صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / ادبیات فارسی / رشید یاسمی /

فهرست مطالب

رشید یاسمی


آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 13 مرداد 1401 تاریخچه مقاله

رَشیدِ یاسَمی، غلامرضا (1275-1330 ش/1896-1951 م)، ادیب، شاعر و محقق ادبی. او اصالتاً کرد، و خانواده‌اش وابسته به ایل گوران، در منطقۀ کرمانشاه بود. رشید در همین منطقه به دنیا آمد. خانوادۀ پدری و مادری او، هر دو آشنا به فرهنگ ایران بودند. پدرش، محمدولی خان میرپنج گورانی، مردی ادیب، شاعر، خوش‌نویس، نقاش و در‌عین‌حال، جنگاور بود که در 1322 ق/1904 م، بر‌اثر وبا، بدرود حیات گفت و جد مادری‌اش، محمدباقر میرزای خسروی، نویسندۀ داستان شمس و طغرا ست (رشید یاسمی، بیست‌و‌یک؛ «غلامرضا ... »، 389؛ ریاحی، 5؛ فلسفی، 3).

رشید تحصیلات ابتدایی خود را در میان عشایر و در کوهستانهای دالاهو در منطقۀ کرمانشاه، با معلم سرخانه، و یا در کرمانشاه با آموزگاران مدارس آن شهر به اتمام رساند و در این مرحله، علاوه‌بر یادگیری ادب فارسی، زبان فرانسه و عربی هم آموخت (رشید یاسمی، بیست‌و‌یک – بیست‌و‌دو؛ آرین‌پور،  3/ 138؛ فلسفی، همانجا؛ اسحاق،1/ 115).

رشید با خواندن داستانی از حسین دادگر (عدل‌الممالک)، انگیزه‌ای یافت که برای ادامۀ تحصیل، راهی تهران شود (رشید یاسمی، بیست‌و‌دو؛ آرین‌پور، نیز فلسفی، همانجاها). او در 1333 ق/1915 م، به تهران آمد و برای انجام مقصود خود، وارد یکی از مدارس معروف این شهر، یعنی مدرسۀ سن لوئی شد. رشید دورۀ متوسطۀ این مدرسه را در 3 سال به پایان برد. او در طول این مدت، در استفاده از دبیران مبرز این مدرسه و نیز استادان بزرگ تهران‌نشین، اقبالی بلند داشت. وی در مدرسۀ سن لوئی، با شاعری نازک‌اندیش، به نام نظام وفا، هم‌سخن شد که در کسوت معلمی، رشید را با ظرایف و دقایق شعر فارسی آشنا کرد. تأثیر نظام وفا بر اندیشۀ شعری رشید تا بدان پایه بود که او «بیدارشدن طبع خفتۀ خود را مرهون افسون بیان» این آموزگار دانسته است (ص بیست‌و‌دو- بیست‌و‌سه؛ آرین‌پور، همانجا؛ فلسفی،4). همچنین رشید در این مدت، از محضر چند تن دیگر از اندیشمندان بزرگ آن دوره که در تهران مقیم بودند، استفاده کرد؛ از‌جمله، میرزا طاهر تنکابنی (1242-1320 ش/1863-1941 م)، از فیلسوفان بنام مکتب تهران، ملا عباسعلی کیوان قزوینی (1277-1357 ق/1860- 1938 م)، از صوفیان مشهور این شهر، و میرزا احمد ادیب پیشاوری (1260- 1349 ق/1844-1930 م)، از شاعران و ادیبان بنام آن روزگار (ریاحی، همانجا؛ «غلامرضا»، 393).

رشید در 1292 ش/1913 م دورۀ متوسطه را در مدرسۀ سن لوئی به پایان برد و سپس به خدمات دولتی اشتغال ورزید و یک‌چند در وزارتخانه‌های فرهنگ و دارایی خدمت کرد. سپس سمت دبیری و مترجمی دفتر شاهنشاهی را عهده‌دار شد و سرانجام از آغاز تأسیس دانشگاه تهران، یعنی از 1312 ش به سمت استادی کرسی دانشگاه تهران در دانشکدۀ ادبیات و دانشسرای عالی برگزیده شد (ریاحی، 5؛ نفیسی، 359؛ آرین‌پور، 3/ 139؛ برای دیگر مناصب و فعالیتهای او، نک‍ : «اسناد ... »، بش‍‌ ).

تسلط رشید یاسمی به زبانهای انگلیسی و فرانسوی سبب شد که از طرف دربار، به مأموریتهایی در خارج از کشور فرستاده شود؛ از‌جمله، او در سفر تحصیلی ولیعهد، محمدرضا پهلوی، به سویس مربی و سرپرست او بود («غلامرضا»،394) و یا در 1317 ش/ 1938 م، همراه نخست‌وزیر محمود جم، به مصر رفت تا مقدمات نامزدی و ازدواج فوزیه، دختر ملک فؤاد با محمدرضا پهلوی را فراهم کند. او در این سفر، به عضویت افتخاری فرهنگستان مصر نائل آمد (نیکو‌همت، 325).

اشتغال در دربار پهلوی و تدریس در دانشگاه تهران سبب نشد که رشید فعالیت خود را تنها محدود به این دو مرکز کند. وی در این زمان افزون‌بر زبانهای فرانسوی و انگلیسی، با زبان عربی نیز آشنایی کافی یافته، و خط و زبان پهلوی را هم همراه بهار و کسروی، در محضر هرتسفلد آموخته بود (همانجا؛ همایی، 2-3؛ آرین‌پور، همانجا؛ ریاحی،6). رشید به پشتوانۀ آشنایی با این زبانها و نیز اطلاعاتی که از ادب فارسی و فرهنگ ایرانی فراجمع آورده بود، با طیف وسیعی از ادیبان و عالمان دورۀ خود تماس برقرار کرد و به حشر‌و‌نشر با آنها پرداخت. از جملۀ این افراد می‌توان به ملک‌الشعرا بهار، سعید نفیسی، عباس اقبال آشتیانی، رضا هنری، ابراهیم الفت، علی دشتی، رضا شهرزاد، نصرالله فلسفی، محمدرضا عشقی، یحیى ریحان، نسیم شمال (سید شرف‌الدین حسینی گیلانی)، علی‌اکبر دهخدا، مجتبى طباطبایی و مجتبى مینوی اشاره داشت (خلخالی، 180؛ آرین‌پور، همانجا؛ نفیسی، 79، 136، 360). نتیجۀ این هم‌نشینی، رشید را به‌سوی مجموعه‌ای از فعالیتهای ادبی، فرهنگی و علمی سوق داد که آرین‌پور نقطۀ اوج آنها را در فاصلۀ سالهای 1305-1320 ش می‌داند (همانجا). از جملۀ فعالیتهای رشید می‌توان به این موارد اشاره کرد:

1. همکاری با انجمنهای ادبی

رشید با بیشتر انجمنهای ادبی تهران همکاری داشت. از قدیم‌ترین و مهم‌ترینِ این انجمنها، انجمن «دانشکده» است که نخست، «جرگۀ دانشوری» نامیده می‌شد. این انجمن توسط ملک‌الشعرا بهار در 1294 ش، با همکاری جمعی از ادیبان سال‌خورده و جوان مانند عباس اقبال آشتیانی، سعید نفیسی، نصرالله فلسفی، یحیى ریحان، رضا هنری، شاهزاده افسر، عبدالحسین تیمورتاش و خود رشید یاسمی تشکیل شده بود. اعضای این انجمن داعیۀ «تجدیدنظر در ادبیات ایران» را داشتند. آرین‌پور (3/ 139) معتقد است، جرگۀ دانشوری ابتدا توسط رشید، زمانی که در دربار مشغول به کار بود، پایه‌گذاری شد و سپس توسط بهار به دانشکده تغییر نام یافت (برای آگاهی بیشتر دربارۀ جرگۀ دانشوری، نک‍ : نفیسی،200). از دیگر محافلی که رشید به آنها پیوست، انجمن ادبی «حکیم نظامی»، با مدیریت وحید دستگردی و انجمن ادبی «ایران» بود (آرین‌پور، 2/ 430، 3/ 139؛ نفیسی، 359؛ ریاحی، 5؛ نیکوهمت، 325).

2. همکاری با نشریه‌های فرهنگی

ارتباط رشید با انجمنهای ادبی، خود‌به‌خود، او را به‌سوی نوعی همکاری ادبی با مجلات فرهنگی پایتخت سوق داد؛ مجلاتی که برخی از آنها ارگان همان انجمنها به شمار می‌رفتند. از جملۀ این مجلات، می‌توان از دانشکده، ایران، نوبهار، آینده، تعلیم و تربیت، ارمغان، مهر و فرهنگستان نام برد (آرین‌پور، 3/ 139؛ صدر هاشمی، 1/ 119، 2/ 270، 3/ 68؛ فلسفی، 4). مجلۀ دانشکده یکی از این نشریات بود که به‌عنوان نخستین مجلۀ ادبی ایران در 1297 ش، به همت ملک‌الشعرا بهار آغاز به انتشار کرده بود. رشید در این مجله، مقالاتی با امضای «رشیدی کرمانشاهی»، با عنوان «انقلاب ادبی» درج می‌کرد. این مقالات که در مجله جایگاهی خاص داشت، از زبان فرانسوی ترجمه می‌شد و شرح احوال شاعران و ادیبان این زبان بود (آرین‌پور، همانجا؛ نیکوهمت، 280؛ فلسفی، همانجا). با تعطیلی مجلۀ دانشکده، رشید همکاری خود را با نشریات دیگر به‌ویژه شفق سرخ و شرق ادامه داد (نیکوهمت، 281؛ نفیسی،136). در‌این‌میان، رشید همکاری نزدیک‌تری با شفق سرخ داشت؛ نشریه‌ای که یک سال پس از کودتای رضا خان در تهران آغاز به کار کرده بود. او که با سردبیر این مجله، یعنی علی دشتی، پیش‌تر در کرمانشاه آشنا شده بود، ارتباط و رفاقت خود را در تهران، به شکل یک همکاری ادبی با مجله ادامه داد. رشید در این مجله به درج مقالاتی انتقادی می‌پرداخت و آثار معاصران را نقد می‌کرد (آرین‌پور، نیکوهمت، نفیسی، همانجاها). صاحب‌نظران، این مقالات را با صفاتی چون دل‌نشین، تازه و محققانه ستوده‌اند (نک‍ : افشار،1/ 246).

3. همکاری با فرهنگستان

با افتتاح فرهنگستان اول در 1314 ش/1925 م، رشید در شمار نخستین کسانی بود که به عضویت این نهاد درآمد و حتى مدتی مدیریت انتشار ارگان رسمی این نهاد، یعنی نامۀ فرهنگستان را عهده‌دار شد (آرین‌پور، 3/ 140؛ نیکوهمت، 325؛ خلخالی، 181؛ ریاحی، همانجا؛ نفیسی، 359).

با عبور از دهۀ 1320 ش و آغاز سلطنت پهلوی دوم، رشید راهی چند سفر خارجی شد. ازآن‌جمله در 1322 ش، با علی‌اصغر حکمت و ابراهیم پورداود، برای بازدید از مؤسسات فرهنگی هند، به آن کشور رفت و در 1324 ش هم، برای مطالعات ادبی و فلسفی، به مدت دو سال در فرانسه اقامت گزید (نیکوهمت، ریاحی، همانجاها؛ «غلامرضا»، 394).

در اسفند 1327 ش، هنگامی‌که رشید در دانشکدۀ ادبیات، مشغول سخنرانی بود، دچار سکته شد. او را برای معالجه به اروپا فرستادند. پس از دو سال معالجۀ بی‌حاصل، به تهران بازگشت و سرانجام در اردیبهشت 1330، چند روزی پس از فوت یار و همدم قدیمی‌اش، ملک‌الشعرا بهار، درگذشت و همچون او در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد (ریاحی، 6؛ آرین‌پور، همانجا؛ تبرائیان، 195؛ «غلامرضا»، 395).

آثـار:   از رشید آثار منظوم و منثور بسیار با موضوعاتی چون ترجمۀ آثار ادبی اروپایی و نقد کتاب باقی مانده است. دربارۀ ارزش آثار رشید، نظریه‌های گوناگونی اظهار شده است. از‌جمله، افشار معتقد است که بسیاری از نوشته‌های او برای زمان خود گران‌قدر بود و تازگی داشت و چراغی فرا راه آیندگان قرار می‌داد (1/ 247). سروده‌های او به سبک قدیم، در میانۀ سبک خراسانی و عراقی، ولی با مضامین جدید بود که خود را از تکلفات و تصنعات دور می‌ساخت و با نازک‌بینی و پختگی شاعرانه، نتایجی حکمی و اخلاقی عرضه می‌کرد (صفا، 3/ 309؛ خلخالی، همانجا؛ «غلامرضا»،393-394). همچنین شاید بتوان نظر بهار در باب ترجمۀ رشید از تاریخ ادبیات ایران اثر ادوارد براون را نظری کلی در باب ترجمه‌های وی دانست. بهار از حسن ترجمۀ این اثر که «با دقت کامل در ادای مقصود مؤلف» انجام گرفته است، سخن می‌گوید و کوشش و دقت وی را شایان قدردانی می‌داند (1/ 340).

مآخذ

آرین‌پور، یحیى، از نیما تا روزگار ما، تهران، 1374 ش؛ اسحاق، محمد، سخنوران نامی ایران در تاریخ معاصر، تهران، 1363 ش؛ «اسناد پروندۀ پرسنلی غلامرضا رشید یاسمی»، سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی (ساکما)، موجود در کتابخانۀ ملی؛ افشار، ایرج، سواد و بیاض (مجموعه‌مقالات)، تهران، 1344 ش؛ بهار، محمدتقی، بهار و ادب فارسی، به کوشش محمد گلبن، تهران، 1351 ش؛ تبرائیان، صفا، چهره‌هایی در خاک، تهران، 1382 ش؛ خلخالی، عبدالحمید، تذکرۀ شعرای معاصر ایران، تهران، 1333 ش؛ رشید یاسمی، غلامرضا، «چگونه شاعر و نویسنده شدم؟»، دیوان همو، به کوشش محمدامین ریاحی، تهران، 1336 ش؛ ریاحی، محمدامین، مقدمه بر دیوان رشید یاسمی به کوشش همو، تهران، 1336 ش؛ «غلامرضا رشید یاسمی»، وحید، تهران، 1351 ش، س 10، شم‍ 4؛ صدر هاشمی، محمد، تاریخ جراید و مجلات ایران، اصفهان، 1363 ش؛ صفا، ذبیح‌الله، گنج سخن، تهران، ابن‌سینا؛ فلسفی، نصرالله، «مرگ رشید»، اطلاعات ماهانه، تهران، 1330 ش، س 4، شم‍ 3؛ نفیسی، سعید، خاطرات ادبی ... ، به کوشش علیرضا اعتصام، تهران، 1381 ش؛ نیکوهمت، احمد، «رشید یاسمی»، ارمغان، تهران، 1330 ش، شم‍ 6-7؛ همایی، جلال‌الدین، مقدمه بر دیوان رشید یاسمی (نک‍ : هم‍ ، ریاحی).

علی میرانصاری

صفحه 1 از2

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: