزمان همدانی، مقامات، بیروت، 1889 م؛ تفضلی، احمد، «اطلاعاتی دربارۀ لهجۀ پیشین اصفهان»، نامۀ مینوی، تهران، 1350 ش؛ حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، لیدن، 1331 ق / 1913 م؛ درویشیان، علیاشرف، فرهنگ كردی كرمانشاهی، تهران، 1375 ش؛ سمعانی، عبدالكریم، الانساب، به كوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، 1408 ق / 1988 م؛ سیوطی، طبقات المفسرین، به كوشش علی محمد عمر، قاهره، 1396 ق / 1976 م؛ صادقی، علیاشرف، «تأملی در دو تاریخ قدیم اصفهان»، مجلۀ باستانشناسی و تاریخ، 1369 ش، شم 8 و 9؛ كلباسی، ایران، فارسی اصفهانی، تهران، 1370 ش؛ لغتنامۀ دهخدا؛ مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، بیروت، 1408 ق / 1987 م؛ یعقوبی، احمد، البلدان، به كوشش دخویه، لیدن، 1892 م؛ تحقیقات میدانی؛ نیز:
Bailey, H. W., «Modern Western Iranian; Infinitives in Gazī and Soī», «Persia, Language and Dialects«,«Western Iranian Dialects», Opera Minora, ed. M. Nawabi, Shiraz, 1981, vol. I; MacKenzie, D. N., A Concise Pahlavi Dictionary, London, 1971; Nawabi, M., A Bibliography of Iran, Tehran, 1987; Redard, G., «Other Iranian Languages», Current Trends in Linguistics, ed. Th. A. Sebeok, The Hague / Paris, 1970, vol. VI.احمد پاكتچی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید