صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / فقه، علوم قرآنی و حدیث / ابن ادریس احمد /

فهرست مطالب

ابن ادریس احمد


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : شنبه 7 تیر 1399 تاریخچه مقاله

اِبْنِ اِدْریس، احمدبن ادریس حسنی ابوالعباس (1172-1253ق / 1759-1837م)، مفسّر، محدّث، عارف و صوفی فاسی، رئیس طریقۀ ادریسّیه. او از سادات حسنی است و نسب وی از طریق ادریس بن عبدالله بن حسن (عبدالله محض) به امام حسن (ع) می‌رسد. احمد در آبادی میسور، در نزدیكی فاس واقع در مغرب (مراكش) زاده شد (حسنی یمنی، 1 / 223) و پس از فراگیری علوم مقدماتی به فاس سفر كرد و در آنجا به آموختن علوم متداولِ آن روزگار پرداخت. در آنجا با علاّمه مُجَیدری، یكی از عالمان شنقیط، آشنا شد و از وی دانش فراگرفت و با وساطت او به دیدار عبدالوهّاب تازی، از پیشوایان تصوف مغرب رفت و از او و ابوالقاسم غازی طریقۀ تصوف شاذلی را آموخت. پس از آن ابن ادریس مجلس درسی تشكیل داد كه گاه استادش عبدالوهّاب از روی احترام در درس وی حاضر می‌شد (نَبهانی، 342). با اینكه احمد به شدت تحت تأثیر ‌اندیشه‌های عبدالوهّاب بود، پس از مرگ استادش از یكی دیگر از مشایخ تصوف به نام ابوالقاسم وزیر غازی پیروی كرد. گفته‌اند كه پس از مرگ آخرین پیشوایش از خدا خواست تا شخص دیگری را به عنوان قطب و پیشوا به او بشناساند، اما به او الهام شد كه دیگر در پهنۀ زمین كسی نیست تا وی از او چیزی فراگیرد، مگر قرآن كه می‌تواند راهنمای او باشد. چنانكه خود گوید، پس از آن فقط با قرآن انس گرفت و تا مرگ از او جدا نشد، از این رو سخنان و آموزشهای او عمدتاً صبغۀ قرآنی یافت (همو، 343).
ابن ادریس به مكه سفر كرد و مدت 14 سال در آنجا اقامت گزید و با عالمان مذاهب مختلف اسلامی ‌آشنا شد و با آنان به بحث و تبادل نظر پرداخت و براساس بینش وحدت‌گرایانۀ صوفیانه‌اش كوشید تا اختلاف نظرهای فرقه‌ای میان عالمان و پیروان مذاهب موجود اسلامی ‌را كاهش دهد (ریحانی، 1 / 297- 298). سید احمد سنوسی، از پیشوایان فرقه «شاذلیه» و از عالمان مغرب، در مكه با ابن ادریس دیدار كرد و از وی دانش آموخت (همو، 2 / 301). پس از آن، ابن‌ادریس به دعوت سید احمد سنوسی به مغرب بازگشت و آنگاه به دعوت محمد مجذوبی سواكنی، از عالمان سودان، به آن دیار سفر كرد و مدتی در آنجا ماند (همانجا). سرانجام به یمن رفت. وی ابتدا به شهر حدیده و سپس به زبید مهاجرت كرد و در آنجا با حافظ عبدالرحمن بن سلیمان اهدل، مفتی زبید، آشنا شد و مدتی در خانۀ او سكنی گزید، و در 1245ق / 1829م به شهر صبیا رفت و در آنجا به نشر افكار و تبلیغ طریقۀ خود پرداخت و در همانجا درگذشت (حسنی یمنی، 1 / 224). با اینكه ابن ادریس در سرتاسر یمن پیروانی یافت و در برخی ازشهرها و مناطق كوشش بیش‌تری در جهت گسترش عقاید خویش كرد، اما به گفتۀ ریحانی (1 / 302) شهر زبید مركز فعالیت او به شمار می‌آمد.
چنانكه از منابع احوال و افكار ابن ادریس برمی‌آید، او در روزگار خود در مغرب و یمن، و در میان اهل تصوف و عرفان از شهرت و نفوذ قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود. با اینكه طریقۀ اصلی او «شاذلیه» بود، خود طریقه‌ای را پایه‌گذاری كرد كه به «احمدیه» یا «ادریسیه» (ریحانی، 1 / 299، 301) شهرت یافت. برخی از صوفیانِ بنام مغرب و یمن در سدۀ 13ق / 19م، از آرای او بسیار تأثیر پذیرفتند و بر اساس تعلیمات او طریقه‌هایی را در سیر و سلوك صوفیانه بنیاد نهادند. احمد سنوسی با اینكه خود پیرو فرقۀ شاذلیه بود، تحت تأثیر افكار ابن ادریس قرار گفت و فرقۀ خاصی به نام «سنوسیه» منسوب به او بنیاد پذیرفت. ازاین‌رو این فرقه از حیث تعالیم و ‌اندیشه‌ها، طریقه‌ای است بین شاذلیه و ادریسیه (همو، 1 / 301). عبدالرحمن بن سلیمان اهدل، با اینكه خود از عالمان و فقیهان بزرگ بود، از مریدان و پیروان ابن ادریس به شمار می‌رفت. شیخ محمد مجذوبی سواكنی سودانی نیز از شاگردان و پیروان وی بود. شیخ ابراهیم رشید، مؤسس طریقۀ رشیدیه، شیخ احمد مرغنی، مؤسس مرغنیه كه در یمن و سودان پیروانی دارد و نیز شیخ محمد عابد سندی عالم و مفتی مدینه (نبهانی، 344)، محمد بن علی سنوسی، محمد حسن ظافر مدنی و عثمان مرغنی (مخلوف، 396) از شاگردان ابن ادریس بوده و از شخصیت و افكار او تأثیر پذیرفته‌اند. سلسلۀ ادریسیه هم اكنون نیز در سومالی، جیبوتی و اریتره طرفدارانی دارد.
از ابن ادریس ستایشهای بسیار شده است. برخی مقام عرفانی او را تا حد ابن عربی و جلال‌الدین بلخی بالا برده (ریحانی، 1 / 288) و كرامات بسیاری به او نسبت داده‌اند. گفته شده است كه او قادر بود در خواب و حتی در بیداری محمد (ص) را دیدار كند (همو، 1 / 298). چنانكه از گفتۀ ریحانی برمی‌آید ابن ادریس، مانند صوفیان دیگر، دعوت به زهد و توكل می‌كرد و حتی كار برای كسب روزی و مال را نیز ناروا می‌دانست و جهاد را به جهاد با نفس منحصر می‌كرد (1 / 305-307)، ولی در عین حال سكوت عالمان را در برابر فرمانروایان و ترك امر به معروف و نهی از منكر را از سوی آنان، از بزرگ‌ترین مفاسدِ دین و دنیا می‌دانست (ابن ادریس، 142). او به علم كلام بی‌علاقه بود، زیرا به گمان او این علم صفات خدا را محدود می‌كند (ظافر، 1 / 69)، و نیز معتقد بود كه متكلمان بر آنچه دریافته‌اند، ایمان آورده‌اند، در حالی كه «اهل الله» كه كسانی‌اند كه از طریق آنچه خداوند به آنان آموخته است ایمان می‌آورند. فرق بین این دو روش این است كه كسی از طریق تعلیم الهی ایمان آورده، ایمان او فوق عقل و نقل است، یعنی عقل و نقل مبنای ایمان او نیست، امّا كسی كه به فهم و درك خود متكی است همواره در الفاظ باقی می‌ماند (همو 1 / 68- 69).
ابن‌ادریس دیگران را از تقلید در عقاید باز می‌داشت و معتقد بود كه فهم و شناخت تكلیف آدمی ‌است و هر كس كه از نعمت فهم استفاده نكند كفران نعمت كرده است، ازاین‌رو خود می‌كوشید كه تمامی ‌عقاید و یا نظریه‌ها و احكامی ‌كه صادر می‌كند، مبتنی بر دلایلی از قرآن و سنّت باشد (نجاری، 432-433) و بدین‌جهت در رأی و فتوا بسیار محتاط بود (ظافر، 1 / 67).
وی در علوم قرآنی و حدیث مهارت تام داشت (ریحانی، 1 / 300) و در زمرۀ حافظان حدیث بود (حسنی یمنی، 1 / 224). گویند روزگاری كه وی در مكه می‌زیست گروهی از عالمان به او حسد می‌ورزیدند و برای اینكه دانش او را بیازمایند، احادیث بسیاری، كه در میان آنها حدیث مقطوع، موصول، ضعیف و صحیح وجود داشت، بر وی عرضه می‌كردند و او با حوصلۀ تمام به نقّادی می‌پرداخت و اسناد صحیح آنها را باز می‌گفت (ظافر، همانجا). شاگردش عبدالرحمن اهدل شرح حال او را در كتاب النفس الیمانی نوشته و او را به نیكی ستوده است (حسنی یمنی، 1 / 224)، و نیز یكی دیگر از شاگردان او به نام ابراهیم بن صالح آرا و تعالیم و اقوال استاد را در دو كتاب جمع كرده، یكی را العقد النفیس فی نظم جواهر التدریس و دیگری را مجموعة الاحزاب و الاوراد نام نهاده است كه هر دو (حسنی یمنی، 1 / 223) به نام ابن ادریس چاپ شده است. كتاب اول به صورت سؤال و جواب و گاه نیز نقل‌قولهای كوتاهی است كه غالباً در موضوع عرفان و اخلاق و تفسیر و گاه مسائل خاص فقهی است و در پایان آن شرح حال ابن‌ادریس آمده است. همچنین یكی دیگر از شاگردانش، حسن بن احمد عاكش، نیز شرح زندگی وی را نوشته است (حسنی یمنی، همانجا).
آثار او عبارتند از: السلوك، كه چاپ شده است (زركلی، 1 / 95)؛ المحامد الثمانیة ( المحامید و الاحزاب)؛ روح السنة؛ رسالة القواعد، این سه كتاب با هم در سالهای 1318، 1328 و 1334ق در حجر، استانبول و در یمن چاپ شده است؛ شرح حدیث صَلِّ صلاةَ مودع، چاپی (تیموریه، 20 / 298). بغدادی به كتاب دیگری با عنوان كیمیاء الیقین اشاره كرده است (1 / 396).
پس از مرگ ابن ادریس، نوادۀ او محمد بن علی كه در عین گرایشهای صوفیانه، مردی سیاسی نیز بود، در یمن و عُسیر به قدرت رسید و سلسلۀ ادریسیان را بنیاد نهاد كه سالها در آن سامان فرمانروایی كردند (ریحانی 1 / 318-321).

مآخذ

ابن ادریس، احمد، العقد النفیس فی نظم جواهر التدریس، بولاق، 1315ق؛ بغدادی، اسماعیل بن محمدامین، ایضاح المكنون، استانبول، 1951م؛ تیموریه، فهرست؛ حسنی یمنی، محمد، نیل الوطر، قاهره، 1348ق / 1929م؛ ریحانی، امین، ملوك العرب، به كوشش آلبرت ریحانی، بیروت، 1967م؛ زركلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، 1986م؛ ظافر ازهری، محمد بشیر، الیواقیت الثمنیة، قاهره، 1324-1325ق؛ مخلوف، محمدبن محمد، الشجرة النور الزكیة، قاهره، 1349ق / 1930م؛ نبهانی، یوسف، جامع كرامات الاولیا، بیروت، 1329ق / 1911م؛ نجاری قنوجی، صدیق بن حسن، التاج المكلّل، به كوشش عبدالحكیم شرف‌الدین، بمبئی، 1383ق / 1963م.

حسن یوسفی اشکوری

 

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: