صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / ادیان و عرفان / رکن الدین ولی /

فهرست مطالب

رکن الدین ولی


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 23 مرداد 1401 تاریخچه مقاله

رُکْنُ‌الدّینِ وَلی، سید علی، فرزند سید بهاءالدین، ملقب به کُر بابا، شاه رکن‌الدین و بابا رکن‌الدین ولی دزفولی، از عرفای سدۀ 8 ق/14 م. 
از جزئیات زندگی شاه رکن‌الدین اطلاع چندانی در دست نیست، زیرا در تذکره‌ها، از بزرگان دزفول کمتر نشانی یافت می‌شود (شاه‌رکن‌الدینی، 1، 9). برخی از منابع نسب او را با 14 واسطه به امام موسی بن جعفر (ع) می‌رسانند و گفته‌اند که وی نیز همچون بسیاری از فرزندان و نوادگان ائمه برای رعایت تقیه و دفع آسیبهای احتمالی، در مناطق مختلف، به‌ناچار خود را با نامهای گوناگون معرفی می‌کرد (عرب، 1/ 31؛ داعی، 41؛ نیز نک‍ : ابن‌عنبه، 228)؛ ازاین‌رو، چنین به نظر می‌رسد که رکن‌الدین مدتی به‌طور پنهانی در فارس زندگی می‌کرد، اما هنگامی‌که به‌تدریج شناخته شد و برخی امور و خوارق عادات از او به ظهور رسید، از فارس گریخت و به لرستان رفت و در آنجا، خود را کُر بابا (در گویش لری به معنای پسر بابا) نامید. چندی بعد نیز با آشکارشدن احوالاتش، لرستان را ترک کرد و به دزفول رفت (داعی، 41-42). 
چنان‌که در برخی منابع دیگر آمده است، شاه‌رکن‌الدین ولی در 795 ق/1393 م و در سالهای پایانی عمر خود، هنگامی‌که تیمور گورکانی به‌قصد لشکرکشی به فارس و سرکوب شاه منصور، از سلسلۀ آل‌مظفر، از خرم‌آباد به دزفول آمد، با وی دیدار کرد (شاه‌رکن‌الدینی، 1؛ نیز نک‍ : عرب، داعی، همانجاها). در این دیدار که در نخستین سفر تیمور به دزفول اتفاق افتاد، رکن‌الدین به تیمور بشارت کشورگشایی داد و از او خواست تا از ریختن خون مردم شیراز دست بشوید؛ تیمور نیز خواستۀ او را پذیرفت. به روایت برخی از منابع، تیمور در دومین سفر خود به دزفول بر آن بود که بار دیگر با رکن‌الدین دیدار کند، اما وی در آن زمان، درگذشته بود. ازاین‌رو، تیمور مبلغی را برای تعمیر بقعۀ آرامگاه او به پسرش، سید حسین داد و برای گذران زندگی فرزند وی نیز دو مزرعه به او بخشید (همو، 42؛ شاه‌رکن‌الدینی، 9-10؛ دربارۀ لشکرکشی تیمور و توقف او در دزفول، نک‍ : شرف‌الدین، 1/ 420-423). 
جالب آنکه در منابع دورۀ صفویه احوال خواجه علی سیاه‌پوش، فرزند صدرالدین موسى و نوادۀ شیخ صفی‌الدین اردبیلی با داستانهای زندگی رکن‌الدین درآمیخته است و به‌ویژه در داستان دیدار با امیر تیمور، وی جایگزین بابا رکن‌الدین شده است. بنابر متن کتاب سلسلة النسب صفوی، در این دیدار، بابا رکن‌الدین در کنار خواجه علی حضور داشت و این خواجه علی بود که بشارت فرمانروایی بر 3 گوشه از 4 گوشۀ جهان را به تیمور داد (پیرزاده، 46-47)، اما در عالم‌آرای شاه اسماعیل، خواجه علی به‌طور کامل جایگزین بابا رکن‌الدین شده است (ص 16-17)، درحالی‌که خواجه علی در تبریز، و رکن‌الدین در دزفول مدفون است. 
به‌ روایت مردم هویزه و دشت میشان، شاه‌رکن‌الدین ولی در زمان حکومت خاندان مشعشعی بر هویزه و مناطق اطراف آن (حک‍ 845-914 ق/1441- 1508 م)، از جایگاه معنوی بلندی در میان قبایل عرب خوزستان برخوردار بود، تاآنجاکه مردم این قبایل برای حل اختلافات خود به او رجوع می‌کردند (شاه‌رکن‌الدینی، 11)؛ اما به این‌گونه روایتها باید به دیدۀ تردید نگریست، زیرا دورۀ زندگی رکن‌الدین با دورۀ حکومت مشعشعیان هم‌زمانی ندارد. 
همچنین باید اشاره کرد که در سدۀ 8 ق/14 م، صوفیان دیگری با نامهای مشابه شاه‌رکن‌الدین در مناطقی دیگر زندگی می‌کردند که از جملۀ آنها می‌توان اینها را نام برد: بابا رکن‌الدین شیرازی (ه‍ م؛ د 769 ق/ 1368 م)، از عرفای نامدار که احتمالاً شاه نعمت‌الله ولی چندی در خدمت او شاگردی کرد؛ شاه‌رکن‌الدین ابوالفتح، فرزند صدرالدین (د 735 ق/1335 م)، از مشایخ سلسلۀ سهروردی و ساکن ملتان؛ سید رکن‌الدین یزدی (د 733 ق؛ نک‍ : ه‍ د، رکن‌الدین یزدی) (عرب، 1/ 31؛ شاه‌رکن‌الدینی، 2- 8). 
دربارۀ تاریخ درگذشت رکن‌الدین اطلاع دقیقی در دست نیست، اما به گزارش منابع، پس از درگذشت او، نوادگان تیمور در جانب شرقی محلۀ صحرابدر، از محلات نعمتی‌خانۀ دزفول، که در گذشته، در خارج از شهر قرار داشت، بقعه‌ای پیرامون مزارش بنا نهادند. این بنا که اکنون در داخل شهر دزفول، و در بافت تاریخی آن قرار دارد، افزون‌بر آرامگاه، شامل مسجد، مدرسه و حمام است و در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است (داعی، 41؛ شاه‌رکن‌الدینی، 30 بب‍‌ ). 

مآخذ

ابن‌عنبه، احمد، عمدة الطالب، به کوشش محمدحسن آل‌طالقانی، قم، 1362 ش؛ پیرزادۀ زاهدی، حسین، سلسلة النسب صفویه، برلین، 1343 ق/1924 م؛ داعی دزفولی، عبدالله، مجمع الابرار و تذکرة الاخیار، به کوشش حبیب‌الله نظیری دزفولی، بی‌جا، 1370 ش؛ شاه‌رکن‌الدینی، محمد‌کاظم، شرح‌حال بابا رکن‌الدین ولی و آثار تاریخی گنبد و بارگاه او، دزفول، 1357 ش؛ شرف‌الدین علی یزدی، ظفرنامه، به کوشش محمد عباسی، تهران، 1336 ش؛ عالم‌آرای شاه اسماعیل، به کوشش اصغر منتظرصاحب، تهران، 1349 ش؛ عرب، محمدحسن و احمد لطیف‌پور، اندیشمندان دزفول، تهران، 1384 ش.

میترا آقامحمدحسنی

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: