صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / فلسفه / تبریزی، ملارجبعلی /

فهرست مطالب

تبریزی، ملارجبعلی


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 15 مهر 1398 تاریخچه مقاله

تَبْریزی، ملّا رجبعلی (د 1080ق / 1669م)، حکیم مشائی حوزۀ فلسفی اصفهان. او در تبریز به دنیا آمد. اهل سفر بود و مدتی در بغداد به ریاضت و سلوک اشتغال داشت؛ سپس به اصفهان هجرت کرد و به تحصیل حکمت پرداخت (شاملو، 2 / 47). از استادان او میرفندرسکی (د 1050ق / 1640م) است که تبریزی در گرایش به حکمت مشائی ابن‌سینا از او متأثر بوده است. برخی احتمال داده‌اند که میرداماد (د 1041ق / 1631م) نیز از استادان او بوده باشد (نک‍ : همایی، 19؛ آشتیانی، مقدمه بر الشواهد...، 88). 
تبریزی با احاطه‌ای که بر آثار و افکار ابن‌سینا داشت (قزوینی، 150)، در مدرسۀ شیخ لطف‌الله اصفهان به تدریس حکمت پرداخت (نصرآبادی، 1 / 223؛ شاملو، 2 / 48). شاگردان مشهور او اینان‌اند: 1. محمد رفیع زاهدی، معروف به پیرزاده، از نزدیک‌ترین شاگردان تبریزی که نزد او کلام نیز خوانده است. وی نوشته‌های تبریزی را در دورانی که به سبب ضعف جسمانی قادر به نوشتن نبود، زیر نظر او تحریر کرد (آشتیانی، منتخباتی...، 2 / 449، 450؛ کربن، 74-75؛ نیز نک‍ ‍: بخش آثار در همین مقاله). 2. قاضی سعید قمی (د 1107ق / 1695م). وی به‌رغم اینکه فقط در حکمت مشاء شاگرد تبریزی بوده، اما به شدت تحت تأثیر اوست (افندی، 2 / 284؛ خوانساری، 4 / 10-11؛ آشتیانی، مقدمه بر الشواهد، 101) و در نوشته‌های خود آراء او را نقل کرده است (نک‍ ‍: قاضی سعید، 298- 299، 471). 3. امیر قوام‌الدین محمد رازی اصفهانی، که با تداوم بخشیدن به طریق تفکر تبریزی، نمایندۀ سنت فکری اوست (همایی، 18؛ نیز نک‍ : کربن، همانجا، که افکار او را یادآور دونس اسکوتس، فیلسوف متأله قرون وسطى دانسته است). 4. ملاعباس مولوی (زنده در 1101ق)، که در اصول الفواید خود به افکار تبریزی پرداخته است (آشتیانی، منتخباتی، 2 / 449؛ مشکوٰة، 35). 5. ملافریدون شیرازی، که مدفن وی در جوار قبر تبریزی است (نصرآبادی، 1 / 283). 6. محمدبن عبدالفتاح تنکابنی، معروف به سراب و ملامحمد تنکابنی (صفا، 5(1) / 341).
از دیگر شاگردان مشهور تبریزی، علی قلی بن قرچغای خان، محمدحسین قمی، ملاحسن لُنبانی، ملامحمد شفیع اصفهانی، میرمحمدیوسف طالقانی، لطفعلی بیگ، میرزا عبدالله و سیدمحمد توفیقی را نیز نام برده‌اند (برای اطلاع بیشتر، نک‍ : افندی، 2 / 283-284؛ نصرآبادی، 1 / 45، 270، 2 / 796؛ همایی، کربن، همانجاها؛ آشتیانی، مقدمه بر الشواهد، 92). 
تبریزی به حسب مقام علمی‌اش نزد شاهان صفوی و درباریان مورد تکریم بود، چنان‌که، شاه عباس دوم (سل‍‍ 1052-1077ق) خانه‌ای در حومۀ اصفهان به او اهدا کرد و پسرش، شاه سلیمان اول نیز به مصاحبت او اشتیاق نشان می‌داد (نک‍ ‍: نصرآبادی، 1 / 223؛ شاملو، 2 / 48؛ قزوینی، 151-152؛ افندی، 2 / 283). 
حوزۀ درسی تبریزی تا اواخر عمر که به سبب ضعف و بیماری، تدریس را ترک گفت، در اصفهان برقرار بود. مدفن او در مقبرۀ بابا رکن‌الدین شیرازی در تخت پولاد اصفهان واقع شده است (نصرآبادی، 1 / 223، 283). 

آثـار

آثار تبریزی که برخی از آنها تقریر دروس اوست (نک‍ ‍: آشتیانی، منتخباتی، 1 / 261)، عبارت‌اند از: 1. الاصل الاصیل (یا الاصول الآصفیة)، به عربی در فلسفه (قزوینی، 152؛ آقابزرگ، 2 / 176-177؛ آشتیانی، همان، 1 / 219)، که آشتیانی گزیده‌ای از آن را به چاپ رسانده است (نک‍ ‍‍: همان، 1 / 244-270). 2. رسالۀ اثبات واجب، به فارسی در فلسفه و در موضوع اشتراک لفظی وجود، که با دو عنوان اشتراک الوجود و وجودالباری نیز معرفی شده است (آقابزرگ، 11 / 78- 79، 25 / 37). این اثر به کوشش عبدالله نورانی در مجلۀ نامۀ آستان قدس (مشهد، 1344ش، شم‍ 1)، و نیز به کوشش جلال‌الدین آشتیانی در منتخباتی از آثار حکمای الاهی ایران (1 / 220-243) چاپ شده است. آقا جمال خوانساری (ص 275-280) و میرزا محمد مشهدی (نک‍ : آقابزرگ، 25 / 40) و در میان متأخران، آشتیانی (نک‍ : همان، 1 / 221، 222، 231، مقدمه بر الشواهد، 91-92) این رساله را نقد کرده، یا بر آن ردیه نوشته‌اند. 3. کتاب فی الحکمة، به فارسی که قاضی سعید قمی آن را با عنوان البرهان القاطع و النور الساطع به عربی ترجمه کرده، و آن را رسالۀ نهم از مجموعۀ الاربعینیات خود قرار داده است (برای اطلاع بیشتر، نک‍ : مشکوٰة، 29؛ آقابزرگ، 1 / 436، 7 / 54-55). 4. المعارف الالٰهیة (تهران، 1354ش)، که تقریرات محمدرفیع پیرزاده از درسهای اوست و عنوان آن را هم خود او پیشنهاد کرده است. بخشی از این اثر را آشتیانی انتشار داده است (نک‍ : منتخباتی، 2 / 451 بب‍ ؛ نیز آقابزرگ، 21 / 190-191). 5. ]رساله در معاد[ که قزوینی (ص 151) محتوای آن را منطبق بر معارف شریعت دانسته است. کحاله این نوشته را با الاصل الاصیل یکی پنداشته است (4 / 153)، اما به نظر نورانی این رساله همان اثبات واجب است، زیرا تبریزی عنوان «اثبات واجب» را برآن ننهاده، و از آغاز تألیف، بدون نام بوده است (ص 47). 6. تفسیر آیةالکرسی (آقابزرگ، 23 / 169). 
تبریزی شعر نیز می‌سرود و تخلص «واحد» داشت. چند رباعی از او در منابع نقل شده است (واله، 950؛ نصرآبادی، 1 / 223-224؛ هدایت، 400؛ آقابزرگ، 9 / 1247؛ صفا، 5(1) / 342). 
آراء : رأی مشهور تبریزی، عقیدۀ او به اشتراک لفظی وجود است، به این معنا که واجب الوجود و ممکنات در اطلاق لفظ «وجود» بر آنها اشتراک لفظی دارند (تبریزی، «اثبات...»، 221-227، «الاصول...»، 257- 259). او قائل به اصالت ماهیت بوده، و ترکیب وجود و ماهیت را انضمامی می‌دانسته است. تبریزی حرکت در جوهر و وجود ذهنی و عینیت ذات و صفات خداوند را انکار کرده است (نک‍ ‍: «اثبات»، 231، 235-243، «الاصول»، 254-255، 262-266). وی در فقه از قائلان به وجوب تخییری نماز جمعه است (جعفریان، 171).
تبریزی را از فیلسوفان بزرگ قرن 11ق / 17م و نیز متکلم و فقیهی به‌شمار آورده‌اند که بیش از معاصران خود در فلسفه ژرف‌اندیشی کرده، و سخت متأثر از معتزله بوده است. طریق تفکر او با سنت اشراقی پیش از وی متفاوت بوده است، و نیز مخالف ملاصدرا در مبحث اصالت و اشتراک معنوی وجود به‌شمار می‌رود. اندیشه‌های او حوزۀ مستقلی را تشکیل داد که می‌توان از آن با عنوان «جریان» یا «مکتب» رجبعلی تبریزی یاد کرد (نک‍ : همایی، همانجا؛ آشتیانی، مقدمه بر شرح...، 64، منتخباتی، 1 / 231؛ کربن، همانجا؛ ابراهیمی دینانی، 3 / 82). به نظر آشتیانی (مقدمه بر الشواهد، 91، منتخباتی، 1 / 220)، مشرب فلسفی تبریزی مشائی است. سخنانی که وی در بحث اشتراک لفظی وجود، از اثولوجیا و از صدرالدین قونیوی (د 673ق / 1274م) و شیخ محمود شبستری (د 730ق / 1330م) نقل کرده (نک‍ : «اثبات»، نیز «الاصول»، جم‍‌)، ناظر به آراء آنها نبوده است، زیرا آنان از قائلان به اشتراک معنوی وجودند. 
تبریزی را برخی متمایل به اصالت تسمیه دانسته‌اند (نصر، 365)، اما به نظر آشتیانی (همان، 1 / 249، 2 / 467- 469) سخن او در سنخیت میان علت و معلول، تصریح بر اصالت وجود می‌کند. کربن (همانجا) اندیشۀ او را نزدیک به آراء مکتب شیخیه و حکمت اسماعیلیه و نیز پِرُکلُس (ه‍ م)، فیلسوف نوافلاطونی دانسته است. ابراهیمی دینانی (3 / 442) برخلاف نظر کربن می‌گوید که معارف «مکتب تفکیک» در عهد اخیر و جریان اندیشۀ تبریزی و شاگردان او، خصوصاً قاضی سعید قمی، مشابهتهای انکارناپذیری با یکدیگر دارند.

مآخذ

آشتیانی، جلال‌الدین، مقدمه بر شرح رسالۀ المشاعر لاهیجی، مشهد، 1342ش ؛ همـو، مقدمه بر الشواهد الربوبیۀ صدرالدین شیرازی، مشهـد، 1346ش؛ همو،منتخباتی از آثار‌حکمای‌ الاهی ایران،تهران، 1351-1354ش؛آقابزرگ،الذریعة؛ آقا جمال خوانساری، محمد، رسائل، به کوشش علی‌اکبر زمانی‌نژاد، قم، 1378ش؛ ابراهیمی دینانی، غلامحسین، ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام، تهران، 1377-1379ش؛ افندی، عبدالله، ریاض العلماء، به کوشش احمد حسینی، قم، 1401ق؛ تبریزی، ملارجبعلی، «اثبات واجب»، «الاصول الآصفیة»، منتخباتی از آثار حکمای الاهی ایران (نک‍ : هم‍ ، آشتیانی)؛ جعفریان، رسول، دین و سیاست در دورۀ صفویه، قم، 1370ش؛ خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، قم، 1411ق / 1991م؛ شاملو، ولی‌قلی، قصص الخاقانی، به کوشش حسن سادات ناصری، تهران، 1374ش؛ صفا، ذبیح‌الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، 1382ش؛ قاضی سعید قمی، شرح الاربعین، به کوشش نجفقلی حبیبی، تهران، 1379ش؛ قزوینی، عبدالنبی، تتمیم امل الآمل، به کوشش احمد حسینی، قم، 1407ق؛ کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، 1377ق؛ مشکوٰة، محمد، مقدمه بر کلید بهشت قاضی سعید قمی، تهران، 1362ش؛ نصر، حسین، سنت عقلانی اسلامی در ایران، ترجمۀ سعید دهقانی، تهران، 1383ش؛ نصرآبادی، محمدطاهر، تذکره، به کوشش محسن ناجی نصرآبادی، تهران، 1378ش؛ نورانی، عبدالله، مقدمه بر «اثبات واجب»، نامۀ آستان قدس، 1344ش، س 6، شم‍ 1؛ واله داغستانی، علیقلی، ریاض الشعراء، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی ملک، شم‍ 4304؛ هدایت، رضاقلی، ریاض العارفین، به کوشش مهرعلی گرکانی، تهران، 1344ش؛ همایی، جلال‌الدین، مقدمه بر شرح رسالۀ المشاعر لاهیجی، مشهد، 1342ش؛ نیز:

Corbin, H., Iranienne et philosophie comparée, Tehran, 1977. 
حسن سیدعرب
 

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: