صفحه اصلی / مقالات / اعجاز القرآن /

فهرست مطالب

اعجاز القرآن


آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 24 مهر 1398 تاریخچه مقاله

اِعْجازُ الْقُرْآن، عنوان مبحثی در علوم قرآنی كه در باب وجه معجزه بودن قرآن كریم و بررسی آن گشوده شده، اما در عین حال، با بحثهایی در حوزۀ كلام اسلامی و ادب عربی نیز مربوط بوده است.
اعجاز در لغت از مادۀ عجز و به معنای «عاجز ساختن یا عاجز یافتن» آمده است. منشأ شكل‌گیری مبحث اعجاز قرآن از آنجاست كه در فرهنگ اسلامی، قرآن كریم به عنوان مهم‌ترین معجزۀ رسول اكرم (ص) شناخته شده است؛ اما از امتیازات قرآن كریم آن است كه در كنار جنبۀ اعجاز، كتاب شریعت نیز هست و در واقع دعوتی است كه خود بر صدق خود دلالت دارد.
اگرچه اعجاز تعبیری قرآنی نیست، اما در قرآن كریم بر معجزه بودن آن اشاراتی رفته است. دانسته است كه برخی از معاندان رسول اكرم (ص)، آیات نازلۀ قرآن كریم را سخنی بشری می‌دانستند (مدثر / 74 / 25) و مدعی بودند كه اگر بخواهند، خود نیز می‌توانند سخنانی از همان سنخ بر زبان رانند (انفال / 8 / 31)؛ اما در قرآن كریم، با تكیه بر الٰهی بودن این سخنان، آوردن مانند آنها ناممكن شمرده شده است (طور / 52 / 33-34). در قرآن كریم از معاندان دعوت شده كه برای اثبات مدعای خود، 10 سوره، یا حتى یك سوره همچون سوره‌های قرآن بیاورند (یونس / 10 / 38؛ هود / 11 / 13) و نیز آمده است كه البته هرگز بر چنین امری توفیق نخواهند یافت (بقره / 2 / 24). این دعوت به ناممكن كه در فرهنگ اسلامی با اصطلاح تحدّی (ه‍ م) معارضه‌طلبی شناخته شده است، در واقع به اثبات رساندن عجز كفار از چنین امری، یا به تعبیری دیگر «اعجاز» است.
موضوع تحدی، نه تنها در عهد حیات رسول اكرم (ص)، بلكه فراتر از آن برهۀ زمانی نیز مورد توجه علمای اسلام قرار گرفته، و بر این مطلب كه در طول تاریخ اسلام، كسی را توانایی آوردن چیزی مانند قرآن كریم نبوده است، به عنوان روشن‌ترین نشانه بر اعجاز قرآن و حقانیت نبوت آن حضرت تكیه شده است. با توجه به ارتباط این مبحث با موضوعات علم كلام در باب نبوت، موضوع اعجاز قرآن به محافل و آثار كلامی نیز راه یافته، و این امر موجب پدید آمدن بحثهایی نظری در حوزۀ اعجاز قرآن بوده است.
از نخستین متكلمان كه به بحث در بارۀ وجه اعجاز قرآن پرداخته‌اند، ابراهیم نظام است كه معتقد بود وجه این اعجاز در بلاغت و نظم خاصی نیست، بلكه معجزه در آنجاست كه هرگاه فردی از معاندان برآن شود تا به ساختن سخنانی همانند قرآن بپردازد، با ارادۀ الٰهی، «داعی» از آن فرد برگردانده شده (صَرف)، شخص قهراً از اهتمام به آن عمل ممنوع می‌گردد (نك‍ : شهرستانی، 1 / 58؛ سیوطی، الاتقان، 4 / 7). این نظر با اشاره به تعبیر «صرف الدواعی عن المعارضه»، به نظریۀ «صَرفه» شهرت یافته است. بر مبنای این نظریه، در واقع وجه اعجاز قرآن، امری خارج از قرآن بوده است.
نظریۀ صرفه حتى در میان معتزله با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو نشد، اما همواره هواداران محدودی داشت و در این میان شایان ذكر است كه برخی از عالمان امامیه، همچون شیخ مفید و سید مرتضى با تفسیر خاص خود، از این نظریه دفاع می‌كرده‌اند (نك‍ : مفید، 18؛ سید مرتضى، «جوابات ... »، 323-327؛ قس: راوندی، 3 / 981). البته باید توجه داشت كه بر مبنای نظریۀ صرفه، با تفسیرهای متفاوتی دربارۀ چگونگیِ این «صرف»، آراء گوناگونی از سوی عالمان مسلمان به میان آمده است (مثلاً نك‍ : ابن عطیه، 1 / 71-72؛ فخرالدین، 2 / 115-116؛ برای نقد و بررسی اقوال دربارۀ صرفه، نك‍ : معرفت، 4 / 137-190).
نظریۀ اِخبار از غیب، یا به تعبیر دیگر خبر دادن از وقایعی در آینده و حتى در گذشته كه صدق گفتار آن به اثبات رسیده، نظریۀ دیگری است كه طی قرون متمادی در كنار دیگر نظریه‌ها وجود داشته است؛ در واقع در برخورد با این نظریه، نمی‌توان از عالمان اسلامی مخالفانی را برای آن برشمرد، اما میزان تأكید صاحب‌نظران بر این نكته به عنوان وجه اعجاز قرآن متفاوت بوده است؛ اگر در میان عالمان متقدم كسانی بوده باشند كه اخبار از غیب را به‌عنوان وجه اصلی اعجاز مطرح كرده باشند (نك‍ : خطابی، 23-24؛ باقلانی، 48-51)، اما از ابراهیم نظام گرفته تا عالمان معاصر، همواره این وجه به عنوان یكی از وجوه اعجاز قرآن در كنار وجه اصلی مختار مطرح بوده است (برای ابراهیم نظام، نك‍ : شهرستانی، همانجا؛ برای بحثی دربارۀ پیشینۀ اعجاز علمی قرآن، نك‍ : حمصی، 88-93).
نظریۀ دیگری كه در بحث مربوط به وجه اعجاز، از نظریه‌های مهم و شاید مؤثرترین نظریه در تاریخ این مبحث محسوب می‌شود، «نظم» قرآن است كه به طور مشخص، عمرو بن بحر جاحظ، ادیب و متكلم معتزلی از نخستین تبیین كنندگان آن به شمار می‌رود. اساس نظریۀ یاد شده برخلاف صرفه، مبنی بر این است كه قرآن خود كلامی اعجازآمیز است و از همین رو كسی را توان آوردن نظیر آن نیست. در این نظریه مانع و صارف معاندان از آوردن نظیر قرآن، صفتی خاص در خود قرآن، و در واقع نظم خاص موجود در كلام آن دانسته شده است. جاحظ این نظریه را در كتابی با عنوان نظم القرآن تبیین كرده بود كه اكنون نسخه‌ای از آن در دست نیست و تنها می‌توان بر اساس اشارات موجود در دیگر آثار جاحظ و نیز نوشته‌های دیگر مؤلفان بر محتوا و مضامین آن اطلاع یافت. به طور خلاصه، باید گفت كه جاحظ در این نظریۀ خود، «نظم» و «تألیف» موجود در كلام قرآن را با نظم و تألیف دیگر آثار، دارای تفاوتی از دو سنخ دانسته، و بر این اعتقاد بوده كه بشر به طور طبیعی از آوردن مثل كلام قرآنی عاجز و ناتوان است (نك‍ : سیوطی، الاتقان، 4 / 6-7؛ نیز مخلوف، 39-41).
نظریۀ نظم قرآن در دوره‌های بعد، هم از سوی متكلمان و هم از سوی ادیبان مورد توجه قرار گرفته، و الهام‌بخش عالمانی از مكاتب گوناگون بوده است. در حوزۀ علم كلام، پس از جاحظ كسانی از معتزله، مانند ابن اخشید و ابوعلی حسن بن علی بن نصر نیز با تألیف آثاری با عنوان نظم القرآن، به ادامۀ مسیر جاحظ پرداختند (برای این آثار، نك‍ : ابن‌ندیم، 41)، اما این نظریه در مكاتب كلامی دیگر نیز تأثیری مهم برجای نهاده بود.
از مهم‌ترین نمونه‌های گسترش این نظریه در حوزۀ كلام اشعری، كتاب اعجاز القرآن قاضی ابوبكر باقلانی است كه به گفتۀ مؤلف (نك‍ : ص 7) وی در این اثر برآن بوده تا به بسط موضوعاتی در نظم قرآن پردازد كه جاحظ به اجمال از آنها گذر كرده است. باقلانی با وجود آنكه تا حد ممكن به بحث خود صورت متكلمانه داده است، اما به ناچار بخشی عمده از بحث خویش را به مباحث بلاغی اختصاص داده، و به بررسی وجوه بیان در قرآن و اختصاصات آن پرداخته است. وی در بخشی از اثر خود، به صراحت اظهار داشته كه اعجاز قرآن متعلق به بیان آن است و قرآن در اعلى درجه از منازل بیان از تعدیل نظم و سلاست، زیبایی سخن، گوش‌نواز بودن آهنگ و روانی بر زبان قرار گرفته است (نك‍ : ص 419).
بیشترین گسترش نظریۀ نظم، در آثار ادیبانی دیده می‌شود كه سعی داشتند تا با تبیین و تدوین صناعات ادبی و علم بلاغت، اعجاز مشهود در كلام قرآنی را آشكارتر سازند. كتاب الصناعتین ابوهلال عسكری (د ح 400 ق)، با وجود اینكه اثری ادبی است و دربارۀ دو صنعت شعر و نثر نوشته شده، اما از آنجا كه انگیزۀ اصلی تألیف آن اثبات اعجاز قرآن بوده است، به این مبحث ارتباط می‌یابد. به گفتۀ مؤلف در مقدمۀ كتاب، انسان اگر از علم فصاحت و بلاغت غافل باشد، هرگز قادر نیست اعجاز قرآن را با آن خصوصیات، از حسن تألیف و براعت تركیب درك نماید (نك‍ : ابوهلال، 2؛ نیز مخلوف، 52-53).
در ادامۀ راه جاحظ و ابوهلال عسكری، به عنوان نقطۀ عطفی باید از عبدالقاهر جرجانی (د 471 ق / 1078 م) یاد كرد كه با انگیزۀ تبیین اعجاز قرآن، راه تدوین علم بلاغت را پیموده است. در مروری بر مقدمۀ كتاب دلائل الاعجاز (مدخل، «ص ـ خ»، نیز ص 2- 8) می‌توان دید كه مؤلف پس از اصل قرار دادن نظریۀ نظم قرآن، جنبه‌های گوناگون زبان عربی را مورد بررسی قرار داده، و در این میان، بر این نكته تأكید داشته كه اعجاز قرآنی به وجوه بلاغت بازمی‌گشته است. در همین راستا، جرجانی برای فراهم آوردن امكان دركی عمیق‌تر از اعجاز قرآن، به مدون ساختن وجوه فصاحت و بلاغت و مشخص كردن اقسام مختلف «نظم» پرداخته، و نخستین گام مهم را در این زمینه با تألیف دو اثر ماندگار خود، دلائل الاعجاز و اسرار البلاغه برداشته است. گفتنی است جرجانی افزون بر این دو اثر، چكیدۀ دیدگاه خود را دربارۀ نظریۀ نظم و بلاغت، در رساله‌ای با عنوان «الرسالة الشافیه» نیز منعكس ساخته است (نك‍ : ص 117- 158).
در مرور بر مهم‌ترین وجوه بیان شده برای اعجاز قرآن، همچنین باید به تأثیر ناشناختۀ قرآن بر شنوندگان اشاره كرد كه از نخستین مطرح كنندگان آن ابوسلیمان خطّابی (د 388 ق / 998 م) است. وی در رسالۀ خود در باب اعجاز قرآن پس از نقد و بررسی آراء گوناگون ارائه شده در این زمینه، در پایان به عنوان فصل الخطاب به طرح نظریه‌ای می‌پردازد كه به تعبیر خود، پیش‌تر به آن كمتر توجه شده بوده، و آن كاركردِ قرآن بر قلوب و تأثیر آن بر نفوس مردمان است. وی در توضیح می‌افزاید كه به هنگام شنیدن قرآن گاه چنان لذت و حلاوت، و گاه چنان ترس و مهابتی بر انسان چیره می‌شود كه از كلامی دیگر معهود نیست. از نظر خطابی این تأثیر برای هر آشنا به زبان عرب مصداق می‌یابد و تغییر حالت عتبة بن ربیعه از سران مشركین در اثر شنیدن آیاتی از سورۀ حم سجده، نمونه‌ای از تأثیر شگفت آن بر معاندان است (نك‍ : خطابی، 70-71).
نظریۀ خطابی در طی قرون متمادی پس از او كمتر با استقبال عالمان مواجه شده است؛ از جملۀ این موارد باید به دیدگاه باقلانی و نیز ابن عطیه، مفسر اندلسی (د 542 ق / 1147 م) اشاره كرد كه می‌تواند تلفیقی از نظریۀ خطابی با نظریۀ نظم تلقی گردد (نك‍ : باقلانی، 419؛ ابن عطیه، 1 / 71-72). شكل نوین این نظریه را می‌توان با تعابیری چون «جذبۀ روحی» از صاحب نظرانی چون هبةالدین شهرستانی، محمد حسین كاشف الغطاء، محمد رشید رضا و مصطفى صادق رافعی سراغ گرفت (نك‍ : معرفت، 4 / 103).
در خاتمۀ سخن از نظریات موجود در باب وجه اعجاز باید یادآور شد كه موارد مذكور تنها مهم‌ترین نمونه‌های این نظریه‌ها هستند و دیگر اینكه، صاحب‌نظران در خلال قرون، خود را ملزم نمی‌دانسته‌اند كه تنها یك وجه را از میان وجوه مطرح شده قابل قبول بدانند. از همین روست كه در بسیاری از مباحث عالمان در باب اعجاز القرآن، فراوان دیده می‌شود كه وجوه متعددی مطرح شده، و گاه وجه خاصی را مورد تكیه قرار داده‌اند. به عنوان نمونه، طرحی متشكل از وجوه متنوع در بحث علی بن عیسى رمانی، از متكلمان نامدار معتزله (د 384 ق / 994 م) دیده می‌شود (نك‍ : رمانی، 75 به بعد؛ ابن حمزه، 3 / 367-413؛ سیوطی، معترك ... ، 12 به بعد؛ نیز برای برخی آراء متأخران، نك‍ : معرفت، 4 / 103-136).

مآخذ: در پایان مقاله. محمد هادی معرفت


كتاب شناسی اعجاز القرآن

از آغاز عصر تدوین تا زمان حاضر، در خلال قرون متمادی عالمان اسلامی چه با اختصاص دادن بخشی از آثار خود به مبحث اعجاز القرآن، و چه با تألیف آثاری مستقل در این زمینه، به تحریر بحث و بیان نظریات خود پرداخته‌اند. در میان آثار مستقل، به عنوان نخستین نوشته‌ها، از دو اثرِ متكلمان معتزله نام برده شده است كه در حال حاضر نسخه‌ای از آنها شناخته نیست؛ این دو اثر عبارتند از: اعجاز القرآن از ابوعمر محمد بن عمر باهلی، از معتزلۀ بصره و معاصران ابوعلی جبایی و دیگر اعجاز القرآن فی نظمه و تألیفه نوشتۀ ابوعبدالله محمد بن زید واسطی (د 306 ق / 918 م) از معتزلۀ بغداد كه ابن ندیم بدون توضیحی به آنها اشاره كرده است (ص 41، 219، 220). اهم آثار بعدی اینهاست: 1-2. النكت فی اعجاز القرآن، اثر علی ابن عیسى رمانی (د 384 ق)، از علمای معتزلۀ بغداد، و بیان اعجاز القرآن، اثر ابوسلیمان حمد بن محمد خطابی (د 388 ق)، از علمای اصحاب حدیث خراسان كه هر دو در مجموعۀ ثلاث رسائل فی اعجاز القرآن در 1376 ق / 1956 م در مصر به چاپ رسیده، و بارها تجدید چاپ شده‌اند (برای تداول النكت، نك‍ : رودانی، 123)؛ 3. اعجاز القرآن، اثر قاضی ابوبكر باقلانی (د 403 یا 404 ق) كه چاپهایی متنوع از آن انتشار یافته،و خود موضوع تحقیق برخی از صاحب‌نظران از جمله عبدالرئوف مخلوف قرار گرفته است؛ 4. دلائل الاعجاز، تألیف عبدالقاهر جرجانی (د 471 ق) از نخستین تدوین كنندگان بلاغت عربی كه بارها به چاپ رسیده، و خود موضوع پژوهشهای متعددی بوده است (ازجمله نظریة عبدالقاهر فی النظم، از درویش جندی، چ قاهره، 1960 م)؛ 5. الرسالة الشافیة فی اعجاز القرآن، نوشتۀ عبدالقاهر جرجانی كه به‌عنوان متن سوم در مجموعۀ ثلاث رسائل ... منتشر شده است (چاپ دیگر به همراه دلائل الاعجاز، به كوشش محمود شاكر، قاهره، 1984 م)؛ 6. نهایة الایجاز فی درایة الاعجاز، اثر فخرالدین رازی متكلم نامدار (د 606 ق) كه در 1317 ق در مطبعة الآداب به چاپ رسیده است؛ 7- 9. التبیان فی علم البیان المطلع على اعجاز القرآن، البرهان الكاشف عن اعجاز القرآن و المجید عن اعجاز القرآن المجید، كه همگی از آثار كمال‌الدین زملكانی (د 651 ق) است. از این 3 اثر، كتاب التبیان به كوشش احمد مطلوب و خدیجه حدیثی در 1383 ق / 1964 م در عراق به چاپ رسیده است؛ كتاب البرهان كه گاه به نوادۀ او ابوالمعالی ابن زملكانی (د 727 ق) منسوب گشته، نیز به كوشش همان دو تن در 1394 ق / 1974 م منتشر شده، و كتاب المجید در 1410 ق / 1989 م به كوشش د. شعبان صلاح در همان سال در مصر انتشار یافته است؛ 10. البرهان فی اعجاز القرآن، از ابن ابی اصبع زكی‌الدین عبدالعظیم (د 654 ق)، ادیب مصری كه خود در اثر دیگرش به داشتن چنین كتابی تصریح كرده (ص 15)، و آربری نسخه‌ای از آن را در كتابخانۀ چستربیتی دوبلین نشان داده است (نك‍ : آربری، شم‍ 4255). 11. معترك الاقران فی اعجاز القرآن، از آثار سیوطی (د 911 ق) كه از جامع‌ترین نوشته‌ها در باب وجوه گوناگون اعجاز قرآن است و مكرراً به چاپ رسیده است؛ 12. الایقان فی اعجاز القرآن، از محمد كریم خان كرمانی (د 1288 ق) از بزرگان شیخیه كه در ضمن مجموعة الرسائل در 1354 ش در كرمان انتشار یافته است (نیز برای نمونه‌ای در باب اعجاز حروف قرآن از سدۀ 9 ق، نك‍ : میراث ... ، ج 8، متن شم‍ 4).
در میان آثار یافت نشده در این زمینه، می‌توان از این آثار نیز یاد كرد: اعجاز القرآن ابن ابی زید قیروانی (د 386 ق)، از علمای مالكی افریقیه (ذهبی، 17 / 11)؛ اثری با همین عنوان از ابن سراقۀ بصری (د 410 ق)، فقیه شافعی (سیوطی، الاتقان، 4 / 3)؛ الكلام فی وجوه اعجاز القرآن و جوابات ابی الحسن سبط المعافی بن زكریا فی اعجاز القرآن، دو عنوان از آثار شیخ مفید (د 413 ق) عالم نامدار امامی (نجاشی، 400)؛ الموضح عن جهة اعجاز القرآن، یا الصرفة، اثر سیدمرتضى (د 436 ق)، از دیگر شخصیتهای برجستۀ امامیه (همو، 270؛ سید مرتضى، الذخیرة، 378؛ طوسی، 125)؛ اعجاز القرآن، نوشتۀ محسن بن حسن نیشابوری خزاعی از عالمان امامیه در سدۀ 5 ق (منتجب‌الدین، 156) و اثری با همین عنوان از علی بن زید بیهقی (د 565 ق) عالم نامدار خراسانی (یاقوت، 13 / 225).
موضوع اعجاز القرآن در عصر حاضر نیز موضوع تحقیقات مستقلی قرار گرفته است كه از آن میان ــ به‌عنوان آثاری تاریخی و توصیفی ــ می‌توان به این موارد اشاره كرد: اعجاز القرآن، از مصطفى صادق رافعی (قاهره، 1346 ق / 1928 م)؛ «اعجاز القرآن فی مذهب الشیعة الامامیة»، از توفیق الفكیكی، ضمن رسالة الاسلام (قاهره، 1370 ق / 1951 م، س 3، شم‍ 3)؛ تاریخ فكرة اعجاز القرآن منذ البعثة النبویة حتى عصرنا الحاضر، اثر نعیم حمصی (نك‍ : مآخذ)؛ تطور دراسات اعجاز القرآن و اثرها فی البلاغة العربیة، از عمر ملاحویش (بغداد، 1392 ق / 1972 م)؛ اعجاز القرآن بین المعتزلة و الاشاعرة، از منیر سلطان (قاهره، 1977 م) و مقالۀ «اعجاز القرآن» از فون گرونه‌باوم در «دائرةالمعارف اسلام» (EI2, III / 1018-1020).

مآخذ: ابن ابی اصبع، عبدالعظیم، بدیع القرآن، به كوشش حفنی محمد شرف، قاهره، دارنهضة مصر للطبع و النشر؛ ابن حمزه، یحیى، الطراز، قاهره، 1332 ق / 1914 م؛ ابن عطیه، عبدالحق، المحرر الوجیز، به كوشش احمد صادق ملاح، قاهره، 1394 ق / 1974 م؛ابن ندیم، الفهرست؛ ابوهلال عسكری،حسن، كتاب الصناعتین، قاهره، 1971 م؛ باقلانی، محمد، اعجاز القرآن، به كوشش احمد صقر، قاهره، 1374 ق / 1954 م؛ جرجانی، عبدالقاهر، دلائل الاعجاز، به كوشش محمد رشید رضا، قاهره، 1331 ق؛ همو، «الرسالة الشافیة»، ضمن ثلاث رسائل فی اعجاز القرآن، به كوشش محمد خلف‌الله و محمد زغلول سلام، قاهره، 1991 م؛ حمصی، نعیم، تاریخ فكرة اعجاز القرآن، دمشق، 1374 ق / 1955 م؛ خطابی، حمد، «بیان اعجاز القرآن»، ضمن ثلاث رسائل (نك‍ : هم‍ ، جرجانی)؛ ذهبی، محمد، سیراعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، 1405 ق / 1985 م؛ راوندی، سعید، الخرائج و الجرائح، قم، 1409 ق؛ رمانی، علی، «النكت فی اعجاز القرآن»، ضمن ثلاث رسائل (نك‍ : هم‍ ، جرجانی)؛ رودانی، محمد، صلة الخلف، به كوشش محمد حجی، بیروت، 1408 ق / 1988 م؛ سید مرتضى، علی، «جوابات المسائل الرسیة الاولى»، ضمن ج 3 رسائل الشریف المرتضى، به كوشش احمد حسینی، قم، 1405 ق؛ همو، الذخیرة، به كوشش احمد حسینی، قم، 1411 ق؛ سیوطی، الاتقان، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، 1387 ق / 1967 م؛ همو، معترك الاقران، به كوشش احمد شمس‌الدین، بیروت، 1408 ق / 1988 م؛ شهرستانی، محمد، الملل و النحل، به كوشش محمد بدران، قاهره، 1375 ق / 1956 م؛ طوسی، محمد، الفهرست، نجف، 1380 ق / 1960 م؛ فخرالدین رازی، محمد، التفسیر الكبیر، قاهره، المطبعة البهیه؛ قرآن كریم؛ مخلوف، عبدالرئوف، الباقلانی و كتابه اعجاز القرآن، بیروت، 1978 م؛ معرفت، محمد هادی، التمهید فی علوم القرآن، قم، مؤسسة النشر الاسلامی؛ مفید، محمد، اوائل المقالات، به كوشش مهدی محقق، تهران، 1372 ش؛ منتجب‌الدین، علی، الفهرست، به كوشش عبدالعزیز طباطبایی، قم، 1404 ق؛ میراث اسلامی ایران، به كوشش رسول جعفریان، قم، 1377 ش، دفتر هشتم؛ نجاشی، احمد، الرجال، به كوشش موسى شبیری زنجانی، قم، 1407 ق؛ یاقوت، ادبا؛ نیز:

 

Arberry; EI2.
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث

 

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: