صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / کلام و فرق / بیان بن سمعان تمیمی نهدی /

فهرست مطالب

بیان بن سمعان تمیمی نهدی


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 18 خرداد 1399 تاریخچه مقاله

بَیانِ بْنِ سَمْعانِ تَمیمیِ نَهْدی‌ (د 119ق‌ /737م‌)، از غُلات‌ كیسانی‌ كه‌ فرقۀ بیانیه‌ به‌ او منسوب‌ است‌. 
بیان‌ بن‌ سمعان‌ ــ كه‌ گاه‌ در برخی‌ منابع‌ بر اثر تصحیف‌ به‌ اشتباه «بنان‌» خوانده‌ شده‌ (نک‍ : كشی‌، 301، 304؛ فخرالدین‌، 57، 63؛ تستری‌، 2 /400-405، نیز نک‍ : 414، كه‌ خطای‌ خود را استدراك‌ كرده‌ است‌) ــ در كوفه‌ می‌زیسته‌ است‌ (نوبختی‌، 25؛ مقدسی‌، 5 /130). از لقب‌ وی «تَبّان‌»، پیداست‌ كه‌ ظاهراً كاه‌ فروش‌ بوده‌ است‌ (نوبختی‌، همانجا؛ قاضی‌ نعمان‌، 229). در زمرۀ گروههای‌ فعال‌ در منطقۀ عراق‌ در دو دهۀ نخست‌ قرن‌ دوم‌ هجری‌ و در سالهای‌ پس‌ از مرگ‌ ابوهاشم‌ عبدالله‌ بن‌ محمدبن‌ حنفیه‌ (ه‍ م)، بیان‌ از نظریه‌پردازانی‌ بود كه‌ با ایجاد انشعاب‌ در كیسانیه‌ و با ادعاهایی‌ گزاف‌ ــ از امامت‌ تا الوهیت‌ ــ پیروانی‌ را گرد آورد كه‌ بیانیه‌ نامیده‌ می‌شوند. باورها و اندیشه‌های‌ او، اگر چه‌ به‌ تداوم‌ كیسانیه‌ كمكی‌ نكرد، اما زمینه‌ساز رواج‌ و رشد برخی‌ فرقه‌های‌ شیعی‌ و مكتبهای‌ فكری‌ پس‌ از وی‌ از جمله‌ غلات‌ و مشبَّهه‌ گردید. 
بیان‌ در 119ق‌، همراه‌ با یكی‌ دیگر از غالیان‌ به‌ نام‌ مغیرۀ بن‌ سعید، به‌ دست‌ حاكم‌ وقت‌ كوفه‌، خالد بن‌ عبدالله‌ قسری‌ به‌ سبب‌ ادعاهای‌ گزاف‌ و یا قیام‌ بر ضد حكومت‌، به‌ همراه‌ جمعی‌ دیگر دستگیر و كشته‌ شد (نوبختی‌، همانجا؛ طبری‌، 7 /128-130؛ ابن‌اثیر، 5 /207- 209؛ صفدی‌، 10 /327؛ مقدسی‌، همانجا). دربارۀ چگونگی‌ و زمان‌ دستگیری‌ و اعدام‌ وی‌، روایتهای‌ متفاوتی‌ وجود دارد (نک‍ : بلاذری‌، 3 /307، 9 /76؛ ابوالفرج‌، 15 /121؛ العیون‌ ... ، 230-231؛ ابوحیان‌، 3 /167؛ ابن‌ حزم‌، 5 /44) كه‌ نمی‌توان‌ در مورد آنها با قاطعیت‌ اظهار نظر كرد، اما دست‌ كم‌ شعارهای‌ قیام‌ بر ضد حكومت‌ را نمی‌توان‌ در این‌ گزارشها چندان‌ جدی‌ تلقی‌ نمود، چرا كه‌ شمار همراهان‌ بیان‌ در این‌ جنبش‌، برای‌ علنی‌ ساختن‌ یك‌ قیام‌ كافی‌ نبود. از این‌ گذشته‌، هیچ‌ گزارشی‌ از درگیری‌ میان‌ ایشان‌ و مأموران‌ حكومت‌ وجود ندارد. همچنین‌ گزارشهای‌ فرقه‌نویسان‌ شیعی‌، همچون‌ نوبختی‌ و اشعری‌ قمی‌ به‌ وقوع‌ قیام‌ مشترك‌ بیان‌ و مغیره‌، و كشته‌ شدن‌ آنها در یك‌ روز، هیچ‌ اشاره‌ای‌ ندارد (نک‍ : نوبختی‌، همانجا؛ سعدبن‌ عبدالله‌، 33؛ تبصرة ... ، 169-170؛ نیز نک‍ : بلاذری‌، 3 /307؛ عبدالعال‌، 34-35، كه‌ تاریخ‌ قتل‌ بیان‌ را پیش‌ از مغیره‌ تخمین‌ زده‌ است‌). 
به‌ گزارش‌ بسیاری‌ از منابع‌، بیانیه‌ به‌ انتقال‌ امامت‌ از محمد بن‌ حنفیه‌ به‌ فرزندش‌، ابوهاشم‌ عبدالله‌ و از ابوهاشم‌ به‌ بیان‌ بن‌ سمعان‌ باور داشتند (اشعری‌، 67؛ بغدادی‌، الفرق‌ ... ، 236-237؛ سعد بن‌ عبدالله‌، 35؛ شهرستانی‌، 1 /246؛ اسفراینی‌، 32؛ ابن‌تیمیه‌، 3 /479)، اما در عین‌ حال‌ معتقد بودند كه‌ این‌ امامت‌ در جانشینان‌ محمد بن‌ حنفیه‌، نوعی‌ استخلاف‌ و جانشینی‌ در زمان‌ حیات‌ است‌ ــ چنان‌كه‌ پیامبر (ص‌) در زمان‌ حیات‌ خود، هنگامی‌ كه‌ به‌ قصد جنگ‌ از مدینه‌ خارج‌ می‌شد، كسانی‌ را به‌ عنوان‌ جانشینی‌ خود منصوب‌ می‌كرد ــ و امامت‌ در اعقاب‌ شخص‌ وصی‌ تداوم‌ نخواهد یافت‌ و با مرگ‌ او امامت‌ به‌ اصل‌ خود، یعنی‌ محمد بن‌ حنفیه‌ باز می‌گردد و او در آینده‌ به‌ عنوان‌ مهدی‌ ظهور خواهد كرد (اشعری‌، 95؛ سعدبن‌ عبدالله‌، 34؛ نشوان‌ حمیری‌، 161؛ قاضی‌ عبدالجبار، 20(2) /178). همچنین به‌ روایت‌ برخی‌ از منابع‌ (نوبختی‌، 30؛ سعدبن‌ عبدالله‌، 37)، گروهی‌ از بیانیه‌ ابوهاشم‌ را به‌ عنوان‌ مهدی‌ می‌دانسته‌اند. به‌ گمان‌ برخی‌ (بغدادی‌، الملل‌ ... ، 53-54)، از دیدگاه‌ بیانیه‌ دربارۀ امامت‌، چنین‌ بر می‌آید كه‌ آنان‌ امامت‌ را از اهل‌ بیت‌(ع‌) خارج‌ ساخته‌اند، اگر چه‌ به‌ استناد نظریۀ استخلاف‌ كه‌ پیش‌تر توضیح‌ داده‌ شد، می‌توان‌ دربارۀ صحت‌ این‌ ادعا درنگ‌ كرد. 
بیان‌ به‌ ادعای‌ امامت‌ بسنده‌ نكرد و پس‌ از مرگ‌ ابوهاشم‌، دعوی‌ نبوت‌ كرد و با غلو دربارۀ شخصیت‌ ابوهاشم‌، مدعی‌ شد كه‌ وی‌ بیان‌ را پیامبر قرار داد و گفت‌ كه‌ منظور از آیۀ شریفه «هَذا بَیانٌ لِلنّاسِ» (آل‌ عمران‌ /3 /138) نیز خود اوست‌ (نوبختی‌، 30-31؛ سعد بن‌ عبدالله‌، همانجا؛ قاضی‌ نعمان‌، 230؛ ابوحاتم‌، 297؛ بغدادی‌، الفرق‌، 237؛ ابن‌ اثیر، 5 /209؛ تبصرة، 169). 
ادعاهای‌ گزاف‌ وی‌ بدانجا رسید كه‌ نامه‌ای‌ به‌ امام‌ محمد باقر(ع‌) نوشت‌ و آن‌ حضرت‌ را به‌ اقرار به‌ نبوت‌ خود فراخواند (نوبختی‌، سعد بن‌ عبدالله‌، ابوحاتم‌، قاضی‌ نعمان‌، صفدی‌، همانجاها؛ شهرستانی‌، 1 /246-247؛ ذهبی‌، 230). گفتنی‌ است‌ كه‌ بیان‌ به‌ همراه‌ جمعی‌ دیگر از غالیان‌ معروف‌، همواره‌ مطرود و مورد تكذیب‌ امامیه‌ و امامان‌ شیعه‌ بوده‌ است‌ (نک‍ : كشی‌، 290-291، 301-305). از این‌ گذشته‌ بنا بر گزارشهایی‌، میان‌ وی‌ و یاران‌ امام‌ باقر(ع‌) روابط دوستانه‌ای‌ برقرار نبوده‌ است‌ و او به‌ اتفاق‌ مغیرة بن‌ سعید، یاران‌ حضرت‌ را تكفیر می‌كرده‌اند (بلاذری‌، همانجا؛ العیون‌، 230). بنابراین‌، به‌ گزارش‌ نوبختی‌ (ص‌ 25) و سعد بن‌ عبدالله‌ اشعری‌ (ص‌ 33)، دالّ بر اینكه‌ بیان‌ زمانی‌ مدعی‌ جانشینی‌ امام‌ محمد باقر (ع‌) بوده‌ است‌، نمی‌توان‌ چندان‌ اعتماد كرد و به‌رغم‌ نظر برخی‌ از محققان‌ (وات‌، 51)، صحیح‌تر آن‌ است‌ كه‌ بگوییم‌ در این‌ مورد میان‌ بیان‌ بن‌ سمعان‌ و مغیرة بن‌ سعید خلط شده‌ است‌ و به‌ علت‌ یكی‌ بودن‌ زمان‌ و مكان‌ و اعتقادات‌ مشترك‌ آن‌ دو، ادعاهای‌ یكی‌ را به‌ دیگری‌ نسبت‌ داده‌اند (نک‍ : قاضی‌، 247؛ عبدالعال‌، 35-36). 
به‌ گزارش‌ ابن‌ قتیبه‌ (2 /65)، بیان‌ بن‌ سمعان‌ نخستین‌ كسی‌ است‌ كه‌ نظریۀ خلق‌ قرآن‌ را مطرح‌ كرده‌، و بدان‌ باور داشته‌ است‌ (نیز نک‍ : احمد ابن‌ ابراهیم‌، 1 /56)، اما چنان‌كه‌ برخی‌ از محققان‌ اظهار داشته‌اند، در گزارش‌ مذكور، میان‌ بیان‌ و جعد بن‌ درهم‌ (ه‍ م) كه‌ وی‌ نیز به‌ دست‌ خالد بن‌ عبدالله‌ قسری‌ كشته‌ شد، خلط شده‌ است‌ (نک‍ : مادلونگ‌، 505). 
بیانیه‌ تنها به‌ این‌ دلیل‌ یكی‌ از فرق‌ كیسانی‌ به‌ شمار می‌آیند كه‌ بیان‌ بن‌ سمعان‌ در رقابت‌ بادیگر گروههای‌ كیسانی‌، مدعی‌ جانشینی‌ ابوهاشم‌ بوده‌ است‌. اما صرف‌ نظر از این‌ نكته‌، باورهای‌ فرقۀ بیانیه‌، دربرگیرندۀ طیفی‌ از اندیشه‌های‌ غالیانه‌ و ادعاهای‌ گزاف‌ است‌ ــ فارغ‌ از انگیزه‌های‌ سیاسی‌ و مبارزه‌ طلبی‌ نهفته‌ در آن‌ ــ كه‌ از این‌ جهت‌، در زمرۀ یكی‌ از گروههای‌ مهم‌ غلات‌ شیعی‌ جای‌ می‌گیرد (اشعری‌، 66؛ بغدادی‌، همان‌، 23؛ قاضی‌، 238-239). نوبختی‌ (ص‌ 32) كه‌ از قدیم‌ترین‌ و معتبرترین‌ منابع‌ در شناساندن‌ فرقه‌ها و جریانهای‌ داخلی‌ شیعه‌ به‌ شمار می‌آید، پس‌ از ذكر فرقه‌های‌ كیسانیه‌ و برخی‌ انشعابهای‌ آن‌، همچون‌ عباسیه‌ و حارثیه‌، اظهار می‌دارد كه‌ نخستین‌ جریانهای‌ فكری‌ غالیان‌، از درون‌ همین‌ فرقه‌ها بیرون‌ آمده‌ است‌. سعدبن‌ عبدالله‌ اشعری‌ (ص‌ 55-56) نیز بیانیه‌ را در زمرۀ گروههای‌ پیشگام‌ و پیشین‌ غلات‌ شمرده‌ است‌. 
بیان‌ به‌ گزارش‌ منابع‌ شیعی‌ (نوبختی‌، 25؛ سعد بن‌ عبدالله‌، 32-34)، نخست‌ تحت‌ تأثیر شخصی‌ به‌ نام‌ حمزة بن‌ عمارۀ بربری‌ قرار گرفت‌ كه‌ خود از غالیان‌ شیعی‌ و مورد طعن‌ و تكذیب‌ امامان‌ شیعه‌ بود و جامعۀ شیعیان‌ از وی‌ برائت‌ می‌جست‌. وی‌ كه‌ از پیروان‌ كربیه‌ و از اهالی‌ مدینه‌ بود، از ایشان‌ جدا شد و ادعای‌ الوهیت‌ محمد بن‌ حنفیه‌ و امامت‌ و پیامبری‌ خود را مطرح‌ ساخت‌ و به‌ اباحۀ محرمات‌ و ارتكاب‌ معاصی‌ و گسترش‌ اندیشه‌های‌ غلوآمیز پرداخت‌. بیان‌ بن‌ سمعان‌ كه‌ خود زمینه‌های‌ گرایش‌ به‌ غالیان‌ را داشت‌، سرشناس‌ ترین‌ فرد در حلقۀ پیروان‌ حمزة بن‌ عماره‌ بود و با توجه‌ به‌ اینكه‌ تاریخ‌ حركت‌ و مواضع‌ انشعابی‌ حمزه‌، در سالهای‌ پایانی‌ قرن‌ اول‌ و چندی‌ قبل‌ از وفات‌ ابوهاشم‌ تخمین‌ زده‌ می‌شود (نک‍ : قاضی‌، 206)، می‌توان‌ بیان‌ را سرآمد غلات‌ منشعب‌ از كیسانیه‌، و بیانیه‌ را از نخستین‌ فرقه‌های‌ غالیان‌ در كوفه‌ دانست‌ (نک‍ : شیبی‌، 134). 
گفته‌اند كه‌ بیان‌ به‌ الوهیت‌ علی‌(ع‌) باور داشت‌ و معتقد بود كه‌ جزئی‌ الاهی‌ در وی‌ حلول‌ كرد و با جسد او یكی‌ شد و آن‌ حضرت‌ به‌ یاری‌ آن‌ جزء الاهی‌ بود كه‌ از غیب‌ خبر می‌داد، یا بر كفار پیروز می‌شد و یا توانست‌ در خیبر را از جایش‌ بكند (شهرستانی‌، 1 /246؛ ذهبی‌، همانجا؛ ابن‌ حجر، 2 /69؛ صفدی‌، همانجا). بیان‌ معتقد بود كه‌ ممكن‌ است‌ امام‌ علی‌ (ع‌)، در برخی‌ زمانها ظاهر شود و منظور از آیۀ شریفۀ «هَلْ ینْظُرونَ اِلاّ اَنْ یاْتِیهُمُ اللّهُ فی‌ ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ» (بقره‌ /2 /210) علی‌ (ع‌) است‌ و اوست‌ كه‌ در سایۀ ابرها می‌آید و رعد صدای‌ او، و برق‌ تبسم‌ اوست‌ (شهرستانی‌، همانجا؛ كشی‌، 324-325). نیز در تأویل‌ آیۀ شریفۀ «هُوَالَّذی‌ فی‌ السَّماءِ اِلهٌ وَ فی‌ الأَرْضِ اِلهٌ» (زخرف‌ /43 /84) به‌ دوگانگی‌ الوهیت‌ در آسمان‌ و زمین‌ قائل‌ بوده‌ است‌ و اینكه‌ امامان‌، در واقع‌ الاه‌ زمین‌اند (كشی‌، 304، 324-325). به‌ نظر می‌رسد كه‌ در دو مورد اخیر، یعنی‌ تأویل‌ آیات‌ میان‌ باورهای‌ بیان‌ و برخی‌ از غالیان‌ پس‌ از وی‌، خلط شده‌ باشد، چرا كه‌ در گزارشهای‌ كشی‌، بیان‌ در طبقۀ اصحاب‌ و معاصران‌ امام‌ صادق‌(ع‌) جای‌ گرفته‌ است‌ كه‌ با سال‌ درگذشت‌ او (119ق‌) مطابقت‌ ندارد. همچنین‌ به‌ گزارش‌ برخی‌ منابع‌، بیانیه‌ به‌ معنایی‌ غیر از ظاهر لفظ برای‌ قرآن‌ قائل‌ نبوده‌، و منكر هر گونه‌ تأویل‌ بوده‌اند (نک‍ : ابوتمام‌، 67)، از این‌رو، نمی‌توان‌ تأویل‌ آیات‌ مذكور را به‌ بیان‌ منتسب‌ دانست‌. 
بنابر روایتی‌، بیان‌ به‌ الوهیت‌ امام‌ علی‌ (ع‌) و پس‌ از او امام‌ حسن‌ و امام‌ حسین‌(ع‌) و محمد بن‌ حنفیه‌ و سپس‌ ابوهاشم‌ معتقد بود و اینكه‌ روح‌ الاهی‌ به‌ شیوه‌ای‌ تناسخ‌ گونه‌ در پیامبران‌ و امامان‌ منتقل‌ گردیده‌، تا به‌ ابوهاشم‌، رسیده‌، و از ابوهاشم‌ به‌ وی‌ منتقل‌ شده‌ است‌ (بغدادی‌، همان‌، 40، 236-237؛ مقریزی‌، 2 /252؛ تبصرة، همانجا؛ سمعانی‌، 1 /427؛ اسفراینی‌، 124؛ ابن‌ اثیر، صفدی‌، همانجاها). بنابراین‌، بیانیه‌ از این‌ دیدگاه‌ در زمرۀ حلولیه‌ جای‌ می‌گیرند (سمعانی‌، 2 /249؛ بغدادی‌، همان‌، 255، 272) و از جهتی‌ جزء نخستین‌ فرق‌ اسلامی‌اند كه‌ باور به‌ تناسخ‌، به‌ شكلی‌ در بافت‌ اعتقادی‌ ایشان‌ جای‌ گرفته‌ است‌ (نک‍ : مقدسی‌، 5 /130؛ بغدادی‌، الملل‌، 117). همچنین‌ بیان‌ معتقد بود كه‌ اسم‌ اعظم‌ را می‌داند و به‌ واسطۀ آن‌، با ستارۀ زهره‌ سخن‌ می‌گوید (ابوتمام‌، 68؛ بغدادی‌، الفرق‌، 237؛ اشعری‌، همانجا؛ نشوان‌ حمیری‌، 161؛ ابن‌ تیمیه‌، 2 /502). ناگفته‌ پیداست‌ كه‌ بسیاری‌ از این‌ ادعاها و باورها كه‌ بیش‌ از همه‌ در میان‌ فرقه‌های‌ غالی‌ رواج‌ داشته‌، و متأثر از اندیشه‌های‌ گنوسی‌بازمانده ‌از دیرباز در منطقۀ بین‌النهرین‌ و عراق‌ بوده‌، دست‌مایه‌ای‌ برای‌ یافتن‌ پیروان‌ بیشتر بوده‌ است‌ (نک‍ : عبدالعال‌، 34). 
به‌ گزارش‌ بسیاری‌ از منابع‌، بیان‌ بن‌ سمعان‌ در امر توحید، در زمرۀ مشبهه‌ بوده‌، و می‌پنداشته‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ انسان‌ شباهت‌ دارد و همچون‌ او دارای‌ اعضا و جوارح‌ است‌ و به‌ استناد آیۀ «كُلُّ شَیْءٍ هالِكٌ اِلاّ وَجْهَهُ» (قصص‌ / 28 / 88)، تمامی‌ اعضای‌ او به‌ جز وجه‌، دستخوش‌ فناونیستی‌ خواهد شد (سعد بن‌ عبدالله‌، 37- 38؛ اشعری‌، همانجا؛ ابوتمام‌، 67؛ بغدادی‌، همان‌، 226، 227). همچنین‌ بیانیه‌ در معنای‌ آیۀ شریفۀ «كَتَبَ عَلی‌ نَفْسِه‌ِ الرَّحْمَةَ» (انعام‌ /6 /12) معتقد بودند كه‌ خداوند بر جمیع‌ اعضا و جوارح‌ خود كلمۀ «رحیم‌» را نوشته‌ است‌. 
برخی‌ دانشمندان‌ مسلمان‌ (نک‍ : بغدادی‌، همان‌، 225-226؛ فخرالدین‌، 63) غالیان‌ شیعه‌، به‌ویژه‌ بیان‌ بن‌ سمعان‌ را نخستین‌ معتقدان‌ به‌ تشبیه‌ و تجسیم‌ در اسلام‌ دانسته‌اند و برخی‌ در تبیین‌ علت‌ آن‌ گفته‌اند كه‌ اعتقاد به‌ الوهیت‌ انسان‌، زمینه‌ ساز پایین‌ آوردن‌ مقام‌ الاهی‌ و نزدیك‌ ساختن‌ آن‌ به‌ جایگاه‌ انسان‌، یعنی‌ تشبیه‌ و تجسیم‌ است‌ (شیبی‌، 134-135). هالم‌ بازتاب‌ اندیشه‌های‌ گنوسی‌ بیان‌ و باورهای‌ او در تشبیه‌ را در غلات‌ پس‌ از وی‌ همچون‌ مخمسه‌ و در برخی‌ متون‌ گنوسی‌ همچون‌ ام‌ الكتاب‌، بررسی‌ كرده‌ است‌ (ص‌ 62-64). 
گفتنی‌ است‌ ابوتمام‌ نویسندۀ اسماعیلی‌، نظریه‌ای‌ فقهی‌، دربارۀ وضو با استناد به‌ آیۀ شریفۀ «اِذا قُمْتُمْ اِلَی‌ الصَّلوٰةِ فَاغْسِلوا وُجوهَكُم‌» (مائده‌ /5 /6) به‌ بیانیه‌ نسبت‌ داده‌ است‌، بدین‌ شرح‌ كه‌ به‌ دلیل‌ ظاهر آیه‌، هر كس‌ به‌ نماز برخیزد، باید كه‌ وضو سازد، حتى اگر پیش‌ از آن‌ وضو داشته‌ باشد (ص‌ 68). 

مآخذ

ابن‌ اثیر، الكامل‌؛ ابن‌ تیمیه‌، احمد، منهاج‌ السنة النبویة، به‌ كوشش‌ محمد رشاد سالم‌، ریاض‌، 1406 ق‌ /1986 م‌؛ ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، لسان‌ المیزان‌، حیدرآباد دكن‌، 1329-1331 ق‌؛ ابن‌ حزم‌، علی‌، الفصل‌، به‌ كوشش‌ محمد ابراهیم‌ نصر و عبدالرحمان‌ عمیره‌، جده‌، 1402ق‌ /1982م‌؛ ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، عیون‌ الاخبار، به‌ كوشش‌ یوسف‌ علی‌ طویل‌، بیروت‌، 1977م‌؛ ابوتمام‌ خراسانی‌، باب‌ الشیطان‌ من‌ كتاب‌ الشجرة، به‌ كوشش‌ و. مادلونگ‌ و پ‌. واكر، لیدن‌، 1998م‌؛ ابوحاتم‌ رازی‌، احمد، بخشی‌ از «الزینة»، همراه‌ الغلو و الفرق‌ الغالیۀ عبدالله‌ سلوم‌ سامرایی‌، بغداد، 1392ق‌ /1972م‌، ج‌ 3؛ ابوحیان‌ توحیدی‌، الامتاع‌ و المؤانسة، به‌ كوشش‌ احمد امین‌ و احمد زین‌، قاهره‌، 1358 ق‌ / 1939م‌؛ ابوالفرج‌ اصفهانی‌، الاغانی‌، به‌ كوشش‌ صلاح‌ یوسف‌ خلیل‌، بیروت‌، 1390ق‌ /1970م‌؛ احمد بن‌ ابراهیم‌ بن‌ عیسى، توضیح‌ المقاصد و تصحیح‌ القواعد، به‌ كوشش‌ زهیر شاویش‌، بیروت‌، 1406ق‌؛ اسفراینی‌، شاهفور، التبصیر فی‌الدین‌، به‌ كوشش‌ كمال‌ یوسف‌ حوت‌، بیروت‌، 1403ق‌ /1983م‌؛ اشعری‌، علی‌، مقالات‌ الاسلامیین‌، به‌ كوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، 1405ق‌ /1985م‌؛ بغدادی‌، عبدالقاهر، الفرق‌ بین‌ الفرق‌، به‌ كوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، 1408ق‌ /1988م‌؛ همو، الملل‌ و النحل‌، به‌كوشش‌ البیرنصری‌ نادر، بیروت‌، 1970م‌؛ بلاذری‌، احمد، انساب‌الاشراف‌، به‌كوشش‌سهیل‌ زكار و ریاض‌ زركلی‌، بیروت‌، 1417 ق‌ /1996 م‌؛ تبصرة العوام‌، منسوب‌ به‌ مرتضی‌ بن‌ داعی‌ حسنی‌ رازی‌، به‌ كوشش‌ عباس‌ اقبال‌ آشتیانی‌، تهران‌، 1364ش‌؛ تستری‌، محمدتقی‌، قاموس‌ الرجال‌، قم‌، 1410ق‌؛ ذهبی‌، محمد، تاریخ‌ الاسلام‌ (حوادث‌ 101-120ق‌)، به‌ كوشش‌ عمر عبدالسلام‌ تدمری‌، بیروت‌، 1410ق‌ /1990م‌؛ سعدبن‌ عبدالله‌ اشعری‌، المقالات‌ و الفرق‌، به‌ كوشش‌ محمدجواد مشكور، تهران‌، 1361 ش‌؛ سمعانی‌، عبدالكریم‌، الانساب‌، به‌ كوشش‌ عبدالله‌ عمر بارودی‌، بیروت‌، 1408 ق‌ / 1988 م‌؛ شهرستانی‌، محمد، الملل‌ و النحل‌، به‌ كوشش‌ احمد فهمی‌ محمد، قاهره‌، 1368 ق‌ / 1948 م‌؛ شیبی‌، كامل‌ مصطفى‌، الصلة بین‌ التصوف‌ و التشیع‌، بیروت‌، 1402 ق‌ / 1982م‌؛ صفدی‌، خلیل‌، الوافی‌ بالوفیات‌، به‌ كوشش‌ ژاكلین‌ سوبله‌ و علی‌ عماره‌، ویسبادن‌، 1401 ق‌ /1981 م‌؛ طبری‌، تاریخ‌؛ عبدالعال‌، محمد جابر، حركات‌ الشیعة المتطرفین‌، قاهره‌، 1373 ق‌ /1954 م‌؛ العیون‌ و الحدائق‌، بغداد، مكتبة المثنى؛ فخرالدین‌ رازی‌، اعتقادات‌ فرق‌ المسلمین‌ و المشركین‌، به‌ كوشش‌ علی‌ سامی‌ نشار، قاهره‌، 1356ق‌ /1938م‌؛ قاضی‌، وداد، الكیسانیة فی‌ التاریخ‌ و الادب‌، بیروت‌، 1974م‌؛ قاضی‌ عبدالجبار، المغنی‌، به‌ كوشش‌ عبدالحلیم‌ محمود و دیگران‌، قاهره‌، 1385 ق‌ /1965 م‌؛ قاضی‌ نعمان‌، الارجوزة المختارة، به‌ كوشش‌ اسماعیل‌ قربان‌ حسین‌ پوناوالا، مونترآل‌، 1970 م‌؛ قرآن‌ كریم‌؛ كشی‌، محمد، معرفة الرجال‌، اختیار شیخ‌ طوسی‌، به‌ كوشش‌ حسن‌ مصطفوی‌، مشهد، 1348ش‌؛ مقدسی‌، مطهر، البدء و التاریخ‌، به‌ كوشش‌ كلمان‌ هوار، پاریس‌، 1916 م‌؛ مقریزی‌، احمد، الخطط، بولاق‌، 1312 ق‌؛ نشوان‌ حمیری‌، الحور العین‌، به‌ كوشش‌ كمال‌ مصطفى‌، قاهره‌، 1367 ق‌ / 1948 م‌؛ نوبختی‌، حسن‌، فرق‌ الشیعة، به‌ كوشش‌ هلموت‌ ریتر، استانبول‌، 1931 م‌؛ نیز: 

Halm, H., Die islamische Gnosis, Zurich, 1982; Madelung, W., Religious Schools and Sects in Medieval Islam, London, 1985; Watt, W. M., The Formative Period of Islamic Thought, Edinburgh, 1973.
مسعود حبیبی‌مظاهری‌

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: