صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / کلام و فرق / خصیبی، حسین /

فهرست مطالب

خصیبی، حسین


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 22 دی 1398 تاریخچه مقاله

خَصیبی، حسین بن حمدان خصیبی جُنبُلانی (260-346 ق / 874-957 م)، محدث و نظریه‌پرداز مؤثر در اندیشۀ فرقه‌ای علویان. 
وی مصری‌الاصل و از شیعیان اثناعشری است (آقابزرگ، 1 / 320؛ GAS, I / 584). کنیه‌اش ابوعبدالله است و نسبش از جد وی، خصیب و یا از نام منطقه‌ای که در آن به دنیا آمده، گرفته شده است. اما نام جنبلاء، نزد برخی راجع به شهری میان واسط و کوفه است (امین، 5 / 490) و ممکن است به سبب پیروی او از عبدالله بن محمد جنبلانی به وی داده شده باشد. سزگین و بروکلمان نام وی را حسین بن علی بن حسین بن حمدان ذکر کرده‌اند (GAS، همانجا؛ GAL, S, I / 326)، اما سایر منابع تنها به ذکر حسین بن حمدان اکتفا کرده‌اند. احتمال داده شده است که وی به حمدانیین که از نسل حمدان تغلبی هستند، منسوب باشد (عثمان، 192 بب‍‌ ).
هاشم عثمان، خصیبی را یکی از شخصیتهای برجستۀ فرقۀ نصیریه به شمار می‌آورد (ص 171) و سزگین وی را پس از محمد بن نصیر ــ که حدود سال 245 ق ادعای بابیت کرد ــ پایه‌گذار حقیقی فرقۀ نصیریه می‌خواند (GAS, I / 383, 384). البته گمان می‌رود خلطی میان فرقۀ نصیریه و نمیریه صورت گرفته باشد. این اشتباه نخستین بار از سوی شهرستانی روی داده که در کتاب خود از فرقه‌ای با نام نصیریه یاد کرده، و عقایدی به آنان نسبت داده و آنها را جزو غلات شیعه دانسته است (1 / 188). فرقۀ نصیریه مربوط به ابن‌نصیر نامی است که در سدۀ 5 ق / 11 م می‌زیست و این تاریخ حدود 200 سال پس از وفات محمد بن نصیر است و عبدالرحمان بدوی در مذاهب الاسلامیین به تفصیل دربارۀ این گروه بحث می‌کند (2 / 425). اما نمیریه از غلات شیعه و پیروان محمد بن نصیر نمیری هستند که با امام دهم (د 254 ق / 868 م) و یازدهم (د 260 ق / 874 م) معاصر بود (نوبختی، 78). به اعتقاد ایشان بعد از غیبت امام مهدی (ع)، محمد بن نصیر نمیری که باب امام حسن عسکری (ع) بود، با انتقال امامت به امام دوازدهم، همچنان باب امام غایب باقی ماند. 
پس از وی عبدالله بن محمد حنان جنبلانی (235-287 ق / 849-900 م) طریقۀ جنبلانیه را بنیان گذارد و خود را باب امام غایب قلمداد کرد و بعد از وی این مقام به خصیبی رسید (طویل، 254- 258؛ آقابزرگ، همانجا). جنبلانی به مصر سفر کرد و در همان‌جا خصیبی به طریقت وی وارد شد و احکام شرعی و فلسفی و علم نجوم و هیئت و بقیۀ علوم عصرش را از وی آموخت. پس از درگذشت وی، خصیبی جانشین او شد و رئیس دینی علویان گردید (طویل، 258؛ موسى، 263). 
بعد از وفات جنبلانی بود که سفرهای خصیبی آغاز شد؛ وی به پهنۀ وسیعی از سرزمینهای شیعه‌نشین ازجمله خراسان و دیلم سفر کرد (طویل، 258- 259). آمده است هنگامی که خصیبی نزد دیلمیان بود، کتابی با عنوان راست باش تألیف کرد و به عضدالدولۀ دیلمی (حک‍ ‍338-372 ق) که ادعا می‌شود از شاگردانش بود، هدیه کرد و به همین دلیل علویان عضدالدوله را به این نام ملقب کردند: «راست باش دیلمی»، یعنی کسی که خصیبی او را به استقامت دعوت کرد (همو، 260). اما خصیبی هنگام ولادت عضدالدوله 65 ساله بود و بنا به گفتۀ خودش در حلب سرگرم سازمان دادن امور بود؛ بنابراین احتمال اینکه عضدالدوله نزد خصیبی شاگردی کرده باشد، اندک است؛ زیرا وی هنگام فوت خصیبی 21 ساله بوده است و هرکدام از آنها چندین فرسخ با هم فاصله داشته‌اند (عثمان، 192). 
از دیگر امرای آل‌بویه که نامشان در زمرۀ شاگردان خصیبی آورده شده است، معزالدولۀ دیلمی (حک‍ 320-356 ق) است که بنا به قول طویل تربیت‌یافتۀ خصیبی بود (ص 291). طویل غلبۀ معزالدوله بر عراق و اهواز و کرمان را که بدون جنگ صورت گرفت، جز تأثیر خصیبی محقق نمی‌داند (همانجا). اما این ارتباط نیز بعید به نظر می‌رسد، زیرا معزالدوله و خصیبی در مناطقی دور از هم به دنیا آمدند و زیستند و هرکدام از آنها اهدافی متفاوت از یکدیگر داشتند (عثمان، همانجا). 
خصیبی پس از گذاری که به خراسان و دیلم داشت، روانۀ عراق شد؛ بیشتر فعالیتهای او در بغداد صورت گرفت و بسیاری از وقایع زندگی وی نیز از آن پس روی داد. در عراق گرایش وی به تصوف که مرتبط با تشیع خاص او بود، وی را به مشکل انداخت و به زندان افتاد. وی که با حمدانیین رابطۀ نزدیکی داشت، به حلب نزد بنی‌ربیعه و بنی‌تغلب آمد و به سیف‌الدوله (حک‍ 333-356 ق) پناهنده شد. سیف‌الدوله ازجمله امرای حمدانی بود که خصیبی با وی رابطه‌ای صمیمانه داشت؛ طویل سیف‌الدوله را از شاگردان خصیبی و کارگزاران سیاسی وی می‌داند (ص 324) که امیر تحت حمایت معنوی او بوده است (همو، 314). اما این نظر که سیف‌الدوله شاگردی خصیبی را کرده باشد، مورد مناقشه است، زیرا خصیبی دوره‌ای طولانی از حیات خود را خارج از بلاد شام و در مصر، جایی که به دنیا آمده بود، گذراند و هنگام تأسیس حکومت حمدانیین به دست سیف ‌الدوله (333 ق / 945 م) بود که خصیبی به سوریه آمد و در حلب اقامت گزید، در حالی‌که حمدانیین تا قبل از این تاریخ در موصل بودند و خصیبی در زمان تأسیس دولت حمدانی 73 ساله بود و 10 سال قبل از مرگ سیف‌الدوله درگذشت؛ در نتیجه تنها 13 سال معاصر سیف‌الدوله بوده است و اواخر عمر نیز به پیری مفرطی دچار گشته بود. نیز در کتابهای تاریخی‌ای که از دولت حمدانیین و سیف‌الدوله بحث می‌کنند، نامی از وی برده نشده است و در این خصوص تنها می‌توانیم به سخن ابن حجر اشاره کنیم مبنی بر اینکه خصیبی راهنما و مرشد سیف‌الدوله بوده است (2 / 517). از گفتۀ طویل تنها می‌توان نتیجه گرفت که وی دورۀ کوتاهی تحت تعالیم خصیبی بوده است (نک‍ : عثمان، 194-195). 
خصیبی که در حلب و در پناه سیف‌الدوله سکنا گزیده بود، در بسط آموزه‌های خود کوشا بود (طویل، 259). در 345 ‌ق / 956 م سیف‌الدوله با رومیان جنگید و درگیری وی تا رسیدن به آماسیه به طول انجامید و در تمام این نزاعها مرشد وی خصیبی بود (همو، 316). بنا به قول طویل، در اثنای درگیری سیف‌الدوله با رومیان بود که خصیبی کتاب معروف خود الهدایة الکبرى را تألیف کرد و آن را به فرزند معنوی خود، سیف‌الدوله، اهدا کرد (ص 318). 
خصیبی در 86 سالگی وفات یافت و قبر وی در شمال حلب، به نام «الشیخ یابراق» معروف است (همو، 259؛ موسى، 264). 
طویل بر آن‌ است که امرای فاطمی نیز از شاگردان خصیبی بوده‌اند (همانجا)؛ نگاهی اجمالی به زندگی 3 امیر نخست صحت و سقم این ادعا را روشن می‌سازد. ابتدا عبیدالله مهدی، پس از وی پسرش، القائم بامرالله نزار، و سپس پسر القائم، المنصور باللٰه اسماعیل به امارت رسیدند. عبیدالله مهدی در سلمیه از بلاد شام و در 259 ق متولد شد. وی در 296 ق و در 37 سالگی به سبب تـرس از قرامطه ــ که کمر بـه قتل وی بسته بودند ــ سوریه را به قصد مغرب ترک کرد و ماندۀ عمرش را در آنجا گذراند و سرانجام در 322 ق در مهدیه وفات یافت. از این‌رو بعید به نظر می‌رسد که نزد خصیبی شاگردی کرده باشد، حال آنکه خصیبی از وی کوچک‌تر بود و بعد از او به شام وارد شد (نک‍ : عثمان، 196). 
نیز در 279 ق القائم بامرالله در سلمیه متولد شد و در 17 سالگی (296 ق) به همراه پدرش به مغرب هجرت کرد و در مهدیه به سال 334 ق وفات یافت، که این تاریخ یک سال پس از اقامت خصیبی در حلب بود (همو، 197). المنصور باللٰه اسماعیل نیز در 302 ق در قیروان متولد شد و در 341 ق در منصوریه وفات یافت (نک‍ : همانجا). 
خصیبی کارگزارانی در امور دینی داشت؛ جانشین وی در بغداد سید علی جسری بود و محمد بن علی جلی جانشین دیگر وی در حلب بود (طویل، 260). مرکز بغداد در واقعۀ مشهور هلاگو منقرض شد؛ مرکز حلب نیز پس از محمد جلی به لاذقیه انتقال یافت و ریاست آن را سرور بن قاسم طبرانی برعهده گرفت (همو، 259). مباشر دیگر وی ابوحسن طوسی (طرسوسی؟) صغیر بود؛ نیز ابوحسن طَرَسوسی (طوسی؟) کبیر، که از بزرگان علویۀ کیلیکیا (از عواصم) بود (همو، 261)؛ ابومحمد قیس بدیعی و ابومحمد حسن بن محمد اعزازی نیز از دیگر شاگردان خصیبی محسوب شده‌اند (نک‍‌ : «لمحات ... »، 5). 
آراء محمد بن نصیر، به وسیلۀ جنبلانی دنبال شد و خصیبی این عقاید را به سوریه منتقل کرد. این جریان دارای عقایدی غلو‌آمیز بود (نوبختی، 78). همین امر موجب می‌شد تا مورخان داوریهای مختلفی دربارۀ وی داشته باشند. برخی رویکردی طعنه‌آمیز نسبت به وی دارند، برخی جنبۀ بی‌طرفی گرفته‌اند و گروهی نیز زبان به مدح وی گشوده‌اند. ازجمله ابوالعباس بن عقده وی را ستوده است (ابن حجر، 2 / 517؛ امین، 5 / 491) و نیز تلعکبری از وی روایت کرده است (طوسی، رجال، 423)، اما ابن‌غضائری وی را کذاب، و نوشته‌های او را مردود دانسته است (ص 54). نجاشی (ص 67)، طوسی ( الفهرست، 103)، علامۀ حلی (ص 217) و ابن داوود (ص 240) نیز با ابن‌غضائری همراه شده‌اند؛ البته امین در اعیان الشیعه می‌گوید: اگر آنچه که به وی نسبت می‌دهند، درست باشد، چرا سیف‌الدوله که به صحت عقیدۀ اسلامی و دوستی اهل بیت مشهور است، به وی اقتدا می‌کرد؟ (همانجا). 

آثـار

الهدایة الکبرى، یکی از مهم‌ترین آثار او ست. این کتاب در تاریخ ائمه و معجزات ایشان تألیف یافته، و مشتمل بر اخبار بسیاری در مناقب اهل بیت و احادیث مروی از آنها ست (نک‍ : جم‍‌ ). خصیبی هدایة را برای سیف‌الدوله و به هنگام درگیری وی با رومیان (345 ق) تألیف کرد (طویل، 318). وی در این کتاب کوشیده است تا از عقاید غالیه دوری کند، شاید بدین جهت که آن را برای سیف‌الدوله تألیف کرده است و کوشیده تا با آن به وی نزدیکی جوید. به هر روی هدایة کتابی کلامی و تاریخی است که جنبۀ کلامی آن بر جنبۀ تاریخی آن ترجیح دارد. در این کتاب مؤلف پس از معرفی نسبتاً کاملی که از هر یک از معصومین به دست می‌دهد، به اثبات نبوت پیامبر (ص) و امامت ائمه (ع) می‌پردازد. کتاب بر اساس شمار و ترتیب معصومین از 14 باب تشکیل شده است (نک‍‌ : «لمحات»، 14-15). الهدایة الکبرى برای نخستین‌بار در 1406 ق / 1986 م در بیروت با یک مقدمۀ 22 صفحه‌ای چاپ و منتشر شد؛ یک نسخۀ خطی از آن نیز در کتابخانۀ آیت‌الله نجفی مرعشی به شمارۀ‍ 973‘2 موجود است. 
دیگر آثار خصیبی اینها ست: دیوان الشامی و دیوان غریب، که سزگین و بروکلمان علاوه بر هدایة این دو دیوان را نیز منسوب به وی دانسته‌اند (GAL, S, I / 326; GAS, I / 584)، اما در منابع دیگر نامی از این کتابها برده نشده است؛ اخوان؛ مسائل؛ تاریخ الائمة؛ رسالة؛ اسماء النبی؛ اسماء الائمة، که شاید همان تاریخ الائمة باشد (امین، همانجا)؛ مائدة: این کتاب نیز گمان می‌رود همان کتاب مسائل باشد (همانجا). البته بروکلمان مائده را نیـز از جملۀ آثـار وی ذکر می‌کند (GAL, S، همانجا)؛ کتاب فی احوال اصحاب الائمة و اخبارهم، که افندی در ریاض العلماء می‌گوید نسخه‌ای از این کتاب نزد وی است (2 / 50). این اثر و نیز آثار یادشده با عنوان تاریخ الائمة، اسماء ‌النبی (ص)، و اسماء الائمه (ع)، همه ظاهراً اشاره به همان الهدایة الکبرى هستند که محمدرضا حسینی مضامین آن را با دیگر کتب متقدم شیعه در تاریخ اهل بیت به هم‌سنجی و مقابله نهاده و در اثری با عنوان تاریخ اهل البیت (چ قم، 1410 ق) آن را ارائه کرده است. 
خصیبی اشعاری نیز در مدح اهل بیت دارد (امین، همانجا). 

مآخذ

آقابزرگ، الذریعة؛ ابن‌حجر عسقلانی، احمد، لسان المیزان، به کوشش محمد عبدالرحمان مرعشلی، بیروت، 1416 ق؛ ابن داوود حلی، حسن، الرجال، نجف، 1392 ق؛ ابن‌غضائری، احمد، الرجال، به کوشش محمدرضا حسینی جلالی، قم، 1422 ق؛ افندی، عبدالله، ریاض العلماء، به کوشش احمد حسینی، قم، 1401 ق؛ امین، محسن، اعیان الشیعة، بیروت، 1403 ق؛ بدوی، عبدالرحمان، مذاهب الاسلامیین، بیروت، 1973 م؛ خصیبی، حسین، الهدایة الکبرى، بیروت، 1406 ق؛ شهرستانی، محمد، الملل و النحل، به کوشش محمد سید کیلانی، بیروت، 1404 ق؛ طوسی، محمد، رجال، قم، 1415 ق؛ همو، الفهرست، به کوشش محمود رامیار، مشهد، 1351 ش؛ طویل، محمد امین غالب، تاریخ العلویین، بیروت، دارالاندلس؛ عثمان، هاشم، تاریخ العلویین، بیروت، 1418 ق / 1997 م؛ علامۀ حلی، حسن، رجـال، به کـوشش محمدصادق بحرالعلـوم، نجف، 1381 ق / 1961 م؛ «لمحات عن الکتاب و المؤلف»، الهدایة الکبرى (نک‍ : هم‍ ، خصیبی)؛ نجاشی، احمد، رجال، به کوشش موسى شبیری زنجانی، قم، 1417 ق؛ نوبختی، حسن، فرق الشیعة، به کوشش هلموت ریتر، استانبول، 1931 م؛ نیز: 

GAL, S; GAS; Moosa, M., Extremist Shiʾites, New York, 1987. 

سمیه ربیعی

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: