صفحه اصلی / مقالات / عمرولیث /

فهرست مطالب

عمرولیث


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 30 دی 1399 تاریخچه مقاله

عمرولیث،  دومین امیر صفاری، برادر و جانشین یعقوب لیث، آغاز حکومت شوال 265ق / می 879م، کشته در 289ق / 902م. چنانکه از منابع برمی‌آید، عمرو در اوایل جوانی دست تنگی و فقر را مدتی تجربه کرده و به کارهائی چون بنائی و مکاری‌گری پرداخته است. مردی تندخو و درشت زبان و در زمان عیاری یعقوب همراه و مورد اعتماد او بود (اصطخری، 142؛ عوفی، 1 / 245، 2 / 412؛ نولدکه، 195).

پس از شکست یعقب در دیرالعاقول، عمرو که به علتی از او رنجیده و به سیستان رفته بود، بازگشت و در جندیشاپور به او پیوست که موجب شادمانی برادر شد (تاریخ سیستان، 226-230، 232-233؛ طبری، 9 / 517-518؛ ابن خلکان، 6 / 415). در چند سال بعد عمرو همواره با یعقوب بود تا در 265ق که یعقوب بیمار شد و دیگر از بستر برنخاست و در تمام مدت بیماریش، عمرو خود از او مراقبت و پرستاری می‌کرد (تاریخ سیستان، 233). در غیاب عمرو، علی برادر کوچکتر، دل در جانشینی یعقوب بسته بود و با بازگشت عمرو با او به مخالفت پرداخت. سران سپاه پشتیبان عمرو درآمدند و او سرانجام رسماً جانشین یعقوب شد و چون علی همچنان مخالف خوانی می‌کرد بر او بند نهاد (همان، 234-236).

عمرو پس از سامان دادن کارهای سپاه نامه‌ای خاضعانه برای خلیفه المعتمد نوشت. خلیفه نیز امارت خراسان، فارس، اصفهان، سیستان، کرمان و سند و بغداد و سامرا و حرمین شریفین را به او سپرد. نیز گفته شده است که دینور، نهاوند، همدان، پشتکوه لرستان، ری، قم، جبال ــ از همدان تا اصفهان ــ گرگان، طبرستان، ماوراءالنهر و هند نیز در همین عهد خلیفه به عمرو، به او واگذار شده بود. عمر. امیری بغداد و سامرا را به فردی از خاندان طاهریان که مورد اعتماد خلیفه بودند، واگذار کرد (همان، 234؛ طبری، 9 / 545). از فرمان واگذاری ولایات بالا به عمرو، می‌توان شادمانی و رضایت خلیفه المعتمد و برادرش الموفق، که در آن زمان گرفتار قیام زنگیان و از مخالفت یعقوب در بیم بودند (ابن اثیر، 7 / 325-326)، دریافت. در عین حال فرمان خلیفه، از بکار گرفتن سیاستی ماهرانه دربارۀ امیر صفاری حکایت دارد؛ زیرا از یک‌سو، ولایات ناگشوده را در فرمان او قرار می‌داد، که او را از عراق و مرکز خلافت دور نگه می‌داشت و مالی گزاف را به او تحمیل می‌کرد و از سوی دیگر، ولایاتی همچون ماوراءالنهر را که بالقوه ماده جنگ و درگیری با حریفان دیگر را داشت، به او واگذار می‌کرد. رویهم رفته در این زمان بغداد مایل به نرمش نشان دادن به صفاریان بود تا فرصتی برای حل مشکلات داخلی خود فراهم آورد. به هر روی عمرو پس از سر و سامان دادن کارها و گماردن نمایندگان خود در عراق و حرمین، خوزستان را ترک کرد و به فارس رفت و از آنجا مالی فراوان برای خلیفه فرستاد و سپس به سیستان رفت. در سیستان برای یعقوب عزای بزرگ گرفت و برادرش علی را نیز از بند آزاد کرد (تاریخ سیستان، 235-236). اما از همان آغاز کار گرفتار شورشی خطرناکی به نام احمدبن عبدالله خجستانی گردید که پیش‌تر، از سرداران یعقوب بود و اکنون با استفاده از اضطراب و تشویش ناشی از تغییر امیر صفاری و غیبت چند ساله یعقوب از سیستان، خراسان و طبرستان را به تسخیر خود درآورده بود. عمرو، داماد خود را در سیستان گذاشت و با پسرش محمد و برادرش علی روی به خراسان نهاد (همانجا).

نخستین رویاروئی عمرو با خجستانی به شکست عمرو و گریز او به هرات انجامید و مال بسیار از او در دست خجستانی افتاد. خجستانی در نیشابور مستقر شد و دست به قتل و آزار طرفداران عمرو و مردم زد. رویاروئی دیگر میان دو سردار