صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / زبان شناسی / بختیاری /

فهرست مطالب

بختیاری


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 20 خرداد 1399 تاریخچه مقاله

بَخْتیاری، ازگروههای ایلی کوچنده و لُر زبان جنوب غرب ایران که اکنون بخش بزرگی از خانوارهای آن در نقاط ییلاقی و قضلاقی یکجانشین شده‌اند. براساس آمار 1377ش جمعیت کوچدۀ ایل 174‘183 نفر برابر با 492‘27 خانوار بوده است (سرشماری،...، 15).

نام و خاستگاه بختیاری

دربارۀ نام و خاستگاه بختیاریها چند نظر وجود دارد، ولی همۀ پژوهشگران و مورخان بختیاریها را لُر (ﻫ م) دانسته‌اند. براساس روایات افسانه‌ای، لرها (کُردان) را بازماندگان جوانانی تشکیل می‌دهند که به یاری جلاد ضحاک از چنگ او گریخته، به کوهستانهای زردکوه و کوه رنگ پناه بردند و خود را لز یعنی بیابانی خواندند (خواندمیر، 1/ 180؛ ظل‌السلطان، 239-240) و چون بخت با آنها یاری کرده، خود را «بخت‌یار» نامیدند (ﻧﻜ : ویلسن، 245). برخی براساس مشخصات جسمی و روحی و عادات، آنها را ایرانی‌تبار می‌دانند (سرداراسعد، 49-50؛ ﻧﻜ : میرزایی، 73).
هوسه معتقد است که بختیاریها از طایفۀ «اوکسین» هستند که اسکندر در 330ق‌م در خوزستان (ایذه) با آنها جنگیده است (ﻧﻜ : افضل‌الملک، 317؛ امان، 57). برخی تاریخ آنها را عقب‌تر برده، و گفته‌اند که چون کیخسرو می‌خواست بر «آستیاژ» پیشدادی شاه ماد، یعنی عراق عجم و آذربایجان بشورد، این طایفه را از فارس به ماد آورد و گویا بعد از فتح ماد آنها را در منطقۀ بالای اصفهان و خوزستان یورت و مسکن داد (افضل‌الملک، 317-318). طایفۀ «مارد»، از طایفۀ رشید و جنگجوی «سیت» یا «ساک» یا «تورانی» را نیز از اجداد بختیاریها دانسته‌اند. این طایفه در ساحل دریای خزر سکنێ داشته، و چادرنشین بوده‌اند، و در بعضی از مناطق دیگر ایران، از جمله در «آرمن» هم مسکن گزیده بوده‌اند (همانجا).
بعضی از مورخان از روی شباهت لفظی‌بختیاری با «باختری»، این طایفه را از اعقاب یونانیان می‌شمارند که در باختر (باکتریان) سلطنت داشته‌اند و شباهت تام‌قرص بختیاری با رقص ملی یونانیان را دلیلی بر این انتساب دانسته‌اند (ﻧﻜ : رشیدیاسمی، 8). بعضی معتقدند که باختر تاریخی همان جایی است که اقوام بختیاری از دیرباز در آن ساکنند و نام خود را از محل سکونت جغرافیایی خود، باختر به معنای غرب، گرفته‌اند (پژمان بختیاری، 147-148). بعضی نیز نسبت این ایل را به ملک آل‌بویه می‌رسانند و سر سلسلۀ آنها را عزالدولۀبختیاری (ﻣﻘ 367ق) می‌دانند، زیرا ه قبل از او نامی در کتابهای تاریخی از بختیاری به چشم نمی‌خورد. ممکن است در زمان ملوک آل‌بویه جماعتی از این ایل به منطقه‌ای که بختیاری نامیده می‌شود، آمده، و سکنێ گزیده، و به نام بختیاری معروف شده باشند (ﻧﻜ : اوژن‌بختیاری، 10؛ سردار اسعد، همانجا؛ کرزن، II/ 283، حاشیۀ 1).
تا اوایل سدۀ 9ق/ 15م نیز نامی از لر بختیاری در متون تاریخی و جغرافیایی دیده نمی‌شود. به اعتقاد فیلد (ص 47) چون نویسندگان کهن و حتێ یاقوت (د 626ق/ 1228م) نامی از بختیار نبرده‌اند، آنها به احتمال قوی بعدها و شاید در زمان تیموریان (د 808ق/ 1405م) در ایران پیدا شده‌اند. معین‌الدین نطنزی در 816ق/ 1413م از ظهور طوایف بختیاری چون آسترکی، کوتوند، راکی، جانکی و زلکی در زمان هزارسف (د 548ق/ 1153م) سخن می‌گوید (ص 40-41). و از این زمان به بعد نام بختیاری در متون می‌آید. بدلیسی (ص 76) و اسکندربیک (ص 908، 1068) هر دو سدۀ 11ق/ 17م از لرهای بختیاری سخن گفته‌اند.

قلمرو و سرزمین

قلمرو ایل بختیاری با وسعت تقریبی 500‘7 کمـ 2 در نایحه‌ای بین استانهای اصفهان و خوزستان واقع شده، و از شمال به لرستان، از مشرق به اصفهان و چهارمحال، از جنوب به قلمرو ایلات لُرزبان کهگیلویه و بویراحمد و ایل ترک‌زبان قشقایی، و ازغرب به دشت خوزستان محدود است (دیگار و کریمی، «سرزمین...»، 16-17). کوههای مرکزی جبال زاگرس که از شمال‌غربی به جنوب‌شرقی امتداد دارد، از میان «خاک‌بختیاری» می‌گذرد و آن را به دو بخش کوهستانی (در شرق) و جلگه‌ای (در غرب) تقسیم می‌کند. بخش کوهستانی آن «ییلاق»، و بخش جلگه‌ای آن «گرمسیر» (همان، 16) است و در نواحی مرکزی زاگرس چراگاههای ایل ایل قراردارد (امان، 38).

سازمان اجتماعی

سازمان اجتماعی ایل بختیاری و مقررات حاکم بر آن بنیاد سلسله مراتب و نظام منسجم دودمانی است. در زمان شاه‌طهماسب (ﺣﻜ 930-984ق/ 1524-1576م) و در زمان حکمرانی جهانگیرخان بختیاری، به سبب مالیات‌بندی بر مبنای واحد مادیان، این ایل به دو بخش هفت‌لَنگ و چهارلنگ تقسیم شد (بدلیسی، 74؛ اوژن بختیاری، 27؛ کریمی، «دامداری...»، 43). بخش هفت‌لنگ به چند «باب» تقسیم می‌شود، ولی چهارلنگ چنین تقسیماتی ندارد.

در رأس ایل، ایلخان قرار داشت که برقراری نظم و امنیت و برراری نظام تشکیلاتی و اداری سازگار با محیط جغرافیایی را عهده‌دار بود. از 1332ش عنوان ایلخانی با همۀ امتیازات آن ازسوی دولت لغو شد (دیگار و کریمی، «عملکرد...»، 185). پس از ایل، طایفه‌ها قراردارند که گذشته از اهمیت سیاسی، نمایندۀ معیارهای اجتماغی تشکیلات عشایرند. کوچ‌نشینان هر طایفه دارای چراگاههای تابستانی و زمستانی و مسیر کوچ مشترکی هستند (امان، 86) و در صورت بروز کشمکشهای سخت و استثنائی در ایل، طایفه‌ به منزلۀ یک گروه واحد عمل می‌ند (دیگار، 29). قبل از انقلاب اسلامی، سرپرستی هر طایفه را 4نفر از منتفذان همان طایفه، به انتخاب خانها، تحت عنوان «کلانتر» برعهده داشند. پس از حذف خانها در 1332ش، حکم کلانتری از طرف دولت صادر می‌شد. تا 1357ش کلانتران که سرپرستان طایفه‌ها بودند به جای دولت ایلخانان و خانها، ایل را اداره می‌کردند (دیگار و کریمی، همانجا). از این تاریخ به بعد قدرت کلانترها نیز از بین رفت.
هر طایفه ترکیبی است از تیره‌های مختلف. در مقولۀ سلسله مراتب، هر گروه که درایل شکل‌بندی به دیگری نزدیک‌تر است، همکاری مشترک و دامدرای توأم دارد. مسئولیت روابط عمومی هر تیره با کدخداست (امان، همانجا). تیره‌ها نیز به بخشهای دیگری به نام «تَش» تقسیم می‌شوند. بختیاریها به گروهی تش می‌گویند که از قوم واحد باشند و در کوچ با هم همراهی کنند. سرپرست‌تیش، ریش‌سفید یا شخص مسن مورد قبول همه است (همانجا). هر تش مرکب از چند «اولاد» است و سرپرستی آنها را فردی مسن به عهده دارد (همانجا؛ نیزﻧﻜ : دیگار، 24؛ نیز ﻧﻜ : نمودار). اولاد نام نیای گروه را برخود دارد، ولی از نظر نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دارای کارکردی نیست (دیگار، 29). هر اولاد به چندین خانوار تقسیم می‌شود که آن را «فامیل» می‌گویند. واژۀ فامیل از زمان رواج شناسنامه دادن در میان افراد عشایر ایران، در فرهنگ و زبان ایل راه یافته است. قبلاً هر فرد را با نام پدرش می‌شناختند. سرپرست هر خانوار مرد خانواده و یا به مفهومی دیگر رئیس خانوار است (کریمی، «نگاهی...»، 37؛ دیگار، 27؛ نیز ﻧﻜ : نمودار).

تقسیمات خانوار بیشتر از زمان صفویه رایج شده، و اغلب در شکل بندیهای مالیاتی کاربرد داشته است (امان، 82). اختلافات و منازعات و قتلها در درون این ساختار از طریق حکمیت و کدخدا منشی حل و فصل می‌شده است (دیگار، 30).
سازمان اجتماعی و سیاسی ایل، با زیرمجموعۀ آن در طول تاریخ به قوت خود باقی مانده، ولی در جایگاه هر یک از طایفه‌ها و تیظره‌ها و تشها و اولاد آنها از نظر سازمان اجتماعی و سیاسی، و هم از نظر موقعیت جغرافیایی در قلمرو خاک بختیاری، بارها تحت تأثیر عوامل گوناگون دستکاریهای فراوانی شده است (همو، 28).
روشن‌ترین و قابل‌لمس‌ترین سازمان اجتماعی در ایل «مال» است. مال معمولاً از ترکیب 2 تا12 سیاه چادر به وجود می‌آید که کوچک‌ترین واحد اجتماعی ـ اقتصادی ایل و یا یک واحد گله‌داری محسوب می‌شود. دامهای خانوارهای «مال» در یک گله جمع می‌شود و افراد این خانوارها علاوه بر مناسبات تعیین شده در امور دامداری، روابط دوستی نزدیک‌تری دارند و علقۀ خویشاوندی میان آنها هم مناسبات نزدیک‌تر و محکم‌تری به وجود می‌آورد. مال به نام سرمال آن شناخته می‌شود (کریمی، همانجا).

گروه‌بندی

در ایل بختیاری چند نوع گروه‌بندی وجود دارد که یکی از آنها گروه‌بندی قومی است. لرهای بختیاری در اکثریت مطلق هستند و اقلیتهای لر لک، عرب (عرب کَمَری) و ترک (ترکهای چهرازی) جذب آنها شده‌اند (همو، سفر...، 163). گروه‌بندی دیگر مبتنی بر اقتدار سیاسی و اجتماعی است. در هرم سلسله مراتب بختیرای، ایلخان در رأس هرم ایل، و سپس به ترتیب کلانتران و کدخدایان و ریش‌سفیدان قرار داشتند؛ کالبد اصلی هرم ایلی را هم تودۀ عظیم مردم ایلیاتی تشکیل می‌دادند (دیگار، 31؛ کریمی، همان، 275).
خانهای بختیاری همه از یک نسل، و دارای قدرت و ثروت فراوان، و از همه مهم‌تر دارای دستگاهی اداری شامل محافظان، سواران مسلح، منشیان، مستوفیان، کارگزاران و غیره بودند که مورد تأیید حکومتهای مرکزی بود (دیگار، 32). خانها به مردان قشر لر (مردم ایلیاتی ایل) دختر نمی‌دانند، ولی با دختران این قشر ازدواج می‌کردند. 
گروه‌بندی دیگر بر مبنای شعل است. لرهای کوچ‌نشین بر این اساس به دو گروه تقسیم می‌شوند: نخست، گروه اکثریت که فقط به شغل دامداری و در کنار آن به کارهای زراعی می‌پردازند؛ دوم، کوچ‌نشینانی که دامدار نیستند و اشتغالات دیگری دارند. اینها چند دسته‌اند:
 1. توشمالها (نوازندگان ایل)، که بختیاری هستند و همیشه با ایل کوچ می‌کنند و در مجالس شادی و عزای آنها ساز می‌نوازند. زنان توشمالی نقشی در نوازندگی ندارند. ازدواج در میان آنها درون‌گروهی است و لرهای بختیاری با آنها وصلت نمی‌کنند. جد این توشمالها کَرْناکِش بابااحمدبوده است و آنها خود را از طایفه بامدی (ﻧﻜ : ﻫ د، بابا احمدی) می‌دانند، ولی سرجمع طایفۀ هموله هستند (کریمی، همان، 273).

2. غربتها، یا غربتیها (کولیهای ایل)، که بختیاری نیستند و کارشان آهنگری، سبدبافی و جز آنهاست. بختیاریها به آنها دختر نمی‌دهند و از آنها دختر نمی‌گیرند. ازدواج آنها نیز درون‌گروهی است. همیشه با ایل کوچ می‌کنند و در حاشیۀ شهرکهای واقع در ییلاق و گرمسیر چادر می‌زنند و برای ایلیاتها ابزار و وسایل کار و اسباب خانه می‌سازند (همان، 57-58).
3. تخت‌کِشْها، که برای گیوه تَخت دست می‌کنند. آنها سرجمع طایفۀ بابادی هستند، ولی در همه‌جا پراکنده‌اند. ازدواج در این دسته نیز درون گروهی است (همان، 273).
4. کلاه مالها و نمدمالها، که لُر هستند، ولی با ایل کوچ نمی‌کنند (همو، «نگاهی»، 35-36).
 5. گروه عرب کَمَری، که دو زبانه‌اند (عربی و لری) و زنانشان جامۀ عربی، و مردانشان جامۀ بختیاری می‌پوشند. با اینکه عرب کمریها برای خود سازمان طایفگی مستقل دارند و به دو طایفۀ «عرب کنگریز» و «عرب علی‌بَک» تقسیم می‌شوند، ولی در درون سازمان اداری ایل بختیاری قرار می‌گیرند. خانواده‌های این دو طایفه در 3 بخش دورکی، بابادی و بهداروند قرار گرفته‌اند و از کلانتران این طوایف فرمان می‌برند. مناسبات میان عرب کمری و بختیاری بین دو تعریف «تابعیت» و «اتحاد» در نوسان است. عربهای کمری تحت‌الحمایۀ بختیاریها هستند و از آنها متابعت می‌کنند و با آنها پیوند سببی نیز برقرار کرده‌اند، ازاین‌رو، مظاهر اتحاد نیز درمیان آنها مشهود است (دیگار و کریمی، «بررسی...»، 119). طایفۀ عرب کمری چهار لنگها در اطراف ایذه می‌نشینند (کریمی، سفر، 163).
6. سادات. هر طایفه‌ای از بختیاری تیره‌ای به نام سادات دارد. سادات شاهِ خراسان در طایفۀ بابادی، سادات شاهزاده عبدالله طایفۀ محمودصالح چهارلنگ میانکوه، سادات بووِیْر در هفت لنگ میانکوه، سادات سلطان ابراهیم چهارلنگ در میانکوه نزدیک ایذه، سادات سید احمد کبیر در هفت لنگ میانکوه نزدیک ایذه، و سادات سیدعیسێ (سعید) در چهارلنگ فریدن و بُربُرود. سادات گله‌دار و زارعند و مورد احترام ایل قرار دارند (همانجا).
 

صفحه 1 از3

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: