صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / ادبیات فارسی / روکرت /

فهرست مطالب

روکرت


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 23 مرداد 1401 تاریخچه مقاله

روکِرت، یوهان میشائل فریدریش (16 مه 1788-31 ژانویۀ 1866 م/10 شعبان 1202-14 رمضان 1282 ق)، شاعر و خاورشناس آلمانی، مترجم آثار شرقی، به‌ویژه آثار فارسی و عربی و قرآن
روکرت در شهر شواینفورت به دنیا آمد. پدرش حقوق‌دان بود و به وکالت اشتغال داشت. او هم پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی، در 1805 م برای تحصیل در رشتۀ حقوق به دانشگاه وورتْسبورگ رفت. روکرت در کنار حقوق، به تحصیل در رشته‌های مورد علاقه‌اش، فلسفه و زبان‌شناسی نیز پرداخت. در 1808 م برای ادامۀ تحصیل به دانشگاه هایدلبرگ رفت و رشتۀ زبان‌شناسی را برگزید (شیمل، 45؛ عقیقی، 2/ 699؛ راعی، 134). در 1810 م مدتی در دانشگاه گوتینگن تحصیل کرد و در 1811 م در دانشگاه ینا، رسالۀ دکتری‌اش را که مربوط به مباحثی در فلسفه و زبان‌شناسی بود به پایان رساند (راعی، همانجا). 
روکرت در سال 1818 م برای تحقیق دربارۀ آهنگهای محلی ایتالیا به رم رفت (پرانگ، 16-37) و در راه بازگشت، در وین با یوزف فن هامرپورگشتال، خاورشناس مشهور، دیدار کرد. روکرت تحت تأثیر ترجمۀ هامرپورگشتال از اشعار حافظ، تصمیم گرفت عربی و فارسی را بیاموزد (مارچِند، 138). او زبان عبری را پیش از ورود به دانشگاه آموخته بود. در دهۀ 1820 م سنسکریت را هم فراگرفت و طی سالهای بعد، آشنایی خود را با دیگر زبانهای مشرق‌زمین گسترش داد؛ به‌طوری‌که گفته‌اند، تا پایان تحصیلاتش حدود 15 زبان مختلف را فراگرفت. شمار زبانهایی که تا پایان عمرش آموخت، به بیش از 50 زبان رسیده بود. نیز گفته‌اند که او هر زبان جدیدی را در طول 8 هفته یا زمانی کمتر، می‌آموخت (همو، 73, 83؛ والتر، 209). 
روکرت در سال 1826 م استاد زبانهای شرقی دانشگاه اِرلانگن شد. در این دانشگاه مسیحیِ اصول‌گرا، زبانهایی مانند عبری اهمیتی بیش از زبانهایی چون سنسکریت و موضوعات آنها داشت؛ ازاین‌رو، روکرت در 1841 م به دانشگاه برلین رفت و در آنجا به تدریس زبانهای عربی و فارسی پرداخت (مارچند، 96, 138؛ شیمل، همانجا؛ ویلهلم، 398). او اگرچه از حمایت و پشتیبانی فریدریش ویلهلم چهارم، پادشاه پروس، برخوردار بود، در آنجا هم دوام نیاورد و در 1849 م از کار دانشگاهی کناره گرفت و با سکونت در ملک شخصی خویش در کبرگ سراسر زندگی‌اش را وقف ترجمۀ متون عربی و فارسی کرد (زولبریگ، «فریدریش روکرت: تصویر زندگی ... »، 706؛ مارچند، 96). 
روکرت با انتشار ترجمۀ آثار شرقی به زبان آلمانی، تأثیری چشمگیر بر ادبیات، و به‌ویژه شعر آلمان نهاد؛ اما آنچه بیش از همه سبب شهرت او در آلمان شد، ترجمه‌های وی از زبان فارسی بود. او در سرودن شعر، افزون‌بر قالب غزل، از اشعار و حکایتهای موجود در ادبیات فارسی و حتى تاریخ ایران نیز بهرۀ بسیار برد (رمی، 38-39, 43-48). 
نخستین کار روکرت در این زمینه، مجموعۀ 44 غزل از مولوی بود که آن را در 1821 م، در نشریۀ «کتاب جیبی برای بانوان» منتشر ساخت. این کار، نه ترجمۀ مستقیم از فارسی، بلکه یک بازسرایی براساس ترجمۀ هامرپورگشتال بود. بااین‌همه، اهمیت کار روکرت در این اثر، بیشتر از آن رو ست که وی نخستین‌بار قالب غزل را در ادبیات آلمانی به کار گرفت و در آثار بعدی خود نیز آن را تکرار کرد، تاآنجاکه این قالب در میان دیگر شاعران آلمانی‌زبان هم مقبولیت و رواج یافت (شیمل، 47؛ رمی، 38-39؛ راعی، 136). روکرت در ادامۀ ترجمۀ آثار فارسی، برگردانی آلمانی از برخی غزلیات حافظ را هم فراهم آورد که با عنوان «گلهای شرقی» (1822) منتشر شد (برای برخی ویژگیهای این ترجمه، نک‍ : رمی، 36-42؛ نیز نک‍ : راعی، همانجا). 
روکرت مجموعۀ دیگری از غزلیات و رباعیات حافظ را هم به آلمانی برگرداند. او تا پایان عمر آثار متعددی از سعدی، جامی، نظامی و عطار را نیز به آلمانی ترجمه نمود (ماکه، 259؛ برای برخی ویژگیهای این ترجمه‌ها، نک‍ : فکری، 1018-1026؛ نیز نک‍ : راعی، 138). مهم‌ترین منابع ترجمۀ او در این کار، گلستان و بوستان سعدی، بهارستان جامی، منطق الطیر عطار، مخزن الاسرار نظامی، مناقب العارفین افلاکی، هفت قلزم، تاریخ روضة ‌الصفا و تاریخ یمینی بود که شماری را مستقیماً از متن فارسی آنها، و برخی را هم از برگردانهای این آثار به زبانهای اروپایی برگرفت (رمی، 43-48). او چند مجموعه از ترانه‌های محلی ایرانی را هم به آلمانی ترجمه و منتشر نمود (شیمل، 48؛ راعی، 139). 
روکرت در نقدها و بررسیهایش اشاره‌هایی هم به اشعار دیگر شاعران فارسی‌زبان چون خیام، انوری و خاقانی دارد. این اشاره‌ها نشان می‌دهد وی با این شاعران و شعر آنها آشنا بوده است (راعی، 138). او کتابی هم براساس باب هفتم کتاب هفت قلزم نوشت که به کوشش و. پرچ با عنوان «دستور زبان، شاعری و بلاغت ایرانیان» در 1874 م منتشر شد (پرچ، v-vi). 
روکرت به شاهنامۀ فردوسی نیز علاقه‌ای خاص داشت. در 1838 م، ترجمۀ منظوم او از داستان «رستم و سهراب» انتشار یافت و بارها به چاپ رسید. او ملاحظات خود را بر جلد نخست ترجمۀ فرانسوی ژول مول از شاهنامۀ فردوسی، به همراه برگردانی آلمانی از آن (در جمع بیش از 300 صفحه) در «نشریۀ انجمن خاورشناسی آلمان» (ج 8، 1854 م و ج 10، 1856 م) به چاپ رساند. آنگاه به ترجمۀ منظوم شاهنامه در همان بحر متقارب پرداخت. این ترجمه در 3 جلد (1890-1895 م) منتشر شد (مارشانت، 140، فکری، 1020؛ راعی، 137- 138). 
روکرت افزون‌بر قریحۀ شاعری، دانش شگرفی از زبانهای شرقی ازجمله سنسکریت و حتى تامیل داشت. ترجمه‌های وی از متون سنسکریت از بهترین نمونه‌های موجود در زبان آلمانی‌اند؛ برای نمونه، ترجمۀ «نلا و دمینتی» و به‌ویژه «گیتاگُویندا» که در آن کوششی موفق برای تقلید از سبک و وزن و نیز شور و احساس اثر داشته است (ویلهلم، 398؛ برای برخی از ویژگیهای ترجمۀ این متون، نک‍ : ماکه، 238-245). او همچنین مجموعه‌ای از روایتها و حکایتهای پندآمیز داستانی و تاریخی هندی را به آلمانی ترجمه، و در نشریات و نیز مجموعه‌هایی منتشر کرد که «حکمت برهمنان» (1837 م) و «داستانهای برهمنان» (1839 م) از آن جمله‌اند (رمی، 42, 53-54). 
روکرت چندین اثر مهم عربی را نیز به آلمانی ترجمه کرد که از میان آنها کتاب الحماسۀ ابوتمام (1846 م)، معلقة عمرو ابن کلثوم (1837 م) و دیوان امرءالقیس (1843 م) را می‌توان نام برد. او این آثار را به‌ صورت منظوم و مطابق بحر اصلی به آلمانی برگرداند (ماکه، 251-253؛ کرینبورگ، 270-271؛ عقیقی، 2/ 699). ترجمۀ روکرت از مقامات حریری (1829 م) نیز از مهم‌ترین آثار او به شمار می‌رود. او در این ترجمه با رعایت صنایع ادبی، سجع و وزن، اثری ادبی در ادبیات آلمان آفریده است؛ چنان‌که به باور برخی، این ترجمه از اصل عربی آن نیز زیباتر و نغزتر است (نک‍ : ماکه، 257-258؛ شیمل، 46؛ راعی، 139). 
روکرت از سال 1823 م ترجمۀ قرآن کریم به زبان آلمانی را آغاز کرد و یک سال بعد، بخشهایی از کارش را در یکی از نشریات آلمان به چاپ رساند. در ظاهر، او به‌سبب مشغله‌های دیگر، کار را ادامه نداد؛ ولی از 1841 م به بعد، بخشهای دیگری از قرآن را ترجمه کرد و تا پایان عمر حدود سه‌چهارم کل قرآن را به نظم آلمانی برگرداند. این ترجمه را ویلهلم مولر، خاورشناس 10 سال پس از مرگ روکرت، با عنوان «قرآن روکرت» در 1888 م منتشر کرد (حسینات، 70-71). ترجمۀ قرآن روکرت بارها به چاپ رسیده، و از محبوبیت زیادی برخوردار است. این ترجمه در 1995 م/1374 ش نیز به کوشش هارتموت بوبزین و با مقدمه‌هایی از او با عنوان «فریدریش روکرت و قرآن»، و ولف‌دیتریش فیشر با عنوان «ملاحظاتی در باب درک بهتر قرآن روکرت» به چاپ رسید (نک‍ : بوبزین و فیشر، سراسر اثر؛ نیز نک‍ : هوفمان، 144؛ والتر، 210). 
روکرت در ترجمۀ قرآن کوشید تا با به‌کارگیری اصطلاحات و تشبیهات، به شیوۀ بلاغی قرآن نزدیک شود. او بیش از آنکه در پی ترجمۀ دقیق قرآن باشد، خواسته است اثری ادبی را به خوانندۀ آلمانی‌زبان ارائه دهد؛ به همین منظور، با جابه‌جا‌کردن کلمات و ساختن قافیه و عبارات مسجع و آهنگین، بر غنی‌ساختن بلاغت اثر خویش افزوده، و برای نخستین‌بار سبک زیبای قرآن را به خوانندگان آلمانی‌زبان معرفی کرده است (حسینات، 71، 73؛ درخشان، 69). 
گفتنی است که ترجمۀ روکرت برخی از سوره‌ها، و حتى برخی از آیات را ندارد. او نام عربی سوره‌ها را هم ذکر نکرده، و برخلاف شیوۀ متداول، بسم‌الله الرحمٰن الرحیم را هم جزو سوره به حساب نیاورده است. او در برگردان برخی از کلمات نیز دچار خطا شده است؛ بااین‌همه، این اثر را تا آن زمان از بهترین ترجمه‌های قرآن، و نیز نشانگر تسلط مترجم بر زبان عربی دانسته‌اند (نک‍ : حسینات، 71، 75؛ درخشان، 68- 69، 78-82). 
افزون‌بر آثاری از روکرت که در دورۀ حیات، و پس از مرگ او منتشر شد، دست‌نوشته‌های دیگری از او هم به جا مانده است که از آن جمله‌اند: «دستور زبان سامی»، ترجمۀ اسکندرنامۀ فارسی، و نیز قطعاتی از اشعار هندی، حماسۀ فنلاندی، حکایتهای عامیانۀ آلبانیایی، و متونی به لیتوانیایی، قبطی، هندی و تامیل (مارچند، 140). 
روکرت در روزگار حیاتش، شهرت بسیار به دست آورد. بااین‌حال، بسیاری کوشیدند تا او و دستاوردهایش را نادیده انگارند؛ از آن جمله، پیش‌کشیدن این پرسش دربارۀ روکرت که معلوم نیست وی شاعر بوده یا پژوهشگر، نویسنده بوده یا مترجم، ملی‌گرا بوده یا جهان‌وطن، و سرانجام، مسیحی ارتدکس بوده است یا کافر؟ همچنین، او را نمونۀ بارز نسلی دانسته‌اند که میان رمانتیسم و تاریخی‌نگری، و میان رؤیاهای بزرگ سیاسی و زیبایی‌شناسی و میل به علمی‌قلمدادشدن سرگردان مانده بود (مارچند، 138). گویی دست‌کم یکی از دلایل نادیده‌گرفتن روکرت از سوی برخی جریانها، دگراندیشی او دربارۀ شرق بود. روکرت در جوانی یونان باستان و آلمان سده‌های میانه را می‌ستود، حتى نخستین اشعارش چنان شور ملی‌گرایانه‌ای داشتند که سبب شهرت او شد؛ اما نتوانست با گرایشهای زبان‌شناختی دهه‌های 1810 و 1820 م ــ که یونانی را کمال مطلق زبان و شعر می‌انگاشتند ــ خود را اقناع کند و تا آنجا پیش رفت که در رسالۀ دکتری‌اش، استدلالهایی دربارۀ خاستگاههای شرقی فرهنگ یونانی مطرح ساخت (همانجا). 
پس از درگذشت روکرت، چند مجموعه از آثار وی، نیز نوشته‌هایی دربارۀ شخصیت و آثارش انتشار یافت؛ اما در طول سدۀ بیستم، روکرت تا حد زیادی فراموش شده بود، تا اینکه به مناسبت دویستمین سال تولدش، با انتشار مجدد برخی از آثار وی، بار دیگر مطرح شد. در 1987 م/1366 ش زندگی‌نامه‌ای از روکرت به قلم آن‌ماری شیمل منتشر شد؛ این خاورشناس، یک سال بعد، گزیده‌ای از سروده‌ها و ترجمه‌های روکرت را به همراه یادداشتهایی در معرفی آنها، در دو جلد (جلد اول: اشعار، جلد دوم: ترجمه‌ها) منتشر کرد (نک‍ : زولبریگ، «فریدریش روکرت: آثار ... »، 527، «فریدریش روکرت: تصویر زندگی»، 706؛ بوبزین، 293). 

مآخذ

حسینات، محمود العلی، «ترجمۀ شاعر آلمانی: فریدریش روکرت»، ترجمان وحی، 1379 ش، س 4، شم‍ 1؛ درخشان مقدم، پریسا و فرح نارنجی، «بررسی ترجمه‌های مختلف قرآن به زبان آلمانی»، پژوهش زبانهای خارجی، تهران، 1388 ش، شم‍ 52؛ راعی، شاهرخ، «فریدریش روکرت و ادبیات مشرق‌زمین»، نامۀ پارسی، تهران، 1383 ش، س 9، شم‍ 3؛ شیمل، آ.، «فریدریش روکرت»، آینده، تهران، 1358 ش، ج 5، شم‍ 1-3؛ عقیقی، نجیب، المستشرقون، قاهره، 1965 م؛ فکری ارشاد، جهانگیر، «روکرت و شاعران ایرانی»، وحید، تهران، 1351 ش، دورۀ 10، شم‍ 9؛ نیز:

Bobzin, H., »Friedrich Rückert: Lebensbild und Einführung in sein Werk by Annemarie Schimmel«, Die Welt des Islams, New Series, 1991, vol. XXXI, no. 2; id., and W. Fischer Der Koran (in der Übersetzung von Friedrich Rückert), Würzburg, 1995; Friedrich Rückert’s gesammelte Poetische Werke, first edition, Frankfurt, 1869; Friederich Rückert: Werke, ed. Anne-Marie Schimmel, Frankfurt, 1988; Hofmann, M. W., «Germany and the Qur'an», Journal of Qur'anic Studies, Edinburgh, 2000, vol. II, no. 1; Kreyenborg, H., «Friedrich Rückert als Interpret orientalischer Dichtungen», Friedrich Rückert im Spiegel seiner Zeitgenossen und der Nachwelt, Wiesbaden, 1988; Macke, K., «Friedrich Rückert als Übersetzer», Friedrich ... (vide: Kreyenborg); Marchand, S. L., German Orientalism in the age of Empire (Relegion, Race, and Scholarship), Cambridge, 2009; Pertsch, W., introd. Grammatik ... (vide: Rückert); Prang, H., «Friedrich Rückert in Italien», Friedrich ... (vide: Kreyenborg); Remy, A. F. J., The Influence of India and Persia on the Poetry of Germany, New York, 1901; Rückert, F., Grammatik, Poetik und Rhetorik der Perser (Nach dem Siebenten Bande des Heft olzum), Gotha, [1874]; Solbrig, I. H., «Friedrich Rückert: Lebensbild und Einführung in sein Werk by Annemarie Schimmel», Journal of the American Oriental Society, New Haven, 1989, vol. CIX, no. 4; id., «Friedrich Rückert: Werke by Annemarie Schimmel and Friederich Rückert», ibid., 1990, vol. CX, no. 3; Walther, W., «Der Koran in der Übersetzung von Friedrich Rückert by Hartmut Bobzin and Wolfdietrich Fischer», Die Welt des Orients, Göttingen, 1998, vol. XXIX; Wilhelm, F., «The German Response to Indian Culture», Journal of the American Oriental Society, New Haven, 1961, vol. LXXXI, no. 4.

عسکر بهرامی

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: