صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه فرهنگ مردم ایران / فرهنگ مردم (فولکلور) / زبان و ادبیات / شعر / بهاره /

فهرست مطالب

بهاره


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 8 دی 1398 تاریخچه مقاله

بَهاره، نام یکی از نغمه‎ها و ترانه‎های کردی. «وه‌هاره» یا بهاره در لغت به معنای پدیدآمده در بهار و منسوب به آن (شرفکندی، 87؛ فرهنگ ... ، 1 / 416)، به ترانه‎هایی گفته می‎شود که با فرارسیدن فصل بهار، در مناطق کردنشین خوانده می‎شود (اورنگ، 1 / 290؛ آرش، 103). بهاره تا حدودی به «بهاریه» یا اشعاری که به زبان فارسی در وصف بهار سروده شده‎اند ( لغت‎نامه ... ، ذیل واژه) شباهت دارد. 
بهاره‎ها از مهم‎ترین بخشهای ادبیات شفاهی کردی است (آمدی، 8) که در وصف زیباییهای طبیعت و معشوق خوانده‎ می‌شوند. گاه برخی بهاره‌ها به‎تدریج رنگ و بوی عرفانی گرفته، و با نام و یاد خدا در ابتدا و انتهای خود همراه شده‌اند (کاظمی، 206). ریشه و بنیاد پیدایش بهاره را باید در ویژگیهای طبیعت و جغرافیای کردستان و شیوۀ معیشت مردم کرد ازجمله کوچ‎نشینی جست‌وجو کرد (مخموری، 6). بیشتر مناطق کردنشین در دامنۀ رشته‎کوههای بلند زاگرس و کوههای بلندی ازجمله آرارات، قندیل، شاهو، حمرین، و در ساحل رودها قرار گرفته‎اند. ازاین‎رو، بهار در مناطق ساحلی و دشتها بسیار زودتر از مناطق کوهستانی، و در ماه بهمن آغاز می‎شود (کریم‎پور، 19)؛ در کرمانشاه و ایلام، بهارکردی از 30 دی آغاز و تا 4 اردیبهشت ادامه دارد (پاپ‎زن، 178).
در مناطق اورامی‌نشین استان کردستان، بهارکردی با برپایی جشن «پیر شالیار» و جشن «دیوه‌زناو» از اواخر بهمن شروع می‎شود (صفریان، 8- 9؛ طاهری، 30-32). در دیگر مناطق کردنشین ایران، عراق و جز اینها هم جشنهای مخصوص بهار کردی با نام «بیلندانه» یا جشن گذاشتن بیل و پایان برف در 15 بهمن‌ماه (خاتمۀ چلۀ ‎بزرگ) آغاز می‎شوند (سلیمی، 77- 78؛ طاهری، 84؛ معرفت، 155- 156). ویژگی مشترک جشنهای بیلندانه یا جشن بهار کردی در همۀ مناطق کردنشین، شادی و پای‌کوبی همراه با آواز و موسیقی و ترانه‎خوانی است (کراسنوولسکا، 80؛ شعاعی، 38- 39؛ کریم‎پور، 23-25؛ پاپ‎زن، همانجا؛ نیز نک‍ : ه‍ د، بهار کردی).
بهاره‎خوانی در فاصلۀ بهمن تا اردیبهشت که پایان فصل بهار کردی است، انجام می‌گیرد. در این فصل مردم پس‎ از چند ماه سکونت اجباری در خانه به‌سبب بارش برف و راه‎بندان (ماه بهمن به زبان کردی در مناطق سردسیر «ری‎بندان» (راه‎بندان) نامیده می‎شود)، از خانه‎های خود خارج می‌شدند و به همراه دامهایشان به مراتع می‎رفتند. آنان در جست‌وجوی بهار به‌صورت مداوم، محلهای زندگی خود را تغییر می‌دادند و میان مناطق مرتفع و کم‌ارتفاع جابه‌جا می‎شدند تا علوفۀ سبزتر و بیشتری به دست آورند. این مردم هنگامی که در اواخر بهار، آخرین نشانه‎های این فصل در مرتفع‎ترین نقاط از بین می‎رفت، راهِ رفته را دوباره برگشته، و در «هاوینه‌هوار» (ییلاق) سکونت می‎کردند. آوازخوانهای کرد ویژگیهای سرتاسر مسیر رفت و برگشت، خصوصیات محیطی و جغرافیایی، و آداب و رسوم خاص کوچ‎نشینها را در قالب‎ ترانه‎ها و آوازهای بهاره به شکل منظوم درآورده‎اند (مخموری، 6- 9). شبانهای نواحی یک‌جانشین هم با گله‎های بزرگ، دامنه‎های کوهستانی را درمی‎نوردیدند و دختران و پسران جوان نیز برای چرای دامها و چیدن محصولات خودرو، راهی این مناطق می‎شدند. بسیاری از بهاره‎ها را شبانان و این گروه از دختران و پسران جوان در وصف طبیعت و به شکل گفت‌وگو، سروده‎اند (رشاش، 15- 16). 
بهار فصل آغاز کار کشاورزان و باغداران کرد هم بود. برخی از ترانه‎های بهاری نیز دربارۀ شخم‌زدن، کاشتن بذر و نهال، و دیگر فعالیتهای کشاورزان سروده شده‎اند (بیخالی، 183). با آغاز فصل بهار زنان و مردان و پسران و دختران برای تفریح و چیدن گیاهان کوهی به کوهستان می‎رفتند. آوازخوانهای مرد و زن بهاره‎های بسیاری در وصف صدها گل و گیاه معطر و انواع تفریحها و بازیهای مردم در این فصل می‎سروده‎اند که از نظر فولکلوریک بسیار غنی است (رسول، 57 - 58؛ بیخالی، 183- 186؛ شیلازی، 121). 
برخی از بهاره‎ها هم دربارۀ نوع ابرهای بهاری و میزان بارش آنها ست. اگر باران زیاد می‎بارید، بهارۀ خاصی دربارۀ آن سروده می‎شد و اگر کم می‎بارید، بهارۀ دیگری دربارۀ علل و نتایج بارش کم، خوانده می‎شد (همو، 121-123). البته برخی از ترانه‎های بهاره در کنار مفهوم شادی، در بر گیرندۀ هجران و غم نیز بوده‎اند، ولی به‌رغم شکوه‎ها و گلایه‌های موجود، بهاره‎ها نسبت به پاییزه‎ها اندوه کمتری دارند (کاظمی، 206؛ نیز نک‍ : ه‍ د، پاییزه). این غم و اندوه بیشتر ریشه در کوتاهی فصل بهار داشت که زود می‎آمد و زود هم می‎رفت (مخموری، 8). بهاره‎خوانها دوستیها و خوشیهای زودگذر را به بهار تشبیه کرده‎اند.

مآخذ

 آرش، نگین، مهاباد، شهرمن، دیار من، تهران، 1386 ش؛ آمدی، ریکیش، حه‌یرانوکیت کوردی، دهوک، 2010 م؛ اورنگ، م.، فرهنگ کردی، تهران، 1347 ش؛ بیخالی، مولود قادر، له گه‌نجینه‌ی کورده‌واری، اربیل، [1986 م]؛ پاپ‌زن، عبدالحمید و نشمیل افشارزاده، آشنایی با دانش بومی دامداران کوچ‎رو ایل کلهر، کرمانشاه، 1388 ش؛ رسول، شکریه، وه‎رز و سالنامه‌ی میلل ‎له په‎ند و شیعری کوردیدا، اربیل، 2005 م؛ رشاش، حمید، ژیانی کورده‎واری، اربیل، 2011 م؛ سلیمی، هاشم، زمستان در فرهنگ مردم کرد، تهران، 1381 ش؛ شرفکندی، عبدالرحمان، فـرهنگ کـردی ـ فـارسی، تهران، 1369 ش؛ شعاعی، مالک و مهین پیرزادی، گاه‎شماری در فرهنگ کردی، ایلام، 1387 ش؛ شیلازی، جمیل محمد، روژمیرا کوردی و ده‎مناسین د گوتنین مه‎زنان دا، دهوک، 2007 م؛ صفریان، کامل و زهرا سجادی، جشن دیوه‎زناو، سنندج، 1389 ش؛ طاهری، طیب، زیگ آریایی ـ کردی، اربیل، 2010 م؛ فرهنگ دانشگاه کردستان (فارسی ـ کردی)، به کوشش ماجد مردوخ روحانی، سنندج، 1385 ش؛ کاظمی، بهمن، موسیقی قوم کرد، تهران، 1389 ش؛ کراسنوولسکا، آنا، چند چهرۀ‎ کلیدی در اساطیر گاه‌شماری ایرانی، ترجمۀ ژاله متحدین، تهران، 1382 ش؛ کریم‎پور، کریم، تقویم ایلیاتی کرمانشاه، کرمانشاه، 1381 ش؛ لغت‎نامۀ دهخدا؛ مخموری، غفور، حه‎یران، اربیل، 2001 م؛ معرفت، انور، لیکولینه وه‌یه‌ک ده‌رباره‌ی گاه‌شوماریی و سالنامه‌ی کوردی، سنندج، 1381 ش.

اسماعیل شمس

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: