صفحه اصلی / مقالات / بغداد /

فهرست مطالب

IV. علوم‌ و معارف‌ دینی‌

شهری‌ كه‌ منصور خلیفۀ عباسی‌ در 145ق‌ / 762م‌ به‌ عنوان‌ تختگاه‌ خود پایه‌گذاری كرد، از همان‌ بدو تأسیس‌ به‌ مركز فرهنگی‌ مهمی‌ مبدل‌ شد كه‌ در تاریخ‌ تطور شاخه‌های‌ گوناگون‌ علوم‌ و معارف‌ اسلامی‌ نقش‌ در خور توجهی‌ ایفا كرد. بغداد از آغاز به‌ سبب‌ موقعیت‌ سیاسی‌ خاص‌ خود، مردم‌ بسیاری‌ را از نقاط مختلف‌ عراق‌ و جهان‌ اسلام‌ به‌ سوی‌ خود جلب‌ كرد و در طی‌ یك‌ دهه‌ شهری‌ با جمعیت‌ پرشمار و بسیار ناهمگن‌ گشت‌. 
در میان‌ این‌ مهاجران‌ عالمانی‌ وجود داشتند كه‌ حیات‌ فرهنگی‌ بغداد را تحت‌ تأثیر خود قرار دادند، اما تنوع‌ بومهای‌ مهاجرفرست‌ در حدی‌ بود كه‌ هیچ‌ یك‌ از آنها را نمی‌توان‌ صاحب‌ تأثیری‌ قاطع‌ در فرهنگ‌ بغداد دانست‌. در واقع‌ همزیستی‌ میان‌ عالمانی‌ از بومهای‌ مختلف‌، زمینۀ گفت‌ و گو را میان‌ فرهنگهای‌ گوناگون‌ فراهم‌ آورد كه‌ حاصل‌ آن‌ پدید آمدن‌ فرهنگی‌ جدید با گفتمان‌ متفاوت‌ بود كه‌ آن‌ را به‌ واقع‌ باید محصول‌ محیط بغداد دانست‌. 
از آنجا كه‌ بغداد پس‌ از حدود یك‌ قرن‌ تأخیر پا به‌ عرصۀ رقابت‌ با دیگر سرزمینهای‌ اسلامی‌ نهاد، عصری‌ به‌ عنوان‌ دورۀ صحابه‌ و تابعین‌ به‌ خود ندید و از این‌ جهت‌ آن‌ را با بومهایی‌ چون‌ بصره‌ و كوفه‌ نباید مقایسه‌ كرد. بغداد هم‌زمان‌ با طلیعه نگرش‌ فرابومی‌ در حوزه معارف‌ اسلامی‌، فعالیت‌ فرهنگی‌ خود را آغاز كرد و مهم‌ترین‌ پایگاه‌ برای‌ تلاقی‌ فرهنگهای‌ بومی‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ شمار می‌آمد. هم‌زمانی‌ تأسیس‌ بغداد با اوایل «عصر تدوین‌» در حیطه‌های‌ گوناگون‌ معارف‌ اسلامی‌، موجب‌ شد تا چهرۀ این‌ معارف‌ در بغداد، به‌ گونه‌ای‌ متفاوت‌ با دیگر بومها بوده‌ باشد. در كنار تمایزهای‌ گوناگون‌، تخصص‌ گرایی‌ از جمله‌ ویژگیهای‌ علوم‌ و معارف‌ دینی‌ در بغداد است‌ كه‌ در بومهای‌ دیگر كمتر دیده‌ می‌شود. 


الف‌ - علوم‌ قرآنی‌، حدیث‌ و فقه‌

1. قرائت‌

تأسیس‌ بغداد با اواخر روزگار قراء تقارن‌ داشت‌ و هیچ‌ گاه‌ محیط مناسبی‌ برای‌ شكل‌گیری‌ قرائتی‌ بومی‌ مختص‌ به‌ خود نبود. بغداد در طی‌ 100 سال‌ به‌ تدریج‌ با قرائات‌ گوناگون‌ جهان‌ اسلام‌ آشنا شد و واكنشهایی‌ متفاوت‌ نسبت‌ به‌ آنها نشان‌ داد. نخست‌ عالمان‌ بغدادی‌ در پی‌ ترجیح‌ قرائتی‌ بر قرائت‌ دیگر بودند؛ آن‌گاه‌ بر آن‌ شدند تا از میان‌ قرائات‌ موجود، با گزینش‌ اصح‌ قرائات‌، «اختیاری‌» را به‌ عنوان‌ پیشنهاد خود پدید آورند و سرانجام‌، مجموعه‌ای‌ از قرائات‌ را به‌ عنوان «قرائات‌ معتبر» شناختند و كاربرد آنها را در عرض‌ یكدیگر ترجیح‌ نهادند. 

پای‌گیری‌ حوزۀ قرائت

تا دهۀ 170ق‌ حوزۀ قرائت‌ در بغداد چندان‌ اهمیتی‌ نیافته‌ بود و تنها از دهۀ 180ق‌ است‌ كه‌ محافل‌ قرائت‌ بغداد، با مهاجرت‌ قاریانی‌ از دیگر بومها رونق‌ گرفت‌ كه‌ برخی‌ برای‌ مدتی‌، و برخی‌ دیگر برای‌ همیشه‌ در بغداد سكنی‌ گزیدند. در این‌ میان‌ نخست‌ باید از كسایی‌ (د 189ق‌ / 805م‌) قاری‌ نامدار كوفه‌ و آخرین‌ از قراء سبع‌ نام‌ برد كه‌ از نخستین‌ استادان‌ قرائت‌ كوفی‌ در بغداد بوده‌ است‌ (نکـ: ابن‌انباری‌، 43؛ ابن‌جزری‌، غایة...، 1 / 537). بر پایۀ برخی‌ گزارشها، كسایی‌ در بدو ورود به‌ بغداد به‌ تعلیم‌ قرائت‌ حمزه‌ اهتمام‌ داشت‌ و چندی‌ بعد بر آن‌ شد تا قرائتی‌ را برای‌ خود برگزیند (نکـ: ابن‌ ندیم‌، 32). بدین‌ ترتیب‌ قرائت‌ كسایی‌ را باید قرائتی‌ با خاستگاه‌ كوفی‌، اما زاده‌ در بغداد تلقی‌ كرد و مطالعۀ اسانید روایی‌ این‌ قرائت‌ نیز مؤید این‌ نکـته‌ است‌. 
در كنار كسایی‌ باید یحیی‌ بن‌ مبارك‌ یزیدی‌ (د 202ق‌ / 817م‌)، قاری‌ بصری‌ را نام‌ برد كه‌ در طی‌ سالها جویندگان‌ بغدادی‌ قرائت‌ را با قرائت‌ بصری‌ آشنا كرد (نکـ: ابن‌ جزری‌، همان‌، 2 / 375) و خود قرائتی‌ مستقل‌ نیز عرضه‌ نمود كه‌ دست‌ كم‌ تا سدۀ 5ق‌ در عراق‌ رواج‌ داشت‌ (ابوعمرو، 189) و در سده‌های‌ بعد، به‌ عنوان‌ یكی‌ از قرائات‌ چهارده‌گانه‌ شناخته‌ شد (قسطلانی‌، 1 / 98). 
همچنین‌ باید از مهاجران‌ حجازی‌ چون‌ اسماعیل‌ بن‌ ابی‌كثیر مدنی‌ (د 180ق‌ / 796م‌) و محمدبن‌ عمر واقدی‌ (د 207ق‌ / 822م‌) نام‌ برد كه‌ بغدادیان‌ را با قرائت‌ حجازیانی‌ چون‌ نافع‌ آشنا ساختند (نکـ: ابن‌مجاهد، 63، 90؛ ذهبی‌، معرفة...، 1 / 294). از بررسی‌ اسانید و شرح‌ احوالها، می‌توان‌ دریافت‌ كه‌ به‌ واقع‌ كسایی‌ و یزیدی‌ مؤسسان‌ حوزۀ قرائت‌ بغداد بوده‌اند. 
در آغاز قرائات‌ رایج‌ در میان‌ مردم‌ بغداد، قرائت‌ كوفی‌ حمزه‌ و قرائت‌ بصری‌ ابوعمرو بود. قرائت‌ حمزه‌ در سدۀ 3ق‌ بر همه قرائات غالب‌ بود و به‌تدریج‌ با نشر دیگر قرائات‌ و رسمیت‌ یافتن‌ قرائات‌ سبع‌ در بغداد، از اهمیت‌ آن‌ كاسته‌ شد (نکـ: مقدسی‌، 114). قرائت‌ ابوعمرو از سدۀ 3ق‌ به‌ بعد، نه‌ در خاستگاه‌ خود بصره‌، كه‌ در بغداد توجه‌ قاریان‌ را جلب‌ كرد و تا سدۀ 5ق‌، قاریان‌ پای‌بند بدان‌، همچنان‌ گروهی‌ مستقل‌ را در بغداد تشكیل‌ می‌دادند (نکـ: ابوعمرو، 73؛ ابن‌ عربی‌، 4 / 1596). چنین‌ می‌نماید كه‌ زمینه اهمیت‌ این‌ دو قرائت‌، ایجاد دو سنت‌ قرائت‌ كوفی‌ و بصری‌ توسط كسایی‌ و یزیدی‌ در بغداد بوده‌ كه‌ برای‌ مردم‌ بغداد، نقش‌ قرائت‌ بومی‌ بغداد را ایفا كرده‌ است‌. البته‌ بقای‌ گاه‌ تعصب‌آمیز دو گرایش‌ كوفی‌ و بصری‌ در عرض‌ یكدیگر در سنت‌ فرهنگی‌ بغداد، اهمیت‌ همپای‌ دو قرائت‌ كوفی‌ و بصری‌ را به‌ خوبی‌ می‌رساند. 

گسترش‌ انتقال‌قرائات‌بومها

در خلال‌ سدۀ3ق‌،مهم‌ترین‌ جریان‌ در حوزه قرائت‌ بغداد، موج‌ نفوذ قرائتها از بومهای‌ مختلف‌ است‌. در موج‌ نخست‌ بیشتر قرائات‌ كوفی‌ و بصری‌ در حوزه‌های‌ عراق‌ تداول‌ داشت‌ و از شاخصهای‌ آن‌، نشر قرائت‌ حفص‌ از عاصم‌ توسط عمروبن‌ صباح‌ بغدادی‌ (د 221ق‌ / 836م‌) (ابن‌جزری‌، النشر، 1 / 155) و عبید بن‌ صباح‌ نهشلی‌ (د 235ق‌ / 849م‌) (همان‌، 1 / 153)، نشر قرائت‌ ابوبكر از عاصم‌ توسط عبدالله‌ بن‌ محمد بن‌ شاكر (د 270ق‌ / 883م‌) (ابن‌ مجاهد، 94)، نشر قرائت‌ حمزه‌ توسط رجاءبن‌ عیسی‌ جوهری‌(د231ق‌ / 846م‌) (ذهبی‌، همان‌، 1 / 437)، قاسم‌ بن‌ یزید وزان‌ بغدادی‌ (د ح‌ 250ق‌ / 864م‌) (ابن‌جزری‌، همان‌، 1 / 164- 165) و محمد بن‌ شاذان‌ جوهری‌ (د 286ق‌ / 899م‌) (همانجا)، نشر قرائات‌ كوفی‌ حمزه‌ و كسایی توسط عبیدالله‌بن‌موسی‌عَبسی‌ (د 213ق / 828م‌) (ذهبی‌، همان‌، 1 / 347- 348)، و نشر قرائت‌ بصری‌ ابوعمرو توسط ابوعمرو دوری‌ (د 246ق‌ / 860م‌) بود كه‌ بعدها به‌ عنوان‌ یكی‌ از دو راوی‌ اصلی‌ او شناخته‌ شد (ابن‌ جزری‌، همان‌، 1 / 133). 
از اواسط سدۀ 3ق‌، قرائات‌ حجازی‌ نیز در بغداد رونقی‌ بیش‌ از گذشته‌ یافت‌ و شاخصهای‌ آن‌ نشر قرائت‌ قالون‌ از نافع‌ توسط ابونشیط محمد بن‌ هارون‌ (د 258ق‌/872م‌) (همو، النشر، 1/113، غایه، 2/272) و اسماعیل‌بن‌اسحاق‌قاضی‌(د 282ق‌/895م‌) (ذهبی‌، همان‌، 1/447)، نشر قرائت‌ ورش‌ از نافع‌ توسط محمد بن‌ عبدالرحیم‌ اصفهانی‌ مقیم‌ بغداد (د 296ق‌/909م‌) (ابن‌جزری‌، النشر، 1/109) و نشر قرائت‌ بزی‌ از ابنکـثیر توسط حسن‌بن‌ حُباب‌ بغدادی‌ (د 301ق‌) (همان‌، 1/117) و احمدبن‌ فرح‌ بغدادی‌ (د 303ق‌) (ذهبی‌، همان‌، 1/468-469) بود. 
نیمۀ اول‌ سدۀ 3ق‌، دورۀ نهادینه‌ شدن‌ آموزش‌ قرائات‌ بومی‌ در بغداد است‌ و در این‌ دوره‌ است‌ كه‌ حلقه‌های‌ پرجمعیتی‌ پدید آمدند كه‌ در تاریخ‌ انتقال‌ قرائات‌ نقش‌ مهمی‌ برعهده‌ داشتند. از این‌ میان‌ باید به‌ حلقه‌های‌ درس‌ ابوعمر حفص‌ بن‌ عمر دوری‌ (د 246ق‌) (ابن‌ سعد، 7(2) / 99؛ ذهبی‌، همان‌، 1 / 386-387)، ابوایوب‌ خیاط بغدادی‌ (همان‌، 1 / 391- 392)، ابوالحارث‌ لیث‌ بن‌ خالد بغدادی‌ (د 240ق‌) (همان‌، 1 / 424) و ابوحمدون‌ طیب‌ بغدادی‌ (د ح‌ 240ق‌) (همان‌، 1 / 425) اشاره‌ كرد كه‌ بیشتر شاگردان‌ كسایی‌ و یزیدی‌ بوده‌اند. 
این‌ حلقه‌ها در نیمۀ دوم‌ آن‌ سده‌ توسط كسانی‌ چون‌ اسماعیل‌ بن‌ اسحاق‌ قاضی‌ (د 282ق‌)، ابوالزعراء عبدالرحمان‌ بن‌ عبدوس‌ (د پس‌ از 280ق‌) (ابن‌ مجاهد، 88)، ادریس‌ بن‌ عبدالكریم‌ حداد (د 292ق‌) (ذهبی‌، همان‌، 1 / 499-500)، ابن‌ ابی‌ سعد وراق‌ بغدادی‌، ابن‌ حُباب‌ (د 301ق‌) و احمد بن‌ سهل‌ اشنانی‌ (د 307ق‌) دوام‌ یافت‌ و موجب‌ انتقال‌ میراث‌ نسل‌ ابوعمر دوری‌ به‌ نسل‌ ابن‌مجاهد شد. 
سدۀ 4ق‌ در زمینه انتقال‌ قرائت‌ بومها به‌ بغداد، نسبت‌ به‌ سدۀ پیشین‌ اهمیت‌ كمتری‌ دارد. با این‌ حال‌، نباید كوششهایی‌ را كه‌ در این‌ سده‌ برای‌ توسعه اسانید صورت‌ گرفت‌، از نظر دور داشت‌. دراین‌ باره‌ می‌توان‌ به‌ شاخصهایی‌ چون‌ نشر قرائت‌ حفص‌ از عاصم‌ توسط هیبره بن‌ محمد بغدادی‌ (احتمالاً د 310ق‌) (ذهبی‌، همان‌، 1 / 413)، نشر قرائت‌ قنبل‌ از ابن‌ كثیر توسط ابن‌ مجاهد (د 324ق‌ / 936م‌) و ابن‌ شنبوذ (د 328ق‌) (ابن‌ مجاهد، 92؛ ابن‌جزری‌، النشر، 1 / 120) و نشر قرائت‌ بزی‌ از ابن‌ كثیر توسط عمر بن‌ محمد ابن‌ بنان‌ بغدادی‌ (د 374ق‌ / 984م‌) (همان‌، 1 / 117) اشاره‌ كرد. قرائت‌ شامی‌ ابن‌ عامر نیز در همین‌ دوره‌ به‌ دو روایت‌ هشام‌ بن‌ عمار و ابن‌ ذكوان‌ توسط ابوبكر داجونی‌ (د 324ق‌) و محمد بن‌ حسن‌ نقاش‌ (د 351ق‌) در بغداد نشر داده‌ شد (همان‌، 1 / 139، 142). سرانجام‌ باید به‌ قرائت‌ یعقوب‌، قاری‌ متأخر بصره‌ (د 205ق‌) اشاره‌ كرد كه‌ به‌ دو روایت‌ رویس‌ و روح‌ توسط ابوبكر تمار بغدادی‌ (د ح‌ 300ق‌) و محمد بن‌ وهب‌ بغدادی‌ (د ح‌ 270ق‌) (همان‌، 1 / 182، 185) در این‌ شهر رواج‌ یافت‌ (برای‌ قرائت‌ ابوجعفر، نکـ: همان‌، 1 / 176، 178). 

قاریان‌ اهل «اختیار»

دهه‌های‌ گذار از سدۀ 3 به‌ 4ق‌، دوره‌ای‌ تحول‌ ساز در حوزۀ قرائت‌ بغداد بوده‌ است‌. در كنار آموزش‌ قرائات‌ بومی‌، از اواخر سدۀ 2ق‌ زمینه‌ای‌ برای‌ پدیدآوردن‌ قرائاتی‌ گزینش‌ شده‌ از قرائات‌ گوناگون‌ فراهم‌ آمده‌ بود كه‌ در طی‌ دهه‌های‌ آغازین‌ سدۀ 3ق‌، به‌ پدیدار شدن‌ قرائتهای‌ مبتنی‌ بر اختیار منتهی‌ شد. اگر چه‌ اختیار ابوحاتم‌ سجستانی‌ به‌ عنوان‌ یك‌ نمونۀ بصری‌ نیز وجود داشت‌. اما فارغ‌ از آن‌، بقیه اختیارهای‌ مهم‌ مربوط به‌ حوزۀ بغداد بود. در این‌ میان‌، قرائت‌ ابوعبید قاسم‌ بن‌ سلام‌ (د 224ق‌)، خلف‌ بن‌ هشام‌ بزاز (د 229ق‌) و ابوجعفر ابن‌ سعدان‌ (د 231ق‌) با غلبه گرایش‌ كوفی‌ در صدر جای‌ دارد. 
در نسلهای‌ پسین‌، روش‌ اختیار در قرائت‌ اهمیت‌ خود را از دست‌ داد و قرائت‌ گزینشی‌ قاریان‌ یاد شده‌ نیز در كنار قاریان‌ متقدم‌ طبقه‌بندی‌ شد. قرائت‌ خلف‌ توسط دو شاگرد بغدادی‌ او محمد بن‌ اسحاق‌ وراق‌ (د ح‌ 290ق‌ / 903م‌) و ادریس‌ بن‌ عبدالكریم‌ حداد (د 292ق‌) به‌ نسلهای‌ پسین‌ آموزش‌ داده‌ شد و به‌ مهم‌ترین‌ اختیار از حیث‌ رواج‌ مبدل‌ شد و به‌ عنوان‌ دهمین‌ از قرائات‌ عشر شناخته‌ شد (نکـ: ابن‌جزری‌، النشر، 1 / 188- 190). قرائت‌ ابوعبید دست‌ كم‌ تا سدۀ 5ق‌ رواجی‌ درخور توجه‌ داشت‌ (نکـ: هـ د، 5 / 706؛ برای‌ اختیار ابن‌سعدان‌، نکـ: ذهبی‌، معرفة، 1 / 431، 2 / 599؛ ابن‌ جزری‌، غایة، 2 / 143). 
از اواسط سدۀ 3ق‌، ارائه قرائتی مبتنی‌ بر اختیار زمینۀ اجتماعی‌ خود را از دست‌ داد و می‌توان‌ گفت‌ دورۀ تاریخی‌ آن‌ به‌ پایان‌ رسید؛ اما چنین‌ سنتی‌ تا اواسط سدۀ بعد همچنان‌ توسط برخی‌ مقریان‌، از باب‌ تأسی‌ به‌ گذشتگان‌ دنبال‌ می‌شد. اختیارات‌ بغدادیانی‌ چون‌ ابن‌ مجاهد و ابن‌ شنبوذ كه‌ ظاهراً محدود به «حروف‌» بود، و اختیار جامع‌ ابن‌ مقسم‌ كه‌ همۀ حاصل‌ اوایل‌ سدۀ 4ق‌ بود، هرگز درسطح‌ عام‌ با توفیق‌ روبه‌رو نگشت‌ و تنها در كتب‌ مقایسه‌ای‌ قرائت‌، در سطحی‌ محدود به‌ آنها توجه‌ شد (مثلاً نکـ: ابوعمرو، 21). 

توسع‌ در اعتبار قرائات‌

در سدۀ 3ق‌،زمانی‌ كه‌ هنوز مفهوم‌ قرائات‌ شاذ شكل‌ نگرفته‌ بود، نمی‌توان‌ قرائتی‌ مشخص‌ را به‌ این‌ عنوان‌ شناسایی‌ كرد، اما به‌ قرائت‌ شماری‌ از قراء در این‌ دوره‌ زمانی‌ از سوی‌ بغدادیان‌ توجه‌ شد كه‌ بعدها به‌ قرائت‌ شاذ معروف‌ گردید. به‌ عنوان‌ نمونه‌ باید به‌ قرائت‌ علی‌ بن‌ صالح‌ بن‌ حی‌ اشاره‌ كرد كه‌ توسط عبیدالله‌ بن‌ موسی‌ عبسی‌ (د 213ق‌) در بغداد نشر یافت‌ (ذهبی‌، همان‌، 1 / 347- 348). 
برخاستن‌ موج‌ گسترش‌ دامنۀ قرائات‌ و روی‌ آوردن‌ عالمان‌ بغداد به‌ سوی‌ آشنا شدن‌ با قرائتهای‌ گوناگون‌ بومها، به‌ تدریج‌ زمینه گونه‌ای‌ از كثرت‌ گرایی‌ در حوزه قرائت‌ بغداد را فراهم‌ آورد. برجسته‌ترین‌ فرد با چنین‌ گرایشی‌، ابوالحسن‌ ابن‌ شنبوذ (د 328ق‌) است‌ كه‌ بر پایه نقل‌ قولها، هر قرائتی‌ را كه‌ دارای‌ سندی‌ صحیح‌ بود، معتبر می‌شمرد و در تطابق‌ با مصحف‌، موافقت‌ با مصحف‌ ابن‌ مسعود یا اُبَی‌ بن‌ كعب‌ را بسنده‌ می‌شمرد (خطیب‌، تاریخ‌...، 1 / 280؛ ابن‌ جزری‌، النشر، 1 / 123). وی‌ در برخی‌ از «حروف‌»، قرائاتی‌ را كه‌ از دید معاصران‌ سنت‌ گرا شاذ محسوب‌ می‌شد، به‌ عنوان «اختیار» خود برگزیده‌ بود (خطیب‌، همانجا). 
دیدگاه‌ ابن‌ شنبوذ مبنی‌ بر توسع‌ در قرائات‌، عالمان‌ سنت‌گرا و در رأس‌ آنان‌ ابن‌ مجاهد را در برابر او برانگیخت‌. در 323ق‌ / 935م‌، محاكمه‌ای‌ در حضور وزیر وقت‌ خلیفه عباسی‌ برگذار شد و ابن‌ شنبوذ پس‌ از تحمل‌ 10 ضربه‌ تازیانه‌، مجبور شد توبه‌ نامه‌ای‌ را امضا نماید (نکـ: صولی‌، 62 -63؛ همدانی‌، 1 / 87 - 88؛ خطیب‌، همان‌، 1 / 280-281؛ هـ د، 4 / 89). 
شخصیت‌ دیگر، ابوبكر ابن‌ مقسم‌ عطار (د 354ق‌) است‌ كه‌ از ابن‌ شنبوذ نیز روایت‌ داشته‌، و اندیشه‌ای‌ متفاوت‌ با وی‌ در باب‌ توسع‌ قرائات‌ بیان‌ داشته‌ است‌. او كه‌ فردی‌ آگاه‌ به‌ دانش‌ نحو و لغت‌ بود، قرائت‌ را به‌ شرط موافقت‌ با رسم‌ مصحف‌ و مخالف‌ نبودن‌ با لغت‌ و قواعد نحو، معتبر می‌شمرد، اما چنین‌ می‌نماید كه‌ در باب‌ سند قرائت‌، سخت‌گیری‌ نداشت‌ (نکـ: خطیب‌، همان‌، 2 / 207؛ نیز نک‍: ابوحیان‌، 2 / 378). اندیشه ابن‌مقسم‌ نیز با برخورد شكنندۀ ابن‌ مجاهد و سنت‌گرایان‌ روبه‌رو شد و به‌ محاكمه او در 322ق‌ انجامید. وی‌ مجبور به‌ توبه‌ شد و نوشته‌هایش‌ را كه‌ احتمالاً دربردارنده مطالبی‌ در باب‌ قرائات‌ شاذ بود، آتش‌ زدند (ابوعلی‌ مسكویه‌، 1 / 285؛ خطیب‌، همانجا؛ ذهبی‌، معرفه، 2 / 598-599). گفته‌ می‌شود كه‌ ابن‌مقسم‌، به‌خصوص‌ پس‌ از مرگ‌ ابن‌مجاهد (324ق‌)، همچنان‌ به‌ نشر افكار خود ادامه‌ داده‌ است‌ (نکـ: خطیب‌، ذهبی‌، همانجاها). او بر مبنای‌ اندیشه خود و به‌ تبع‌ سنت‌ اختیار، قرائتی‌ ویژۀ خود برگزید (ابن‌ ندیم‌، 36؛ ذهبی‌، همان‌، 2 / 600). 
با آنکه‌ محاكمه‌های‌ یاد شده‌، جریان‌ توسع‌ در قرائات‌ را به‌ شدت‌ تضعیف‌ كرد، اما آثار آن‌ تا اواخر سدۀ 4ق‌ همچنان‌ برجای‌ بود. دوشاگرد خاص‌ ابن‌ شنبوذ، ابوالطیب‌ محمدبن‌ احمد بغدادی‌ (د پس‌ از 350ق‌) و ابوالفرج‌ محمدبن‌ احمد شطوی‌ (د 388ق‌) همچنان‌ به‌ترویج‌ آموزه‌های استاد خود اهتمام‌ داشتند (نکـ: سمعانی‌، 3 / 460-462؛ ابن‌ جزری‌، همان‌، 1 / 123). 
در نیمۀ دوم‌ سدۀ 4ق‌، عنایت‌ به‌ گردآوری‌، مقایسه‌ و تحلیل‌ نحوی‌ قرائات‌ شاذ در آثار گوناگون‌ بغدادیان‌، از جمله‌ در كتاب‌ البدیع‌ ابن‌ خالویه‌ (د 370ق‌) (نکـ: سراسر بخش‌ منتشر شده‌ با عنوان‌ مختصر فی‌ شواذ القرآن‌ )و المحتسب‌ فی‌ تبیین‌ وجوه‌ شواذ القراءات‌ اثر ابوالفتح‌ ابن‌ جنی‌ (د 392ق‌) (چ‌ قاهره‌، 1966-1969م‌) بروز یافت‌. توسع‌ در قرائات‌ دست‌ كم‌ تا سدۀ 6ق‌ در بغداد دوام‌ داشته‌، و در اواخر این‌ سده‌، ابن‌ جوزی‌ از اشتغال‌ طالبان‌ به‌ قرائات‌ شاذ، به عنوان‌ یك‌ معضل‌ یاد كرده‌ است‌ (نکـ: آفة...، 40). 

تحدید اعتبار قرائات‌

نخستین‌ گام‌ مهم‌ در جهت‌ تحدید قرائات‌، توسط ابوبكر ابن‌مجاهد، برداشته‌ شد كه‌ عالمی‌ سخت‌گیر و پای‌بند به‌ سنت‌ قرائی‌ كوفه‌ - بغداد بود و با كوششهای‌ خود برای‌ اختصاص‌ قرائات‌ به‌ عنوان‌ پایه‌گذار نظریۀ «قرائات‌ سبع‌» شناخته‌ شد (برای‌ نقش‌ او، نکـ: برگشترسر،213-210 ؛ پرتسل‌،ff. 4؛ هـ د، 4 / 583). چنین‌ می‌نماید كه‌ انگیزه اصلی‌ ابن‌مجاهد از كوشش‌ برای‌ تحدید، مقابله‌ با گرایش‌ توسع‌ بود. ارزیابی‌ اعتبار یك‌ قرائت‌ نزد ابن‌مجاهد، برپایه ضوابط سه‌گانه‌ای‌ بود كه‌ او برای‌ اعتبار یك‌ قرائت‌ قائل‌ شده‌ است‌ و قرائتی‌ را كه‌ فاقد یكی‌ از این‌ 3ضابطه‌ بود، شاذ شمرده‌ است‌ (نکـ: ابن‌مجاهد، مقدمه‌). این‌ 3ضابطه‌ كه‌ شامل‌ صحت‌ سند، موافقت‌ با مصحف‌ و موافقت‌ با عربیت‌ است‌، كمابیش‌ در آثار بغدادیان‌ پیشین‌ مورد بحث‌ بود (مثلاً نکـ: ابوعبید، الناسخ‌...، 87؛ نحاس‌، 3 / 10، 29، جمـ ) و در مقدمۀ كتاب‌ ابن‌مجاهد بدون‌ آنکه‌ شكلی‌ مدون‌ به‌ خود بگیرد، جداگانه‌ به‌ عنوان‌ مبانی‌ اعتبار تبیین‌ شد. ابن‌مجاهد گزینش‌ یك‌ قرائت‌ از هر بوم‌ را اصل‌ قرار داد و تنها دربارۀ كوفه‌ 3قرائت‌ را معتبر شمرد و شمار قرائات‌ پذیرفته‌ نزد او به‌ 7 بالغ‌ آمد. 
از معاصران‌ و همفكران‌ ابن‌مجاهد كه‌ در برخورد با توسع‌ خواهان‌ نقشی‌ مهم‌ ایفا نموده‌، ابوبكر ابن‌ انباری‌ (د 328ق‌) است‌ كه‌ با تألیف‌ دو اثر خود با عنوانهای‌ الرد علی‌ من‌ خالف‌ مصحف‌ عثمان‌ و نقض‌ مسائل‌ ابن‌ شنبوذ، به‌ مبارزه‌ با آنان‌ برخاست‌ (ابن‌ندیم‌، 82). 
ریاست‌ و نفوذ ابن‌مجاهد در بغداد، نظریۀ تحدید قرائات‌ به‌ 7 را از همان‌ روزگار حیات‌ خود در آن‌ دیار استحکام‌ بخشید و تا اواخر سدۀ 4ق‌، نظریه ابن‌ مجاهد به‌ اندازه‌ای‌ بر محیط بغداد سایه‌ افكنده‌ بود كه‌ حتی‌ افزوده‌های‌ قرائات‌ عشر چون‌ قرائت‌ ابوجعفر مدنی‌ و یعقوب‌ حضرمی‌ در شمار قرائات‌ شاذ قلمداد می‌شد (نکـ: همو، 33). اما در سده‌های‌ 5 و 6ق‌ رونق‌ بیشتری‌ در اعتبار قرائات‌ دیده‌ می‌شد. در این‌ سده‌ها بغداد كه‌ بنیاد قرائات‌ سبع‌ در آن‌ نهاده‌ شده‌ بود، به‌ اندازۀ مغرب‌ اسلامی‌ نسبت‌ به‌ این‌ نظریه‌ پایداری‌ نشان‌ نداد و شماری‌ از مقریان‌ بغدادی‌، چون‌ ابوعلی‌ مالكی‌ و سبط خیاط در مطالعات‌ قرایی‌ خود پای‌ را از دایره 7 قرائت‌ فراتر نهادند. 

تدوین‌ قرائات‌

با آنکه‌ تألیف‌ كتابهایی‌ با عنوان‌ القراءات‌، به‌ گونه‌ای‌ در خور تردید به‌ محدثانی‌ از كوفه‌ از اواسط سده 2ق‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌ (نکـ: همو، 276، 282، 284)، اما نخستین‌ تألیفات‌ مؤثر در دانش‌ قرائت‌، از آن دو مؤسس‌ حوزه قرایی‌ بغداد، یعنی‌ كسایی‌ و یزیدی‌ است‌ و این‌ نکـته‌ می‌تواند تصویر روشن‌تری‌ از جایگاه‌ مهم‌ بغداد در شكل‌گیری‌ دانش‌ قرائت‌ به‌ دست‌ دهد. از كتاب‌ القرائات‌ كسایی‌ (همو، 72) و كتاب‌ قراءه ابی‌ عمرو نوشته یزیدی‌ (همو، 31) جز نام‌ آنها دانسته‌ نیست‌. به‌ اینها باید كتاب‌ قراءة ابی‌ عمرو اثر ابوزید انصاری‌، عالم‌ مهاجر به‌ بغداد (د 215ق‌) (همو، 60) و تك‌نگاریهایی‌ در قرائت‌ كسایی‌ توسط شاگردان‌ بغدادی‌ او را علاوه‌ كرد (همو، 33). 
موج‌ بعدی‌ تدوین‌ قرائی‌، توسط اصحاب‌ اختیار در اوایل‌ سدۀ 3ق‌ پای‌ گرفت‌ و حاصل‌ آن‌ آثاری‌ در جمع‌ میان‌ قرائات‌ گوناگون‌ بوده‌ است‌: نوشته‌هایی‌ از ابوعبید قاسم‌ بن‌ سلام‌ مشتمل‌ بر 25قرائت‌ (ابن‌ ندیم‌، 38؛ ابن‌ جزری‌، همان‌، 1 / 33-34) و از خلف‌ بن‌ هشام‌ و ابوجعفر ابن‌ سعدان‌ كه‌ درباره محتوای‌ آنها آگاهی‌ چندانی‌ در دست‌ نیست‌ (ابن‌ ندیم‌، 34، 38، 76، 87). با افول‌ جریان‌ اختیار، موج‌ تدوین‌ فرو نشست‌ و در نیمۀ دوم‌ سدۀ 3ق‌، زمینه تألیف‌ آثاری‌ از اسماعیل‌ بن‌ اسحاق‌ قاضی‌ مشتمل‌ بر 20قرائت‌ (ابن‌ جزری‌، همان‌، 1 / 34)، ابوالعباس‌ ثعلب‌ و ابوالحسن‌ ابن‌كیسان‌ (ابن‌ندیم‌، 81، 89) و نیز كتابی‌ از محمدبن‌ جریر طبری‌ مشتمل‌ بر 20 و اندی‌ قرائت‌ فراهم‌ آمد (ابن‌ جزری‌، همانجا؛ برای‌ آثاری‌ متعدد در وقف‌ و ابتداء، نکـ: ابن‌ ندیم‌، 36، 38، 81، 89؛ برای‌ آثاری‌ از محدثان‌، نکـ: همو، 288؛ برای‌ اثری‌ با عنوان‌ مبهم‌ كتاب‌ الشواذ از ثعلب‌، نکـ: همو، 81). 
اوایل‌ سدۀ 4ق‌ كه‌ دورۀ منازعه‌ میان‌ توسع‌ خواهان‌ و طرفداران‌ تحدید و نیز دورۀ ساماندهی‌ مبانی‌ اعتبار قرائات‌ است‌، گونه‌هایی‌ متنوع‌ از تدوین‌ قرائت‌ پدید آمد. نخستین‌ گونه‌، تدوین‌ آثاری‌ در مقایسه‌ میان‌ قرائات‌ معتبر با حذف‌ قرائات‌ شاذ است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ شاخص‌ آن‌ باید به‌ كتاب‌ السبعه ابن‌ مجاهد اشاره‌ شود. دیگر آثار از این‌ گونه‌، كتابی‌ در 8 قرائت‌ شامل‌ قرائات‌ سبعه‌ و قرائت‌ ابوجعفر مدنی‌، اثر محمد بن‌ احمد داجونی‌ (د 324ق‌) (ابن‌ جزری‌، همانجا) و كتابی‌ شامل‌ قرائات‌ سبعه‌ به‌ همراه‌ قرائت‌ مختار خلف‌ از محمد (ضبط خطا: علی‌) بن‌ مرّه نقاش‌ (د 352ق‌) (ابن‌ ندیم‌، 42) را می‌توان‌ نام‌ برد. گونه دیگر از تألیف‌، تك‌نگاریهای‌ مربوط به‌ قرائت‌ یكی‌ از قراء سبع‌ یا قاریان‌ دیگر همچون‌ اعمش‌ است‌ كه‌ نمونه‌های‌ آن‌ به‌ قلم‌ ابن‌ مجاهد، ابوطاهر عبدالواحد بزاز، ابن‌ واثق‌ بغدادی‌، محمدبن‌ مره نقاش‌ و بكار بن‌ احمد بغدادی‌ به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌ (همو، 34، 35، 42). در برخی‌ از آثار نیز به‌ بررسی‌ مقایسه‌ای‌ دو قاری‌ از قراء سبع‌ توجه‌ شده‌ است‌ (مثلاً نکـ: همو، 35). 
تحلیل نحوی‌ قرائات‌ سبع‌ در طی‌ سدۀ 4ق‌ موضوع‌ تألیف‌ آثاری‌ از سوی‌ ابوبكر ابن‌ مقسم‌، ابوطاهر عبدالواحد بزاز، محمد بن‌ حسن‌ نقاش‌ (همو، 35، 36) و به‌ خصوص‌ الحجة فی‌ علل‌ القراءات‌ السبع‌ از ابوعلی‌ فارسی‌ (چ‌ قاهره‌، 1968-1983م‌) بوده‌ است‌ (برای‌ كتابی‌ از نقاش‌ در شرح‌ احوال‌ قراء، نکـ: ابن‌ ندیم‌، 36؛ برای‌ قراءة النبی‌ (ص‌) از ابن‌ مجاهد، نکـ: همو، 34). انتساب‌ كتاب‌ الحجه فی‌ القراءات‌ السبع‌ به‌ ابن‌خالویه‌ (چ‌ بیروت‌، 1971م‌)، با تردید جدی‌ روبه‌روست‌ (سعید، 625 ببـ) و نفی‌ انتساب‌ آن‌، با گرایش‌ ابن‌ خالویه‌ به‌ توسع‌ در قرائات‌ نیز بیشتر سازگار است‌. 
در سده‌های‌ 5 و 6ق‌، بغداد یكی‌ از مراكز تدوین‌ كتابهای‌ مقایسه‌ای‌ قرائت‌ در عرض‌ مراكز خراسان‌، شام‌، مصر و مغرب‌ بود. اندیشه‌های‌ خراسانی‌ در تضعیف‌ نظریه قرائات‌ سبع‌، حدود نیم‌ قرن‌ پس‌ از طرح‌ آن‌ توسط ابن‌ مهران‌ نیشابوری‌ (د 381ق‌ / 991م‌) به‌ بغداد راه‌ یافت‌ و چنان‌ در محافل‌ قرائت‌ این‌ بوم‌ تأثیر نهاد كه‌ در طی‌ این‌ دو سده‌، دیگر اثر مهمی‌ در باب‌ قرائات‌ سبع‌ تألیف‌ نگردید. 
آثاری‌ چون‌ المفیدِ ابونصر ابن‌ عبدالوهاب‌ بغدادی‌ (د 442ق‌/ 1050م‌)، التذكارِ ابوالفتح‌ ابن‌ شیطا (د 445ق‌)، المستنیرِ ابوطاهر ابن‌سوار (د 496ق‌)، المهذب‌ ابومنصور خیاط بغدادی‌ (د 449ق‌)، الموضح‌ و المفتاح‌ ابومنصور ابن‌ خیرون‌ (د 539ق‌/1144م‌)، اراده الطالب‌ سبط خیاط (د 541ق‌) و المصباح‌ ابوالكرم‌ شهرزوری‌ (د 550ق‌/1155م‌)، همگی‌ به‌ قرائات‌ عشر ناظر بوده‌اند (دربارۀ این‌ آثار، نکـ: ابن‌ جزری‌، النشر، 1/82، 84، 86، 90).
از كتابهای‌ غیر محدود به‌ قرائات‌ عشر، باید الروضه، اثر ابوعلی‌ حسن‌ بن‌ محمد مالكی‌ بغدادی‌ (د 438ق‌ / 1046م‌) مشتمل‌ بر قرائات‌ عشر همراه‌ با قرائت‌ اعمش‌ (همان‌، 1 / 74- 75)، الجامع‌، اثر ابن‌ فارس‌ خیاط بغدادی‌ (د ح‌ 450ق‌) مشتمل‌ بر همین‌ 11 قرائت‌ (همان‌، 1 / 84) و المبهج‌ از سبط خیاط را یاد كرد كه‌ قرائت‌ ابوجعفر را در بر نداشت‌ و افزون‌ بر 9، قرائت‌ اعمش‌، ابن‌ محیصن‌ و یزیدی‌ را مشتمل‌ بود (همان‌، 1 / 83). بدین‌ ترتیب‌، تأیید می‌شود كه‌ اندیشه بغدادیان در این‌ دوره‌، همچون‌ خراسانیان‌ نه‌ محدودكردن‌ قرائات‌ معتبر به‌ 10، بلكه‌ فروشكستن‌ سد عددی‌ خاص‌ برای‌ اعتبار قرائات‌ بوده‌ است‌ (نکـ: هـ د، 4 / 712). 
مكتب‌ قرائی‌ بغداد از میانه سدۀ 6ق‌، مسیر افول‌ خود را طی‌ می‌كرد و با صدمه‌ای‌ كه‌ در 656ق‌، بر اثر حملۀ مغول‌ به‌ این‌ شهر، بر سنت‌ معارف‌ نقلی‌ وارد شد، اهمیت‌ خود را در حیطۀ دانش قرائت‌ از دست‌ داد (برای‌ آثاری‌ از بغدادیان دربارۀ اختلاف‌ مصاحف‌، نکـ: ابن‌ ندیم‌، 38-39؛ كتانی‌، 79). 

2. تفسیر قرآن

در زمینۀ تفسیر قرآن‌ نمی‌توان‌ گفت‌ كه‌ در بغداد مكتبی‌ خاص‌ پدید آمده‌ است‌، اما در عین‌ حال‌ از این‌ واقعیت‌ نباید چشم‌ پوشید كه‌ شماری‌ از مهم‌ترین‌ تفسیرها در طی‌ تاریخ‌، در همین‌ بوم‌ نوشته‌ شده‌ است‌. تفسیرهای‌ پدید آمده‌ در بغداد در سده‌های‌ 2-4ق‌، بیشتر برخاسته‌ از نگرش‌ دینی‌ مكاتب‌ اعتقادی‌ خاص‌ بوده‌ است‌. 
در صف‌ متكلمان‌، نخست‌ باید از معتزلیان‌ برآمده‌ از مكتب‌ بغداد، چون‌ بشر بن‌ معتمر (د 210ق‌ / 825م‌)، حارث‌ بن‌ علی‌ وراق‌ (د 303ق‌ / 915م‌)، محمدبن‌ زید واسطی‌ (د 307ق‌)، ابوالقاسم‌ بلخی‌ (د 309ق‌)، ابومسلم‌ اصفهانی‌ (د 322ق‌) و علی‌ بن‌ عیسی‌ رمانی‌ (د 384ق‌ / 994م‌) یاد كرد كه‌ در آثاری‌ با عنوانهای‌ متشابه‌ القرآن‌ و جز آن‌، به‌ تفسیر قرآن‌ كریم‌ پرداخته‌اند (نکـ: ابن‌ندیم‌، 41، 205، 219، 220؛ برای‌ مانده‌ها از تفاسیر ابوالقاسم‌ بلخی‌ و ابومسلم‌ اصفهانی‌، نکـ: هـ د، 6 / 154، 226؛ از تفسیر رمانی‌، نکـ: شیخ‌ طوسی‌، التبیان‌، 1 / 37، 45، جمـ؛ ابن‌ شهر آشوب‌، 1 / 4، 9، جم‍ ؛ ابن‌طاووس‌، سعد...، 21 ببـ ). ابوبكر ابن‌ اخشید نیز تفسیری‌ پرداخته‌ ملخص‌ از تفسیر طبری‌ (ابن‌ ندیم‌، 37، 221) كه‌ ظاهراً خود افزوده‌هایی‌ بر آن‌ داشته‌ است‌ (برای‌ موارد نقل‌، نکـ: شیخ‌ طوسی‌، همان‌، 1 / 139، جمـ ؛ ابن‌ شهر آشوب‌، 1 / 14، 22، جمـ ؛ برای‌ تفسیر ضرار بن‌ عمرو، نکـ: ابن‌ ندیم‌، 215). 
در سدۀ 5ق‌، به‌ هنگام‌ افول‌ تفسیر نویسی‌ معتزلی‌ در بغداد، ابوالحسن‌ ماوردی‌ (د 450ق‌ / 1058م‌) در تفسیر خود با عنوان‌ النکـت‌، به‌ رغم‌ عدم‌ تظاهر به‌ اعتزال‌، عقاید معتزله‌ را مبنای‌ فهم‌ خود نهاد و از همین‌ رو انتقاد سنت‌گرایان‌ هم‌مذهب‌ خود مانند ابن‌صلاح‌ را برانگیخت‌ (برای‌ ویژگیهای‌ تفسیر، نکـ: ذهبی‌، سیر...، 18 / 67؛ سیوطی‌، 83). برخی‌ اجزاء النکـت‌ در كویت‌ (1402ق‌) به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. 
در صف‌ اصحاب‌ حدیث‌، آثار متقدمی‌ چون‌ تفسیر وكیع‌ بن‌ جراح‌ (د 197ق‌/813م‌) از محدثان‌ مهاجر، گشایندۀ راهی‌ بود كه‌ با تدوین‌ جامع‌ البیان‌ یا تفسیر طبری‌ (د 310ق‌) به‌ اوج‌ خود رسید. از آثار پسین‌ پدید آمده‌ در بغداد نیز می‌توان‌ دو كتاب‌ تفسیر و شریعة التفسیرِ ابن‌ ابی‌ داوود سجستانی‌ (د 316ق‌)، معالم‌ التنزیل‌ ابوالقاسم‌ بغوی‌ (د 317ق‌) و تفسیرهایی‌ از ابن‌ منادی‌ و ابن‌شاهین‌ را برشمرد (نک‍ : ابن‌ندیم‌، 37، 288؛ كتانی‌، 76-78؛ .(GAS, I/44
افزون‌بر گروههای‌ اعتقادی‌، بخش‌ مهمی‌ از تفاسیر سده‌های‌ 3 و 4ق‌، توسط عالمان‌ قرائت‌ و عربیت‌ نوشته‌ شد كه‌ از آن‌ جمله‌ متشابه‌ القرآن‌ از خلف‌ بن‌ هشام‌ (د 229ق‌)، معانی‌ القرآن‌ و نیز المصابیح فی‌ تفسیر القرآن‌ ابوالحسن‌ ابن‌ كیسان‌ (د 299ق‌)، معانی‌ القرآن‌ ابراهیم‌ زجاج‌ (د 311ق‌)، معانی‌ القرآن‌ ابوبكر ابن‌ انباری‌ (د 328ق‌) و دو تفسیر شفاءالصدور و الموضح‌ از ابوبكر نقاش‌ (د 351ق‌) را می‌توان‌ یاد كرد (نکـ: ابن‌ ندیم‌، 36، 37، 39؛ سیوطی‌، 30-41، 94- 95، 111- 112؛ كتانی‌، 77؛I/45,48 .(GAS,
شیوۀ واعظانه‌ در تفسیرنویسی‌، در طی‌ سده‌های‌ 5 -7ق‌ در بغداد اهمیت‌ یافته‌، و از شاخصهای‌ آن‌ زادالمسیر تألیف‌ ابوالفرج‌ ابن‌جوزی‌ (د 597 ق‌) و مشكاة البیان‌ از عبدالجبار بن‌ عبدالخالق‌ بغدادی‌ (د 681 ق‌) (نکـ: سیوطی‌، 58 -59) است‌. 
در كنار تفاسیر، باید از آثار متعدد بغدادیان‌ در زمینۀ غریب‌ القرآن‌ (برای‌ فهرستی‌ از آنها، نک‍ : ابن‌ندیم‌، 37؛ نیز  (GAS, I/48 و ناسخ‌ و منسوخ‌، از طیفهای‌ متنوع‌ متكلم‌ و اصحاب‌ حدیث‌ یاد كرد (برای‌ فهرستی‌ از آنها، نکـ: ابن‌ ندیم‌، 40، 208، 288؛ اثر ابوعبید، نکـ: مآخذ؛ اثر هبة الله‌ بن‌ سلامۀ بغدادی‌، چ‌ بیروت‌، 1404ق‌؛ اثر ابن‌ جوزی‌، با عنوان‌ المصفی‌ باكُف‌ اهل‌ الرسوخ‌، بیروت‌، 1415ق‌، همو با عنوان‌، نواسخ‌ القرآن‌، برای‌ كتابهایی‌ در فضایل‌ قرآن‌ و نظم‌ آن‌، نکـ: همو، 39-40، 41، 288؛ كتانی‌، 58).

 

صفحه 1 از15

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: