صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه ایران / افلاطون /

فهرست مطالب

افلاطون


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : شنبه 17 خرداد 1399 تاریخچه مقاله

در دیالوگ مرد سیاسی، این نتیجه گرفته می‌شود که حکمرانی دیکتاتور صالح یا خیرخواه با زندگی بشر تناسب ندارد، زیرا فرمان او فرمان یکی از ایزدان نیست. آنچه ممکن است جانشین فرمان یکی از خدایان شود، تفوق تخطی‌ناپذیر قانون است. جایی که چنین قانونی باشد، سلطنت بهترین شکل حکومت، و دموکراسی از همه کمتر باعث رضایت است؛ و جایی که هیچ قانونی نباشد، آن وضع معکوس می‌شود. 
دیالوگ فیله‌بوس حاوی پخته‌ترین نظریات افلاطون در روان‌شناسی اخلاق است. موضوع گفت‌وگو صرفاً اخلاقی و عبارت از این است که خیر یا نیکی آیا در لذت است یا در فرزانگی. سرانجام بحث به راهنمایی سقراط به نتیجه‌ای بینابین می‌رسد، بدین معنا که بهترین شیوۀ زندگی آن است که شامل هر دو باشد، ولی فرزانگی در مقام نخست قرار گیرد. 
مهم‌ترین نکته از نظر فلسفی در این دیالوگ، شیوۀ رده‌بندی به‌منظور تعیین خصلت منطقی لذت و فرزانگی در مقام بالاترین خیر است. گفته می‌شود که هرچیز واقعی در یکی از این 4 رده جای می‌گیرد: 1. نامتناهی یا نامحدود، 2. حد، 3. آمیزه‌ای از نامتناهی و حد، و 4. علت آن آمیزه. بحث به این نتیجه می‌رسد که هرچیز خوب در زندگی متعلق به ردۀ سوم و محصول حدی معین بر پیوستاری نامعین است. 
دیالوگ تیمائوس، شرحی در کیهان‌شناسی و فیزیک و زیست‌شناسی است. تیمائوس فرق می‌گذارد بین هستی یا وجود سرمدی و «شدن» یا صیرورت زمانمند، و مصرانه می‌گوید که معرفت دقیق و قطعی فقط به هستی جاوید تعلق می‌گیرد. دنیای مرئی و دگرگونی‌پذیر آغازی داشته، و ساختۀ خدا ست، و او ایده‌های لازم را به عنوان الگوهای جاوید در اختیار داشته، و جهان را از روی آنها شکل داده، و قالب‌ریزی کرده است. خدا نخست با استفاده از 3 جزء همانی و غیریت و هستی، به نفس یا جان جهان شکل داد. جان جهان در مدارهای اجرام آسمانی جای داده شد، و مدارها به حرکت درآمدند. سپس خدایان مختلفِ تابع یا فرودست و نیز عنصر جاودان عقل در نفس آدمی صورت پذیرفتند. از طریق «خدایان مخلوق» (یعنی ستارگان) تن آدمی و عناصر پایین‌تر نفس او تکوّن یافتند.
در تیمائوس، هندسۀ فیثاغورس و زیست‌شناسی اِمپدوکلس از راه ساخت ریاضی عناصر با هم امتزاج پیدا می‌کنند، و فرض بر آن است که ذرات خاک و آتش و هوا و آب به شکل 4 جسم هندسی منظم‌اند: مکعب و چهاروجهی و هشت‌وجهی و بیست‌وجهی (پنجمین جسم، دوازده وجهی و الگوی کل عالم است). 
از مهم‌ترین ممیزات تیمائوس، مطرح‌ساختن خدا در مقام «دمیورگوس» (به معنای صانع یا سازنده) است که از او به‌عنوان علت عقلی هر نظم و ساختاری در دنیایِ «شدن» یا صیرورت یاد می‌شود؛ و همچنین تأکید بر خصلت ذاتاً موقت علوم طبیعی. به‌علاوه، شایان توجه است که گرچه فیزیکی که افلاطون بدان قائل می‌شود فیزیک ذره‌ای است، زیرلایه یا جوهر مابعدالطبیعی آنْ «خورا» یعنی مکان است، نه ماده. وجود مکان مستلزم قول به عنصری علاوه بر خدا و عقل به نام «آنانکه» یعنی ضرورت است. عمل «دمیورگوس» تضمین می‌کند که عالم عموماً بر وفق عقل نظم و سامان یافته است، ولی ضرورت سرپیچی‌ناپذیر مادی، دامنه و تأثیر عقل را محدود می‌سازد. جزئیات کیهان‌شناسی و فیزیولوژی و روان ـ فیزیک افلاطون در تاریخ علم بسیار مهم، ولی از نظر مابعدالطبیعی در درجۀ دوم اهمیت است. 
قوانین طولانی‌ترین دیالوگ افلاطون و وقف حکمت عملی است؛ پخته‌ترین سخنان او را در باب اخلاق و آموزش‌وپرورش و قانون‌شناسی در بر دارد و بحث الٰهیات در آن یکسره خالی از عناصر اسطوره‌ای است. نخستین هدف دیالوگ به دست دادن الگویی برای تدوین قوانین اساسی و قانون‌گذاری به‌نحو قابل کاربرد در جامعه‌ای مرکب از مردم متوسط یونان است، نه مانند جمهوری تأسیس دولتی آرمانی. ازاین‌رو، مرام اشتراکی جمهوری رها می‌شود، و وظایف محوله به شهروندان موافق سرشت متوسط انسانی است. 
فلسفه و علوم نظری محض بیرون از دایرۀ بحث قوانین است، و در مسائل مابعدالطبیعی فقط تا جایی که اساسی برای الٰهیات اخلاقی به دست آمده باشد، گفت‌وگو می‌شود؛ ولی قوانین درعوض به‌طور استثنایی سرشار از اندیشه‌های سیاسی و حقوقی است و به نظر می‌رسد در نظام حقوقی رومی تأثیر غیرمستقیم گذاشته باشد. 
افلاطون در بخش اخلاق قوانین دقت و سخت‌گیری شدید نشان می‌دهد. هم‌جنس‌بازی به‌کلی ممنوع است، قاعده بر تک‌همسری است، و هیچ‌کس نباید از جادۀ عفاف منحرف شود (در جمهوری طبقۀ نگهبانان [یا حاکمان] اجازۀ ازدواج موقت دارند، و به‌منظور تحکیم خیر مشترک، زنان و فرزندان مشترک‌اند). در سیاست، افلاطون حکومتی به شکل مختلط، مرکب از آزادیهای دموکراتیک و عناصر اقتدارگرایی فردی، تجویز می‌کند، و نظامی منظور می‌دارد که هم رأی مردم در انتخاب نمایندگانشان در آن تأمین شود و هم توجه کافی به صلاحیت شخصی. اساس جامعه باید بر کشاورزی باشد، نه تجارت. بر درآمدهای بیش از حدود مجاز قانونی، 100٪ مالیات تعلق می‌گیرد. مهم‌ترین وظیفۀ دولت آموزش‌وپرورش است، و هیچ تمایز و تفاوتی بین دو جنس نیست.
استفادۀ درست از تمایل غریزی کودکان به بازی لازم است مورد توجه خاص قرار بگیرد، و نوجوانان باید در مؤسساتی تعلیم ببینند که آموزش تخصصی همۀ موضوعات مختلف در آنها هماهنگ شده باشد. ضروری است که اعضای شورای عالی دولت در بالاترین علم، یعنی دیالکتیک، آموزش جامع دیده باشند. غرض از این دانش برین یا دیالکتیک «مشاهدۀ وحدت در کثرت، و کثرت در وحدت است». افلاطون در قوانین مقرراتی وضع می‌کند برای حصول اطمینان از اینکه دادرسی در جرائم سنگین در دادگاهی با حضور قضات کاملاً واجد صلاحیت و با تأمل و مشورت کافی برگزار شود. همچنین پیش‌بینیهایی شده است به منظور تجدیدنظر و تفکیک قوانین مدنی از قوانین کیفری. 
قوانین همچنین گونه‌ای الٰهیات طبیعی تأسیس می‌کند. افلاطون می‌گوید 3 اعتقاد کاذب وجود دارند که به خوی و منش اخلاقی ضربۀ مهلک وارد می‌سازند: اول الحاد، دوم انکار حاکمیت اخلاق بر جهان، و سوم عقیده به اینکه در داوری ایزدی می‌توان با نذر و قربانی تصرف کرد. او مدعی است که می‌تواند بطلان این هر 3 اعتقاد را ثابت کند. الحاد را وی بر این اساس ابطال می‌کند که نفس با «جنبش خودجنبنده» یا «حرکتی که خود را به حرکت درمی‌آورد» یکی است. ازاین‌رو، هر حرکتی در سراسر عالم در نهایت از نفسها سرچشمه می‌گیرد. از خصلت منظم حرکتهای عظیم کیهانی و وحدت نظام‌مند آنها نتیجه گرفته می‌شود که نفسها سلسله‌مراتبی دارند که در رأس آن، بهترین نفوسْ یعنی خدا ست. اما از آنجا که برخی از حرکتها بی‌نظم و آشفته‌اند، پس وجود نفس یا احتمالاً نفسهایی لازم می‌آید که بهترین نفوس نیستند (با این‌همه، افلاطون نمی‌گوید که بدترین نفس یا شیطان نیز وجود دارد). دو اعتقاد فاسد دیگر نیز به همین‌سان ابطال می‌شوند، و بدین‌ترتیب افلاطون در مقام مبدع این عقیده قرار می‌گیرد که بعضی حقایق در الٰهیات را می‌توان بی‌کم‌وکاست عقلاً با برهان ثابت کرد، و این به معنای الٰهیات فلسفی است. در ادامه، افلاطون قانونی می‌گذارد که بر طبق آن، انکار هریک از عقاید فوق جرم سنگین محسوب می‌شود. 
دیالوگ قوانین به نظر بسیاری از خوانندگان نوشته‌ای خسته‌کننده و ملال‌انگیز است. نثر آن فاقد درخشش و زیبایی دیالوگهای پیشین است، و وجود سقراط که قهرمان و میدان‌دار آن آثار بود، تحت حکومت سرکوبگر و اقتدارگرای مطمح نظر افلاطون در قوانین، مسلماً تحمل نمی‌شد. 

مأخذ

Britannica, 2010.
بخش فلسفه
 

صفحه 1 از4

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: