صفحه اصلی / مقالات / آب /

فهرست مطالب

آب


آخرین بروز رسانی : سه شنبه 8 تیر 1400 تاریخچه مقاله

آب، مایع حیات‌بخش و یکی از تأثیرگذارترین عناصر حیاتی در فرهنگ و فولکلور مردم ایران. جلوه‌های گسترده‌ای از فرهنگ، تمدن و هنر ایرانیان تحت تأثیر باورها و اسطوره‌هایی بوده است که دربارۀ آب پدید آمده‌اند. بخش نخست این مقاله به اهمیت و ارزش آب در فرهنگ ایرانیان دوران باستان اختصاص دارد و بخش دوم، همین موضوع را در دورۀ اسلامی پی می‌گیرد. 

I. آب در فرهنگ ایرانیان دوران باستان

بر پایۀ باورهای ایرانیان باستان که در نوشته‌های دینی زردشتی و دیگر متون بازتاب یافته است، آب نقش چشمگیری در پیدایش هستی و پیشبرد مبارزۀ میان نیکی و بدی در عرصۀ تاریخ اساطیری ایران داشته است و از‌این‌رو، جایگاه ویژه‌ای در آیینهای دینی ایرانیان و باورهای مردمی یافته است. 
واژۀ «آب» در نوشته‌های فارسی میانه به صورت āb / p (و نیز به شکل نوشتاری هزوارش، MY')، بازماندۀ صورت فارسی باستان āpi- و اوستایی āp- / āpi- (سنسکریت در حالت فاعلی: ắpas، هندوایرانی نخستین: ˇāp-) و در متون پازند به صورت āw / āv (و در گویشهای امروزی به صورتهای برگرفته از این شکلها) آمده است (بارتولمه، 329؛ نیبرگ، II / 20؛ کنت، 168). 

آب در باورهای هندوایرانی

ایرانیان باستان گروهی از خانوادۀ آریایی، و از خانوادۀ بزرگ‌تر هندواروپایی بودند. همچنان‌که شواهد دینی و زبان‌شناختی نشان می‌دهند، اینان باورها و آیینهایی داشته‌اند که در آنها آب (در کنار آتش) نقشی مهم داشته است و این باورها و آیینها در دین زردشتی، که ظاهراً در هزارۀ 2ق‌م ظهور یافت، نیز باقی ماند و به‌نظر می‌رسد اهمیت آنها بیشتر هم شد (نک‍ : بویس، «زردشتیان»، 2-4). 
شواهد فراوانی از جایگاه ویژه و نیز تقدس آب نزد هندواروپاییان وجود دارد. آنان گاه آبها را به صورت مجموعۀ آبها و گاه در قالب رود و چشمه می‌ستودند و احترام می‌گذاردند و احتمالاً به سبب ویژگیهای پرورندۀ آب بود که برای آن، واژۀ مؤنث (*āp-) به کار می‌رفت (وست، 274). این ستایش را هندواروپاییان اغلب در قالب مجموعه‌ای از آداب و شعایر دینی انجام می‌دادند که در آنها، آتش نیز جایگاهی همچون آب داشت و این سنت تا دورۀ هندوایرانی و حتى پس از آن نیز ادامه یافت. از این دوره شواهدی در دست است که نشان می‌دهند ستایش ایزدان (به معنای موجودات پرستیدنی) و انجام آیینها، با هدف نگاهداشت یک قانون کلی و نظم فراگیر (هندی: «رِته»، ایرانی: «اَشه» به معنای راستی و درستی) صورت می‌گرفت که آن را نگاهدارندۀ گیهان در برابر آشوب و بی‌نظمی (موسوم به دروغ) می‌دانستند (بویس، همان، 7-8). نزد هندوایرانیان نخستین حفظ این نظم گیهانی را دو ایزد برتر، یکی وَرونه و دیگری میتره (هر دو با لقب سنسکریتی: اَسوره، یا اوستایی: اَهوره) زیر نظر داشتند و به سبب نقش مهم آب و آتش در حیات اجتماعی و دینی مردم، ورونه با آب، و میتره با آتش ارتباطی بسیار نزدیک یافتند. جز این، آب با چند ایزد دیگر هم ارتباط داشت؛ از‌جمله با اپام نپات که تخمۀ همۀ آبها بود، اَرِدویسور اناهیتا، تیشتر، هَوروَتات یا خرداد (همان، 8-9؛ نیز نک‍ : ادامۀ مقاله). علاوه بر این ایزدان، خود آب نیز (در کنار عنصر مهم دیگر، یعنی آتش)، در متنهای دینی کهن هندوایران ستوده می‌شود. در وداها 4 سرودۀ مستقل و نیز بیتهای پراکندۀ دیگری در ستایش آبها (به تنهایی یا به همراه ایزدان دیگر) وجود دارد. در این متنها آبها به سیمای مادر، ایزدبانو، و بیوه‌ای جوان تصویر می‌شوند که به پرستندگانشان و نیز کسانی که برای ایشان فدیه می‌دهند، زندگی دراز، تندرستی، و نامیرایی عطا می‌کنند. بر پایۀ این متنها آب پاک‌کنندۀ پلیدیها و گناهان، نیز درمانگر، و خاستگاه همۀ خوراکیها و گیاهان شفابخش است و اپام نپات، تخمۀ همۀ آبها، اَگنی خدای آتش، پسر آبها، و سرانجام خود آبها همسران ورونه (ایزد آسمان) خوانده می‌شوند (مک‌دانل، 85 , 69-70 , 26؛ گریزولد، 297-299 , 295 , 290-292). 
در وداها، ورونه سامان‌بخش و گسترندۀ آبها ست؛ این لقب او در اوستا برای اناهیتا می‌آید که ایزدبانوی آبها و گسترندۀ آبها در سرزمینهای آریایی است. از‌این‌رو، یکی از کهن‌ترین و بلندترین سرودهای اوستا (به‌نام آبان یشت) به ستایش ایزدبانوی آبها، اردویسور اناهیتا اختصاص یافته است و علاوه بر آن، یکی از نمازهای پنجگانۀ زردشتی (به نام آبان نیایش) نیز در ستایش او ست (یشتها، 1 / 158؛ بهار، 467). 
براساس این متنها، اردویسور اناهیتا (همانند ایزدبانوی ودایی همتایش، سرَسْوَتی) ایزدبانویی زیبا، درخشان، برومند، خوش‌اندام و پاک، و در همان حال بسیار نیرومند و بخشنده است. او فزونی‌بخش خانه‌ها و زندگی و گله و چراگاه است و برای شهرها و کشورها تندرستی و توانگری می‌آورد، از فراز کوهها بدانها می‌نگرد و نگاهبانی‌شان می‌کند. این ایزدبانو، همچنین پاک‌کنندۀ نطفۀ مردان و زهدان زنان است، و پادشاهان و سرداران برای کسب پیروزی در نبرد به او روی می‌آورند و برای او به رودها فدیه می‌دهند (نک‍ : بهار، 477)؛ در همان حال او به‌سان رودی زورمند تجسم می‌شود که از کوه هُکَر به سوی دریای فراخکَرد روان است (همانجا؛ مالاندرا، 117-119). 
دیگر ایزد ودایی مرتبط با آبها که در دین ایرانیان باستان جایگاه خویش را نگاه داشت، اپام نپات، تخمه یا فرزند آبها بود که در متنها به همراه دیگر ایزدان ــ که آنان نیز اغلب مرتبط با آب هستند ــ ستوده می‌شود (مک‌دانل، 69-71؛ گری، 133-134؛ نیز نک‍ : یسنا، 1 / 117، 121، 2 / 85-86). در متنهای اوستایی، همانند متنهای ودایی، خود آبها نیز با نام āpō (صورت فاعلی جمع) پرستش می‌شوند (گری، 136). 

آفرینش آب در باورهای ایرانیان باستان

در اندیشۀ ایرانیان باستان، که در هزارۀ 2ق‌م زردشت آن را با اصلاحاتی در قالب دینی نو عرضه کرد، باور به دو اصل، گوهر یا مینوی نخستین، یکی نیک و دیگری بد، وجود داشته و تمام فلسفۀ آفرینش و هستی بر اساس آن شکل گرفته و تفسیر شده است. اورمزدْ جهان را به منزلۀ آوردگاهی با اهریمن می‌آفریند. نخستین آفریدگان، ایزدانی هستند که هریک از آنان، اورمزد را در آفرینش یکی از اجزاء جهان نیک یاری می‌کنند و خود نیز نمایندۀ آسمانی و نگاهبان آن می‌شوند. در جهان تاریکی و بدی هم اهریمن دست‌به‌کار می‌شود و برای مقابله با سپاه روشنی، نیروهای خود را که همچون وی دیوانی ویرانگر و بدکردارند، به وجود می‌آورد و پس از آفرینش بر آنها می‌تازد (هینلز، 69-71؛ نیز نک‍ : بویس، «تاریخ ... »، I / 197). 
در آفرینش جهان، اورمزد نخست پیش‌نمونۀ آفریدگان اصلی را می‌آفریند و در مرحله‌ای دیگر از همین نمونه‌ها ست که همۀ آفریدگان مادی پدید می‌آیند. اورمزد با آفرینش پیش‌نمونۀ آسمان آغاز می‌کند، سپس به یاری آسمان، شادی را می‌آفریند، آن‌گاه آب و زمین و گیاه و سپس گاو یکتا‌آفریده و سرانجام انسان را، که این دو آفریده را اورمزد در میانۀ جهان می‌آفریند (بندهش، 39-42). 
بدین ترتیب دومین آفرینش از آنِ آب است. اورمزد آب را از گوهر آسمان می‌آفریند تا با آن، جهان زندگی و خرمی بیابد و از این آب، باد و باران و مه و برف و ابرهای باران‌زا پدید می‌آیند. این پیش‌نمونه به‌سان قطره‌ای بزرگ و گیهانی است و به اندازۀ مردی است که به تعبیر بندهش دو دست بر زمین هلد، با دست و پای رود و آب تا شکمش بایستد (ص 40). این آب به روایتی دیگر ( مینوی خرد، 61) در میان زمین و آسمان، همچون آب در تخم مرغ است. به روایتی دیگر، اورمزد پیش‌نمونۀ آب را از اشک می‌آفریند و صاف و پاک، بر زمین یا در زیرزمین یا در هوا به جنبش درمی‌آورد و پهنۀ گیتی را از آن صاف و روشن می‌کند و خورشید نیز آن را پاک‌تر می‌سازد (روایت ... ، 54؛ نیز نک‍ : بندهش، 39). از سوی دیگر، در روایتهای ایرانی، میانۀ جهان که کانون تحولات آفرینش است، کرانۀ رودخانه‌ای به نام دائیتی یا وه‌دائیتی (به معنای دائیتی نیک) واقع در ایرانویج یا سرزمین اصلی ایران است. اورمزد گاو یکتا‌آفریده را بر کنارۀ راست این رود می‌آفریند و کنارۀ دیگر آن، یعنی چپ، جایگاه آفرینش ششمین هستی، یعنی انسان است (همان، 40-41). 
در پایان 3 هزارۀ دوم که کار آفرینش پیش‌نمونه‌ها به پایان می‌رسد، اهریمن بر آنها می‌تازد و یکایک آفرینشهای اورمزد را به همان ترتیب آفرینش آنها آسیب می‌رساند یا از میان می‌برد؛ آسمان صاف و روشن را می‌شکافد و با تاریکی درمی‌آمیزد؛ سپس به سوی پیش‌نمونۀ آب می‌رود و بخشی از آن را شور و گل‌آلود می‌کند. از پی آب، اهریمن بر زمین می‌تازد. از این تازش، زمین تاریک می‌شود و بسیار جانوران پلید بر آن پدید می‌آیند و زمین سراسر آلوده می‌شود؛ زمین چنان می‌لرزد که کوهها و پستی و بلندیها پدید می‌آیند و با بارش باران و پیدایی رودها و دریاها و تقسیم شدن زمین، 7 کشور شکل می‌گیرند. اهریمن سپس چنان زهری بر گیاه فراز می‌برد که گیاه در دم می‌خشکد؛ اما بی‌درنگ امرداد امشاسپند آن را می‌ساید و به یاری باران در سراسر گیتی می‌پراکند و از این راه همه‌گونه روییدنیها در سراسر جهان پدید می‌آید (همان، 63-65؛ وزیدگیها ... ، 40-46). 
اهریمن در هر یورش به یکی از آفریدگان جهان اورمزدی، با سلاحی ساخته از همان آفریده رویارو می‌گردد. تازش اهریمن به آب هنگامی رخ می‌دهد که تشتر، ستارۀ درخشان تخمۀ همۀ آبهای هستی، در برج خرچنگ آبی است ( بندهش، 63). به روایت بندهش، اورمزد ابر را می‌آفریند و ابر که مینوی باد او را به جنبش در می‌آورد، به تعبیری، چونان جام اورمزدی است که آب را برمی‌گیرد و به آسمان می‌برد و بر زمین می‌باراند (ص 64؛ نیز نک‍ : وزیدگیها، 41-42). 

بر پایۀ روایتی، اهریمن دیو اَپوش (خشکسالی) را به رویارویی تشتر می‌فرستد: به یاری باد، ایزد تشتر، 3 بار به پیکر مرد، گاو، و اسب درمی‌آید و با اپوش درمی‌آویزد. سرانجام او که از نیروی نیایشهای مردم توانمندگشته است، دیو خشکسالی را شکست می‌دهد و در 30 روز، بارانی با قطره‌های بزرگ می‌باراند و جانوران موذی آفریدۀ اهریمن را فرو می‌شوید و از میان می‌برد. بدین‌سان، تشتر پیش‌نمونۀ آب را در جهان می‌پراکند و از آن دریاها و رودها پدید می‌آیند. بزرگ‌ترینِ این آبها دریای کیهانی وُروکَشه (یعنی دارای شاخابه‌های بسیار) یا فراخکرت است. با بارش باران و پیدایی رودها و دریاها و تقسیم شدن زمین، 7 کشور شکل می‌گیرند ( بندهش، 70؛ پاناینو، I / 39 ff.؛ نیز نک‍ : مینوی خرد، 112). 
از سوی دیگر، از نم باران گیاه می‌روید و می‌بالد و علوفه را برای چارپایان سودمند، و گندم را برای مردمان فراهم می‌آورد. بدین‌سان، آب نقش خود را در تداوم هستی حفظ می‌کند. هم بدین سبب مردمان آب را گرامی می‌دارند و با خواندن نیایشی خاص آن را می‌ستایند و آفرینش آن را جشن می‌گیرند. آفرینش آب از روز شانزدهم اردیبهشت تا یازدهم تیر‌ماه، یعنی 50 روز به درازا کشید و پس از آن اورمزد تا آفرینش دیگر 5 روز درنگ کرد. این 5 روز گاهنبار دوم موسوم به میدیوشم است که در سنت ایرانی آن را به عنوان دومین گاهنبار ــ که جشنهای دینـی و بـزرگداشت آنها تکلیف بوده است ــ جشن می‌گرفته‌اند ( بندهش، 41؛ نیز نک‍ : بویس، «زردشتیان»، 33). باز دربارۀ آب در روایتها آمده است که آن را اورمزد برای کشتن دیو تشنگی (زئیری) آفریده است و این آب در جهان مادی از یاری و پرستاری خرداد امشاسپند (نامش بر سومین ماه سال و ششمین روز گاه‌شماری زردشتی نهاده شده) برخوردار است و بدو تعلق دارد و تشتر و فروردین و باد از ایزدان همکار خرداد خوانده شده‌اند ( بندهش، 39؛ یشتها، 1 / 95-96). 

آب در اسطورۀ پایان جهان

 آب گذشته از آفرینش جهان و هستی‌بخشی به آن، در اسطورۀ پایان جهان هم نقشی چشمگیر دارد. یکی از آبهای اساطیری، دریاچۀ موسوم به کیانسه است که برخی کوشیده‌اند آن را با یکی از دریاچه‌های واقع در قلمرو ایران تطابق دهند؛ از‌جمله با دریاچۀ هامون. بر پایۀ روایتهای دینی، ظهور زردشت در پایان هزارۀ 3 و آغاز هزارۀ 4 رخ می‌دهد. این روایتها می‌گویند که زردشت 3 بار با همسرش به نام هووی، نزدیکی می‌کند و چون هووی هربار خود را در دریاچۀ کیانسه می‌شوید، نطفۀ زردشت در این آب می‌ریزد و در آنجا نگهداری می‌شود. در 3 زمان (30 سال مانده به پایان هر هزاره از 3 هزار سال چهارم تاریخ اساطیری) هر بار دوشیزه‌ای بهدین (زردشتی) در این دریاچه تن می‌شوید و از این نطفه آبستن می‌شود. از این آبستنیها، نجات‌بخشان زردشتی (به ترتیب اوشیدر، اوشیدرماه، و سوشیانس) زاده می‌شوند که هریک با زدودن گروهی از موجودات زیانکار، زمینه را برای نابودی فرجامین اهریمن و سپاه، و گسترش نیکی و سرانجام هم شهریاری اورمزد بر جهانی یکسره پـاک و نیک فراهم می‌سازد ( بندهش، 142-143؛ نیز نک‍ : مینوی خرد، 88 بب‍ ؛ روایت، 58-64). 
براساس این باورهای دینی دربارۀ آب، این عنصر جایگاهی کانونی در زندگی و باورهای ایرانیان باستان یافت و به‌ویژه به عنوان عاملی پاک و پاک‌کننده به‌شمار آمد و در آیینهای دینی نیز اهمیت یافت. نویسندگان باستانی نیز بارها بر حرمت‌گذاری ایرانیان به آب اشاره کرده‌اند؛ ازجمله هرودت می‌نویسد که ایرانیان هرگز با پیشاب آبهای روان را نمی‌آلایند و دست خود را در آن نمی‌شویند و به دیگران هم اجازۀ چنین کاری را نمی‌دهند و برای آبهای روان احترام بسیار قائل‌اند (I / 215). 
متنهای زردشتی هم بارها بر نگاهداشت پاکی آب، به‌ویژه آب روان، تأکید کرده و آلودن آن را گناه دانسته‌اند. مهم‌ترین این آلودگیها جسد انسان و جانوران است: انداختن اجساد در آب، گناه مرگ‌ارزان به‌شمار می‌آید و بیرون نیاوردن جسد از آب، حتى با عذر هم، گناه است ( کتاب پنجم ... ، 53؛ شایست ... ، 11، 29-31؛ نیز نک‍ : چاکسی، 12). از سوی دیگر، آب به عنوان پاک‌کننده به آیینهای تطهیر راه یافت، اما برای این کاربرد آب محدودیتهایی در نظر گرفته‌اند: در این آیینها تنها پس از زدودن نجاست (با مواد دیگر) می‌توان در نهایت آن را با آب شست ( شایست، 39؛ چاکسی، 11, 87 ff. , 120) وگرنه گناهی با تاوان سنگین خواهد بود ( ارداویراف‌ ... ، 80؛ نیز نک‍ : ه‍ د، برشنوم؛ برای شرحی دربارۀ پرهیز آب در فقه زردشتی و احکام آن، ازجمله نک‍ : وندیداد، 2 / 667- 668؛ برای طهارت پادیاب (با آب)، مواقع انجام و چگونگی آن، نک‍ : مُدی، 87 ff.؛ چاکسی، 53-54). 
علاوه بر نگاهداشت پاکیزگی آب، زردشتیان تکلیف دینی دارند که به آب نثار نیز تقدیم کنند. با گزاردن آیین آب زوهر (āb zōr) ــ که امروزه جزو مراسم یسنه است ــ آمیزه‌ای از شیر و شیرۀ گیاه هوم تهیه، و نثار آب روان می‌شود و با این عمل بدان نیرو می‌بخشند (بویس، «آتش ... »، 100 ff.؛ نیز نک‍ : وندیداد، 2 / 857-863). 
از سوی دیگر، نقش پاک‌کنندگی سبب شده است تا از دیرباز، آب به منزلۀ یکی از دو ابزار بازشناخت سره از ناسره و درست از نادرست به کار رود (عنصر دیگر چنان‌که انتظار می‌رود، آتش بوده است) و در آزمونی به نام ور آب، گناهکار و پیمان‌شکن را باز می‌شناخته‌اند. در این روش که پیشینۀ آن به دورۀ 
هندوایرانی بازمی‌گردد، فرد متهم به شکستن پیمان یا سوگند را وادار می‌کردند تا در حالی که رانهای مردی ایستاده در آب را می‌گیرد، خود در زیر آب غوطه‌ور شود. از همین لحظه، کمانداری تیری می‌انداخت و دونده‌ای برای آوردن آن می‌دوید و تا بازگشت او، متهم در زیر آب، اگر همچنان زنده بود، بی‌گناه شمرده می‌شد و اگر می‌مرد، گنهکار (بویس، «تاریخ»، I / 34-35). 

مآخذ

ارداویراف‌نامه، به کوشش فیلیپ ژینیو، ترجمۀ ژاله آموزگار، تهران، 1382ش؛ بندهش، ترجمۀ مهرداد بهار، تهران، 1385ش؛ بهار، مهرداد، پژوهشی در اساطیر ایران، به کوشش کتایون مزداپور، تهران، 1381ش؛ روایت پهلوی، ترجمۀ مهشید میرفخرایی، تهران، 1367ش؛ شایست ناشایست، آوانویسی و ترجمۀ کتایون مزداپور، تهران، 1369ش؛ کتاب پنجم دینکرد، ترجمۀ ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران، 1386ش؛ مینوی خرد، ترجمۀ احمد تفضلی، تهران، 1354ش؛ وزیدگیهای زادسپرم، ترجمۀ محمدتقی راشدمحصل، تهران، 1366ش؛ وندیداد، ترجمۀ هاشم رضی، تهران، 1376ش؛ هینلز، جان، شناخت اساطیر ایران، ترجمۀ ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران، 1379ش؛ یسنا، ترجمۀ ابراهیم پورداود، بمبئی، 1312ش؛ یشتها، ترجمۀ ابراهیم پورداود، بمبئی، 1928م؛ نیز: 

Bartholomae , Ch. , Altiranisches Wörterbuch, Strassburg, 1904; Boyce, M., «Ātaš - Zōhr and Āb - Zōhr», JRAS, 1966; id, A History of Zoroastrianism, Leiden / Köln, 1975; id, Zoroastrians, London, 1979; Choksy, J. K., Purity and Pollution in Zoroastrianism, Austin, 1989; Gray, L. H.,«The Foundations of the Iranian Religions», The Journal of the K. R. Cama Oriental Institute, 1929, no.15; Griswold, H. D., The Religion of the Rigveda, Delhi, 1971; Herodotus, The History, tr. G. Rawlinson, New York, 1882; Kent, R. G., Old Persian, Grammar, Texts, Lexicon, New Haven, 1953; Macdonell, A. A., The Vedic Mythology, Varanasi, 1963; Malandra, W. W., An Introduction to Ancient Iranian Religion, Minneapolis, 1983; Modi, J. J., The Religious Ceremonies and Customs of the Parsees, Bombay, 1937; Nyberg, H. S., A Manual of Pahlavi, Wiesbaden, 1974; Panaino, A., Tištrya, Rome, 1990; West, M. L., Indo-European Poetry and Myth, New York, 2007 . 
عسکر بهرامی

صفحه 1 از5

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: